ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





User Tag List

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 26 , از مجموع 26
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Tehran- Iran
    نوشته ها
    4,788
    11,318
    Mentioned
    21 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)

    گزارش رکاب زنی 18-1-94 - روز نحس علی Amex - گروه نومرز

    سلام بچه ها
    خوب هستید
    آقا من بعد از مدت ها تقریبا 6 ماه تازه اواخر عید پابه رکاب شدم هر روز هم توفیق بود با یکی از دوستان راهی برنامه بشیم
    به خاطر مشکل تنفسی که گه گاه به ما گیر می ده و اینکه خیلی وقت بود پا به رکاب نشده بودم خیلی تو برنامه ها فشار نمی آرم و فعلا تفریحی رکاب می زنیم ..... اون روز هم علی آقا فرمودند که ساعت 3.5 درب منزل ما هستن من هم که تا ساعت 1.5 مدرسه بودم خودم به سرعت به منزل رسوندم و بعد از یه ته بندی کوچیک و بدون صرف ناهار مشغول شستن دوچرخه شدم آخه روز قبلش که با اون یکی علی @auas رفته بودیم یه مقدار سیستم دنده بد کار می کرد و ترمز عقب هم مرخص شده بود .
    بعد از شست و شو و آچار کشی و تنظیم و تعمیر و تنظیف ترمز فقط وقت برای پر کردن قمقمه بود و لباس پوشیدن . علی آقا هم رسیدن و سر ساعت ( برعکس همیشه که من لفتش می دم ) راه افتادیم

    حرکت کردیم و یه نفس تا کنار ریل قطار انتهای محله مسکن ادامه دادیم
    یه قسمتی هست که باید از زیر ریل راه آهن از داخل یه تونل 5-6 متری رد بشی و اگرنه باید پیاده بشی و از بالا و روی ریل رد بشی ........... وقتی بارندگی می شه زیر ریل و داخل تونل پر از آب هست ........... نزدیک تونل که بودیم علی گفت از بالا برو ... من گفتم نهههههههههههههههه بابا از داخل تونل می ریم
    هر دوتایی زدیم رفتیم داخل تونل ...... ولی چشمتون روز بد نبینه آب ظاهر قضیه بود ...... آقا چنان گل چسب ناکی داخل تونل زیر آب بود که به زحمت می شد از توش رکاب زد و رفت از تونل که درآمدیم تمام هیکل دوچرخه + خودمون با گل شد یکی و تا کیلومتر ها اونطرف تر هنوز گل می پاشید ازمون
    حالا چیز جالب این وسط این بود که علی آقا می گفت : لعنتی تازه دوچرخه شسته بودم و تا کیلومتر ها با پاشش گل ایشون هم غرغر می کردن ...!!!!

    توجه 2 تا عکس زیر آرشیوی هستن
    عکس اول مربوط به مسیر بالا روی ریل قطار
    عکس دوم مربوط به تونل زیر گذر ریل قطار


    خوب بعد از کلی گل پاشی که هنوز هم ادامه داشت وارد جاده روستای نظم آباد شدیم و از کنار گذر روستا عبور کردیم و بدونه معطلی از مسیر پدافند ادامه دادیم به بالا
    قبلا این مسیر من در عرض 40 دقیقه از استارت تا بالاترین قسمت می رفتم ولی الان واقعا افت کردم و خیلی روحیمون به هم ریخت وقت بازنشستگیمونه فک کنم
    بدون ایستادن ولی نفس نفس زنان ادامه دادیم و به بالا رسیدیم در بالا ترین نقطه با صحنه ای مواجه شدیم که کلا از فکر بازنشستگی آمدیم بیرون ............................ یه نفر با دوچرخه 28 قدیمی (فونیکس ) اون بالا بود !!!!!!!!!

    یا خود خدا این دیگه چی می گه اینجا !!!!!!

    طرف می گفت تا ابتدای مسیر پدافند با دوچرخه میاد و مابقی میگیره به دست و میاد بالا .......... یعنی روحیه اش عالی بود با دوچرخه و صاحبش که بسیار فنی بود عکس های فنی وار انداختیم و مسیر ادامه دادیم به سمت شنگه زار






    ابتدای شنگه زار هم که اول سرپایینی ها حساب می شه کنار یه چشمه ایستادیم تا اب پر کنیم .... همانا آب لوله کشی باعث مرض است و آب گوارای کوهستان خیلی هم خوبه
    به یه نکته پی بردم
    به اینکه هر سال داره از تعداد درخت های دره گردو بسیار بسیار سریع کم می شه
    با دوستی که اونجا بود کمی گپ زدیم و قرار شد اونجا چند تا درخت بکاریم تا شاید دین خودمون به اون دره و اون طبیعت که همیشه از حضور در اونجا لذت بردیم ادا کرده باشیم
    واقعا بچه ها این تغییرات زیست محیطی جدی بگیرید و توی برنامه هایی که توش شرکت می کنید بیشتر بهش حساسیت نشون بدید

    مجدد راه افتادیم و به سمت پایین حرکت کردیم مسیر همش سرپایینی و سنگ لاخ هست ( راکی گاردن ) و فنی باید خیلی حواست جمع کنی که دستت خطا نره وگرنه نابود می شی
    هنوز چیزی پایین نرفته بودیم که دیدم صدای داد و فریاد علی میاد ...... وقتی برگشتم نگاهش کردم دیدم سرپا وایساده ولی انگار دوچرخه اش داغون شده آخه یه جوری داد زد و یه جوری بعدش داشت نگاه میکرد به دوچرخه اش که فک کردم چی شده
    رفتم کنارش دیدم لاستیک عقب ترکیده .......... توجه بنومایید لاستیک عقبببببببببببببب ترکیده
    از طرفی علی می خواست بره پادگان و از اونجایی که روزای اخر خدمتش هم هست اصلا دوست نداره دیر برسه تا بهونه دست کسی نده
    بهش گفتم علی بیا دوچرخه من بگیر و برو خودتو برسون به پادگان علی هم بی معطلی قبول کرد و با دوچرخه من بعد از کمی تعارف کردن به راه افتاد و رفت
    حالا من بودم یه لاستیک عقببببببببببب ترکیده و یه مسیر طولانی که باید پیاده بر می گشتم و موبایل هم آنتن نداشت

    بلاخره آبی نوشیدم و به راه افتادم ...... امدم و امدم و امدم تا رسیدم به آخرین پیچ دره گردو که موبایل آنتن می داد تقریبا یک ساعت شد فک کنم شایدم بیشتر
    دیدم چندین تا پیامک رسید برام گفتم ولش کن بزار برسم به شهر بعد نگاشون می کنم
    بعدش علی زنگ زد
    من اولش با خودم گفتم احتمالا رسیده پادگان و زنگ زده ببینه من رسیدم شهر یا مثلا می خواد کسی بفرسته دنبال من که دوچرخه ببره خونشون از این حرفا
    آقا من دفه اول جواب ندادم
    دفه دوم زنگ زد برداشتم گفتم سلام
    - علی: کجایی وحید ( با یه صدای خسته و داغون )
    گفتم جلو خونه مصفطی گردویی ( اولیل دره گردو یه چند تا منزل مسکونی از قدیم هست به این نام معروفن )
    -علی : زودتر خودتو برسون به حوض { آب }اول گردو
    گفتم : چرا ؟
    -علی : خوردم زمین نمی تونم دست و پام تکون بدم دوچرخه هم داغون شده !!!!!!!!
    گفتم دارم میام

    باز تو راه با خودم گفتم داره مسخره بازی در می آره اونجایی که این میگه که مسیر کفیه چه طوری خورده زمین که داغون شده ؟

    خلاصه راه ادامه دادم و چند دقیه بعد رسیدم به علی
    اول از دور که دیدمش متوجه شدم که بد جور خورده زمین و داره درد می کشه و چند تا کوهنورد هم دور و برشن ...... رسیدم دیدم درب و داغون شده دست راستش ، زانوی راستش و دنده های سمت راستش خونی و متورم و کبود شدن . لباس ها هم همشون پاره شده
    گفتم زنگ زدی به اورژانس؟
    گفت نه زنگ زدم به احسان با یه وانت بیاد دوچرخه هارو ببریم خونه شما منم از اون طرف ببرن درمانگاه












    رفتم سراغ دوچرخه دیدم شانژمان که شکسته
    لاستیک عقب که جر خورده ..... یعنی چیییییییییییییییییییییییی یییییییییییییییییییی دومین لاستیک عقب هم علی آقا ترکوندن
    پیشونی دوچرخه که یه خط عمیق برداشته و شاید هم ترک برداشته
    سمت راست دوچرخه هم رنگ چند جاش داغون شه
    طوقه جلو و عقب هم یه تاب مشتی افتاده
    و از همه جالب تر طبق هم تاب برداشته !!!!!!!!!!!!!!!!!





    گفتم علی اینجا که کفیه چه طوری اینطوری شدی ؟
    گفت زنجیر ندیدم
    یکی نیست بهش بگه علی آقا حواست جمع کن
    زنجیر به اون گردن کلفتی مگه می شه ندیده باشی شوما
    حواست جای دیگه بوده

    همین طور منتظر احسان بودیم تا بیاد
    حالا تا قبل از اینکه احسان برسه بزارید معرفیش کنم
    احسان از دوستان سنگ نورد ماست و از دوستان مشترک من و علی هر وقت به مشکل می خوره این علی آقا با احسان تماس میگیره که در نقش نیروهای امدادی در صحنه حاضر بشه و از خصوصیات بارز ایشون اینه که بسیار علاقه شدیدی به دوختن پارگی های آدم ها داره یه چند سالی ظاهرا توی امداد جاده ای و کوهستان به دوختن ملت حادثه دیده مشغول بودن
    اجرکم عند الله




    خلاصه آقا احسان رسید ولی وانت پیدا نکرده بود ولی با تجهیزات کامل اتاق عمل صحرایی آمده بودن ایشون
    همین که پیاده شد و سلام و احوال پرسی کردیم و از شرایط علی بازدید کرد متوجه شدیم که چییییییییییییییی
    لاستیک عقب ماشین آقا احسان هم بعلههههههههههههههههههههه پنجر شد
    تا اینجا شد 3تا پنچریییییییییییییی لاستیک عقب

    یعنی مدیونید فک کنید اون روز نحس نبوده هااااااااااا اصلا اصلا علی آقا اونروز رو دور شانس و خوش شانسی بود و روز هم روز بسیار نیکو و خو بی بود

    احسان مشغول دوخت و دوز علی آقا شد و همه ملت هم جمع شده بودن ببین ما داریم وسط کوه چه کار می کنیم که این علی داره انقدر ناله و داد و بیداد می کنه



    در ادامه 2تا فیلم از مراحل دوخته شدن علی آقا می بینید که یکیش شدیدا به فیلم 127 ساعت اشاره داره
    آقا چاقو یا قیچی چینی با خودتون نبرید کوه این چند بار تجربه شده ؟؟؟؟؟؟
    در ضمن کسانی که قلبشون ضعیفه ویدئو زیر رو نبینن







    و با آقا فرزاد تماس گرفتیم که ایشون هم در مواقع حادثه دیدن علی آقا جز نیروهای امداد نجات شخصی علی هستن و با ماشین های خوف الود ناک در اولین فرصت به صحنه های حوادث علی آقا می شتابن
    تا آقا فرزاد برسن کار دوخت و دوز احسان تموم شد و مشغول تعویض لاستیک ماشین احسان شدیم

    آقا فرزاد هم رسید و دورخه ها رو بار زدیم پشت ماشین ایشون و احسان هم علی رو برداشت که بریم به سمت منزل ما

    رسیدیم درب منزل ما و آقا فرزاد و احسان که واقعا زحمتشون دادیم تشریف بردن و علی که حالا دوخته شده بود ( زخم هاش ) اومد تو سوئیت من یه دوش گرفت و از اون حالت خونی آلود و خاکی و پاره پوره درآمد یه نیمرو هم با هم زدیم و احسان دوباره برگشت که علی ببریم بیمارستان برای مطمئن شدن از اینکه شکستگی نداره

    علی چون سربازه باید می بردیمش بیمارستان یگان خدمنی خودش
    رفتیم اونجا
    کلی ترافیک و .... رد کردیم وقتی رفتیم تو طرف گفت آقا دکترها رفتن الان دکتر نداریم ..........!!!!!!!!!!!!!!!
    یعنی چی ؟ دکتر ندارید ؟ پس بیمارستان الان داره چه کار می کنه ؟ شما که بستری هم ندارید اینجا پس الان چرا در اون خراب شده اتون بازه پس ؟
    خلاصه امیدم بیرون رفتیم اورژانس بیمارستان ولیعصر
    از شانس یه تصادف هم اطراف اراک رخ داده بود قبل از اینکه ما برسیم 3 تا امبولانس مجروح اورده بودن اونجا
    شلوغ شلوغ بود هااااااااا
    خلاصه رفتیم عکس گرفتیم و ....

    تا رفتیم پیش دکتر
    دکتر هم جووون با حالی بود ، پرسید چی شده ؟ ما هم ماجرا براش تعریف کردیم
    دکتر یه نگاهی به عکس های دست و پای علی انداخت و گفت ایشون دست و پاش چیزی نیست ولی یحتمل چشم هاش کوره و دست فرمونشم در حد راه رفتن گوزن داکوتای شمالی
    به من چه دکتره گفت

    خلاصه علی بردیم خونشون و ماجرا تموم شد
    فقط چند تا نکته
    علی آقا ظاهرا آب و هوای بهار بهش نمی سازه هر سال همین موقع ها یه طوری می خوره زمین که دیگه از جاش بلند نشه و یه راس بر بیمارستان
    رجوع کنید به پست زیر
    [Only registered and activated users can see links. ]

    دوم اینکه من قصد کرده بودم یه بیست روز برم سواری کنم تا حال و هوام عوض بشه یه مقدار شبیه آدمی زاد بشیم ولی دوچرخه پوکید رفت پی کارش کسی دماوند دسته 2 سراغ نداره ؟


  2. #2
    تاریخ عضویت
    2011/08/10
    محل سکونت
    ایران-Qaz-Teh-Gon
    نوشته ها
    2,320
    5,624
    Mentioned
    16 Post(s)
    Tagged
    117 Thread(s)
    مهندس فکر کنم فنی ترین فرد گزارش همون فونیکیسیه بوده
    بعد یه سوال فنی: اون چاقو همه کاره هه جنسش بده؟من لنگشو دعرم بهم هدیه دادن ولی از وزن و ظاهرش بنظر میاد چاقوی فنی ای باشه!
    اشاره ات به فیلم ۱۲۷ ربطی به این چاقو هم داشت یا نه؟!

    مرسی


    وقتی آنچه داریم می بخشیم، آنچه نیازمند آنیم دریافت خواهیم کرد. (لاوس)


    اعتماد کنید، اما ساده و زودباور نباشید
    عشق بورزید، اما نگذارید با قلبتان بدرفتاری شود
    بخشش کنید، اما نگذارید از شما سوء استفاده شود
    حرف دیگران را بشنوید، اما صدای خودتان را از دست ندهید

    از [Only registered and activated users can see links. ] دیدن کنید.

    [Only registered and activated users can see links. ][Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Tehran- Iran
    نوشته ها
    4,788
    11,318
    Mentioned
    21 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Biker نمایش پست ها
    مهندس فکر کنم فنی ترین فرد گزارش همون فونیکیسیه بوده
    بعد یه سوال فنی: اون چاقو همه کاره هه جنسش بده؟من لنگشو دعرم بهم هدیه دادن ولی از وزن و ظاهرش بنظر میاد چاقوی فنی ای باشه!
    اشاره ات به فیلم ۱۲۷ ربطی به این چاقو هم داشت یا نه؟!

    مرسی
    دقیقا همین طوره
    شما فیلم ببین متوجه می شی چرا
    بدبخت علی داشت از درد می مرد ولی قیچی چینی نمی تونست اون پوست و گوشت له شده اضافی ببره

  4. #4
    تاریخ عضویت
    2013/04/12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,122
    1,227
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    29 Thread(s)
    من میخواستم بیام اراک !!حیف شد اقا وحید
    یه عکس از پیشونی دوچرخه بزارید ببینیم چی شده!؟؟
    واسه ما هم واقعا نحس بود
    خدایا چرخ خوب هم که رسوندی یه دوشاخ مانیتو هم برسون!![Only registered and activated users can see links. ]
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2011/07/21
    محل سکونت
    اراک(توی خطوط اینترنت)
    نوشته ها
    609
    2,030
    Mentioned
    19 Post(s)
    Tagged
    159 Thread(s)
    فکر نمیکردم قضیه اینقدر جدی باشه
    خداییش خیلی علی رو دوست داشتی دوچرخت رو دادی بهش اگه بهم زنگ میزدی حتما خودمو میرسوندم برای کمک
    این عکس خداست



    شورت پاره علیدادی منو یاد اصفهان میندازه


  6. #6
    تاریخ عضویت
    2014/03/05
    محل سکونت
    رو دوچرخه
    نوشته ها
    831
    2,583
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    77 Thread(s)
    خدارو شکر بخیر گذشت علی مواظب باش دیگه یه لحظه غفلت باعث میشه چند هفته از کارو زندگی بیوفتی دم وحیدم گرم بابت کمکایی که کرد

    مرگ انسان فقط جدا شدن روح از بدن نیست
    مرگ زمانی اتفاق می افته که دیگه
    خرید لباس نو ،
    روز تولدت ، سال نو ،از همه مهم تر زندگیت!!!
    مهم نباشه.

  7. #7
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Tehran- Iran
    نوشته ها
    4,788
    11,318
    Mentioned
    21 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط ali tech نمایش پست ها
    من میخواستم بیام اراک !!حیف شد اقا وحید
    یه عکس از پیشونی دوچرخه بزارید ببینیم چی شده!؟؟
    واسه ما هم واقعا نحس بود
    شما تشریف بیاورید
    دوچرخه علی آقا دست ما به امانت باقی مانده است

    نقل قول نوشته اصلی توسط auas نمایش پست ها
    فکر نمیکردم قضیه اینقدر جدی باشه
    خداییش خیلی علی رو دوست داشتی دوچرخت رو دادی بهش اگه بهم زنگ میزدی حتما خودمو میرسوندم برای کمک
    این عکس خداست
    ممنون علی آقا چون روز قبلش شما فرمودی درس داری دیگه مزاحمت نشدیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط auas نمایش پست ها
    شورت پاره علیدادی منو یاد اصفهان میندازه
    بعله یکی از صفات بارز علی آقا شرت پاره کردن بوده همیشه


    - - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط mf mohammad نمایش پست ها
    خدارو شکر بخیر گذشت علی مواظب باش دیگه یه لحظه غفلت باعث میشه چند هفته از کارو زندگی بیوفتی دم وحیدم گرم بابت کمکایی که کرد
    اره به خیر گذشت
    البته علی همیشه موارد ایمنی رو رعایت می کنه
    ممنون ازت محمد مهدی

  8. #8
    تاریخ عضویت
    2014/10/23
    محل سکونت
    اسلامشهر
    نوشته ها
    180
    346
    Mentioned
    3 Post(s)
    Tagged
    13 Thread(s)
    خدا رو شکر به خیر گذشت.
    البته توجه کنید که واقعا ایام، ایام نحسی بودند. به خاطر بحث ستاره شناسی قمر در عقرب. یعنی مدت زمانی که ماه وارد برج عقرب میشه تا وقتی که خارج بشه، ایام قمر در عقرب هست.
    فروردین ماه از 16 تا 21 فروردین ماه هست.
    از این به بعد نیم نگاهی به این قضیه بیندازید.
  9. #9
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Tehran- Iran
    نوشته ها
    4,788
    11,318
    Mentioned
    21 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط rezamohammadi نمایش پست ها
    خدا رو شکر به خیر گذشت.
    البته توجه کنید که واقعا ایام، ایام نحسی بودند. به خاطر بحث ستاره شناسی قمر در عقرب. یعنی مدت زمانی که ماه وارد برج عقرب میشه تا وقتی که خارج بشه، ایام قمر در عقرب هست.
    فروردین ماه از 16 تا 21 فروردین ماه هست.
    از این به بعد نیم نگاهی به این قضیه بیندازید.
    اوه اوه یعنی فقط همین ایام تو سال نحس هست ؟

  10. #10
    تاریخ عضویت
    2014/10/23
    محل سکونت
    اسلامشهر
    نوشته ها
    180
    346
    Mentioned
    3 Post(s)
    Tagged
    13 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Vahid Nz نمایش پست ها
    اوه اوه یعنی فقط همین ایام تو سال نحس هست ؟
    نه بابا
    هر ماه یه تعداد روز اینطوریند.

  11. #11
    تاریخ عضویت
    2011/03/07
    محل سکونت
    عِینُ الیَقین
    نوشته ها
    5,074
    17,341
    Mentioned
    121 Post(s)
    Tagged
    84 Thread(s)
    حاج رضای محمدی.....................

    با این جدول / قمر در اقرب / بُوسیار بُوسیار حال شدیدی نومودیم....................

    تولد ما دقیقا یک روز بعد از دوره قمر ردر اقربیت چهارم است.............................11 تیر................


    ای جدول رو باس دچار مقایسه کردگی بشیم با جدول روی های 47 ایی سال ببنیم تا چه حد همپوشانی دارند با هم............................؟؟؟؟

    ولی حاج رضا....ما متوجه ندشمی منظور از قمر درعقرب چیست یعنی توضیح فنیش چیه ؟؟؟؟ یعنی چه زمانی هاییی اند............برج عقرب تا اونجایی که ما می دونستیم / آبان / ماه است.............

    حالا اون تداخلاتش با بروجح دیگه به چه صورته ؟؟؟؟

    //////////////////////////

    اق وحید هم یه عکس از تَرَک بودجود امده در پیشانی چرخ یه نمایی بوگوزارند ببنیم عمق فاجعه در چه حده...................

    هی گفتیم تِرِک بگیر.............هی رفتی از ال اسپیش شدی.......تا تَرَک خوردی...................................

    // هر که با آل تِرِک در افتاد تَرَک خورد...............//

    درس عبرتی باشد برای سایر حتک حرکت کنندگان به ساحت مقدس Trek...................
    Real Eyes Realize Real Lies


    SABER-MTB.COM
  12. #12
    تاریخ عضویت
    2014/10/23
    محل سکونت
    اسلامشهر
    نوشته ها
    180
    346
    Mentioned
    3 Post(s)
    Tagged
    13 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط SABER_MTB نمایش پست ها
    حاج رضای محمدی.....................

    با این جدول / قمر در اقرب / بُوسیار بُوسیار حال شدیدی نومودیم....................

    تولد ما دقیقا یک روز بعد از دوره قمر ردر اقربیت چهارم است.............................11 تیر................


    ای جدول رو باس دچار مقایسه کردگی بشیم با جدول روی های 47 ایی سال ببنیم تا چه حد همپوشانی دارند با هم............................؟؟؟؟

    ولی حاج رضا....ما متوجه ندشمی منظور از قمر درعقرب چیست یعنی توضیح فنیش چیه ؟؟؟؟ یعنی چه زمانی هاییی اند............برج عقرب تا اونجایی که ما می دونستیم / آبان / ماه است.............

    حالا اون تداخلاتش با بروجح دیگه به چه صورته ؟؟؟؟

    //////////////////////////

    اق وحید هم یه عکس از تَرَک بودجود امده در پیشانی چرخ یه نمایی بوگوزارند ببنیم عمق فاجعه در چه حده...................

    هی گفتیم تِرِک بگیر.............هی رفتی از ال اسپیش شدی.......تا تَرَک خوردی...................................

    // هر که با آل تِرِک در افتاد تَرَک خورد...............//

    درس عبرتی باشد برای سایر حتک حرکت کنندگان به ساحت مقدس Trek...................
    ببینید استاد صابر

    زمین که یک دور دور خورشید میزنه، 12 ماه طول می کشه. هر ماه بر روی یک برج واقع میشه. جمعا میشه 12 برج. برج عقرب یا سرطان یا cancer تیر ماه هست.
    از طرف دیگه ماه هم یک دور بزنه دور زمین میشه 30 روز. اگه این 30 روز رو تقسیم کنید بر 12 برج میشه 2.5 روز. یعنی هر ماه قمری 2.5 روزش میفته رو برج عقرب. اما از لحظه ورود ماه به برج عقرب تا لحظه خروج از 2.5 روز میگذره و میشه این تعداد روز که تو جدول بالا می بینید.
    خورشید در عقرب آنچنان اهمیتی نداره. ولی قمر در عقرب از ساعات نحس هست. تو دین اسلام هم که کلا با خرافات مبارزه کرده این قضیه رو تایید کرده.



  13. #13
    تاریخ عضویت
    2011/03/07
    محل سکونت
    عِینُ الیَقین
    نوشته ها
    5,074
    17,341
    Mentioned
    121 Post(s)
    Tagged
    84 Thread(s)
    برج عقرب یا سرطان یا cancer تیر ماه هست.
    تا جایی که ما می دونستیم..........................سرطان یا همون تیر ماه.........نشانش تو دایره البروج..........خرچنگ بود.............تو اون عکسی که خودتون گذاشتین هم همین طوره..............

    [Only registered and activated users can see links. ]


    و عقرب بر می گرده به ابان ماه که باز تو همون عکس خودتون هم مشخصه...........................
    Real Eyes Realize Real Lies


    SABER-MTB.COM
  14. #14
    تاریخ عضویت
    2011/03/19
    محل سکونت
    بوشهر
    نوشته ها
    1,591
    10,272
    Mentioned
    30 Post(s)
    Tagged
    265 Thread(s)
    از بحث گزارش خوب وحید و اون حادثه بگذریم این قمر در عقرب هم خیلی جالبه

    من که فقط ضرب المثل و اصطلاحش رو شنیده بودم
    خدا جون ما همه مسافریم
    مسافر رویاهامون
    خودت یه کاری کن همه رویامون تو همین روزها به حقیقت نزدیک بشه
    نمیدونم امروز ، فردا ، و شاید هم پس فردا......
    My Blog : [Only registered and activated users can see links. ]g.ir
    Fb :[Only registered and activated users can see links. ]


  15. #15
    تاریخ عضویت
    2014/12/15
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    190
    372
    Mentioned
    4 Post(s)
    Tagged
    18 Thread(s)
    سلام
    اگه آدم معتقدی هستید بد نیست قبل هر تمرین یه مبلغی که در حد وسعتون هست صدقه بزارید کنار و بعداً دست آدم نیازمند (نیازمند حقیقی) برسونید

    سلام
    اگه آدم معتقدی هستید بد نیست قبل هر تمرین یه مبلغی که در حد وسعتون هست صدقه بزارید کنار و بعداً دست آدم نیازمند (نیازمند حقیقی) برسونید

    - - - - - - - - - -

    بدون شک نتیجه اینکار رو حین تمرین می بینید
    من یه دفعه یادم رفت اینکار رو بکنم یه بلایی سرم اومد که تا 20 روز زندگیم تعطیل شده بود
  16. #16
    تاریخ عضویت
    2011/04/13
    محل سکونت
    تهران - ونک
    نوشته ها
    486
    3,540
    Mentioned
    13 Post(s)
    Tagged
    48 Thread(s)
    والا چی بگم بچه ها من وان یکاد هم می ندازم گردنم
    ولی اصلا بد شانسی بود زنجیر ندیدم
  17. #17
    تاریخ عضویت
    2014/10/23
    محل سکونت
    اسلامشهر
    نوشته ها
    180
    346
    Mentioned
    3 Post(s)
    Tagged
    13 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط SABER_MTB نمایش پست ها
    تا جایی که ما می دونستیم..........................سرطان یا همون تیر ماه.........نشانش تو دایره البروج..........خرچنگ بود.............تو اون عکسی که خودتون گذاشتین هم همین طوره..............

    [Only registered and activated users can see links. ]


    و عقرب بر می گرده به ابان ماه که باز تو همون عکس خودتون هم مشخصه...........................
    دقیقا تو کدوم عکس آبان ماه رو نشون میده؟
    جون جولای میفته تیر ماه که تو جفت عکس ها همینو نوشته.
    [Only registered and activated users can see links. ]

    اضافه شده بعد از : 4 minutes

    نقل قول نوشته اصلی توسط A.amex نمایش پست ها
    والا چی بگم بچه ها من وان یکاد هم می ندازم گردنم
    ولی اصلا بد شانسی بود زنجیر ندیدم
    اون آیه بیشتر برای چشم زخم استفاده میشه.
    برای قمر در عقرب شما میتونی هر کار مهمی رو انجام بدی اما باید صدقه بدید برای سلامتی ولی عصر و آیه الکرسی و 4 قل رو بخونید.
    ویرایش توسط rezamohammadi : 2015/04/11 در ساعت 13:30
  18. #18
    تاریخ عضویت
    2011/05/05
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,609
    8,296
    Mentioned
    60 Post(s)
    Tagged
    199 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط rezamohammadi نمایش پست ها
    دقیقا تو کدوم عکس آبان ماه رو نشون میده؟
    جون جولای میفته تیر ماه که تو جفت عکس ها همینو نوشته.
    [Only registered and activated users can see links. ]

    اضافه شده بعد از : 4 minutes



    اون آیه بیشتر برای چشم زخم استفاده میشه.
    برای قمر در عقرب شما میتونی هر کار مهمی رو انجام بدی اما باید صدقه بدید برای سلامتی ولی عصر و آیه الکرسی و 4 قل رو بخونید.
    منظور آقا صابر اشتباه لپی شما بود که به تیرماه گفتید عقرب در صورتی که باید میگفتید خرچنگ!
    [Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]

    The world looks different from a bike

  19. #19
    تاریخ عضویت
    2014/10/23
    محل سکونت
    اسلامشهر
    نوشته ها
    180
    346
    Mentioned
    3 Post(s)
    Tagged
    13 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط mSafdel نمایش پست ها
    منظور آقا صابر اشتباه لپی شما بود که به تیرماه گفتید عقرب در صورتی که باید میگفتید خرچنگ!
    اوه ببخشید
    درسته برج عقرب آبان ماه هست.
    ولی جدول ایام درسته. اشتباه از بنده بود.
  20. #20
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Tehran- Iran
    نوشته ها
    4,788
    11,318
    Mentioned
    21 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)
    کار این گزارش ما کشید به اختر شناسی
    چه مطالب خفنی هم داره رو می شه

  21. #21
    تاریخ عضویت
    2011/03/19
    محل سکونت
    بوشهر
    نوشته ها
    1,591
    10,272
    Mentioned
    30 Post(s)
    Tagged
    265 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط A.amex نمایش پست ها
    والا چی بگم بچه ها من وان یکاد هم می ندازم گردنم
    ولی اصلا بد شانسی بود زنجیر ندیدم
    بعضی وقت ها پیش میاد یعنی قراره اصلا پیش بیاد

    من یه دفعه تو جاده ساحلی رکاب میزدم و سرعتم هم بد نبود البتکمی شاید افتاب تو چشم بود ولی چنان زدم پشت یک پراید که تو پارک بود که نگو هنوز هم نمیدونم چرا من اون پراید به اون بزرگی رو تو جاده ندیدم

    زنجیر که جای خود داره
    خدا جون ما همه مسافریم
    مسافر رویاهامون
    خودت یه کاری کن همه رویامون تو همین روزها به حقیقت نزدیک بشه
    نمیدونم امروز ، فردا ، و شاید هم پس فردا......
    My Blog : [Only registered and activated users can see links. ]g.ir
    Fb :[Only registered and activated users can see links. ]


  22. #22
    تاریخ عضویت
    2013/11/05
    محل سکونت
    Tehran
    نوشته ها
    91
    136
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    6 Thread(s)
    دوربینی که باهاش اون عکس بیمارستان رو گرفتید رو اگه تو شعاع تیر برقی که وسط عکس هست کمی به راست ببرید تا حدودی اسم بیمارستان به واقعیتش نزدیک میشد.
  23. #23
    تاریخ عضویت
    2012/04/11
    محل سکونت
    شیراز
    نوشته ها
    278
    973
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    17 Thread(s)
    آقا این که میگی زنجیرو ندیده...برا منم یبار همچین اتفاقی افتاد ...
    بعد از یه رکابزنی یک روزه...تو راه برگشت به شیراز..
    گروه جلوتر ایستاده بود..منم بدجور تو فکر...یعنی وقتی میرم تو فکر و سوار دوچرخه باشم...دیگه انگار تو این دنیا نیستم...
    خلاصه داشتیم همینجور رکاب میزدیم..سرعتمونم زیاد..یدفه تا متوجه شدم بچه ها وایسادن دیگه کار از کار گذشته بود...بدشانسی هم اون قسمت از جاده پر از سنگ ریزه...ترمز هم کفایت نکرد...دیگه هرچه کردم نشد..هی ازینور بکش...هی ازنور بکش...دیگه شد بکش بکش...یعنی بقول شاهدان عینی همچون موشکی بر گروه اصابت نمودم...در حد ذوالفقار47

    و بدیش هم این بود که اصابت ما بر دوچرخه یه دختری بود دانشجو که تازه هم اومده بود..یعنی وقتی اصابت نمودم از رو دوچرخه پرییییییییییییییییدم و عین دروازه بانی که میپره و توپو میگیره دختره رو گرفتم و کم مونده بود با هم یه چنتا غلت هم بزنیم...یعنی یه وضی بود...بدبخت روش هم اونور بود و اصن منو ندید...اصن فاجعه بود...منم پاشدم دیگه از خجالت آب شدم......افتضااااااااااااااا ح...
    فقط دوچرخشو بلند کردم...
    بنده خدا یه دوباری بعدش اومد دیگه نیومد...


    خلاصه بعضی وقتا چشم میبینه ولی اون مغزی که باید ببینه کلا تعطیله...



    حالا این اتفاقا خدا رو شکر صدمه جانی خاصی در بر نداشت..علی آقا داداش شما هم آیه الکرسی بخون که میزنی بیرون..ولی هرچی تصاویرو نگا میکنم فایده نداره...اصن شما یه ختم قرآن قبلش انجام بده!!!

    وحید دمت گرم....میدونم چه حسی داری ...دوتا رفیقت با هم داغون بشن...یعنی اگه من جا وحید بودم...علی که خوب میشد سوار علی میشدم و با سرعت میرفتم تو یه زنجیر!!!




    و یه چیز دیگه...تو این خاک و خلا چرا شلوار نمیپوشین که اینجوری زخم و زیلی بشین...هان؟؟!!

    اضافه شده بعد از : 18 minutes

    نقل قول نوشته اصلی توسط SABER_MTB نمایش پست ها

    هی گفتیم تِرِک بگیر.............هی رفتی از ال اسپیش شدی.......تا تَرَک خوردی...................................

    // هر که با آل تِرِک در افتاد تَرَک خورد...............//

    درس عبرتی باشد برای سایر حتک حرکت کنندگان به ساحت مقدس Trek...................

    نقل قول نوشته اصلی توسط SABER_MTB نمایش پست ها




    هی گفتیم تِرِک بگیر.............هی رفتی از ال اسپیش شدی.......تا تَرَک خوردی...................................


    // هر که با آل تِرِک در افتاد تَرَک خورد...............//


    درس عبرتی باشد برای سایر حتک حرکت کنندگان به ساحت مقدس Trek...................

    تفرقه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
    میان مسلمانان؟؟!!


    وای برشما...
    وای برشما...


    شما آل ترک را چه با آل اسپش...؟؟؟!!!
    ترکیان همان خلافت شام و کوفه را در سر بپرورانند....ورنه آنان را چه به خلافت اراک....؟؟!!


    ای مسلمانان...آیا شما را چه شده؟؟!!
    جنگ سرخه را فراموش کرده اید و با کفار هم پیمان شده اید!!!؟؟؟


    الان یه پیرمرد از بین جمعیت تو مسجد کوفه بلند میشه و میگه: ( با صدای لرزه) بخدا سوگند اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپم بگذارند هرگز از اسپش دست نخواهم کشید....!!!




    بعد وحید یدفه پا میشه میگه :این نشان مخصوص حاکم بزرگه می دونین چه کسی در برابر شماس؟ مامور مخصوص حاکم بزرگ میتی کومان...!!! احترام بگذارید...
    بعد ملت ایجوری :
    یکی پا میشه میگه : ای مومن خدا ...تو باز میتی کومان را با مختارنامه قاطی کردیا!!!


    خلاصه برم بخوابم سنگینتره...
    ویرایش توسط rockممدshox : 2015/04/20 در ساعت 02:01
    دیگه حرفی برا گفتن نیست...
  24. #24
    تاریخ عضویت
    2011/04/13
    محل سکونت
    تهران - ونک
    نوشته ها
    486
    3,540
    Mentioned
    13 Post(s)
    Tagged
    48 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط rockممدshox نمایش پست ها
    و یه چیز دیگه...تو این خاک و خلا چرا شلوار نمیپوشین که اینجوری زخم و زیلی بشین...هان؟؟!!
    با شلوار نمی شه تو کوه رکاب زد که
  25. #25
    تاریخ عضویت
    2011/05/05
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,609
    8,296
    Mentioned
    60 Post(s)
    Tagged
    199 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط A.amex نمایش پست ها
    با شلوار نمی شه تو کوه رکاب زد که
    چرا علی جان. شلوار دوچرخه سواری پد دار منظورشون بود. من که خیلی راحتم باهاش
    [Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]

    The world looks different from a bike

  26. #26
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Tehran- Iran
    نوشته ها
    4,788
    11,318
    Mentioned
    21 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط mSafdel نمایش پست ها
    چرا علی جان. شلوار دوچرخه سواری پد دار منظورشون بود. من که خیلی راحتم باهاش
    نه که شلوار بد باشه ولی شورت عالیه مخصوصا دوبنده برای اونایی که می خوان کوهستان به معنی واقعی کلمه برن

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 26 , از مجموع 26

موضوعات مشابه

  1. مناسبت امروز : روز تربیت بدنی و ورزش
    توسط امیر ایکس تی در انجمن خلیج فارس
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 2014/10/18, 21:34
  2. اولین روز دانهیل اقتدا به صابر
    توسط Mohammad DH در انجمن دانهیل و فری راید DH / FR
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 2014/04/14, 15:06
  3. پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: 2013/11/10, 00:56
  4. برنامه روز جمعه 4 اسفند 91
    توسط giant_hz در انجمن مسابقات و همایش ها
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: 2013/02/21, 21:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •