ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





User Tag List

صفحه 26 از 26 نخست ... 61623242526
نمایش نتایج: از شماره 751 تا 755 , از مجموع 755
  1. #751
    تاریخ عضویت
    2018/05/08
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    22
    11
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Shahin007 نمایش پست ها
    درود به بایک بیستی های عزیز و دوست داشتنی... پیشاپیش فرا رسیدن فصل تابستان رو بهتون تسلیت عرض میکنم چون من از گرما متنفرم و دوچرخه سواری تو تابستون هم با شکنجه واسم فرقی نمیکنه...از قضا ما دیروز با مبین شکنجه ای به خودمون دادیم که به خاطرش احتمالا دیگه اون آدم سابق نمیشیم
    از چند روز قبل یه سری برنامه ریزی ها با مبین انجام دادیم برای رکاب زدن تا نهاوند. جمعه صبح یعنی دیروز تقریبا ساعت 5:30 ما حرکت رو شروع کردیم. اطلاعات مسیر طی شده رو میذارم اول بعد بقیه گزارش رو هم شرح میدم.



    خب مسافت طی شده و ارتفاع صعود شده سنگینی برنامه رو نشون میده... سنگین ترین برنامه ای که تا به امروز رکاب زدیم بود. فقط یه نکته، راید تایم استراوا من نمیدونم چرا اشتباه شد، دقیقا دو ساعت کمتر زده یعنی ما تقرییا 8 ساعت و نیم رکاب زدیم. ولی مسافت و ارتفاع درسته.

    `
    اولین استراحتگاه ما ورودی شهرستان جوکار بود... آب و خرما و استفاده از ضد آفتاب و دوباره حرکت



    آخ که چقدر این تابلوها وقتی ادم انرژی داشته باشه خوبن ولی وای به حال وقتی که آدم خسته باشه و همچین تابلویی جلوش ظاهر بشه... امید به زندگی کم میشه



    رفتیم رفتیم تا رسیدیم به روستای آبدر 10 کیلومتری نهاوند. ساعت تقریبا 1 بود، گرما به اوج خودش رسیده بود، اینم بگم که نهاوند همیشه گرم ترین شهرستان همدان هست. دیروزم گرما امون مارو برید. تابش شدید آفتاب کبابمون کرد مخصوصا من که شورت پوشیده بودم کلا انگار ذره بین انداخته بودن رو پاهام. بد سوختم. اینجا دیگه تصمیم گرفتیم بایستیم و ناهار بخوریم. ولی تو یه روستا ناهار از کجا پیدا میکردیم؟ اینو من به مبین گفتم مبین رفت که داخل روستا یه چرخی بزنه بلکه تهیه غذایی چیزی پیدا کنه. دو دقیقه بعد مبین زنگ زد بیا تو روستا. رفتم دیدم وایساده جلوی یک خونه. گفتش یه خانومی گفته ما مراسم داریم بیاید اینجا ناهار بخورید! من به مبین گفتم با لباس دوچرخه سواری آخه نمیشه که مبین هم تائید کرد و به اون خانم مهربون گفتیم اینجوریه معذورات داریم گفت پس صبر کنید. دو دقیقه بعد اینجوری از ما پذیرایی کرد و یکی از بهترین اتفاقات دیروز رو برای ما رقم زد. در کل نهاوند مردم خوب و خونگرمی داره.



    ناهار رو سیر خوردیم و طبیعتا دیگه وقت استراحت بود نه رکاب زدن... فقط باید یه جای سایه و خنک پیدا میکردیم. از روستا اومدیم بیرون و یکم رفتیم بالاتر رسیدیم به یک پل که زیرش خالی بود. رفتیم زیرش و برای ما تو اون لحظه بهشت بود اونجا. بسیار خنک بود و همونجا سر روی سنگ گذاشتیم و خوابیدیم و یک ساعتی استراحت کردیم:


    این عکس رو قایمکی از مبین گرفتم خودشم ندیده هنوز:



    بعد از تقریبا یک ساعت استراحت توی اون جای خیلی خنک، وقتی درومدیم بیرون واقعا میخواستیم از گرما داد بزنیم. من که به شوخی به مبین گفتم برگردیم داخل! ولی چاره ای نبود باید برمیگشتیم چون راه زیادی باید برمیگشتیم و تا قبل از تاریک شدن هوا باید میرسیدیم همدان.اوج گرما و تابش شدید خورشید همون ساعتا بود. واقعا سخت گذشت تا دو سه ساعت.



    راه برگشت میدونستیم که فقط سربالایی هست. ما هم که خسته ولی چاره ای نبود. سر بالایی های پی در پی و تند بدون سر پائینی که دیگه آخرا درد رو توی پاهامون احساس میکردیم. خلاصه ساعت 8:30 بود که رسیدیم همدان. له و داغون ولی بازم خوشحال بودیم که سنگین ترین برنامه ی خودمون رو رفتیم. تو اینجور برنامه ها منطقی در کار نیست فقط بحث اراده و پشتکار هست. چون آسیب کم به آدم وارد نمیشه. پا درد، گردن درد، درد استخونای باسن که فوق العاده اذیت کرد و تا چند روز بعدشم ادامه داره. ولی به هر حال خدارو شکر میکنیم که تنی سالم بهمون داده و میتونیم از بدنمون در راه درست استفاده کنیم. با عرض پوزش بابت پر حرفی بنده.
    عالی بود
    تا باشه از این برنامه ها
    خدا قوّت
  2. #752
    تاریخ عضویت
    2015/10/06
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    892
    985
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    اقا شاهین و مبین عزیز خداقوت میگم یه تمرین درست حسابی ازونا که عضله رو غرق در اسید میکنه)))
    در مورد افتاب بنده هم متنفرم به حدی که دارم دنبال یه شهری میگردم که همیشه ابری باشه.....حالا ما اینجا اینه وضعیتمون خدا به جنوبیها رحم کنه......

    Sent from my LG-D618 using Tapatalk
    ویرایش توسط farshad tohid : 2018/06/16 در ساعت 21:38
    زیر این آسمون هر کی ضعیفه واسه همیشه جاش تو دلمه.

  3. #753
    تاریخ عضویت
    2018/01/24
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    138
    159
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    دمت گرم خوندم اصن کلی حال کردم .. فقط لذت رکاب زدنشو نچشیدم انقدر قشنگ تعریف میکنی ... یه ناهارم افتادی جلو از زندگی مجانی بود ناهارش ) دمت گرم دمت گرم حال کردم .... زیاد زیاد .
  4. #754
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Arak - Iran
    نوشته ها
    4,627
    11,050
    Mentioned
    20 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)
    باغ های اطراف نهاوند خودش یه تابستون کامل برنامه داره تودل خودش

    در ضمن پست هایی که با این جزئیات و تصاویر می خوای بزاری تو این تاپیک نزار
    بهنظرم براش یه تاپیک جدا بزن
    بریم زیرش بزنیم تو سر خودمون
    کیف کنیم دسته جمعی

  5. #755
    تاریخ عضویت
    2015/10/06
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    892
    985
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    بادرود
    چندتا تصویر از تمرینهای حدود یک ماه گذشته از بهشت دوچرخه سواران...زنجان عزیزم...
    امید وارم لذت ببرید






    استاد بزرگوارم امیراقا...ورود به این وادی رو مدیونشم...
















    در موردعکس آخر....... اقا مهدی سلفی گیرنده...سمت راست بنده...وسط اقا سینا قهرمان کشوری و رایدر تیم کی تی ام....و سمت راست اقا افشین سسرگروه و موسس گروه reall cyclists زنجان و استاد و مربی همه ماها........
    زیر این آسمون هر کی ضعیفه واسه همیشه جاش تو دلمه.

صفحه 26 از 26 نخست ... 61623242526
نمایش نتایج: از شماره 751 تا 755 , از مجموع 755

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •