ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





User Tag List

صفحه 1 از 3 123 آخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 66
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2018/09/01
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    24
    21
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    دوچرخه شهری یا دوچرخه کوهستان مسئله این است ؟

    عذر خواهی می کنم، چون ایجاد یه تاپیک تازه رو بلد نبودم مطلبمو این جا گذاشتم

    قسمت اول
    الآن تو این سایت (که به سهم خودم از آشنایی و استفاده ازش خیلی خوشحالم) سبکهای مختلفی از دوچرخه سواری معرفی شده، که به دوستان کمک می کنه با توجه به انتظاراتشون، دست به چه نوع خریدی بزنن، و اگه سؤالی هم دارن، به صورت مشخص روی چه نکاتی تأکید داشته باشن. منم به سهم خودم می خواستم به بعضی جنبه های این وسیله اشاره کنم که طبعاً می تونه محل بحث و نظر هم باشه. هیچ مشکلی وجود نداره: هر کسی با توجه به دید و علاقۀ خودش می تونه نظر خالی از تعصبش رو مطرح کنه تا به روشنتر شدن مسائل کمک کرده باشه. برای خیلی از ماها که دیگه نوجوانی و اوایل جوانی رو پشت سر گذاشتیم، خاطرۀ دوچرخه با مدلهایی شروع شده که امروزه دیگه مورد پسند همه و بخصوص جوونترهای پا به راه نیست. مدلهایی که با تعابیری مثل "از مد افتاده" و یا حتی مدل "لحاف دوزها" ازشون یاد می شه. هرچند که نمی شه منکر شد هر چی که از شهرهای بزرگ و مراکز استانها دورتر می شیم، شانس دیدن این مدلها که دارن نسل بعد از نسل سرویس می دن به راکبشون، بیشتر می شه. در واقع باید گفت این مدلها، خیلی بیشتر با نمونه های اصیل یک دوچرخه تطابق خودشونو حفظ کردن، و مدلها و کانسپتهای امروزی، تا حد زیادی حتی دیگه به شکل هندسی اصیل یک دوچرخه وفادار نموندن. البته این موضوع در جامعه ای مثل ما، که خب هم مصرف کننده و هم جو زده است تا حدود زیادی، می تونه برای واقع بینها قابل درک باشه. ولی حقیقت اینه که در طی دویست سالی که از اختراع این وسیله می گذره، کشورهای پیشرو که سازنده های صاحب سبک اون هستن، در طیف وسیعی از تولیداتشون هنوز تا حدود زیادی به همون شکل و مختصات اولیۀ دوچرخه وفادار موندن. چون اون جاها هیجان عقب نموندن از قافلۀ مد و جریان غالب، به اون صورت افراد رو از خود بی خود نکرده؛ بماند که با نوآوری و ابتکارات شخصی همیشه یه وسیله رو می تونن برای وضعیتهای جدید هم آداپته کنن و تطبیق بدن، و اصلاً اصراری نیست که از یک چیزی که خودشون سازندۀ اون هستن و هر وقت بخوان می تونن برن یه جدیدشو بخرن، و با فرهنگی که همراه اون وسیله شکل گرفته، که اونم بخشی از فرهنگ خودشونه، به همین راحتی خداحافظی کنن. با وجود تعصب بر حفظ داشته ها و حتی پرداخت پول کمتر برای یه دوچرخه، و یا خرید دوچرخۀ دست چندم یا تعمیر و راه اندازی یه مدل قدیمی، اونا از اصل مطلب غافل نیستن: موضوعاتی مثل داشتن هندسۀ مناسب، مقاومت جنس بدنه و هماهنگی با کاربرد خاصی که از اون در نظر داریم. در کمال تعجب، فرهنگ زندگی اقتصادی و صرفه جویانه و دونستن قدر حتی یه دلار از پول توی جیب، اون جا به اندازه ای که تو مملکت خودمون می بینیم زشت نیست. مثلاً در نظر بگیریم که اگه یکی که ماهی دو میلیون درآمدشه، بره یه آیفون مدل جدید بخره، حالا چه نقدی یا قسطی، دیگه واسه اونی که ماهی بیست میلیون در می آره چی می مونه که بره بخره و مطابق با سطح درآمدش باشه؟ این مثال شاید بخوبی مسأله عدم تعادل رو بتونه بیان کنه. یا کسی که جونش در می ره و بالاخره یه ماشین فرض کنید بنز می خره، اما دیگه واسه تعمیرات و قطعات یدکیش پول نداره و به خاک سیاه می شینه. خب چه افتخاری داره ماشینت یه میلیارد بیارزه اما بری واسش قطعۀ متفرقه بخری که ارزون در بیاد؟ حالا کنکاش در عرف و عادات و انگیزه های روانی و جمعیِ قصه بماناد. به همین ترتیب می خوام مثال دیگه ای رو مورد توجه قرار بدم. تعداد اتومبیلهای آفرودی که ما هر کدوم در طول روز بتونیم این گوشه و اون گوشه شهر ببینیم شاید به یک درصد هم نرسه. در این مورد خاص ما شاهد یه تفکیک بین کارکردهای اساسی اتومبیل به عنوان وسیلۀ نقلیه افراد و حمل کالا هستیم که بالاجبار هنوز سر جاش مونده و حاکمه. اونهایی هم که از ماشین، یا از یکی از ماشیناشون می خوان به عنوان وسیلۀ ماجراجویی و هیجان استفاده کنن، باز هم مشخصه که حضور دارن، اما تعدادشون خیلی کمه، شاید همون طور که گفتیم کمتر از یک درصد. نکتۀ قابل توجه این جاست که به طور طبیعی، در مورد دوچرخه هم باید نتایج مشابهی به دست می اومد. یعنی دوچرخه هم باید در درجۀ اول مسؤولیت نقل و انتقال فرد رو از منزل به جاهای دیگه به دوش می کشید (که بهش می گن Commuting)؛ و یا حتی برای تفریح و تناسب اندام مورد توجه قرار می گرفت ( همون فیتنس خودمون)؛ اما به علت همون جو زدگی مشار الیه و باورهای عمومی بی پایه، گرایش به استفاده از اون در فعالیتهای ماجراجویانه خیلی بیشتر از هدف اصلی ساخت دوچرخه به عنوان یک وسیلۀ نقلیه هست؛ حالا به علت چشم و هم چشمی، و یا این که قیمتش اصولاً در مقایسه با یه ماشینی که اختصاصاً برای فعالیتهای آفرودی کنار می ذاریم کمتره، یا جا برای نگهداری کمتری نیاز داره، یا هرچی. در واقع روی این یه قلم کالا، غوغای ظاهر فریبی و همرنگ جماعت شدن به اوج خودش می رسه. نشون به اون نشون که به دلیل فقدان دسترسی کافی به خدمات درمانی، قطعات یدکی و سرویس و تعمیرات، و این که اصولاً بر خلاف اون چه که نشون می دیم کمتر از دیگران ماجراجوی واقعی هستیم و پای زخم و زحمت و مرارتش کمتر می تونیم بشینیم، تو این زمینه رکوردهامون در جهان محلی از اعراب نداره و بیشترین فوتج ها و کلیپهایی که در این زمینه ساخته می شه و دیده می شه (منظور همون نمایشهای مربوط به کارکرد دوچرخه های کوهستانه) مال ما توش نیست. و ما اسکیل جهانی و ترندهای روزآمد رو در این زمینه تولید نمی کنیم، و فیلمهامون هم از دنیا فقط بین دوستان و فامیل تماشاچی دارن. سوء تفاهم نشه ها؛ قرار نیست با آزادی و اختیار افراد کاری داشته باشیم و مخالفتی به ظهور برسونیم؛ کسی رو نمی خوایم مجبور کنیم که حتماً مثل ما فکر کنه. ولی می دونم وقتی از دوستمون بپرسیم خب حالا چرا یه راست رفتی سراغ دوچرخه کوهستان؟ می گه همه همینو می خرن، یا که می گه دوست داشتم هرچند محدود و کوچک و دور از استاندارد جهانی، برا خودم این جوری تفریح کنم. خیلی خب، قبول، حالشم بتونی ببری ایشالاه، ولی ای کاش به همین اندازه هم اشتیاق نشون می دادی که کنه و ماهیت دوچرخه و فرهنگ دوچرخه سواری رو کشف کنی و بهش واقف بشی. متأسفانه کالا رو می شه با پول خرید اما فرهنگش رو نه؛ فرهنگ رو تو هیچ مغازه ای نمی فروشن بماند که یافتن و فهمیدنش، هم تمرین ذهنی و ریاضت کافی لازم داره و هم فکر خالی از گره و ضمیر روشن؛ و اینابرای کسی که چیبش پر پوله یا اداشو در می آره کارهای زائد و وقت گیره. دوباره مثال گوشی موبایل رو یادآوری می کنم. بازم جای نگرانی نذاریم واسه کسی توی شهری مثل تهران، با توجه به شیب شمال ـ جنوبی خیابونها که گاهی خیلی شدید می شه، یا کیفیت آسفالتش که همیشه به یک درجه نیست، اگه بره یه دوچرخه مجهزتر کمک دار که برخوردار از حداقل مقدار دامنۀ نوسان (فرض کنید پنجاه ـ شصت میلیمتر) باشه بخره، خب بازم کاری در چارچوب همون انتخاب منطقی ای که داشته کرده و باید واقع بینانه دیده و ارزیابی بشه. بر همین منوال است تعداد دنده یا سایر امکانات معقولی که روی وسیله نصب می کنن. اصلاً منظور این نیست که این آدم تخطئه بشه؛ طبعاً سلیقۀ اون رو هم در کنار کسی که برای خودش دوچرخۀ ساده و بدون کمک می خره باید محترم بدونیم. چرا که نه؟ باکی نیست اگه حالا که کار به این جا رسید، و خودمونو آمادۀ شنیدن اعتراضات از اطراف و اکناف کرده ایم، به این موضوع هم اشاره ای بکنیم که میون وسایلی مثل اتومبیل و حتی موتورسیکلت که سطح مقاومت بدنه شون بالاست و یه شِل و پوسته ای روی اجزای داخلیشون دارن، با دوچرخه فرق هست. دوچرخ واقعاً و ذاتاً یه وسیلۀ نقلیۀ عریان، بی آلایش و بی پیرایه برای فضای شهری و راه های آسفالت و یا مسیرهای کوبیده است. برای همین هم هست که در کوه و دشت زود و زیاد آسیب می بینه و قطعاتش، در کاربرد سبکهای مختلف کوهستان خیلی سریع مستهلک می شن. با این حال، زیاد هم ادعایی نداریم، تمام سعی این نوشته اینه که شما اینو می بینی اون وجه اصلی و اصیل رو هم ببین، چه اشکالی داره؟ چرا توی شهرها الآن انتخاب اولیه ما همون دوچرخه ای هست که به نام مبارک کوهستان مزین شده و انگار، کسی که دوچرخۀ شهری و سایکل توریستی ابتیاع کنه نوادۀ بلافصل نئاندرتال و یا محترمانه تر همون "لحاف دوزهای" خودمونی تلقی می شه؟ چرا ما به اندازۀ کافی چشممونو باز نمی کنیم که تعداد دوچرخ های ساده ای که در دنیا توسط برندها معروف یا کارگاه های کوچک یا آدمهایی که به تنهایی دوچرخه های سفارشی و اختصاصی برای افراد می سازن خیلی هم زیاده. کشورهایی که دوچرخه بخشی از فرهنگ اونهاست و اصولاً صفر تا صد پژوهش و توسعۀ اون (R & B منظورم بود) دست اونهاست، در شمال اروپا و امریکا مثلاً، بیشتر از همین نوع استفاده می کنن و مدلهای پر زرق و برق رو یا برای پولدارهای خودشون یا اونایی که آدرنالین اضافی ترشح می کنه بدنشون و یا ما مشتریهای کشورهای نفتی می سازن. جای نگرانی داره که ما این جا با پدیدۀ تام و تمام "قلب واقعیت" مواجه باشیم. این قلب واقعیت می تونه چنان بر فکر و روان ما مسلط بشه که اگه یه وقت یه راکب خارجی هم ببینیم، ممکنه فکر کنیم دوچرخۀ Surly هزار دلاریِ زیر پاش، هم سنگینه هم قدیمی و دلمون براش بسوزه.

    قسمت دوم
    حالا بماند، می خواستم از این فرصت استفاده کنم و چند کلمه ای در یادآوری و بزرگداشت دوچرخه سواری شهری (و نه حتی سایکلو توریزم) بنویسم. توی بعضی از کشورها (بخصوص آمریکا) پدیده ای داریم به اسم پیک دوچرخه ای (که خودشون می گن Bike messenger). اینا از قدیم کارشون جا به جایی انواع بسته و کالاهای سبک در سطح شهرهای شلوغی مثل نیویورک بوده و هنوز هم ادامه داره. توی یه گزارش می گفت که حدود هزار و هشتصد بایک مسنجر تو نیویورک دارن کار می کنن. اینا افراد زحمت کشی هستن که هم به دوچرخ علاقه مندن و هم به آزادی و استقلال در کار. خیلیاشون حدود دوازده ساعت در روز کار و انواع و اقسام سفارشها رو به مقصد می رسونن. دوچرخه برای اینا قاعدتاً چیزی بیش از صرفاً یک وسیلۀ نقلیه است. مردم هم با این که وسایل ارتباطی و ترابری پیشرفت زیادی کرده، هنوز هم دوست دارن نیازشون رو با خدمات این صنف برطرف کنن. در نتیجه مؤسساتی وجود داره که مثل آژانسهای تاکسی، و با در اختیار داشتن تعدادی از این افراد، به کار خدمات حمل و نقل می پردازن. اینها هم چون مسیرها رو خوب می شناسن و از قابلیتهای دوچرخه هاشون با چابکی استفاده می کنن، می تونن محموله ها رو در کمترین زمان به دست گیرنده برسونن.
    این شغل، بسته به میزان سرعت عمل فرد، می تونه درآمد خوبی هم نصیب کنه. برای دانشجوها یا کسانی که دنبال یه کار نیمه وقت برای پرداخت اجارۀ خونه و هزینه های جاری شون می گردن، یه انتخابه قابل قبوله. بعضیا هم میان و نمک گیر می شن و تا سالهای متمادی این شغل رو ادامه می دن و بعدش خودشون شرکت می زنن و از این حرفا.
    فرهنگ خاصی هم بین اینا شکل می گیره مثل بقیۀ اصناف. از این نظر که شغلی مربوط به طبقۀ ضعیف به شمار می آد و شاید از این نظر هم که نیروی محرکه اش ماهیچۀ آدمیزاده نه موتور احتراقی (و البته دوچرخه هم در رقابت با وسایل نقلیۀ توی خیابونها ضعیفتر و آسیب پذیرتره) باعث می شه که هوای همو بیشتر داشته باشن و مراعات حال همو بکنن. مثلاً یه نمونه ش رو که می شه دید توجه کردن به مشکلات همدیگه هست که مثلاً جای همو پر کنن یا واسه تولد به همدیگه قطعات مورد نیاز مثل گریپ فرمون یا کوله پشتی یا عینک یا زین هدیه بدن. یا چون دختر ها هم به عنوان کار به این شغل وارد می شن، یه جورایی ازشون حمایت کنن.
    توی این صنف همه جور آدم پیدا می شه، از آدمای پایین دستی که تنها ممر زندگیشون همینه و بعد این خورده فرهنگ کم کم هویت صنفی و اجتماعیشون می شه؛ اینا با هم دور همی می ذارن و انواع تکنیکهای من در آوردی برای عملیات جانگولر روی دوچرخه و دور زدن ترافیک رو به هم نمایش می دن و به هم منتقل می کنن. گروه های دیگه دانشجوها هستن که توشون گرایشهای مختلفی مثل هنر وجود داره یا خودشون اهل مطالعه هستن و به عنوان کار نیمه وقت بهش نگاه می کنن. اینها هم عادات افراد تحصیل کرده و بار فرهنگی جمعیتهای مختلف با تخصص و خرده فرهنگهای متنوع رو وارد این کامیونیتی می کنن و بهش ابعاد تازه تری می دن. مهاجرهایی هم که می تونن از قابلیت خودشون در دوچرخه سواری استفاده کنن، با عادات و باورهای مختلفشون تو این جامعه حضور دارن.
    این گوناگونی فرهنگی تا اون جایی پیش رفته که موضوع چندین فیلم سینمایی داستانی و مستند مستقل شده مثل Quicksilver 1986 و Premium Rush 2012 (اگه تو گوگل سرچ کنید به فهرستهای "ده فیلم برتر" از این ژانر هم بر می خورین) و همین انگیزه ای شد که لوکاس برونل در همون سال 2012 دست به تدوین و پخش فیلم مستند خودش به اسم Line of Sight بزنه. توی این فیلم ما می بینیم که همین بایک مسنجرها توی شهرهای آمریکا و بعضی شهرهای اروپایی و همین طور توکیو، شرط بندی می کنن و با دوچرخه هایی که نه دنده دارن و نه ترمز، از میون بار ترافیکی خیابونها، خودشون رو به ایستگاه هایی که رو نقشه مشخص شده می رسونن. دیدن این صحنه ها، و مهارت و جسارتی که درشون نهفته است و تکنیکهایی که هر کدوم برای اجرا کنندگانشون یه چشمه به حساب می آد، می تونه فوق العاده جذاب باشه.
    امروزه با گسترش فضای وب، توجه و اقبال زیادی به این مقوله و کوشش برای بازشناسی زوایای مختلف اون شده. افراد بسیاری از همین قماشِ بایک مسنجرها، در ساعات فراغتشون، به فیلمبرداری و ثبت فرهنگ پیکهای دوچرخه ای مشغولن. از اونی که خیابونها رو زیر پا می ذاره و محلات شهر رو به علاقه مندان نشون می ده و بناهای مهم هر منطقه رو معرفی می کنه تا کسی که تجربیات خودش رو همراه با کنکاش در بافت فرهنگی شهرها و آدمها به اشتراک می ذاره. برای نمونه فوتج های کلسی لِی (Kelsey Leigh) رو توی یوتیوب جستجو کنید. درست مثل این می مونه که توی این کلیپ ها می تونید ژانر تازه ای از همزیستی انسان با ماشین و در پرتو اون انسان با انسان رو، دور از دروغهای سیاستمدارها و تولیدات صرفاً سرگرم کنندۀ هالیوودی کشف و نظاره کنید. توی یکی از این قسمتها کِلسی (که خودش کاناداییه و برای کار به نیویورک می آد) با یه پیشکسوت که از 1992 داره تو نیویورک کار می کنه مصاحبه می کنه. براش سؤالهایی رو که اعضای کانالش از اون آدم کردن رو می خونه (باورتون می شه؟) و طرف هم که کنارش رو نیمکت پارک نشسته، جواب می ده. یکی از سؤالها چالش رشد وسایل ارتباط جمعی و حتی ورود پهبادها به عرضۀ حمل و نقل هست که در موردش صحبت می کنن و این که آیا این موضوع می تونه آیندۀ این شغل رو با خطر مواجه کنه؟ یا این که توصیۀ شما برای کسانی که می خوان وارد این حرفه بشن چیه؟ چالشهای مربوط به جنسیت و اقلیتها هم از جنبه هاییه که تو این فیلمها مورد توجه قرار می گیره.
    تو این برنامه ها حتی شنبه بازارهایی که لوازم و قطعات دوچرخه رو می شه توشون با قیمتهای ارزون پیدا کرد، یا رستورانهای خوبی که تو محلات، غذا با قیمت و کیفیت مناسب می دن، به دوچرخه سوارهایی که گذرشون به اون نقاط می افته، از زبون افراد باتجربه معرفی می کنن. اگر عادتهای غذایی یا رژیمی خاص داشته باشین، به رستورانهایی که غذای مناسب مخصوص گیاهخوران و وگان ها رو عرضه می کنن، هم توجه نشون داده می شه. تازه می شه از دریچۀ این برنامه ها با انواع آموزشهای اجتماعی و فرهنگ سازی در اون مناطق آشنا شد؛ مثل این که برنامه دارن تو نیویورک، یک روز بخصوص (مثلاً سه شنبۀ آخر هر ماه) ساعت پنج عصر با دوچرخه بیان خیابون نوردی. و می بینیم که هزار نفر دوچرخه هاشونو، از شهری گرفته تا کوهی، ور می دارن و برای ترویج فرهنگ دوچرخه سواری دنبال هم راه می افتن تو شهر به رکاب زدن.
    من چون همۀ این برنامه ها رو ندیدم نمی تونم یه گزارش کامل ارائه کنم اما خیلی امیدوارم که این معرفی، توجه دوستان رو کمی به خودش جلب کنه و به دنبال شناخت و کشف این بُعد از دنیای دوچرخه سواری برن و یه قدری هم از هیاهوی دوشاخ صلب و کمک فنر و این حرفا فاصله بگیرن و دمی با بعد صافی و بی پیرایۀ جهان دوچرخه سواری نسبت برقرار کنن. اون قدر برنامه های دیدنی و آموزنده در این مورد تو یوتیوب پره که حد نداره. و اون قدر تماشا کردن و ارتباط بی واسطه و بی نقاب با این آدمها برقرار کردن جذاب و آموزنده است که بسا حسرت می خوری چرا ما چنین چیزی در شهر و کشور خودمون نداریم، در کنار این همه شغل کاذب و البته کمتر شرافتمندانه که ملت بهشون جذب می شن و خیر زیادی هم نمی برن ازش.
    البته کما کان موطن جغرافیایی اصلی این صنعت هنوز شهر نیویورکه (که خب حالا دلیلی هم وجود نداره که ناراحت باشیم و بخوایم بریم دنبال این که جایگاه اونو ازش بگیریم) و استفادۀ کامل از محتوای برنامه ها نیازمند قدری زبان انگلیسی دم دستی هم است (Hi Mr. Hitehie)، که امروزه خیلیا بهش مجهزن و شاید خودشون این برنامه ها رو دیده باشن. ممنون از وقتی که گذاشتین.
    • # ADS
      Circuit advertisement
      تاریخ عضویت
      Always
      محل سکونت
      Advertising world
      نوشته ها
      Many
      banner
       

  2. #2
    تاریخ عضویت
    2016/07/30
    محل سکونت
    192.168.1.1
    نوشته ها
    399
    810
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اقا من این کلیپ رو دیدم....
    [Only registered and activated users can see links. ]

    خواه نخواه بیشترمون تاحالا یه تجربه های مشابهی داشتیم...عابر هایی که تو مسیر دوچرخه هستن...یا مردمی که تصور می کنن دوچرخه وسیله اسباب بازیه و مال بچه های زیر 7 سال هست...
    بعضی وقت ها مستفیض مون می کنن با الفاظ قشنگ شون...

    گاهی اوقات هم از خاندان نیسان ابی که تا به حال چیزی شبیه این تصویر به ذهن شون خطور نکرده...


    حالا حرفم اینجاست چرا اون همه بنی بشری که تو اون کلیپ دیدیم و انصافا هم حق با اون ها بود...یکی شون داشت با دیسک 203 از وسط اره می شد...
    کیف اون یکی بوی تایر ماکسیس به خودش گرفت...فقط می خندیدن؟
    نه اعتراضی فیزیکی...لسانی...
    ما کجاییم...اونا کجا...

    جدا خیلی این کلیپش حرف داشت...ما اسممون رو گذاشتیم کشور با تمدن...
    ولی به جون هم افتادیم هم رو داریم میخوریم.....نمی گم جای دیگه همه ادم هاش خوبن...ولی واقعا تا چند سال پیش هم اینقدر فراگیر نبود وضعمون

    هفته قبل حدود ساعت 8 شب رفتیم با دوستی رکاب کفی ( نوعی رکاب زنی در اسفالت)... همراه با لباس های رنگ روشن...چراغین چشمک زن که 150 متر به وضوح دید داره...
    از گوشه مسیر...
    سرنشین سمت راست راننده پراید بزرگواری اومد ما رو به رگبار فحش بست....
    استغفرالله...
    البته من به لحاظ وجود هندزفری که به شکل دکوری گذاشته بودم وانمود می شد که آینه...به خودت...من نشنیدم...
    ولی دوستمون تمایل داشت از خجالتش به سبک آینه زنون در بیاد... که با وساطت من منصرف شد....

    یک ساعت بعد دو جوانک تومور سوار (دقیقا تومور سرطانی نه موتور) اومدن مثلا از پشت سر جیغ بکشن ما مثلا بترسیم... ولی زهی خیال باطل...
    فکر کردن با این ما میایم شبیه مسابقات توردو فرانس بهم می خوریم و کلی تلفات می دیم



    نمی دونستن ما در کوهستان چه مکاشفات و مناجات ها کرده ایم...چه سفر ها کرده ایم...و صدای جیغ انسان که چیزی نیست...صدای سگ و بوق 1921 هم رعشه بر پای روی پدال نمی اندازد...
    علی ای حال...حرف هایی که زدیم از این بابت بود...بیاین با دوستان... اشنایان...بستگان تون صحبت کنین...از ارزش های والای دوچرخه سواری بگید...
    نمیخوام بگم بریم مردم رو دوچرخه سوار کنیم...همین قدر اگاهی پیدا کنن یه سربالایی که ماشین با دنده دو به زور میره بالا رو ما رکاب می زنیم و مثل ماشین ها نه هوا رو الوده می کنیم و نه سر و صدا و مزاحمتی...
    هوای این جماعت رو داشته باشن....اصلا بوق هم نزنن برای ایول و دمت گرم....
    خسته نباشید که نمیگن...اعصاب و روان ما رو خراب نکنن...

    این حرف خیلی آرمانی هست...ولی امیدواریم که حداقل تا یه حدی شدنی بشه...
    پیش از این که ما هم بفهمیم اینجا جای موندن نیست...
    [Only registered and activated users can see links. ]
    In Bikes We trust
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2019/02/11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10
    21
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Black نمایش پست ها
    عذر خواهی می کنم، چون ایجاد یه تاپیک تازه رو بلد نبودم مطلبمو این جا گذاشتم

    قسمت اول
    الآن تو این سایت (که به سهم خودم از آشنایی و استفاده ازش خیلی خوشحالم) سبکهای مختلفی از دوچرخه سواری معرفی شده، که به دوستان کمک می کنه با توجه به انتظاراتشون، دست به چه نوع خریدی بزنن، و اگه سؤالی هم دارن، به صورت مشخص روی چه نکاتی تأکید داشته باشن. منم به سهم خودم می خواستم به بعضی جنبه های این وسیله اشاره کنم که طبعاً می تونه محل بحث و نظر هم باشه. هیچ مشکلی وجود نداره: هر کسی با توجه به دید و علاقۀ خودش می تونه نظر خالی از تعصبش رو مطرح کنه تا به روشنتر شدن مسائل کمک کرده باشه. برای خیلی از ماها که دیگه نوجوانی و اوایل جوانی رو پشت سر گذاشتیم، خاطرۀ دوچرخه با مدلهایی شروع شده که امروزه دیگه مورد پسند همه و بخصوص جوونترهای پا به راه نیست. مدلهایی که با تعابیری مثل "از مد افتاده" و یا حتی مدل "لحاف دوزها" ازشون یاد می شه. هرچند که نمی شه منکر شد هر چی که از شهرهای بزرگ و مراکز استانها دورتر می شیم، شانس دیدن این مدلها که دارن نسل بعد از نسل سرویس می دن به راکبشون، بیشتر می شه. در واقع باید گفت این مدلها، خیلی بیشتر با نمونه های اصیل یک دوچرخه تطابق خودشونو حفظ کردن، و مدلها و کانسپتهای امروزی، تا حد زیادی حتی دیگه به شکل هندسی اصیل یک دوچرخه وفادار نموندن. البته این موضوع در جامعه ای مثل ما، که خب هم مصرف کننده و هم جو زده است تا حدود زیادی، می تونه برای واقع بینها قابل درک باشه. ولی حقیقت اینه که در طی دویست سالی که از اختراع این وسیله می گذره، کشورهای پیشرو که سازنده های صاحب سبک اون هستن، در طیف وسیعی از تولیداتشون هنوز تا حدود زیادی به همون شکل و مختصات اولیۀ دوچرخه وفادار موندن. چون اون جاها هیجان عقب نموندن از قافلۀ مد و جریان غالب، به اون صورت افراد رو از خود بی خود نکرده؛ بماند که با نوآوری و ابتکارات شخصی همیشه یه وسیله رو می تونن برای وضعیتهای جدید هم آداپته کنن و تطبیق بدن، و اصلاً اصراری نیست که از یک چیزی که خودشون سازندۀ اون هستن و هر وقت بخوان می تونن برن یه جدیدشو بخرن، و با فرهنگی که همراه اون وسیله شکل گرفته، که اونم بخشی از فرهنگ خودشونه، به همین راحتی خداحافظی کنن. با وجود تعصب بر حفظ داشته ها و حتی پرداخت پول کمتر برای یه دوچرخه، و یا خرید دوچرخۀ دست چندم یا تعمیر و راه اندازی یه مدل قدیمی، اونا از اصل مطلب غافل نیستن: موضوعاتی مثل داشتن هندسۀ مناسب، مقاومت جنس بدنه و هماهنگی با کاربرد خاصی که از اون در نظر داریم. در کمال تعجب، فرهنگ زندگی اقتصادی و صرفه جویانه و دونستن قدر حتی یه دلار از پول توی جیب، اون جا به اندازه ای که تو مملکت خودمون می بینیم زشت نیست. مثلاً در نظر بگیریم که اگه یکی که ماهی دو میلیون درآمدشه، بره یه آیفون مدل جدید بخره، حالا چه نقدی یا قسطی، دیگه واسه اونی که ماهی بیست میلیون در می آره چی می مونه که بره بخره و مطابق با سطح درآمدش باشه؟ این مثال شاید بخوبی مسأله عدم تعادل رو بتونه بیان کنه. یا کسی که جونش در می ره و بالاخره یه ماشین فرض کنید بنز می خره، اما دیگه واسه تعمیرات و قطعات یدکیش پول نداره و به خاک سیاه می شینه. خب چه افتخاری داره ماشینت یه میلیارد بیارزه اما بری واسش قطعۀ متفرقه بخری که ارزون در بیاد؟ حالا کنکاش در عرف و عادات و انگیزه های روانی و جمعیِ قصه بماناد. به همین ترتیب می خوام مثال دیگه ای رو مورد توجه قرار بدم. تعداد اتومبیلهای آفرودی که ما هر کدوم در طول روز بتونیم این گوشه و اون گوشه شهر ببینیم شاید به یک درصد هم نرسه. در این مورد خاص ما شاهد یه تفکیک بین کارکردهای اساسی اتومبیل به عنوان وسیلۀ نقلیه افراد و حمل کالا هستیم که بالاجبار هنوز سر جاش مونده و حاکمه. اونهایی هم که از ماشین، یا از یکی از ماشیناشون می خوان به عنوان وسیلۀ ماجراجویی و هیجان استفاده کنن، باز هم مشخصه که حضور دارن، اما تعدادشون خیلی کمه، شاید همون طور که گفتیم کمتر از یک درصد. نکتۀ قابل توجه این جاست که به طور طبیعی، در مورد دوچرخه هم باید نتایج مشابهی به دست می اومد. یعنی دوچرخه هم باید در درجۀ اول مسؤولیت نقل و انتقال فرد رو از منزل به جاهای دیگه به دوش می کشید (که بهش می گن Commuting)؛ و یا حتی برای تفریح و تناسب اندام مورد توجه قرار می گرفت ( همون فیتنس خودمون)؛ اما به علت همون جو زدگی مشار الیه و باورهای عمومی بی پایه، گرایش به استفاده از اون در فعالیتهای ماجراجویانه خیلی بیشتر از هدف اصلی ساخت دوچرخه به عنوان یک وسیلۀ نقلیه هست؛ حالا به علت چشم و هم چشمی، و یا این که قیمتش اصولاً در مقایسه با یه ماشینی که اختصاصاً برای فعالیتهای آفرودی کنار می ذاریم کمتره، یا جا برای نگهداری کمتری نیاز داره، یا هرچی. در واقع روی این یه قلم کالا، غوغای ظاهر فریبی و همرنگ جماعت شدن به اوج خودش می رسه. نشون به اون نشون که به دلیل فقدان دسترسی کافی به خدمات درمانی، قطعات یدکی و سرویس و تعمیرات، و این که اصولاً بر خلاف اون چه که نشون می دیم کمتر از دیگران ماجراجوی واقعی هستیم و پای زخم و زحمت و مرارتش کمتر می تونیم بشینیم، تو این زمینه رکوردهامون در جهان محلی از اعراب نداره و بیشترین فوتج ها و کلیپهایی که در این زمینه ساخته می شه و دیده می شه (منظور همون نمایشهای مربوط به کارکرد دوچرخه های کوهستانه) مال ما توش نیست. و ما اسکیل جهانی و ترندهای روزآمد رو در این زمینه تولید نمی کنیم، و فیلمهامون هم از دنیا فقط بین دوستان و فامیل تماشاچی دارن. سوء تفاهم نشه ها؛ قرار نیست با آزادی و اختیار افراد کاری داشته باشیم و مخالفتی به ظهور برسونیم؛ کسی رو نمی خوایم مجبور کنیم که حتماً مثل ما فکر کنه. ولی می دونم وقتی از دوستمون بپرسیم خب حالا چرا یه راست رفتی سراغ دوچرخه کوهستان؟ می گه همه همینو می خرن، یا که می گه دوست داشتم هرچند محدود و کوچک و دور از استاندارد جهانی، برا خودم این جوری تفریح کنم. خیلی خب، قبول، حالشم بتونی ببری ایشالاه، ولی ای کاش به همین اندازه هم اشتیاق نشون می دادی که کنه و ماهیت دوچرخه و فرهنگ دوچرخه سواری رو کشف کنی و بهش واقف بشی. متأسفانه کالا رو می شه با پول خرید اما فرهنگش رو نه؛ فرهنگ رو تو هیچ مغازه ای نمی فروشن بماند که یافتن و فهمیدنش، هم تمرین ذهنی و ریاضت کافی لازم داره و هم فکر خالی از گره و ضمیر روشن؛ و اینابرای کسی که چیبش پر پوله یا اداشو در می آره کارهای زائد و وقت گیره. دوباره مثال گوشی موبایل رو یادآوری می کنم. بازم جای نگرانی نذاریم واسه کسی توی شهری مثل تهران، با توجه به شیب شمال ـ جنوبی خیابونها که گاهی خیلی شدید می شه، یا کیفیت آسفالتش که همیشه به یک درجه نیست، اگه بره یه دوچرخه مجهزتر کمک دار که برخوردار از حداقل مقدار دامنۀ نوسان (فرض کنید پنجاه ـ شصت میلیمتر) باشه بخره، خب بازم کاری در چارچوب همون انتخاب منطقی ای که داشته کرده و باید واقع بینانه دیده و ارزیابی بشه. بر همین منوال است تعداد دنده یا سایر امکانات معقولی که روی وسیله نصب می کنن. اصلاً منظور این نیست که این آدم تخطئه بشه؛ طبعاً سلیقۀ اون رو هم در کنار کسی که برای خودش دوچرخۀ ساده و بدون کمک می خره باید محترم بدونیم. چرا که نه؟ باکی نیست اگه حالا که کار به این جا رسید، و خودمونو آمادۀ شنیدن اعتراضات از اطراف و اکناف کرده ایم، به این موضوع هم اشاره ای بکنیم که میون وسایلی مثل اتومبیل و حتی موتورسیکلت که سطح مقاومت بدنه شون بالاست و یه شِل و پوسته ای روی اجزای داخلیشون دارن، با دوچرخه فرق هست. دوچرخ واقعاً و ذاتاً یه وسیلۀ نقلیۀ عریان، بی آلایش و بی پیرایه برای فضای شهری و راه های آسفالت و یا مسیرهای کوبیده است. برای همین هم هست که در کوه و دشت زود و زیاد آسیب می بینه و قطعاتش، در کاربرد سبکهای مختلف کوهستان خیلی سریع مستهلک می شن. با این حال، زیاد هم ادعایی نداریم، تمام سعی این نوشته اینه که شما اینو می بینی اون وجه اصلی و اصیل رو هم ببین، چه اشکالی داره؟ چرا توی شهرها الآن انتخاب اولیه ما همون دوچرخه ای هست که به نام مبارک کوهستان مزین شده و انگار، کسی که دوچرخۀ شهری و سایکل توریستی ابتیاع کنه نوادۀ بلافصل نئاندرتال و یا محترمانه تر همون "لحاف دوزهای" خودمونی تلقی می شه؟ چرا ما به اندازۀ کافی چشممونو باز نمی کنیم که تعداد دوچرخ های ساده ای که در دنیا توسط برندها معروف یا کارگاه های کوچک یا آدمهایی که به تنهایی دوچرخه های سفارشی و اختصاصی برای افراد می سازن خیلی هم زیاده. کشورهایی که دوچرخه بخشی از فرهنگ اونهاست و اصولاً صفر تا صد پژوهش و توسعۀ اون (R & B منظورم بود) دست اونهاست، در شمال اروپا و امریکا مثلاً، بیشتر از همین نوع استفاده می کنن و مدلهای پر زرق و برق رو یا برای پولدارهای خودشون یا اونایی که آدرنالین اضافی ترشح می کنه بدنشون و یا ما مشتریهای کشورهای نفتی می سازن. جای نگرانی داره که ما این جا با پدیدۀ تام و تمام "قلب واقعیت" مواجه باشیم. این قلب واقعیت می تونه چنان بر فکر و روان ما مسلط بشه که اگه یه وقت یه راکب خارجی هم ببینیم، ممکنه فکر کنیم دوچرخۀ Surly هزار دلاریِ زیر پاش، هم سنگینه هم قدیمی و دلمون براش بسوزه.

    قسمت دوم
    حالا بماند، می خواستم از این فرصت استفاده کنم و چند کلمه ای در یادآوری و بزرگداشت دوچرخه سواری شهری (و نه حتی سایکلو توریزم) بنویسم. توی بعضی از کشورها (بخصوص آمریکا) پدیده ای داریم به اسم پیک دوچرخه ای (که خودشون می گن Bike messenger). اینا از قدیم کارشون جا به جایی انواع بسته و کالاهای سبک در سطح شهرهای شلوغی مثل نیویورک بوده و هنوز هم ادامه داره. توی یه گزارش می گفت که حدود هزار و هشتصد بایک مسنجر تو نیویورک دارن کار می کنن. اینا افراد زحمت کشی هستن که هم به دوچرخ علاقه مندن و هم به آزادی و استقلال در کار. خیلیاشون حدود دوازده ساعت در روز کار و انواع و اقسام سفارشها رو به مقصد می رسونن. دوچرخه برای اینا قاعدتاً چیزی بیش از صرفاً یک وسیلۀ نقلیه است. مردم هم با این که وسایل ارتباطی و ترابری پیشرفت زیادی کرده، هنوز هم دوست دارن نیازشون رو با خدمات این صنف برطرف کنن. در نتیجه مؤسساتی وجود داره که مثل آژانسهای تاکسی، و با در اختیار داشتن تعدادی از این افراد، به کار خدمات حمل و نقل می پردازن. اینها هم چون مسیرها رو خوب می شناسن و از قابلیتهای دوچرخه هاشون با چابکی استفاده می کنن، می تونن محموله ها رو در کمترین زمان به دست گیرنده برسونن.
    این شغل، بسته به میزان سرعت عمل فرد، می تونه درآمد خوبی هم نصیب کنه. برای دانشجوها یا کسانی که دنبال یه کار نیمه وقت برای پرداخت اجارۀ خونه و هزینه های جاری شون می گردن، یه انتخابه قابل قبوله. بعضیا هم میان و نمک گیر می شن و تا سالهای متمادی این شغل رو ادامه می دن و بعدش خودشون شرکت می زنن و از این حرفا.
    فرهنگ خاصی هم بین اینا شکل می گیره مثل بقیۀ اصناف. از این نظر که شغلی مربوط به طبقۀ ضعیف به شمار می آد و شاید از این نظر هم که نیروی محرکه اش ماهیچۀ آدمیزاده نه موتور احتراقی (و البته دوچرخه هم در رقابت با وسایل نقلیۀ توی خیابونها ضعیفتر و آسیب پذیرتره) باعث می شه که هوای همو بیشتر داشته باشن و مراعات حال همو بکنن. مثلاً یه نمونه ش رو که می شه دید توجه کردن به مشکلات همدیگه هست که مثلاً جای همو پر کنن یا واسه تولد به همدیگه قطعات مورد نیاز مثل گریپ فرمون یا کوله پشتی یا عینک یا زین هدیه بدن. یا چون دختر ها هم به عنوان کار به این شغل وارد می شن، یه جورایی ازشون حمایت کنن.
    توی این صنف همه جور آدم پیدا می شه، از آدمای پایین دستی که تنها ممر زندگیشون همینه و بعد این خورده فرهنگ کم کم هویت صنفی و اجتماعیشون می شه؛ اینا با هم دور همی می ذارن و انواع تکنیکهای من در آوردی برای عملیات جانگولر روی دوچرخه و دور زدن ترافیک رو به هم نمایش می دن و به هم منتقل می کنن. گروه های دیگه دانشجوها هستن که توشون گرایشهای مختلفی مثل هنر وجود داره یا خودشون اهل مطالعه هستن و به عنوان کار نیمه وقت بهش نگاه می کنن. اینها هم عادات افراد تحصیل کرده و بار فرهنگی جمعیتهای مختلف با تخصص و خرده فرهنگهای متنوع رو وارد این کامیونیتی می کنن و بهش ابعاد تازه تری می دن. مهاجرهایی هم که می تونن از قابلیت خودشون در دوچرخه سواری استفاده کنن، با عادات و باورهای مختلفشون تو این جامعه حضور دارن.
    این گوناگونی فرهنگی تا اون جایی پیش رفته که موضوع چندین فیلم سینمایی داستانی و مستند مستقل شده مثل Quicksilver 1986 و Premium Rush 2012 (اگه تو گوگل سرچ کنید به فهرستهای "ده فیلم برتر" از این ژانر هم بر می خورین) و همین انگیزه ای شد که لوکاس برونل در همون سال 2012 دست به تدوین و پخش فیلم مستند خودش به اسم Line of Sight بزنه. توی این فیلم ما می بینیم که همین بایک مسنجرها توی شهرهای آمریکا و بعضی شهرهای اروپایی و همین طور توکیو، شرط بندی می کنن و با دوچرخه هایی که نه دنده دارن و نه ترمز، از میون بار ترافیکی خیابونها، خودشون رو به ایستگاه هایی که رو نقشه مشخص شده می رسونن. دیدن این صحنه ها، و مهارت و جسارتی که درشون نهفته است و تکنیکهایی که هر کدوم برای اجرا کنندگانشون یه چشمه به حساب می آد، می تونه فوق العاده جذاب باشه.
    امروزه با گسترش فضای وب، توجه و اقبال زیادی به این مقوله و کوشش برای بازشناسی زوایای مختلف اون شده. افراد بسیاری از همین قماشِ بایک مسنجرها، در ساعات فراغتشون، به فیلمبرداری و ثبت فرهنگ پیکهای دوچرخه ای مشغولن. از اونی که خیابونها رو زیر پا می ذاره و محلات شهر رو به علاقه مندان نشون می ده و بناهای مهم هر منطقه رو معرفی می کنه تا کسی که تجربیات خودش رو همراه با کنکاش در بافت فرهنگی شهرها و آدمها به اشتراک می ذاره. برای نمونه فوتج های کلسی لِی (Kelsey Leigh) رو توی یوتیوب جستجو کنید. درست مثل این می مونه که توی این کلیپ ها می تونید ژانر تازه ای از همزیستی انسان با ماشین و در پرتو اون انسان با انسان رو، دور از دروغهای سیاستمدارها و تولیدات صرفاً سرگرم کنندۀ هالیوودی کشف و نظاره کنید. توی یکی از این قسمتها کِلسی (که خودش کاناداییه و برای کار به نیویورک می آد) با یه پیشکسوت که از 1992 داره تو نیویورک کار می کنه مصاحبه می کنه. براش سؤالهایی رو که اعضای کانالش از اون آدم کردن رو می خونه (باورتون می شه؟) و طرف هم که کنارش رو نیمکت پارک نشسته، جواب می ده. یکی از سؤالها چالش رشد وسایل ارتباط جمعی و حتی ورود پهبادها به عرضۀ حمل و نقل هست که در موردش صحبت می کنن و این که آیا این موضوع می تونه آیندۀ این شغل رو با خطر مواجه کنه؟ یا این که توصیۀ شما برای کسانی که می خوان وارد این حرفه بشن چیه؟ چالشهای مربوط به جنسیت و اقلیتها هم از جنبه هاییه که تو این فیلمها مورد توجه قرار می گیره.
    تو این برنامه ها حتی شنبه بازارهایی که لوازم و قطعات دوچرخه رو می شه توشون با قیمتهای ارزون پیدا کرد، یا رستورانهای خوبی که تو محلات، غذا با قیمت و کیفیت مناسب می دن، به دوچرخه سوارهایی که گذرشون به اون نقاط می افته، از زبون افراد باتجربه معرفی می کنن. اگر عادتهای غذایی یا رژیمی خاص داشته باشین، به رستورانهایی که غذای مناسب مخصوص گیاهخوران و وگان ها رو عرضه می کنن، هم توجه نشون داده می شه. تازه می شه از دریچۀ این برنامه ها با انواع آموزشهای اجتماعی و فرهنگ سازی در اون مناطق آشنا شد؛ مثل این که برنامه دارن تو نیویورک، یک روز بخصوص (مثلاً سه شنبۀ آخر هر ماه) ساعت پنج عصر با دوچرخه بیان خیابون نوردی. و می بینیم که هزار نفر دوچرخه هاشونو، از شهری گرفته تا کوهی، ور می دارن و برای ترویج فرهنگ دوچرخه سواری دنبال هم راه می افتن تو شهر به رکاب زدن.
    من چون همۀ این برنامه ها رو ندیدم نمی تونم یه گزارش کامل ارائه کنم اما خیلی امیدوارم که این معرفی، توجه دوستان رو کمی به خودش جلب کنه و به دنبال شناخت و کشف این بُعد از دنیای دوچرخه سواری برن و یه قدری هم از هیاهوی دوشاخ صلب و کمک فنر و این حرفا فاصله بگیرن و دمی با بعد صافی و بی پیرایۀ جهان دوچرخه سواری نسبت برقرار کنن. اون قدر برنامه های دیدنی و آموزنده در این مورد تو یوتیوب پره که حد نداره. و اون قدر تماشا کردن و ارتباط بی واسطه و بی نقاب با این آدمها برقرار کردن جذاب و آموزنده است که بسا حسرت می خوری چرا ما چنین چیزی در شهر و کشور خودمون نداریم، در کنار این همه شغل کاذب و البته کمتر شرافتمندانه که ملت بهشون جذب می شن و خیر زیادی هم نمی برن ازش.
    البته کما کان موطن جغرافیایی اصلی این صنعت هنوز شهر نیویورکه (که خب حالا دلیلی هم وجود نداره که ناراحت باشیم و بخوایم بریم دنبال این که جایگاه اونو ازش بگیریم) و استفادۀ کامل از محتوای برنامه ها نیازمند قدری زبان انگلیسی دم دستی هم است (Hi Mr. Hitehie)، که امروزه خیلیا بهش مجهزن و شاید خودشون این برنامه ها رو دیده باشن. ممنون از وقتی که گذاشتین.
    سلام. چه خوب بود که در تاپیک جداگانه‌ای این پست مطرح میشد. یه بخشی تو سایت‌ هست با عنوان «فرهنگ دوچرخه» که بهتره این اونجا مطرح بشه.
    دوچرخه‌سواری شهری در تقابل با هیچ بخش حرفه‌ای دوچرخه سواری مطرح نمیشه که بگیم چرا فلانی دوچرخه کوهستان خریده. خب طبیعیه که وقتی یه نفر میخواد هم تو شهر استفاده کنه هم تو کوهستان باید دوچرخه کوهستان بخره حالا تو شهرم ازش استفاده میکنه دیگه. قرار نیست هر کسی بره دو سه نوع دوچرخه بخره. اصلا خود من. من دوچرخه‌ام رو برای سواری شهری خریدم. کوهستان هم هست به دو دلیل، یکی اینکه با چاله چوله‌هایی که تو مسیرام بهش برخورد میکنم دوچرخه‌ پایداری بیشتری داشته باشه (مساله عمده عرض تایر هست اینجا) که باعث میشه آدم با تایر پهن‌تر تعادل بیشتری داشته باشه. یه بحثش هم این بود که قیمت اینی که خریدم برام مناسب بود.
    در کلیت ولی خب استفاده از دوچرخه تو شهر که خیلی کار خوبیه و هر کی بتونه استفاده کنه کار شایسته‌ای کرده. من خودم خیلی وقتا نمیبرم به خاطر اینکه جای پارک امن ندارم. و میگم بهتره عطای این یک ساعت سواری رو به لقاش ببخشم. یکی ورداشت برد چی کار باید بکنم. البته الان قراره که کنار ۲۲ مترو اصلی شهر پارکینگ امن دوچرخه بزنن. ببینیم چی از آب در میاد. یکی هم بحث راننده هاست و اینا که خب کم کم بهشون عادت کردم. با اختلاف تاکسی‌ها با پیچیدن‌های ناگهانی بیشترین اذیت رو میکنن و بعدش موتورها. عید تو شهر گشت میزدم دیدم که دارن تو خیابون‌های طالقانی، ایرانشهر، قرنی مسیر دوچرخه میزنن. نمیدونم خوب باشه یا بد ولی چند باری که گذرم به کریم‌خان خورده بدون هیچ مشکلی از مسیرای دوچرخه اونجا استفاده کردم و به نظرم خیلی خوبه که این مسیرا بیشتر بشه.
    اصلا این بحثا رو باید ببریم تو همون تاپیک جدی‌تر در موردش بحث کنیم. ایشالله به زودی.
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2018/06/04
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    120
    119
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sir Pendar نمایش پست ها
    البته من به لحاظ وجود هندزفری که به شکل دکوری گذاشته بودم وانمود می شد که آینه...به خودت...من نشنیدم...
    ولی دوستمون تمایل داشت از خجالتش به سبک آینه زنون در بیاد... که با وساطت من منصرف شد....
    برای من هرازگاهی پیش میاد ولی اگر فحش بدن من مثل اون دوستتون واکنش نشون میدم و فحش های بدتری بهشون میدم البته بستگی به موقعیتش هم داره
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2019/02/05
    محل سکونت
    تهران - ستارخان
    نوشته ها
    48
    54
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sir Pendar نمایش پست ها
    اقا من این کلیپ رو دیدم....
    [Only registered and activated users can see links. ]

    خواه نخواه بیشترمون تاحالا یه تجربه های مشابهی داشتیم...عابر هایی که تو مسیر دوچرخه هستن...یا مردمی که تصور می کنن دوچرخه وسیله اسباب بازیه و مال بچه های زیر 7 سال هست...
    بعضی وقت ها مستفیض مون می کنن با الفاظ قشنگ شون...

    گاهی اوقات هم از خاندان نیسان ابی که تا به حال چیزی شبیه این تصویر به ذهن شون خطور نکرده...


    حالا حرفم اینجاست چرا اون همه بنی بشری که تو اون کلیپ دیدیم و انصافا هم حق با اون ها بود...یکی شون داشت با دیسک 203 از وسط اره می شد...
    کیف اون یکی بوی تایر ماکسیس به خودش گرفت...فقط می خندیدن؟
    نه اعتراضی فیزیکی...لسانی...
    ما کجاییم...اونا کجا...

    جدا خیلی این کلیپش حرف داشت...ما اسممون رو گذاشتیم کشور با تمدن...
    ولی به جون هم افتادیم هم رو داریم میخوریم.....نمی گم جای دیگه همه ادم هاش خوبن...ولی واقعا تا چند سال پیش هم اینقدر فراگیر نبود وضعمون

    هفته قبل حدود ساعت 8 شب رفتیم با دوستی رکاب کفی ( نوعی رکاب زنی در اسفالت)... همراه با لباس های رنگ روشن...چراغین چشمک زن که 150 متر به وضوح دید داره...
    از گوشه مسیر...
    سرنشین سمت راست راننده پراید بزرگواری اومد ما رو به رگبار فحش بست....
    استغفرالله...
    البته من به لحاظ وجود هندزفری که به شکل دکوری گذاشته بودم وانمود می شد که آینه...به خودت...من نشنیدم...
    ولی دوستمون تمایل داشت از خجالتش به سبک آینه زنون در بیاد... که با وساطت من منصرف شد....

    یک ساعت بعد دو جوانک تومور سوار (دقیقا تومور سرطانی نه موتور) اومدن مثلا از پشت سر جیغ بکشن ما مثلا بترسیم... ولی زهی خیال باطل...
    فکر کردن با این ما میایم شبیه مسابقات توردو فرانس بهم می خوریم و کلی تلفات می دیم



    نمی دونستن ما در کوهستان چه مکاشفات و مناجات ها کرده ایم...چه سفر ها کرده ایم...و صدای جیغ انسان که چیزی نیست...صدای سگ و بوق 1921 هم رعشه بر پای روی پدال نمی اندازد...
    علی ای حال...حرف هایی که زدیم از این بابت بود...بیاین با دوستان... اشنایان...بستگان تون صحبت کنین...از ارزش های والای دوچرخه سواری بگید...
    نمیخوام بگم بریم مردم رو دوچرخه سوار کنیم...همین قدر اگاهی پیدا کنن یه سربالایی که ماشین با دنده دو به زور میره بالا رو ما رکاب می زنیم و مثل ماشین ها نه هوا رو الوده می کنیم و نه سر و صدا و مزاحمتی...
    هوای این جماعت رو داشته باشن....اصلا بوق هم نزنن برای ایول و دمت گرم....
    خسته نباشید که نمیگن...اعصاب و روان ما رو خراب نکنن...

    این حرف خیلی آرمانی هست...ولی امیدواریم که حداقل تا یه حدی شدنی بشه...
    پیش از این که ما هم بفهمیم اینجا جای موندن نیست...
    [Only registered and activated users can see links. ]
    عجب کلیپی بود .
    والا من خودمم دلم خیلی پره . دوس ندارم این حرف رو بزنم . اما به نظرم قلب مردم ما سیاه شده . از عقده یا فقر یا چیه رو نمیدونم . اما احساس میکنم ترکیبی از همشه . مردم ما دیگه همدیگه رو دوست ندارن . از شادی بقیه شاد نمیشن .
    بارها دیدم که حتی رفتار عادی یه میوه فروش با مشتریش با یه دوچرخه سوار که حسابی تیپ زده و رفته دوتا موز بخره متفاوته . سعی میکنه با نگاه نکردن به اون فرد بهش بی توجهی کنه .
    آستین نو بخور پلو یادتونه ؟ زمونه ای شده گاها برعکسه . طرف ببینه تیپ زدی یا چی سعی میکنه حالتو بگیره به هر نحوی
    در کنار این رفتار های ناپسند گاها هم نشونه های مثبتی دیده میشه . دیشب ساعت 9 اینا تو پارکینگ در حال نرمش قبل رکاب زدن بودم .
    ظاهرا ساختمون رو به رویی منو دیده . یه پدر عزیزی بودن . اومد پایین تا از در رفتم بیرون گفت سلام پسرم . گفتم سلام بفرمایید .
    گفت از پنجره دیدمت اومدم بگم من یه پسر دارم براش یه دوچرخه خریدم وصلش کرده رو دیوار تو خونه . گفتم کار خوبی میکنه . دزد زیاد شده
    گفتم خب ؟ کمکی از دستم بر میاد ؟ خندید گفت حقیقتش گفتم شاید اگه شما رو ببینه انگیزه بگیره . چون تنها نمیره بیرون . چون 16 سالشه
    گفتم مشکلی نیست بگید بیاد . عاقا رفتم دیدم یه اسکات دو کمکه زده تو دیوار اتاقش . برگ درختای تو کوچه یهو ریخت . گفتم یکی مثل من عشق دوچرخست چی میخره یکی همچین چرخیو گذاشته تو اتاق بیرون نمیارش
    هیچی دیگه بعد 10 کیلومتر خسته شد برگشتیم خونه . من باز رفتم پارک لاله
    خلاصه که میخوام بگم گاهی این چیزا رو آدم میبینه انرژی میگیره . برخلاف بعضیا که قشر مارو اذیت میکنن
    امیدوارم هر کدوممون بتونه تعداد زیادی رو به سمت دوچرخه تشویق کنه . به طوری که سر بعضی کوچه ها برای جلوگیری از تصادف برامون چراغ راهنمایی بذارن و البته بهمون احترام بذارن ...
  6. #6
    تاریخ عضویت
    2018/09/01
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    24
    21
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط aboozaram نمایش پست ها
    سلام. چه خوب بود که در تاپیک جداگانه‌ای این پست مطرح میشد. یه بخشی تو سایت‌ هست با عنوان «فرهنگ دوچرخه» که بهتره این اونجا مطرح بشه.
    دوچرخه‌سواری شهری در تقابل با هیچ بخش حرفه‌ای دوچرخه سواری مطرح نمیشه که بگیم چرا فلانی دوچرخه کوهستان خریده. خب طبیعیه که وقتی یه نفر میخواد هم تو شهر استفاده کنه هم تو کوهستان باید دوچرخه کوهستان بخره حالا تو شهرم ازش استفاده میکنه دیگه. قرار نیست هر کسی بره دو سه نوع دوچرخه بخره. اصلا خود من. من دوچرخه‌ام رو برای سواری شهری خریدم. کوهستان هم هست به دو دلیل، یکی اینکه با چاله چوله‌هایی که تو مسیرام بهش برخورد میکنم دوچرخه‌ پایداری بیشتری داشته باشه (مساله عمده عرض تایر هست اینجا) که باعث میشه آدم با تایر پهن‌تر تعادل بیشتری داشته باشه. یه بحثش هم این بود که قیمت اینی که خریدم برام مناسب بود.
    در کلیت ولی خب استفاده از دوچرخه تو شهر که خیلی کار خوبیه و هر کی بتونه استفاده کنه کار شایسته‌ای کرده. من خودم خیلی وقتا نمیبرم به خاطر اینکه جای پارک امن ندارم. و میگم بهتره عطای این یک ساعت سواری رو به لقاش ببخشم. یکی ورداشت برد چی کار باید بکنم. البته الان قراره که کنار ۲۲ مترو اصلی شهر پارکینگ امن دوچرخه بزنن. ببینیم چی از آب در میاد. یکی هم بحث راننده هاست و اینا که خب کم کم بهشون عادت کردم. با اختلاف تاکسی‌ها با پیچیدن‌های ناگهانی بیشترین اذیت رو میکنن و بعدش موتورها. عید تو شهر گشت میزدم دیدم که دارن تو خیابون‌های طالقانی، ایرانشهر، قرنی مسیر دوچرخه میزنن. نمیدونم خوب باشه یا بد ولی چند باری که گذرم به کریم‌خان خورده بدون هیچ مشکلی از مسیرای دوچرخه اونجا استفاده کردم و به نظرم خیلی خوبه که این مسیرا بیشتر بشه.
    اصلا این بحثا رو باید ببریم تو همون تاپیک جدی‌تر در موردش بحث کنیم. ایشالله به زودی.
    درسته تقابلی وجود نداره، منم به سهم خودم اعتقادی به همچه چیزی ندارم. چیزی که می خواستم بگم این بود که دوچرخه سواری شهری رو اگه بهش به عنوان یه سبک زندگی (لایف استایل) نگاه کنیم، خودش هم یه ورزش حرفه ای می تونه به حساب بیاد. و کوشش این بوده که زمینه ای هم برای در نظر گرفتن این موضوع فراهم بشه. علاوه بر ارزشهای فرهنگی و انسانی خیلی قابل توجه که این سبک دارا ست و اون رو فرای سبکهای دیگه که بیشتر به تکنیک و رکورد زنی متکی اند، قرار می ده.
    همین طور باید به مهارتهای لازم برای سواری در فضای متراکم و پر ترافیک شهری هم اشاره کرد. گذشتن از معابر باریک و هندسۀ دائماً در حال تغییر فضای عبور و مرور، پشت چراغها و در ساعتهای شلوغی و غیره، خودش محتاج کسب تجربه و ورزیدگی قابل قبوله. به یمن بی اعتنایی رانندگان ما به قوانین، ضریب آسیب دیدگی یه دوچرخه سوار شهری، به گمان من می تونه به سهم خودش بالا باشه. این واقعیت که نزدیک به سی درصد رانندگان اتومبیل (این عدد دقیق نیست و تخمین خودمه) موقعی که می خوان پارک کنن یا بپیچن، از چراغ راهنما استفاده نمی کنن، هم خیلی تلخه و هم در عمل خطر ساز. کنار اومدن و مدیریت کردن سبقت از راست (راست کشی) کسانی که اتفاقاً فکر می کنن دست فرمون خوبی هم دارن و انحراف ناگهانی و غیر مسؤولانۀ راننده تاکسیها و گریز از شاخ به شاخ شدن با موتورسوارها هم برای خودش نیاز به کسب تجربه داره. از شیبهای تند و دست اندازها می گذریم.
    در هر حال فکر می کنم یه کمی غیر عادی باشه که ببینیم وقتی یه نو جوون به دوچرخه فکر می کنه، در درجۀ اول پرش از روی پله ها و یا صخره ها به ذهنش بیاد. و تصور می کنم سمت گیری های ما هم اگر به این تصور دامن بزنه، ما هم به نحوی در فراگیر شدن این باور غیر عادی سهیم خواهیم بود. چندان موجه نیست اگر کسی یه دوچرخۀ ساده تو خونه داره، از بیرون آوردنش شرم کنه فقط چون پسندِ عمومی به طرف مدلهای چنان و ونان رفته؛ در حالی که می دونیم در واقع، اصیل ترین و فراگیرترین ترین مدل جهانی دوچرخه رو در اختیار داره.
    شاید اگه دوچرخه سوارها خودشون خودشونو ایزوله نکنن و از دست شهر، به کوه و صحرا پناه نبرن، بتونن به دیگران و از جمله مسؤولین کمک کنن که توی طراحی فضای ترافیک شهری، جایی هم برای اونا در نظر گرفته بشه و حقشون برای داشتن امنیت گفتاری (بهشون توهین نشه) و رفتاری (نادیده گرفته نشن) به رسمیت شناخته بشه.
  7. #7
    تاریخ عضویت
    2018/12/13
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    61
    81
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    مشھد تا دلتون بخواد ،گروه ھای دوچرخه سواری دارھ که فقط شهری رکاب میزنن.و ھدفشون ھم دقیقا ھمینھ که شما میگی...ولی ھنوز مسیر ھای دوچرخه مملو از عابران ھست...ما به عنوان یھ بچه دبیرستانی میگیم مشکل از اموزش ھست....الان ما یھ دبیر داریم برای کار و فناوری ..بنده خدا یھ موارد کاربردی در زندگی رو به ما یاد داده.که خارج از کتابه.که ما ھر وقت ببینیمش بگیم خدا پدر و مادرت رو بیامرزھ...حالا اگه دروسی مبنی بر فرهنگ شهرنشینی به ما به صورت کاملا کاربردی ارائه میشد...وضعیت فرداخیلی بهتر از حال خواهد بود...در ضمن ما به عنوان نوجوان جمع میگوییم که...اکثر ھم سن ھای ما با شوق دانھیل وارد رشته میشن و وقتی میبینن چی به چیھ دیار طبیعت گردی و کراس کنترلی رو انتخاب میکنن..
  8. #8
    تاریخ عضویت
    2018/09/01
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    24
    21
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    بسیار عالی ... بله همین طوره، بچه های ما شایسته دریافت آموزشهای بهتری هستن.
  9. #9
    تاریخ عضویت
    2018/10/19
    محل سکونت
    نزدیکای الپ
    نوشته ها
    36
    31
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    فکر کنم این قضیه کوهستان و دوچرخه سواری فقط کوهستان یه قضیه فراگیر باشه تو ایران. کاملا برعکس اینورا که اکثر فروش دوچرخه و استفادش شهری هست و در عین حال کوهستان و تریل و این چیزام فروش عالی داره. اما فکر میکنم یه جو مخالفی با دوچرخه سواری معمولی و یا شهری وجود داره که باعث سرخورده شدن میشه تا مثلا همه برن کوهستان سوار بشن
    فکر میکنم به این رفتار تمامیت خواه یا توتالیریته میگن. یعنی یا کوهستان و یا هیچی. یا دوشاخ هیدرولیکی یا هیچی
    خودم بارها ایران بودم و میام و خودمم تعجب میکنم چرا همه کوهستان دارن مگه میشه اینا همشون برن کوه؟ خب پس چرا هیچکی نمیاد بگه و یا نمیخواد یه راهنمایی درست بکنه که دوچرخه درستو انتخاب کنن و بخرن؟ این باعث میشه خیلیایی که حتی کوه نمیرن با یه پیش فرض غلط دوچرخه های کوهستان بخرن.
    و یه جریان پشت پرده قویترم هست که صدای مخالفینو تو نطفه خفه میکنه. تو همین سایت شاهدش بودیم
    حالا خودمم تجربه چندانی ندارم تو اموزش و چگونگی راهنمایی کردن اما این راه درست نیست به نظرم.
  10. #10
    تاریخ عضویت
    2018/09/01
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    24
    21
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    در ادامۀ موضوع مبالغه نکردن در مورد انتخاب دوچرخۀ مناسب و ویژگیهای اون، می خواستم نکته ای رو اضافه کنم که فکر می کنم مشارکت دیگر دوستان باتجربه در تکمیل مطلب، می تونه برای عموم مفید باشه:
    من واسه رکاب زنی تو شهر، بیشتر وقتا متکی هستم به طبق وسط و دنده های 3 تا 7. یعنی اگه بخوایم دست بالا رو هم بگیریم، به نظرم 2 تا 8 دیگه جوابگوی دوچرخه سواری شهری خواهد بود. البته دوچرخۀ من 30 تا دنده داره اسماً، اما فکر می کنم که اگه دست باز بود یا وقت خرید هشیار بودم، یه چیزی خودم جمع می کردم که در حد همون 1 طبق و 8 دنده باشه، منتها دندۀ واقعی که اختلاف محسوس داشته باشه.
    از طرف دیگه، این معضلِ تعداد دنده، به نظر یه جور تبلیغات می آد که خودش هم زیاد هم اصرار نداره صادقانه باشه. یعنی شما طبق رو روی 1 یا 3 که بندازید، عملاً واسه این که زنجیر به حالت مورب قرار نگیره، باید فقط از سه دندۀ ابتدایی یا انتهایی خودرو استفاده کنید. بازم دست بالا رو بگیریم بگیم چهار تا. پس در مجموع، شما حداکثر 18 تا دنده برای تعویض درست و سالم در اختیار دارید.
    حالا اگه سیستمی ساخته می شد که شما روی یکی از این دو تا عمل می کردید، مثلاً طبق رو خودتون عوض می کردید، و اون به صورت نیمه اتوماتیک می انداخت رو خودروی مناسب، باز یه چیزی. یا اگه یه سیستم اتوماتیک ابداع می شد که با توجه به میزان فشار پدال و مقاومت زنجیر مثلاً، خودش دنده ها رو عوض می کرد، که چه عالی. (اگه هست لطفاً اطلاع بدید.)
    اما در عوض می بینیم که صنعت داره به سمت ابداعات مینیمم و دهن پر کن حرکت می کنه و می آن 33 دنده و 36 دنده درست می کنن و الکی هی رو دست آدم هزینۀ قطعات به اصطلاح پیشرفته می گذارن.
  11. #11
    تاریخ عضویت
    2018/01/24
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    271
    406
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    با سلام و احترام ، استفاده کردیم از نظراتتون و از اینکه تجربتون رو در اختیار میذارین ممنونم . درست میگین .((
    یعنی شما طبق رو روی 1 یا 3 که بندازید، عملاً واسه این که زنجیر به حالت مورب قرار نگیره، باید فقط از سه دندۀ ابتدایی یا انتهایی خودرو استفاده کنید. بازم دست بالا رو بگیریم بگیم چهار تا. پس در مجموع، شما حداکثر 18 تا دنده برای تعویض درست و سالم در اختیار دارید.)) موافقم کاملا .
    نکته ای که من باید عرض کنم اینه که برای خود بنده که دوچرخه 30 دنده ای دارم به علت شیب زیاد که مسیرها رو اعم از خونه تا محل کار و یا تفریح طی میکنم از تمامی امکانات دنده به صورت اصولی و رعایت مورب نشدن استفاده میکنم .. برای کسی که شهرشون شیب نداره و یا اگه شیب ملایم داره درست میگین کاملا ... ولی امثال من که خونه هاشون دقیقا در کوهپایه ها ساخته شده و سکونت دارن این موضوع نداشتن وسعت دنده آزار دهندست و به جرات میتونم بگم که اگه دوچرخه ی من تعداد دنده ی کمتری داشت یا طبق کوچکتر نداشت نمیشد سربالایی هایی که هر روز سلام میده به من رو در مسیر رو رفت .
  12. #12
    تاریخ عضویت
    2019/03/25
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    9
    14
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)


    این مسئله هم گویا عرف شده هر بی احترامی ای که ادم خواست انجام بده بعد اسم اون رو بگذارن در نطفه خفه شدن
    ویرایش توسط Nader22 : 2019/04/10 در ساعت 22:58
  13. #13
    تاریخ عضویت
    2018/09/01
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    24
    21
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط m_mahdi1990 نمایش پست ها
    با سلام و احترام ، استفاده کردیم از نظراتتون و از اینکه تجربتون رو در اختیار میذارین ممنونم . درست میگین .((
    یعنی شما طبق رو روی 1 یا 3 که بندازید، عملاً واسه این که زنجیر به حالت مورب قرار نگیره، باید فقط از سه دندۀ ابتدایی یا انتهایی خودرو استفاده کنید. بازم دست بالا رو بگیریم بگیم چهار تا. پس در مجموع، شما حداکثر 18 تا دنده برای تعویض درست و سالم در اختیار دارید.)) موافقم کاملا .
    نکته ای که من باید عرض کنم اینه که برای خود بنده که دوچرخه 30 دنده ای دارم به علت شیب زیاد که مسیرها رو اعم از خونه تا محل کار و یا تفریح طی میکنم از تمامی امکانات دنده به صورت اصولی و رعایت مورب نشدن استفاده میکنم .. برای کسی که شهرشون شیب نداره و یا اگه شیب ملایم داره درست میگین کاملا ... ولی امثال من که خونه هاشون دقیقا در کوهپایه ها ساخته شده و سکونت دارن این موضوع نداشتن وسعت دنده آزار دهندست و به جرات میتونم بگم که اگه دوچرخه ی من تعداد دنده ی کمتری داشت یا طبق کوچکتر نداشت نمیشد سربالایی هایی که هر روز سلام میده به من رو در مسیر رو رفت .
    ممنون که تجربه تونو به اشتراک گذاشتین.
  14. #14
    تاریخ عضویت
    2018/12/13
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    61
    81
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Nader22 نمایش پست ها


    این مسئله هم گویا عرف شده هر بی احترامی ای که ادم خواست انجام بده بعد اسم اون رو بگذارن در نطفه خفه شدن
    حرفتون درست بود ...اون دوستمون که جدیدا میگن
    تو ایران فلانه اونور ھمچینو ھمچونھ..شما به نظرم خارج از کشور زندگی میکنید و حرفهاتون به نظرم یع جور دیدن
    ما از بالاست ..درسته اونور رفاه دوچرخه سوار بیشترھ...ولی اینور...دوستان کلی زحمت میکشن با عشق یھ دوچرخه ولوازم مربوط به رشته رو
    بخرن که اخر ھفتھ شون رو با کمی ارامش و ھیجان مخلوط کنن خب نمیدونم فرهنگ اونجا چجوریھ..ولی ما اینجا ارامش رو شاید فقط تو تو طبیعت داریم که اونم دارھ از بین میره ..اینجا ایرانھ و به نظرم
    حرفهایی بزنید که با توجه ب شرایط ایران باشد..ما نمیتونیم بگیم رشته کوھستان به ایران تحمیل شده چون رده سنی جوانان دراین رشته زیادھ که
    نشانگر اینه که جوانان پیگیر کمی ادرنالین وھیجان در رشته خود ھستند پس به قسمت ھای پر ھیجان مانند کوھستان رو میارن
  15. #15
    تاریخ عضویت
    2016/07/30
    محل سکونت
    192.168.1.1
    نوشته ها
    399
    810
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    امریکا ، کانادا ، نیوزیلند ، ایتالیا ، سوییس و فرانسه از کشور هایی هستن که توی اونا قشر زیادی‌ شون از دوچرخه سوار all mountain و دانهیل استفاده می کنن....

    ویژگی مشترک این کشور ها اینجاست که اغلب کوهستانی هستن و اختلاف ارتفاع بین مناطق شون زیاده...
    اگر به نقشه توپوگرافی ایران نگاه کنیم میبینیم بیشتر قسمت های ایران امیخته با کوهستان هست...



    یعنی تو این کشور ، بجز قسمت های کویری و مرکزی که اغلب مسطح هستن ، الباقی کوه های به قدری به اون ها نزدیک هست که برای دیدن کوه اطراف خودشون لازم نیست قطب نما و تلسکوپ ابتیاع کرد



    کوه ها اینقدر به شما در ایران نزدیک هستن که گاهی هواپیما در این فاصله از اون ها رد میشن و به قله برخورد میکنن

    [Only registered and activated users can see links. ]

    حتی باورم نمی شد تو شهری مثل بندرعباس که نزدیک دریا و ارتفاع خود شهر بخشی اش منفی سطح دریاست....یه کوه مرتفع داریم به اسم گنو

    اینا رو که البته همه میدونن...ولی خواستیم بدیهات رو بگیم که توی کشور ما به دلیل کوهستانی بودن...در واقع باید مثل کانادا و امریکا رده المانتین و دانهیل خیلی قوی تری میداشت و هر دوست دار کوه و طبیعت ، بجز اینکه یه چرخ دم دستی میداشت...یدونه چرخ دو کمک هم میذاشت برای مواقع افرود بازی و کوهنوردیش...

    نه اینکه بیاد کراس کانتری رو ببره اونجا...
    وضع اقتصاد ما خرابه
    یه چرخ ترنس جاینت قیمت ش شده ۵۰ میلیون...
    چند نفر هستن که بتونن از پس پرداخت این مبلغ بر بیان..؟

    لااقل منو امثال من نمیتونیم...ما نه نماینده مجلس ایم نه بابای پولدار داریم...
    از هزینه های جانبی میزنیم و به اصل میپردازیم...
    مثل ما هم کم نیست...یعنی این مسئله تقریبا همه جا رایجه...حتی امریکاش
    ولی تفاوتی که داره اونجا دوچرخه لوکس محسوب نمیشه و یه دانش اموز و دانشجو هیچ وقت از خودش نمی پرسه که "یعنی میشه یه روزی این دوچرخه رو من بخرم؟ "

    چون یه چرخ ۶۰۰ ۸۰۰ دلاری رو نهایتا با یه ماه کار نیمه وقت و سبک میره میخره و لذتش رو میبره...
    ولی اینجا اون بدبخت میاد یک سال کار میکنه که چرخ بخره اما تا زمانی که پولش کامل بشه یه level دیگه به قیمت ها اضافه میشه...

    الحمدالله دوچرخه سوار ایرانی اغلب نیاز خودش رو میشناسه...وقتی میاد مغازه میگه چرخ کوهستان میخوام...دقیقا داره به این فکر میکنه فلان مسیر رو که اون سال با ماشین رفتم و توش دوچرخه سوار دیدم....میخوام مثل اونا با دوچرخه برم...
    میخوام لاستیک پهن بندازم زیرش....یه چیزی باشه ضربه های لاستیک جلوش نزنه مهره گردنم رو جا به جا کنه...
    ترمز خوب داشته باشه

    یعنی دوچرخه سوار وطنی بنظرم نیاز خودش رو خوب میشناسه...ولی جیبش نمیتونه با نیازش حرکت کنه...

    بنظر من همه رشته های دوچرخه سواری جذاب هستن...از بی ام ایکس و نمایشی بگیرید تا حتی دوچرخه کورسی
    هر کدوم زیبایی های خودش رو داره

    ممکنه من دوست نداشته باشم ولی به هر حال به سواری اونها ما یاد گرفتیم احترام بذاریم...
    اتفاقا چند هفته قبل تو مسیر شاندیز دیدم یه بنده خدا کورسی زده بود کنار و مشکل تو چرخ جلو داشت...
    رفتیم کمکش...بنی ادم اعضای یک دیگرند

    ما سعی کردیم در دجله بندازیم که ایزد در بیابون و کوه دهد باز...
    علی ای حال بنظرم باید دو تا موضوع رو سرلوحه خودمون قرار بدیم...
    یکی واقع گرایی
    و دوم ادب و احترام
    ویرایش توسط Sir Pendar : 2019/04/11 در ساعت 13:20
    In Bikes We trust
  16. #16
    تاریخ عضویت
    2018/10/19
    محل سکونت
    نزدیکای الپ
    نوشته ها
    36
    31
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط m.a.madadi نمایش پست ها
    حرفتون درست بود ...اون دوستمون که جدیدا میگن
    تو ایران فلانه اونور ھمچینو ھمچونھ..شما به نظرم خارج از کشور زندگی میکنید و حرفهاتون به نظرم یع جور دیدن
    ما از بالاست ..درسته اونور رفاه دوچرخه سوار بیشترھ...ولی اینور...دوستان کلی زحمت میکشن با عشق یھ دوچرخه ولوازم مربوط به رشته رو
    بخرن که اخر ھفتھ شون رو با کمی ارامش و ھیجان مخلوط کنن خب نمیدونم فرهنگ اونجا چجوریھ..ولی ما اینجا ارامش رو شاید فقط تو تو طبیعت داریم که اونم دارھ از بین میره ..اینجا ایرانھ و به نظرم
    حرفهایی بزنید که با توجه ب شرایط ایران باشد..ما نمیتونیم بگیم رشته کوھستان به ایران تحمیل شده چون رده سنی جوانان دراین رشته زیادھ که
    نشانگر اینه که جوانان پیگیر کمی ادرنالین وھیجان در رشته خود ھستند پس به قسمت ھای پر ھیجان مانند کوھستان رو میارن
    اشتباه متوجه نشین
    پست منو ببینین گفتم ماونتن و داونهیلم خیلی فروش داره ولی هیچکی نمیاد برا هر سلیقه ایی کوهستان سفارش بده. مشکل اینه
    تو کشور و این منطقه ایی که هستم نزدیکای الپه و خیلیم پستی بلندی داره. تقریبا سیصد متر از خونم قسمت اعظمی از شهر قرار داره که همشونم رو کوهه و پستی بلندی داره. فلکه ونک به بالا رو چند برابر سخت ترش کنین میشه این شهر فعلیم
    خودتون یکم فکر کنین الان یکی میاد میگه من برا تورینگ دوچرخه میخوام همه میگن کوهستان بخر. خب این با منطق منی که الپ رو دور زدم و نزدیکی قسمتی از الپ زندگی میکنم جور در نمیاد خب
    این با منطق این همه توریستایی که از اینجا پا میشن میرن M1 و یا کشمیر پاکستان جور در نمیاد.
    کوهستان برا همه چی تجویز میشه مثل همون امپول دگزا. حرفای من اینه. نه اینکه کوهستان نخرین یا رو دوچرخه کوهستان نفت بریزین اتیشش بزنین

    اضافه شده بعد از : 5 minutes

    نقل قول نوشته اصلی توسط Sir Pendar نمایش پست ها
    امریکا ، کانادا ، نیوزیلند ، ایتالیا ، سوییس و فرانسه از کشور هایی هستن که توی اونا قشر زیادی‌ شون از دوچرخه سوار all mountain و دانهیل استفاده می کنن....

    ویژگی مشترک این کشور ها اینجاست که اغلب کوهستانی هستن و اختلاف ارتفاع بین مناطق شون زیاده...
    اگر به نقشه توپوگرافی ایران نگاه کنیم میبینیم بیشتر قسمت های ایران امیخته با کوهستان هست...



    یعنی تو این کشور ، بجز قسمت های کویری و مرکزی که اغلب مسطح هستن ، الباقی کوه های به قدری به اون ها نزدیک هست که برای دیدن کوه اطراف خودشون لازم نیست قطب نما و تلسکوپ ابتیاع کرد



    کوه ها اینقدر به شما در ایران نزدیک هستن که گاهی هواپیما در این فاصله از اون ها رد میشن و به قله برخورد میکنن

    [Only registered and activated users can see links. ]

    حتی باورم نمی شد تو شهری مثل بندرعباس که نزدیک دریا و ارتفاع خود شهر بخشی اش منفی سطح دریاست....یه کوه مرتفع داریم به اسم گنو

    اینا رو که البته همه میدونن...ولی خواستیم بدیهات رو بگیم که توی کشور ما به دلیل کوهستانی بودن...در واقع باید مثل کانادا و امریکا رده المانتین و دانهیل خیلی قوی تری میداشت و هر دوست دار کوه و طبیعت ، بجز اینکه یه چرخ دم دستی میداشت...یدونه چرخ دو کمک هم میذاشت برای مواقع افرود بازی و کوهنوردیش...

    نه اینکه بیاد کراس کانتری رو ببره اونجا...
    وضع اقتصاد ما خرابه
    یه چرخ ترنس جاینت قیمت ش شده ۵۰ میلیون...
    چند نفر هستن که بتونن از پس پرداخت این مبلغ بر بیان..؟

    لااقل منو امثال من نمیتونیم...ما نه نماینده مجلس ایم نه بابای پولدار داریم...
    از هزینه های جانبی میزنیم و به اصل میپردازیم...
    مثل ما هم کم نیست...یعنی این مسئله تقریبا همه جا رایجه...حتی امریکاش
    ولی تفاوتی که داره اونجا دوچرخه لوکس محسوب نمیشه و یه دانش اموز و دانشجو هیچ وقت از خودش نمی پرسه که "یعنی میشه یه روزی این دوچرخه رو من بخرم؟ "

    چون یه چرخ ۶۰۰ ۸۰۰ دلاری رو نهایتا با یه ماه کار نیمه وقت و سبک میره میخره و لذتش رو میبره...
    ولی اینجا اون بدبخت میاد یک سال کار میکنه که چرخ بخره اما تا زمانی که پولش کامل بشه یه level دیگه به قیمت ها اضافه میشه...

    الحمدالله دوچرخه سوار ایرانی اغلب نیاز خودش رو میشناسه...وقتی میاد مغازه میگه چرخ کوهستان میخوام...دقیقا داره به این فکر میکنه فلان مسیر رو که اون سال با ماشین رفتم و توش دوچرخه سوار دیدم....میخوام مثل اونا با دوچرخه برم...
    میخوام لاستیک پهن بندازم زیرش....یه چیزی باشه ضربه های لاستیک جلوش نزنه مهره گردنم رو جا به جا کنه...
    ترمز خوب داشته باشه

    یعنی دوچرخه سوار وطنی بنظرم نیاز خودش رو خوب میشناسه...ولی جیبش نمیتونه با نیازش حرکت کنه...

    بنظر من همه رشته های دوچرخه سواری جذاب هستن...از بی ام ایکس و نمایشی بگیرید تا حتی دوچرخه کورسی
    هر کدوم زیبایی های خودش رو داره

    ممکنه من دوست نداشته باشم ولی به هر حال به سواری اونها ما یاد گرفتیم احترام بذاریم...
    اتفاقا چند هفته قبل تو مسیر شاندیز دیدم یه بنده خدا کورسی زده بود کنار و مشکل تو چرخ جلو داشت...
    رفتیم کمکش...بنی ادم اعضای یک دیگرند

    ما سعی کردیم در دجله بندازیم که ایزد در بیابون و کوه دهد باز...
    علی ای حال بنظرم باید دو تا موضوع رو سرلوحه خودمون قرار بدیم...
    یکی واقع گرایی
    و دوم ادب و احترام
    دقیقا برا همینه میگم قربونت برم
    واقع گرا باشیم. این همه ادم تو کوه پایه کوه های الپ زندگی میکنن و من میبینمشون دوچرخه کوهستان ندارن. ببینیم برا چی این کوهستان و ترمز هیدرولیکی اینقدر فراگیر شده؟
    دلیلش اینه مردم از اول دوچرخه رو یا تو دوچرخه چینی دیدن یا تو دوچرخه کوهستان. دوچرخه چینی خب از اسمش معلومه بعد مدتی بی کلاس شده و کسی دنبالش نمیره پس میمونه دوچرخه کوهستان که مثل دگزا شده نسخه هر سلیقه ایی.
    من خودم هیچوقت با کوهستان مخالف نبودم و نیستم. اما درک نمیکنم چرا تو ۹۹ درصد همه کوهستان توصیه میکنن.
    اگه حرف منو قبول ندارین میتونم از دوچرخه فروشی عکس بگیرم و بزارم ببینین چقدرشون کوهستانه. اونم تو این شهری که قسمت بزرگیش کوهستانیه.
    مسئله مالی هم که ذکر کردین باعث میشه ده برابر بیست برابر اصلا صد برابر بیشتر توجه کنیم به راهنماییهایی که میکنیم. با این پول یه دوچرخه کوهستانی که کوهستان باشه نمیشه خرید. بیشتر مدلایی که خودم تو گمرک و اطرافش دیدم بیشتر یه چیزی مثل اش نمیدونم چی چی هستش. یه چیزایی رو سرهم کردن قیمتش ارزون تموم بشه تا مردم با اسم کوهستان خوش باشن. وگرنه ترمز هیدرولیکی که با چشمای خودم تو گمرک دیدم رو اکثر دوچرخه ها هستن رو شک دارم اصل باشن. خب یه جای کار میلنگه. دوچرخه یه وسیله برا حمل و نقله بعد ورزشی. الان یکی برا رفتن از یه جا به جای دیگه دوچرخه میخواد میگن کوهستان بگیر. حالا بگذریم از اینکه اسم گذاریشونم اشتباهه و منم برا قاطی نشدن اسما همینا رو تکرار میکنم. بعد میگیم چرا مردم دوچرخه سوار نمیشن. چون خودمون با دستای خودمون داریم فرهنگ دوچرخه سواری رو صرفا به سمت ورزشیش سوق میدیم. الان با این بحثا یه ادم معمولی میترسه دوچرخه بخره چون دوچرخه رو یه وسیله برا ورزش میدونه تا یه وسیله برای جابجایی. یه بارم شده دوچرخه معمولی شهری رو برا یه ادم معمولی مثال بزنین به خدا پشیمون نمیشین.

    خب غیر منطقیه قربونت برم. الان اینجا یه سایته نه یه گروه تلگرام که جو زده بشیم.
    فکر نمیکنم به کسی بی ادبی کرده باشم. معذرت میخوام برای ناراحتی که تحمیل کردم
    ویرایش توسط cyclist0w : 2019/04/11 در ساعت 16:35
  17. #17
    تاریخ عضویت
    2018/01/24
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    271
    406
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    کاملا حرف استاد پندار رو تایید میکنم .
  18. #18
    تاریخ عضویت
    2018/10/19
    محل سکونت
    نزدیکای الپ
    نوشته ها
    36
    31
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    به سبک دوچرخه سواری تو ایران و غرب یه نگاه بندازین.
    الان دوچرخه تو ایران شده تنها ورزش و کوهستان
    حالا منم که میام از تفاوتشون میگم و اصرار میکنم دوچرخه فقط کوهستان نیست و دوچرخه تنها برا ورزش نیست میان منو با اون نماینده مجلس مقایسه میکنن. کامنتای منو بخونین ایا مخالفتی کردم با کوهستان یا ورزش دوچرخه؟
    یا حتی بی ادبی کردم؟
    کامنتا همه ثبته برین بخونین شما و بقیه ی اعضا
    مخالفت من اینه دوچرخه کوهستانو مثل دگزا برا همه تجویز میکنن
    بعد میگن ادم بدیم چون میام مقایسه میکنم
    خودم ایران بودم همونجام با دوچرخه روزی هفت تا ده کیلومتر میرفتم و تنها روزایی که کلاس نبود رکاب نمیزدم.

    به نظرتون کی باید بیاد این اشتباهاتی که امروزه تو دنیای دوچرخه سواری میشه رو رفع کنه؟ من و شما.
    اول بفهمیم اشتباه چیه. بعد بریم تحقیق کنیم و راهنمایی درستو به بقیه توصیه کنیم
    دوچرخه ها چند نوعن

    • دوچرخه های کوهستان که خودش به انواع زیر تقسیم میشن


    1. هارد تریل
    2. فول ساسپنشن
    3. ۲۶ اینچ
    4. ۲۷.۵ اینچ
    5. ۲۹ اینج
    6. کوهستان نوجوانان


    • دوچرخه های جاده


    1. سیکلوکراس
    2. گراول
    3. تریالترون
    4. دوچرخه جاده مخصوص خانمها


    • دوچرخه شهری


    1. شهری
    2. الکتریکی
    3. داچ یا هلندی
    4. تک دنده یا تک سرعته
    5. کروزر
    6. تاشو
    7. bmx


    • دوچرخه های ترکینگ


    1. مردانه
    2. زنانه
    3. تورینگ
    4. هیبرید


    • دوچرخه های الکتریکی که همه ی دوچرخه های بالایی نوع الکتریکیشو دارن


    میبینین این همه دوچرخه مختلف وجود داره.

    حدودا سال پیش با اینجا اشنا شدم تو جستجوی گوگل و با خودم گفتم وای چه عالی. راهنماییهای خوبی داره اما متاسفانه اول یه چیزی که اشتباه هست تبدیل به سنت میشه بعد شکستن این سنت هم سخته و هم مخالفت باهاش زیاده و حتی اگه یکی مثل من بیاد بگه کوهستان برا شهری نیست حتی تهران، که خودم سالها زندگی کردم میگن بی ادبی کردی به کوهستان سوارا.
    یه بار با قطار رفته بودم سوئیس همونجاهایی که مردم اسکی میرن و تو تابستون مسیر اسکی میشه مسیر دوچرخه سواری. شهرای اطرافشم بودم. همه کوهستانی. اما با کوهستان رو مسیرای کوه میرفتن و تو شهر مردم بومی تقریبا هیچکی دوچرخه کوهستان سوار نمیشد. ایناییم کوهستان سوار بودن اکثرا توریستایی بودن که یا دوچرخه اورده بودن یا اجاره کرده بودن
    تو مسیرای گراول و ترکینگی که گاهی به صد کیلومتر میرسه و همشونم از جنگل و منطق کوهستانی میگذره ببینین مردم با چه دوچرخه هایی میرن.
    تنها یک دوچرخه جواب نیست. تنها کوهستان جوابگو نیست.
    سنت اشتباه دیگه ترمز دیسکی هیدرولیکیه که نمیدونم واقعا چه اصراریه حتما ترمز هیدرولیک باشه و سنت اشتباه بعدی داشتن و باید داشتن دوشاخ هیدرولیکیه.

    من که خسته شدم خداییش. هیچوقت مشکلی با کوهستان نداشتم و هیچوقتم نگفتم اینجا بهتره و اونجا بدتره. حالا چطور به این نتیجه رسیدن دوستای عزیز جای سواله.
    هر چی خواستین بخرین خوش باشین.
    منم این اخرین پستمه چون سوادم نمیکشه با دوچرخه برم اون کوهی که پشت شتره.
  19. #19
    تاریخ عضویت
    2018/09/01
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    24
    21
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    "منم این اخرین پستمه چون سوادم نمیکشه با دوچرخه برم اون کوهی که پشت شتره."
    شما عجالتاً این جمله رو یه ادیتی بفرمایید ... بالاخره راهنمایی کردن مشکلات خودشو داره، نباید جا زد، اینم از مشکلات کار بدونین ... بعضی دوستان کم لطفی می کنن گاهی، و به جای جواب پرخاش می کنن، اینم از آشنا نبودن به آداب بحث و مذاکره هست ... این صابون به جومۀ خیلیا خورده این جا، یکیش همین استاد صابر که به اسمش قسم می خورن، یه عده از همین انجمن دهن به دهنش گذاشتن که اینی که می گی نیست اون طوریه ... یکی اومد گفت من چرخ خریدم، آقا صابر هم داشت اما از اون نخریدم چون گرون بود ... بنده خدا مجبور شد بیاد بگه ما قیمتها رو از نمایندگی می گیریم و اینا ... خلاصه گول این حرفا و تعارفا رو نخورین؛ ما ملتی هستیم که می زنیم طرفو شهید می کنیم بعدش می آیم می گیم آه یادش به خیر.
  20. #20
    تاریخ عضویت
    2019/02/11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    10
    21
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط cyclist0w نمایش پست ها
    به سبک دوچرخه سواری تو ایران و غرب یه نگاه بندازین.
    الان دوچرخه تو ایران شده تنها ورزش و کوهستان
    حالا منم که میام از تفاوتشون میگم و اصرار میکنم دوچرخه فقط کوهستان نیست و دوچرخه تنها برا ورزش نیست میان منو با اون نماینده مجلس مقایسه میکنن. کامنتای منو بخونین ایا مخالفتی کردم با کوهستان یا ورزش دوچرخه؟
    یا حتی بی ادبی کردم؟
    کامنتا همه ثبته برین بخونین شما و بقیه ی اعضا
    مخالفت من اینه دوچرخه کوهستانو مثل دگزا برا همه تجویز میکنن
    بعد میگن ادم بدیم چون میام مقایسه میکنم
    خودم ایران بودم همونجام با دوچرخه روزی هفت تا ده کیلومتر میرفتم و تنها روزایی که کلاس نبود رکاب نمیزدم.

    به نظرتون کی باید بیاد این اشتباهاتی که امروزه تو دنیای دوچرخه سواری میشه رو رفع کنه؟ من و شما.
    اول بفهمیم اشتباه چیه. بعد بریم تحقیق کنیم و راهنمایی درستو به بقیه توصیه کنیم
    دوچرخه ها چند نوعن

    • دوچرخه های کوهستان که خودش به انواع زیر تقسیم میشن


    1. هارد تریل
    2. فول ساسپنشن
    3. ۲۶ اینچ
    4. ۲۷.۵ اینچ
    5. ۲۹ اینج
    6. کوهستان نوجوانان


    • دوچرخه های جاده


    1. سیکلوکراس
    2. گراول
    3. تریالترون
    4. دوچرخه جاده مخصوص خانمها


    • دوچرخه شهری


    1. شهری
    2. الکتریکی
    3. داچ یا هلندی
    4. تک دنده یا تک سرعته
    5. کروزر
    6. تاشو
    7. bmx


    • دوچرخه های ترکینگ


    1. مردانه
    2. زنانه
    3. تورینگ
    4. هیبرید


    • دوچرخه های الکتریکی که همه ی دوچرخه های بالایی نوع الکتریکیشو دارن


    میبینین این همه دوچرخه مختلف وجود داره.

    حدودا سال پیش با اینجا اشنا شدم تو جستجوی گوگل و با خودم گفتم وای چه عالی. راهنماییهای خوبی داره اما متاسفانه اول یه چیزی که اشتباه هست تبدیل به سنت میشه بعد شکستن این سنت هم سخته و هم مخالفت باهاش زیاده و حتی اگه یکی مثل من بیاد بگه کوهستان برا شهری نیست حتی تهران، که خودم سالها زندگی کردم میگن بی ادبی کردی به کوهستان سوارا.
    یه بار با قطار رفته بودم سوئیس همونجاهایی که مردم اسکی میرن و تو تابستون مسیر اسکی میشه مسیر دوچرخه سواری. شهرای اطرافشم بودم. همه کوهستانی. اما با کوهستان رو مسیرای کوه میرفتن و تو شهر مردم بومی تقریبا هیچکی دوچرخه کوهستان سوار نمیشد. ایناییم کوهستان سوار بودن اکثرا توریستایی بودن که یا دوچرخه اورده بودن یا اجاره کرده بودن
    تو مسیرای گراول و ترکینگی که گاهی به صد کیلومتر میرسه و همشونم از جنگل و منطق کوهستانی میگذره ببینین مردم با چه دوچرخه هایی میرن.
    تنها یک دوچرخه جواب نیست. تنها کوهستان جوابگو نیست.
    سنت اشتباه دیگه ترمز دیسکی هیدرولیکیه که نمیدونم واقعا چه اصراریه حتما ترمز هیدرولیک باشه و سنت اشتباه بعدی داشتن و باید داشتن دوشاخ هیدرولیکیه.

    من که خسته شدم خداییش. هیچوقت مشکلی با کوهستان نداشتم و هیچوقتم نگفتم اینجا بهتره و اونجا بدتره. حالا چطور به این نتیجه رسیدن دوستای عزیز جای سواله.
    هر چی خواستین بخرین خوش باشین.
    منم این اخرین پستمه چون سوادم نمیکشه با دوچرخه برم اون کوهی که پشت شتره.
    تضارب آرا چیزیه که همیشه هست و خواهد بود. اختلاف نظر هم همون. مادامی که مدیریت سایت جانب گروه خاصی رو نگرفته باشه قاعدتا نمیشه گفت چیزی در نطفه خفه شده یا این بحث‌ها. یه علت حضور کم سایر نظرات (شهری و غیره در تقابل با کوهستان) این میتونه باشه که افراد در بحث‌ها شرکت نمی‌کنن. به نظر من اصلا درگیر شدن یه بحث انحرافی هست. هر کسی نظرش رو بگه و خب منی هم که الان میخونم (یا حتی چند سال بعد) میخونم و جمع ‌بندی خودم رو انجام میدم و کارم رو میکنم.
    علی الحساب پیشنهاد من اینه که برخلاف برداشت دوستمون که نوشته دیگه نمی‌نویسه، ما اینجا به صدای همه نیاز داریم. هم کوهستان‌سوارا هم شهریا همه. پست‌های جداگانه‌ای بزنید و مزایا و معایبی که به نظرتون میرسه رو بگید. هیچ دیدگاهی زمین رو نباید خالی بکنه.
    اصلا این بحث به من انگیزه داد که جدی‌تر بیام مشکلاتی که تو دوچرخه‌سواری شهری (شاید با تمرکز بر تهران) رو بررسی کنیم و سعی کنیم حلش کنیم.
  21. #21
    تاریخ عضویت
    2018/01/31
    محل سکونت
    نیشابور
    نوشته ها
    48
    79
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    دوچرخه سواری 23/1/98

    [Only registered and activated users can see links. ]

    در مورد این بحث شهری و کوهستان هم به نظرم علت اینکه بیشتر دوچرخه کوهستان خریده میشه، چون پول نیست که نفری دوتا دوچرخه بگیریم یکی برای شهر یکی برای کوه - من خودم تمام رفت و آمدم داخل شهر تا محل کار با دوچرخه هست آخر هفته ها هم میرم به کوه و بیابون ، ولی نه پول خریدن دوتا چرخ را دارم نه جای نگه داریش و از اونجایی که دوچرخه شهر مناسب کوه نیست ولی از دوچرخه کوهستان میشه تو شهر هم استفاده کرد، دوچرخه کوهستان میگیرم
  22. #22
    تاریخ عضویت
    2016/07/30
    محل سکونت
    192.168.1.1
    نوشته ها
    399
    810
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    ببین برادر جان...ما که نمیدونیم اسمتون چی هست...حتی نمیدونیم این کشور اروپایی هم که میگید کجا واقع شده

    درک نمیکنم چرا تو ۹۹ درصد همه کوهستان توصیه میکنن.
    ولی این که نتونستید درک کنید چرا درصد بیشتر دوچرخه سوار های ایرانی ، دوچرخه کوهستان رو دوست دارن و بهش علاقه دارن اینجاست که پست شماره #35 رو کامل دچار مطالعه نشدید یا اینکه اگر خوندید چون به قول خودتون یه کشور دیگه هستید نتونستید شرایط رو تصور کنید...


    ولی مثال براتون میزنم....




    کشور نپال رو اغلب کوهنورد ها میشناسن و میدونن چه کوه های بلندی توش قرار داره...
    و این کوه ها چند تاشون 8000 متری هستن و....

    کوهنورد هایی که به این کشور میان....اغلب هرکدوم شون فقط قیمت تجهیزاتی که با خودشون حمل می کنن ( منهای هزینه مجوز صعود و هزینه لیدر و باربر و...) حدود 5000 دلار براشون در اومده...

    حالا این وسط اگر یکی پیدا بشه بگه...چرا این همه هزینه می کنین...مگه نمی بینین فلان باربر کوهستان یا فلان شِرپا کفش دوپوش پاش نکرده....چرا رفتی کاپشن پر اینقدر گرون خریدی...




    خب در جواب باید گفت که مردم اونجا با اون شرایط و اقلیم وفق پیدا کردن...مثل همون مردمی که شما میگید تو اون کشور اروپایی هستن ما احتمال میدیم با شرایط وفق پیدا کردن که اصلا با یه دوچرخه شهری تو کوهستان بچرخن....

    این همه ادم تو کوه پایه کوه های الپ زندگی میکنن و من میبینمشون دوچرخه کوهستان ندارن


    دقیقا مثل همون باربر های نپالی و چینی بدبختی که با کتونی معمولی ، بدون هیچ وسایلی تو کوهستان قدم میذاره....

    حالا برای اینکه مثالم براتون ملموس باشه...یه مثال دیگه میزنم...
    شما به اتفاق چند تا از دوستان تون رفقید دامنه های کوه های آلپ....به به....



    تصورش هم لذت بخشه

    خب میگفتیم....در کنار دوستان مثلا رفتید الپ چی بگم...مثلا جوجه بپزین....
    گفتم مثلا ها...نیاین باز بگید اینجا مردمش جوجه نمیدونن چیه...یا خرما نمیشناسن چه برسه به زغال و بال کبابی
    فرض گرفتیم


    یهو میرسید بالا میگید اصغر بیا زغال ها رو به عمل بیار...اصغر میگه خب فندک زیپو رو بده(زیپو گفتم که شعله اش ضد باده برای ارتفاعات الپ جواب میده)
    میگی من فندک نیاوردم بجاش بیا این کبریت رو بگیر...

    این یه مثال ساده بود...یعنی وقتی چیزی اصل کاریش نباشه...به بن بست نرسیدیم....راهمون سخت تر شده ولی هنوز هم زندگی در جریانه....

    اون بندگان خدا چه تو تبت ، نپال ، الپ بجز اینکه گفتم با اون شرایط وفق پیدا کردن....وقتی کفش گرون ، دوچرخه مخصوص نتونن تهیه کنن یا اصلا احساس تنفر بهش داشته باشن...به ته خط که نمیرسن...
    میرن یه چرخ معمولی میخرن...استفاده شون هم میکنن....
    رفتار اون ها دلیلی بر این نیست که کارشون صد در صد درسته یا غلطه...اونها بهترین انتخاب ممکن رو برای خودشون انجام دادن...به ما هم ربطی نداره...
    کما اینکه به ما ربطی نداره کی می خواد دوچرخه اش رو کجا استفاده کنه...

    اونجایشش به ما ربط پیدا میکنه که وقتی یکی میاد اینجا یا چمیدونم وقتی توقف کردیم میاد ازمون میپرسه اقا چرخ میخوام بخرم...میشه راهنماییم کنی...
    ما هم اول از همه میپرسیم چرخ داشتی؟اگر داشته از کجا امده ای و به کجا خواهی رفت...
    اگر هم نداشته درمورد ایده ال های ذهنی ش می پرسیم تا دستمون بیاد بنده خدا چی تو نظرش هست....

    اجباری هم نمیکنیم اقا بیا تاف رود بخر یا کونا....فوجی....اصلا هرچی میخوای بخر...از ما میپرسی...این نظر ماست....نه فقط نظر ما...نظر با تجربه از ما هم هست...آخر سر هم آرزوی صحت و تندرستی براشون میکنیم....
    هروقت من اومدم چرخ هایی که خودم می بندم رو اینجا فروختم شما بیا بگو به من توتالیتر...
    چرا در ویترین شما کورسی و شهری جای نداره...
    یا اصلا به من بگید اپارتاید دوچرخه ای....والا


    من باب اینکه دوچرخه وسیله ورزشی هست یا اینکه حمل نقل...والا به پیر...پیغمبر از اون زمانی که دوچرخه هدف ش وسیله حمل و نقل بود چندین دهه میگذره





    اصلا به جز اینکه هدف دوچرخه سواری عوض شده ، طراحیش عوض شده....نوع لباس پوشیدن دوچرخه سوار ها عوض شده...همه چی عوض شده....حالا اینکه ما متوجه نشدیم تو گذر زمان چقدر تغییرات ایجاد شده حرفش چیز دیگه ای هست....
    اصلا به خاطر همین عوض شدن هدف دوچرخه هست که این همه رشته مختلف و دوچرخه متنوع دارن تولید میشن....

    و اتفاقا تو خیلی از شهر های بزرگ دنیا....حتی تو ایران...تهران ، اصفهان و مشهد که من مطلع هستم سیستم دوچرخه شهری رایگان داره....
    یعنی اون کسی که هدفش حمل و نقل هست اصلا نیازی نیست پول بده...
    میاد یه دوچرخه میگیری جا به جا میشه



    اتفاقا خود من هم تو این سیستم ها عضو هستم و دوچرخه ازشون میگیرم
    حتی تستشون هم میکنم ببینم دوشاخ صلب با ترمز وی برک بهتره یا چرخ با دوشاخ هیدرولیکی...

    سنت اشتباه دیگه ترمز دیسکی هیدرولیکیه که نمیدونم واقعا چه اصراریه حتما ترمز هیدرولیک باشه و سنت اشتباه بعدی داشتن و باید داشتن دوشاخ هیدرولیکیه.
    پس میخوام بهتون بگم برعکس شما...نه فقط من...خیلی از دوستای اینجا با آزمون و خطا...تجربه...میان اینجا اعلام نظر میکنن...نه اینکه بخوان با چیزی از سر لجبازی با چیزی مخالفت کنن...
    بگن سنت اشتباه هست...

    بحث رو به گلوگاهش برسونیم و تموم کنیم....دیروقته و فردا شنبه است(به روایتی امروز شنبه است)
    واسه رفتن تا اون کوهی که پشت شتر هست یا الپ و هر جای دیگه ای ، تو ورودی مسیر مدارک تحصیلی نمیگیرن از کسی...
    همت و پشتکار هست که یکی رو میتونه ببره اون بالا یا اینکه پشت کامپیوتر و گوشی نگه داره...

    مثل دوست مون اقا مهدی @[Only registered and activated users can see links. ] که همت میکنن با دوچرخه جاهای مختلف میرن....یا اقای مددی که میدونم هر هفته در حال تمرین هستن...و خیلی از بچه های دیگه....

    حالا شما و دوستتون هر تصمیمی گرفتید....من فقط میتونم بگم مثل قبل مختار هستید...با اجبار کسی رو نیاوردیم که....
    اگر رفتنی شدید که خدا پشت و پناه تمام کسانی که از میان ما رفتن....
    اگر هم موندنی شدید اینجا تاپیک مخصوص اینه دوستان بیان از "حس و حال بهاری" شون برامون بگن...
    لطفا حس زیبای بهاری دوستان و ایضا وقت ما رو با بحث الکی خراب نکنین...

    باشد که شاد باشید

    In Bikes We trust
  23. #23
    تاریخ عضویت
    2018/09/01
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    24
    21
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    داستان از اون جایی شروع شد که یه نفر اومد پیشنهاد داد که مقولۀ دوچرخه سواری شهری هم برای خودش یه سبک جذابه، بیاییم اون رو هم به دوستان معرفی کنیم. کلی هم مطلب سند دار بهش ضمیمه شد چه از توی وب و چه مشاهدات کسانی که خارج زندگی کردن و می کنن. دلیلش هم یکی دیتابیس این سایت هست که مجموعه ای شده از آموزشهای متنوع و مفیدی که برای دوچرخه سوارها یا کسانی که می خوان به عالم دوچرخه سواری قدم بگذارن قابل استفاده ست. و تو زبون فارسی هم فعلاً رقیبی نداره. یکی دیگه هم منش آزاد اندیشی و تریبیون دادن به سلیقه های متنوع هست که به نظر می رسه مورد توجه ادمین و مدیریتهای سایت قرار داشته.
    نمی دونم تو انتقال منظور چه کاستی ای رخ داد که بعضیا فکر کردن آزادی عمل و اختیارشون در مورد انتخاب دوچرخۀ کوهستان داره زیر سؤال می ره، در حالی که مخاطب این صحبتها اصولاً کسانی هستند که هنوز دوچرخه ای تهیه نکردن یا که علاقه دارن در مورد سبکهای دوچرخه سواری اطلاعات کسب کنن. کی گفته مردم نمی تونن دوچرخۀ کوهستان بخرن و سوار شن آخه؟ به هر حال، جا داره این سوء تفاهم با این توضیحات رفع بشه.
    قرار نبود کار به جایی برسه که یکی بیاد شال به کمر ببنده و بره وسط بگه "رفتین به سلامت". چون این جا به هر حال یه سایت عمومیه نه یه کانال خصوصی. تو مغازۀ مردم که نایستادیم دارن بیرونمون می کنن. بعدشم حرفای ما همش جنبۀ نظری و تئوریک داره. اصلاً قرار نیست کسی مجبور به انجام کاری باشه. پس چرا وقتی یکی می آد می گه من تو اروپا زندگی می کنم و دور و ورم این جوریه عناد ورزی می کنیم؟ می آیم می گیم اول اسم اون کشور رو بیار. یعنی اگه بگه سویس هستم اوکی می کنید، و اگه بگه ایتالیا هستم رد می کنید؟ با همین رفتارا آقای Platoali دیگه مشارکت نکردن. این دوستمون آقای cyclist0w هم این جوری. خوبه هر روز خلوت تر بشه این جا؟ من نمی دونم بعضی (می گم بعضی، نه همه) بعضی از همشهریای اون امام جمعه خاص، چرا هر جا برسن می خوان تولیت اون جا رو به عهده بگیرن.
    ما تو این زمینه نه اهل بیزنسیم نه قطعات ارائه می دیم نه خدمات؛ فقط دوچرخه سوار شهری هستیم که داریم این سبک رو به دیگران معرفی می کنیم. اونم به خاطر پربار تر شدن اون دیتابیسه که بهش اشاره شد، و این که وقتی بعد از این، تازه واردها می شینن می خونن، تصویر بزرگتری از دنیای دوچرخه سواری توی ذهنشون نقش ببنده. همه برندها و سبکها رو هم به چشم واحد و بی طرف می بینیم. برای هیچ کالایی هم تبلیغ نمی کنیم. و تا وقتی که تذکر خاصی از طرف مدیر سایت دریافت نکردیم، مطابق معمول به نشر مطالب روشنگر و البته عاری از تعصب و جانبداری، ادامه خواهیم داد.
  24. #24
    تاریخ عضویت
    2018/01/24
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    271
    406
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Black نمایش پست ها
    "منم این اخرین پستمه چون سوادم نمیکشه با دوچرخه برم اون کوهی که پشت شتره."
    شما عجالتاً این جمله رو یه ادیتی بفرمایید ... بالاخره راهنمایی کردن مشکلات خودشو داره، نباید جا زد، اینم از مشکلات کار بدونین ... بعضی دوستان کم لطفی می کنن گاهی، و به جای جواب پرخاش می کنن، اینم از آشنا نبودن به آداب بحث و مذاکره هست ... این صابون به جومۀ خیلیا خورده این جا، یکیش همین استاد صابر که به اسمش قسم می خورن، یه عده از همین انجمن دهن به دهنش گذاشتن که اینی که می گی نیست اون طوریه ... یکی اومد گفت من چرخ خریدم، آقا صابر هم داشت اما از اون نخریدم چون گرون بود ... بنده خدا مجبور شد بیاد بگه ما قیمتها رو از نمایندگی می گیریم و اینا ... خلاصه گول این حرفا و تعارفا رو نخورین؛ ما ملتی هستیم که می زنیم طرفو شهید می کنیم بعدش می آیم می گیم آه یادش به خیر.
    من تا حالا تو این یک سال هر وقت از صابرجنس خریدم 10 جای دیگه قیمت کردم همیشه آقا صابر کمترین قیمت رو داشته . توی این انجمن قدر آقا صابر رو یه سری دوستان ندونستن و باعث شد امثال من که تازه اومدیم از نعمت ایشون بی بهره باشیم .

    اضافه شده بعد از : 8 minutes

    نقل قول نوشته اصلی توسط Sir Pendar نمایش پست ها
    ببین برادر جان...ما که نمیدونیم اسمتون چی هست...حتی نمیدونیم این کشور اروپایی هم که میگید کجا واقع شده


    ولی این که نتونستید درک کنید چرا درصد بیشتر دوچرخه سوار های ایرانی ، دوچرخه کوهستان رو دوست دارن و بهش علاقه دارن اینجاست که پست شماره #35 رو کامل دچار مطالعه نشدید یا اینکه اگر خوندید چون به قول خودتون یه کشور دیگه هستید نتونستید شرایط رو تصور کنید...


    ولی مثال براتون میزنم....




    کشور نپال رو اغلب کوهنورد ها میشناسن و میدونن چه کوه های بلندی توش قرار داره...
    و این کوه ها چند تاشون 8000 متری هستن و....

    کوهنورد هایی که به این کشور میان....اغلب هرکدوم شون فقط قیمت تجهیزاتی که با خودشون حمل می کنن ( منهای هزینه مجوز صعود و هزینه لیدر و باربر و...) حدود 5000 دلار براشون در اومده...

    حالا این وسط اگر یکی پیدا بشه بگه...چرا این همه هزینه می کنین...مگه نمی بینین فلان باربر کوهستان یا فلان شِرپا کفش دوپوش پاش نکرده....چرا رفتی کاپشن پر اینقدر گرون خریدی...




    خب در جواب باید گفت که مردم اونجا با اون شرایط و اقلیم وفق پیدا کردن...مثل همون مردمی که شما میگید تو اون کشور اروپایی هستن ما احتمال میدیم با شرایط وفق پیدا کردن که اصلا با یه دوچرخه شهری تو کوهستان بچرخن....



    دقیقا مثل همون باربر های نپالی و چینی بدبختی که با کتونی معمولی ، بدون هیچ وسایلی تو کوهستان قدم میذاره....

    حالا برای اینکه مثالم براتون ملموس باشه...یه مثال دیگه میزنم...
    شما به اتفاق چند تا از دوستان تون رفقید دامنه های کوه های آلپ....به به....



    تصورش هم لذت بخشه

    خب میگفتیم....در کنار دوستان مثلا رفتید الپ چی بگم...مثلا جوجه بپزین....
    گفتم مثلا ها...نیاین باز بگید اینجا مردمش جوجه نمیدونن چیه...یا خرما نمیشناسن چه برسه به زغال و بال کبابی
    فرض گرفتیم


    یهو میرسید بالا میگید اصغر بیا زغال ها رو به عمل بیار...اصغر میگه خب فندک زیپو رو بده(زیپو گفتم که شعله اش ضد باده برای ارتفاعات الپ جواب میده)
    میگی من فندک نیاوردم بجاش بیا این کبریت رو بگیر...

    این یه مثال ساده بود...یعنی وقتی چیزی اصل کاریش نباشه...به بن بست نرسیدیم....راهمون سخت تر شده ولی هنوز هم زندگی در جریانه....

    اون بندگان خدا چه تو تبت ، نپال ، الپ بجز اینکه گفتم با اون شرایط وفق پیدا کردن....وقتی کفش گرون ، دوچرخه مخصوص نتونن تهیه کنن یا اصلا احساس تنفر بهش داشته باشن...به ته خط که نمیرسن...
    میرن یه چرخ معمولی میخرن...استفاده شون هم میکنن....
    رفتار اون ها دلیلی بر این نیست که کارشون صد در صد درسته یا غلطه...اونها بهترین انتخاب ممکن رو برای خودشون انجام دادن...به ما هم ربطی نداره...
    کما اینکه به ما ربطی نداره کی می خواد دوچرخه اش رو کجا استفاده کنه...

    اونجایشش به ما ربط پیدا میکنه که وقتی یکی میاد اینجا یا چمیدونم وقتی توقف کردیم میاد ازمون میپرسه اقا چرخ میخوام بخرم...میشه راهنماییم کنی...
    ما هم اول از همه میپرسیم چرخ داشتی؟اگر داشته از کجا امده ای و به کجا خواهی رفت...
    اگر هم نداشته درمورد ایده ال های ذهنی ش می پرسیم تا دستمون بیاد بنده خدا چی تو نظرش هست....

    اجباری هم نمیکنیم اقا بیا تاف رود بخر یا کونا....فوجی....اصلا هرچی میخوای بخر...از ما میپرسی...این نظر ماست....نه فقط نظر ما...نظر با تجربه از ما هم هست...آخر سر هم آرزوی صحت و تندرستی براشون میکنیم....
    هروقت من اومدم چرخ هایی که خودم می بندم رو اینجا فروختم شما بیا بگو به من توتالیتر...
    چرا در ویترین شما کورسی و شهری جای نداره...
    یا اصلا به من بگید اپارتاید دوچرخه ای....والا


    من باب اینکه دوچرخه وسیله ورزشی هست یا اینکه حمل نقل...والا به پیر...پیغمبر از اون زمانی که دوچرخه هدف ش وسیله حمل و نقل بود چندین دهه میگذره





    اصلا به جز اینکه هدف دوچرخه سواری عوض شده ، طراحیش عوض شده....نوع لباس پوشیدن دوچرخه سوار ها عوض شده...همه چی عوض شده....حالا اینکه ما متوجه نشدیم تو گذر زمان چقدر تغییرات ایجاد شده حرفش چیز دیگه ای هست....
    اصلا به خاطر همین عوض شدن هدف دوچرخه هست که این همه رشته مختلف و دوچرخه متنوع دارن تولید میشن....

    و اتفاقا تو خیلی از شهر های بزرگ دنیا....حتی تو ایران...تهران ، اصفهان و مشهد که من مطلع هستم سیستم دوچرخه شهری رایگان داره....
    یعنی اون کسی که هدفش حمل و نقل هست اصلا نیازی نیست پول بده...
    میاد یه دوچرخه میگیری جا به جا میشه



    اتفاقا خود من هم تو این سیستم ها عضو هستم و دوچرخه ازشون میگیرم
    حتی تستشون هم میکنم ببینم دوشاخ صلب با ترمز وی برک بهتره یا چرخ با دوشاخ هیدرولیکی...


    پس میخوام بهتون بگم برعکس شما...نه فقط من...خیلی از دوستای اینجا با آزمون و خطا...تجربه...میان اینجا اعلام نظر میکنن...نه اینکه بخوان با چیزی از سر لجبازی با چیزی مخالفت کنن...
    بگن سنت اشتباه هست...

    بحث رو به گلوگاهش برسونیم و تموم کنیم....دیروقته و فردا شنبه است(به روایتی امروز شنبه است)
    واسه رفتن تا اون کوهی که پشت شتر هست یا الپ و هر جای دیگه ای ، تو ورودی مسیر مدارک تحصیلی نمیگیرن از کسی...
    همت و پشتکار هست که یکی رو میتونه ببره اون بالا یا اینکه پشت کامپیوتر و گوشی نگه داره...

    مثل دوست مون اقا مهدی @[Only registered and activated users can see links. ] که همت میکنن با دوچرخه جاهای مختلف میرن....یا اقای مددی که میدونم هر هفته در حال تمرین هستن...و خیلی از بچه های دیگه....

    حالا شما و دوستتون هر تصمیمی گرفتید....من فقط میتونم بگم مثل قبل مختار هستید...با اجبار کسی رو نیاوردیم که....
    اگر رفتنی شدید که خدا پشت و پناه تمام کسانی که از میان ما رفتن....
    اگر هم موندنی شدید اینجا تاپیک مخصوص اینه دوستان بیان از "حس و حال بهاری" شون برامون بگن...
    لطفا حس زیبای بهاری دوستان و ایضا وقت ما رو با بحث الکی خراب نکنین...

    باشد که شاد باشید

    استاد پندار عزیز ، من همیشه از تجربیات شما استفاده میکنم چون خودمو در برابر شما و خیلی از دوستان دیگه آماتور و ناشی میدونم . فرمایشات شما کاملا درست هست . دوچرخه شهری و کوهستان دو نوع دوچرخه هست که بسته به سلیقه ی افراد انتخاب میشه .من این رو به عنوان تجربه ی شخصی خودم میگم برای انتخاب دوچرخه کوهستان ..... اول ابتدا به ساکن چاله چوله های شهر تهران که خیاباان هایش جای صاف شما به ندرت پیدا میکنی .. در حالی که توی کشورهای دیگه واقعا نسبت سلامت خیابان ها به خرابیشون بر عکس شهر ماست . نکته ی دوم اینکه به خاطر منطقه ی صعب العبوری که ما ساکن هستیم یه هیچ عنوان من نمیتونستم دوچرخه شهری استفاده کنم . سوم اینکه دوچرخه توی کشورهای دیگه یه وسیله ارزان قیمته .. ولی اینجا قیمت ها سر به فلک میکشه .. وگرنه من عاشق اینم که یه دوچرخه شهری داشته باشم و یک دوچرخه کوهستان ... ولی شرایط آپارتمان نشینی گرانی و خیلی مسائل دیگه باعث میشه من خودم توی شهر از دوچرخه کوهستان استفاده کنم . تا حالا هم پشیمون نشدم . اصولش این هست که دوچرخه شهری استفاده کنم ولی این اصول وقتی پابرجا خواهد بود که شرایط لازم و کافی وجود داشته باشه که بالا عرض کردم خدمتتون . مع الوصف از تجربیات همه ی دوستان من اینجا استفاده میکنم و به عنوان آماتور ترین فرد از تجربه ی همه استفاده میکنم و به همه ی شما علاقه مندم و احترام ویژه قائلم .
    ویرایش توسط m_mahdi1990 : 2019/04/13 در ساعت 12:02
  25. #25
    تاریخ عضویت
    2019/03/25
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    9
    14
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Black نمایش پست ها
    داستان از اون جایی شروع شد که یه نفر اومد پیشنهاد داد که مقولۀ دوچرخه سواری شهری هم برای خودش یه سبک جذابه، بیاییم اون رو هم به دوستان معرفی کنیم. کلی هم مطلب سند دار بهش ضمیمه شد چه از توی وب و چه مشاهدات کسانی که خارج زندگی کردن و می کنن. دلیلش هم یکی دیتابیس این سایت هست که مجموعه ای شده از آموزشهای متنوع و مفیدی که برای دوچرخه سوارها یا کسانی که می خوان به عالم دوچرخه سواری قدم بگذارن قابل استفاده ست. و تو زبون فارسی هم فعلاً رقیبی نداره. یکی دیگه هم منش آزاد اندیشی و تریبیون دادن به سلیقه های متنوع هست که به نظر می رسه مورد توجه ادمین و مدیریتهای سایت قرار داشته.
    نمی دونم تو انتقال منظور چه کاستی ای رخ داد که بعضیا فکر کردن آزادی عمل و اختیارشون در مورد انتخاب دوچرخۀ کوهستان داره زیر سؤال می ره، در حالی که مخاطب این صحبتها اصولاً کسانی هستند که هنوز دوچرخه ای تهیه نکردن یا که علاقه دارن در مورد سبکهای دوچرخه سواری اطلاعات کسب کنن. کی گفته مردم نمی تونن دوچرخۀ کوهستان بخرن و سوار شن آخه؟ به هر حال، جا داره این سوء تفاهم با این توضیحات رفع بشه.
    قرار نبود کار به جایی برسه که یکی بیاد شال به کمر ببنده و بره وسط بگه "رفتین به سلامت". چون این جا به هر حال یه سایت عمومیه نه یه کانال خصوصی. تو مغازۀ مردم که نایستادیم دارن بیرونمون می کنن. بعدشم حرفای ما همش جنبۀ نظری و تئوریک داره. اصلاً قرار نیست کسی مجبور به انجام کاری باشه. پس چرا وقتی یکی می آد می گه من تو اروپا زندگی می کنم و دور و ورم این جوریه عناد ورزی می کنیم؟ می آیم می گیم اول اسم اون کشور رو بیار. یعنی اگه بگه سویس هستم اوکی می کنید، و اگه بگه ایتالیا هستم رد می کنید؟ با همین رفتارا آقای Platoali دیگه مشارکت نکردن. این دوستمون آقای cyclist0w هم این جوری. خوبه هر روز خلوت تر بشه این جا؟ من نمی دونم بعضی (می گم بعضی، نه همه) بعضی از همشهریای اون امام جمعه خاص، چرا هر جا برسن می خوان تولیت اون جا رو به عهده بگیرن.
    ما تو این زمینه نه اهل بیزنسیم نه قطعات ارائه می دیم نه خدمات؛ فقط دوچرخه سوار شهری هستیم که داریم این سبک رو به دیگران معرفی می کنیم. اونم به خاطر پربار تر شدن اون دیتابیسه که بهش اشاره شد، و این که وقتی بعد از این، تازه واردها می شینن می خونن، تصویر بزرگتری از دنیای دوچرخه سواری توی ذهنشون نقش ببنده. همه برندها و سبکها رو هم به چشم واحد و بی طرف می بینیم. برای هیچ کالایی هم تبلیغ نمی کنیم. و تا وقتی که تذکر خاصی از طرف مدیر سایت دریافت نکردیم، مطابق معمول به نشر مطالب روشنگر و البته عاری از تعصب و جانبداری، ادامه خواهیم داد.
    اقای پلاتولی در بدن اقای بلک
    مگر شما قرار نبود پست اخرتون باشه
    اجالتن برین اون پست رو ادیت کنین ما که مسخره شما نیستیم
    بعد روشنگری هادون رو نشون بدین
  26. #26
    تاریخ عضویت
    2018/09/01
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    24
    21
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    "اقای پلاتولی در بدن اقای بلک"
    سلام دوست عزیز. فقط خواهش می کنم که این دو تا پست اخیرتونو حذف نکنین تا دیگران بتونن ببینن و خودشون قضاوت کنن.
    چون درخواست روشنگری داشتین، مطلبی رو که قبل از آخرین پستم آماده کرده بودم این جا می ذارم، تا شاید به درد آدمای اهل مطالعه و تعمق بخوره ـ با سپاس از افاضاتتون


    خب، خیلی هم خوبه که بهانه ای به دست اومده تا طرفدارای سبکهای دوچرخه سواری، حالا به طور مشخص ترش سبک شهری و سبک کوهستان، بیان و نظراتشون رو با اشتیاق در میون بذارن. مطمئن هستیم که گفتگو کردن و مشارکت در اظهار عقیده، بهتر می تونه ما رو به دریافتهای درست راهنمایی کنه تا سکوت کردن و خودرأی بودن.

    در هر حال اظهار نظر، اونم از نوع صادقانه ش، فقط اظهار نظره و تمام امکانات دنیا در اختیار کسی که از یک نظری خوشش نمی آد هست، تا مجبور به تبعیت از اون طرز فکر نباشه. برای مثال همین جا، برای نظری که دوست نداریم می تونیم لایک نذاریم. حتی می تونیم دلایل این که اون نظر رو چندان نمی پسندیم، تو یه پست مستقل کاملاً توضیح بدیم. در عمل هم که صاحب اختیار خودمون هستیم که به هر شیوۀ دیگه ای که صلاح می دونیم کارمونو انجام بدیم. همۀ این امکانات فراهمه و عرصه به هیچ وجه برای تبادل نظر دوستانه تنگ نیست.


    با تمام این، فرقی هم وجود داره بین دنباله روی نکردن از یک نظر، و کوشش برای در هم کوبیدن اون و خفه کردن صدای گوینده ش. این نوع جهت گیری، حتی به دوام گفتگو هم وفادار نیست و ریشۀ اونو می خشکونه؛ و بر خلاف تصور، به بر کرسی نشستن و حاکمیتِ حرف ما هم کمکی نمی کنه. چون به هر حال، مردم همیشه می خوان بدونن جز اون چیزی که بهشون القا می شه، چه انتخاب دیگه ای وجود داره.


    گفتیم "صادقانه"، چون اگه گوینده قصدش این باشه که صرفاً بخواد طرف مقابل رو بکوبه و با مغلطه و تمسخر حرف خودش رو به کرسی بنشونه، دیگه نمی تونه مشاور قابل اعتمادی به حساب بیاد. یکی از این معیارهای صداقت، از نظر من، می تونه استناد به آمار و تحقیقهای علمی باشه. هر چی بیشتر متکی به پژوهش باشیم، بیشتر امکان پذیرفته شدن خواهیم داشت.

    لازمه یادآوری کنیم که پژوهش رو با کاربرد قیدهای "شدید" و"بسیار" و "حتماً" و از این قبیل نباید اشتباه گرفت. کما این که ورداشتن عکس دلبخواهی از تو سایت گوگل و درست کردن گالری برای تأیید نظرمون، نمی تونه وجهۀ علمی به گفته هامون بده. منظورمونو باید به صورت روشن، همگون و با ساختاری منسجم ارائه کنیم، تا مایۀ سوء تفاهم نشه. به عنوان مثال نمی شه یه جا طرفدار لوازم جانبی ارزون قیمت باشیم و جای دیگه لوازم گرون رو توصیه کنیم. غیر عادیه یه جا یه برند رو بکوبیم، جای دیگه فقط همون رو سفارش کنیم. این سیگنالهای متضاد، می تونه دوستان کم تجربه تر و آتشین مزاج رو که همین حالاش هم جلیقۀ انتحاری به تنشونه، گیج کنه و اینا می رن یه جای اشتباهی رو منفجر می کنن.


    انتقادِ گاه به گاه از سیطرۀ فرهنگ کوهستان سواری، علاوه بر اون که ماهیت نظریه پردازانه داره، به معنای حذف این سبک از صحنۀ زندگی نیست. بلکه منظور این هست که سبک اصیل دوچرخه سواری شهری، رو به یادها بیاره. نگرانی اون جاست که اگه اولین و بیشترین توصیه هایی که کاربران برای شنیدنش به این سایت میان، بر خرید دوچرخۀ کوهستان متمرکز باشه، خب این به شکل گیری فرهنگی خواهد انجامید که جز "کوهستان" چیزهای دیگه رو تخطئه می کنه.


    اصولاً روشن نیست که فعالیتهای بازاریابی شرکتهای فروشنده، تا چه حد ممکنه به این باور دامن زده باشه. چرا؟ خب برای این که با مطالعه و بررسی معلوم می شه سبک کوهستان اصیلترین سبک دوچرخه سواری نیست، هیچ وقت نبوده. اما یه سبک ماجرا جویانه و مفرح از خانوادۀ سبکهای دوچرخه سواریه. اگر به مشاهدات دوستانی که اون ور زندگی کردن نمی خوایم اعتنا کنیم، می تونیم بریم مقاله بخونیم یا فیلم مستند ببینیم، کاری که امکانش برای همه فراهمه. اگرم فکر می کنیم دنیا پیشرفت کرده، برای همۀ سبکها پیشرفت کرده: این طور نیست که اگه موتورسیکلت اومد دوچرخه منسوخ شه، و اگه ماشین اومد موتورسیکلت منسوخ شه. باید در ابراز نظرات عامیانه و غیر علمی قدری احتیاط به خرج بدیم.


    ممکنه گفته بشه ما کوه زیاد داریم. کی گفته دیگران ندارن؟ وجود کوه در کشور ما هیچ ربط مستقیمی به انتخاب دوچرخه نداره. چون ما دربارۀ یه روستا تو دل کوهستان که صحبت نمی کنیم؛ شهرها معمولاً از دامنه شروع می شن و به سمت دشت گسترش پیدا می کنن. این موضوع برای کسی اهمیت پیدا می کنه که اولاً بخواد به کوه پیمایی بره، و ثانیاً بخواد با دوچرخه به این کوه پیمایی بره. کی گفته تو یه همچه مکان جغرافیایی مردم نمی تونن با دوچرخه به مدرسه، بازار یا محل کارشون برن؟ اگر کالبدشکافی کنیم باز توی این گزاره به یه نوع پسند و سلیقۀ خاص می رسیم. بالاترین دلیل نقضیِ این طرز تفکر اینه که خلافش داره اتفاق می افته. ما نمی تونیم مردمی رو که توی مناطقشون، انتخابشون استفاده از دوچرخۀ ساده ست تخطئه کنیم. همون طور که اگه ببینیم همه از مدلهای کوهستانی استفاده می کنن، باز نمی شه مدل زندگیشونو نفی کرد؛ چون انتخابشون اینه. قیاس مردم ندار فلان منطقه به مردم مرفه فلان نقطه، یه جور سفسطه ست. مردم اروپا درآمد و سطح رفاهشون از ما بالاتره؛ به همین ترتیب دلیلی هم نداره که فکرشون از ما عقبتر باشه، اگر دلیلی سندی هست خیلی دوست داریم ارائه بشه تا ببینیم.


    گاهی مسألۀ گرونی و کمبود قطعات پیش کشیده می شه. اینم واقعاً هیچ ربطی به انتخاب دوچرخۀ کوهستان نداره. این جمله رو باز اگه بخوایم تجزیه کنیم به این گزاره می رسیم که: می خواهم دوچرخه ام قابلیت کوهنوردی هم داشته باشد. این گزاره هم تناسب مستقیمی با فرض مون نداره؛ بلکه یکی از انتخابهاست. در این که بعضیها می تونن و اختیارشو دارن که چنین انتخابی داشته باشن حرفی نیست؛ اما اگه اهل کوه رفتین نباشیم یا با دوچرخه نخوایم بریم یا برامون ضرورتی نداشته باشه که دوچرخه مون ما رو در کوه و کمر مشایعت کنه، آیا حقوقمون برای مطرح کردن این مسائل، به رسمیت شناخته خواهد شد؟

    باز باید یادآور شد که داریم در مورد شخصی داریم حرف می زنیم که داره یه دوچرخه می خره و اشراف نداره چی باید بخره و تقاضای راهنمایی می کنه.
    صحبت از این که اصولاً یه همچه دوچرخه ای، آیا می تونه مثل گوشی دو سیمکارته عمل کنه و همۀ نیازهای ما رو برآورده کنه، خودش موضوع یه بررسی دیگه می تونه باشه. پیشنهاد می شه که تاپیکی با موضوع "دوچرخه های هایبرید رده پایین و متوسط، و انتظاراتی که از اونها در سواری شهری و کوهستانی داریم" ایجاد بشه و دوستان صاحب نظر اون جا اظهار عقیده کنن.

    بگذریم، به دلیل حضور افراد تحصیلکرده یا شاغل به تحصیل در این جا، می خوام به نمونه ای از بررسیهای علمی در زمینۀ مورد نظر خودمون اشاره ای بکنم.


    در نیمۀ سال 2017، از طرف بنیادی به نام
    Reliance Foundry یه مطالعه در زمینۀ فرهنگ دوچرخه سواری منتشر شد با عنوان "فرهنگ دوچرخه: اروپا در برابر آمریکا ـ چگونه انجمنهای دوچرخه سواری بهتری بسازیم" که بعضی از فکت های اشاره شده در اون رو ذکر می کنم. (عکسها هم مال خود مقاله هست، از تو باقالیا ور نداشتم.)

    ـ تعداد دوچرخه سوارهای آمریکا و کانادا، به طور مستمر در طی دو دهۀ گذشته در حال افزایش بوده. طبق بررسیها آمریکای شمالی در میانۀ "رنسانس دوچرخه سواری" قرار داره:

    تعداد سفرهای دوچرخه ای از 1977 تا 2009 سه برابر شده.
    تعداد افرادی که با دوچرخه به سر کار می رن، از 2000 تا 2009 دو برابر شده (آمار بر اساس 0.6 درصد از جمعیت کشور برابر با تعداد 766،000 از افراد شاغل گرفته شده).
    در سال 2012، تعداد 865،000 کارگر آمریکایی با دوچرخه به سر کار رفتند (که نسبت به آمار سال 2009، یازده درصد افزایش نشون می ده).

    این آمار معدل ملی هستن، که در شهرهایی مثل پورتلند که سرمایه گذاری قابل توجهی در امور زیربنایی دوچرخه سواری انجام داده، بالاتر هم می ره.
    در پورتلند که بزرگترین شهر دوچرخه سوار آمریکاست، از 1990 تا 2009 شمار سفرهای دوچرخه ای در هر سال شش برابر سال قبل افزایش داشته. سفر با دوچرخه به محل کار در این شهر، در سال 2008 به 18 درصد رسید.

    ـ در قطبهای فرهنگی شرق کشور مثل شیکاگو، مینیاپولیس و شهر نیویورک هم رشد شگرفی در جمعیت دوچرخه سوار مشاهده می شه، که نشون می ده آب و هوا و اقلیم، تنها فاکتورهای تأثیرگذار بر کاربری دوچرخه نیست.
    ـ اقشار دارا غالباً تمایل به کاربردهای ورزشی دارن. نگاه اقشار با درآمد پایین به جنبه های کاربردیه.
    ـ بر خلاف آمریکا، در اروپا برای دهه ها پیش از این، فرهنگ دوچرخه سواری رواج و رونق داشته:

    در دانمارک 16 درصد کل سفرها، و 25 درصد سفرهای با مسافت کمتر از 4.5 کیلومتر، با دوچرخه انجام می شه.
    تقریباً نیمی از ساکنان کپنهاک با دوچرخه به مدرسه یا سر کار می رن. 90 درصد جمعیت کپنهاک صاحب دوچرخه هستن در حالی که 56 درصد ماشین دارن.
    وضعیت هلند هم به همین منواله:

    توی آمستردام 800،000 دوچرخه و تنها 263،000 ماشین وجود داره، با این که جمعیت شهر 779،808 هزار نفره.
    63 درصد مردم هلند روزانه از دوچرخه هاشون استفاده می کنن و 48 درصد از ترافیک شهری رو به خودشون اختصاص می دن. ترافیک ماشینها 22 درصد هست.

    تو این گزارش بررسیها و نکات نغز زیادی هست که می تونید مراجعه کنید و خودتون ببینید.
    آدرس مقاله:
    [Only registered and activated users can see links. ]

    این مقاله یکی از ده ها منبعی هست که می شه برای مطالعات تکمیلی به اونها مراجعه کرد. بعید نیست توی پایان نامه های دانشگاهی داخلی هم بشه به نمونه ای از مطالعات دست یافت.


    پیشفرض من به تناسب صحبت از فضای شهری، اینه که میزان عمدۀ این دوچرخه هایی که ازشون صحبت شده، دوچرخۀ شهری هستن.

    یه فیلم هم چند سال پیش بی.بی.سی. ساخت به اسم
    Ride of My Life که داستان کسیه که می خواد یه دوچرخه با بهترین اجزا جمع کنه و تو خود انگلیس و فرانسه و ایتالیا و آمریکا می ره و هر کدوم از قطعات رو از بهترین تولید کننده ها سفارش می ده. اون جا از پورتلند هم صحبت می شه. این فیلم رو می شه تو یوتیوب دید.







    ویرایش توسط Black : 2019/04/13 در ساعت 13:27
  27. #27
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Tehran- Iran
    نوشته ها
    4,768
    11,281
    Mentioned
    21 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)
    پیرو بحث شیرین دوچرخه شهری یا کوهستان
    دوستان پیام دادن و درخواست کردن نظرم بدم
    راستش بیشتر منتظر بودم تا خود بحث توسط بچه ها پیش بره و من نظرات همه دوستان مطالعه کنم
    واقعا داشتم از نظرات لذت می بردم خیلی وقت بود همچین بحث چالشی تو سایت نداشتیم
    خوددم قصد اظهار نظر داشتم ولی نه به این زودی ( به دلایلی )

    همین چند وقت پیش یکی از همکارا ازم خواست در حد توان مالیش براش یه دوچرخه انتخاب کنم
    داشتم سایت هارو بالا پایین می کردم که ببینم چی پیدا میشه
    با خودم فک کردم چرا باید این بنده خدا که نهایت استفاده اش چرخیدن تو شهر و خرید و انجام کار بانکی و... پول اضافه بده ؟
    اصلا بحث پولش به کنار چند تا بحث فنیش تو ذهنم بود
    * اول اینکه دوچرخه شهری نباید اجزای راحت جدا شونده داشته باشه
    مثلا زین دوچرخه شهری نباید به راحتی دوچرخه های کوهستان خارج بشه که وقتی جلوی درب بانک قفلش کردم به میله جلو در شعبه خیالم راحت باشه که هر رهگذری نمی تونه در عرض یک ثانیه چرخ یا زین با خودش ببره

    * دوم اینکه قاعدتا با توجه به نوع اقلیم شهری که داریم ازش استفاده می کنیم دلیلی نداره خیلی چیزاش شبیه کوهستان باشه ( سریع ذهنتون نره پیش سربالایی یا سرپایینی که تو شهر هم اینارو داریم )
    شاید الان نتونم همه موارد خوب براتون بگم ولی یکیش اینه که لاستیک عرض پهن و گل درشت فقط تو خاک و کوه و بیابون به درد می خوره و یه لاستیک با عاج مخصوص شهری و عرض کمتر کافی باشه
    یا بعضی جئومتری های تنه های کوهستان از راحتی سواری کم می کنن ولی در عوض امکان صعود یا فرود بهتری مهیا می کنن پس نیازی به این نوع جئومتری در شهر نیست وخیلی موارد دیگه

    * سوم اینکه بعضی آلیاژ ها توی دوچرخه های کوهستان به کار می ره به سبب فشاری هست که باید تحمل کنن و این فشار ها اصولا در شهر خبری ازشون نیست پس با آلیاژهای معمولی تر و طبیعتا ارزان تر در دوچرخه های شهری رو به رو هستیم که ضمن کاهش قیمت ، نگهداری و سرویس رو هم سهولت می بخشه و ...

    * چهارم اینکه طراحی گرافیکی و محل نصب یک سری ملحقات اصلا در دوچرخه شهری جزء الزامات هست تا کاربردی باشه ولی همون طراحی یا تعبیه ملحقات مثل سبد خرید یا پدال راحت تر یا جک یا ترک بند در دوچرخه کوهستان مضحکه

    خلاصه در قسمت اول بحثم می خوام بگم هر جور حساب کردم به این نتیجه رسیدم که برای هر کسی لازم نیست تجویز کنیم فلان مارک یا برند بخر و حتما کوهستان باشه هااااا
    اما چندتا موضوع باعث میشه که نتونیم همیشه این استدلال هارو بدون هیچ ضریب اصلاحی به کار ببریم
    اون ضریب اصلاح ها چیه
    1- من اگه علاقمند به کوهستان سواری هم باشم اونوقت دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند
    جای نگهداری هر دوتا دوچرخه از هر دوتا سبک و یا پول خرید دوتا میشه داستان برا همین اکثرا می رن دنبال خرید یک دوچرخه مولتی رول
    همین منطق رو هم ارتش امریکا میشه دید F18 یه جنگنده هست و B52 یه هواپیما بمبر هست ولی F16 مولتی رول یعنی کار دوتاشون در مقایس خفیف تر و نه تخصصی انجام می ده به دلایل زیادی مثل هزینه ها و....


    خلاصه منتظرم نظرات دوستان بخونم و اون ضریب اصلاح ها رو بیشتر بشنوم یا اون دلایل فنی لزوم خرید دوچرخه شهری رو بیشتر بشنوم
    نظرات هر دوگروه هم برام جالب بود
    فقط دوتا چیز ناراحتم کرد
    1- چرا توی یه بحث فنی به هم احترام نمی زاریم ؟؟؟؟
    اختلاف نظر همیشه هست اختلاف سلیقه همیشه هست دلیلی نداره کسی استدلال های فرد دیگه ای تخریب کنه ؟!!!!!!
    اگه ببینم تکرار میشه خیلی بی رو در وایستی از امکانات مدیریت استفاده می کنم و اخطار وامتیاز منفی ثبت می کنم
    2- این وسط یه سری در مورد صابر حرف زدن و ماجرای رفتنش فقط یه جواب می دم و کسی ادامه هم نده . وقتی در مورد خیلی چیزا خبر نداری اظهار نظر نکن لطفا
    ایشون از دوستان خوب من بودن هستن و خواهند بود لطفا تصویر سازی های ذهنی و یا نظرات شخصی مبتنی بر شنیده هاتون بی خود به زبان نیارید

    منتظر تکمیل و ادامه بحث هستم همه دوستان عزیز توی این بحث شرکت کنن و فردا هم به یه تاپیک جدا با نظر سنجی منتقلش می کنم
    تشکر از همتون

  28. #28
    تاریخ عضویت
    2018/01/24
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    271
    406
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Vahid_FRD نمایش پست ها
    پیرو بحث شیرین دوچرخه شهری یا کوهستان
    دوستان پیام دادن و درخواست کردن نظرم بدم
    راستش بیشتر منتظر بودم تا خود بحث توسط بچه ها پیش بره و من نظرات همه دوستان مطالعه کنم
    واقعا داشتم از نظرات لذت می بردم خیلی وقت بود همچین بحث چالشی تو سایت نداشتیم
    خوددم قصد اظهار نظر داشتم ولی نه به این زودی ( به دلایلی )

    همین چند وقت پیش یکی از همکارا ازم خواست در حد توان مالیش براش یه دوچرخه انتخاب کنم
    داشتم سایت هارو بالا پایین می کردم که ببینم چی پیدا میشه
    با خودم فک کردم چرا باید این بنده خدا که نهایت استفاده اش چرخیدن تو شهر و خرید و انجام کار بانکی و... پول اضافه بده ؟
    اصلا بحث پولش به کنار چند تا بحث فنیش تو ذهنم بود
    * اول اینکه دوچرخه شهری نباید اجزای راحت جدا شونده داشته باشه
    مثلا زین دوچرخه شهری نباید به راحتی دوچرخه های کوهستان خارج بشه که وقتی جلوی درب بانک قفلش کردم به میله جلو در شعبه خیالم راحت باشه که هر رهگذری نمی تونه در عرض یک ثانیه چرخ یا زین با خودش ببره

    * دوم اینکه قاعدتا با توجه به نوع اقلیم شهری که داریم ازش استفاده می کنیم دلیلی نداره خیلی چیزاش شبیه کوهستان باشه ( سریع ذهنتون نره پیش سربالایی یا سرپایینی که تو شهر هم اینارو داریم )
    شاید الان نتونم همه موارد خوب براتون بگم ولی یکیش اینه که لاستیک عرض پهن و گل درشت فقط تو خاک و کوه و بیابون به درد می خوره و یه لاستیک با عاج مخصوص شهری و عرض کمتر کافی باشه
    یا بعضی جئومتری های تنه های کوهستان از راحتی سواری کم می کنن ولی در عوض امکان صعود یا فرود بهتری مهیا می کنن پس نیازی به این نوع جئومتری در شهر نیست وخیلی موارد دیگه

    * سوم اینکه بعضی آلیاژ ها توی دوچرخه های کوهستان به کار می ره به سبب فشاری هست که باید تحمل کنن و این فشار ها اصولا در شهر خبری ازشون نیست پس با آلیاژهای معمولی تر و طبیعتا ارزان تر در دوچرخه های شهری رو به رو هستیم که ضمن کاهش قیمت ، نگهداری و سرویس رو هم سهولت می بخشه و ...

    * چهارم اینکه طراحی گرافیکی و محل نصب یک سری ملحقات اصلا در دوچرخه شهری جزء الزامات هست تا کاربردی باشه ولی همون طراحی یا تعبیه ملحقات مثل سبد خرید یا پدال راحت تر یا جک یا ترک بند در دوچرخه کوهستان مضحکه

    خلاصه در قسمت اول بحثم می خوام بگم هر جور حساب کردم به این نتیجه رسیدم که برای هر کسی لازم نیست تجویز کنیم فلان مارک یا برند بخر و حتما کوهستان باشه هااااا
    اما چندتا موضوع باعث میشه که نتونیم همیشه این استدلال هارو بدون هیچ ضریب اصلاحی به کار ببریم
    اون ضریب اصلاح ها چیه
    1- من اگه علاقمند به کوهستان سواری هم باشم اونوقت دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند
    جای نگهداری هر دوتا دوچرخه از هر دوتا سبک و یا پول خرید دوتا میشه داستان برا همین اکثرا می رن دنبال خرید یک دوچرخه مولتی رول
    همین منطق رو هم ارتش امریکا میشه دید F18 یه جنگنده هست و B52 یه هواپیما بمبر هست ولی F16 مولتی رول یعنی کار دوتاشون در مقایس خفیف تر و نه تخصصی انجام می ده به دلایل زیادی مثل هزینه ها و....


    خلاصه منتظرم نظرات دوستان بخونم و اون ضریب اصلاح ها رو بیشتر بشنوم یا اون دلایل فنی لزوم خرید دوچرخه شهری رو بیشتر بشنوم
    نظرات هر دوگروه هم برام جالب بود
    فقط دوتا چیز ناراحتم کرد
    1- چرا توی یه بحث فنی به هم احترام نمی زاریم ؟؟؟؟
    اختلاف نظر همیشه هست اختلاف سلیقه همیشه هست دلیلی نداره کسی استدلال های فرد دیگه ای تخریب کنه ؟!!!!!!
    اگه ببینم تکرار میشه خیلی بی رو در وایستی از امکانات مدیریت استفاده می کنم و اخطار وامتیاز منفی ثبت می کنم
    2- این وسط یه سری در مورد صابر حرف زدن و ماجرای رفتنش فقط یه جواب می دم و کسی ادامه هم نده . وقتی در مورد خیلی چیزا خبر نداری اظهار نظر نکن لطفا
    ایشون از دوستان خوب من بودن هستن و خواهند بود لطفا تصویر سازی های ذهنی و یا نظرات شخصی مبتنی بر شنیده هاتون بی خود به زبان نیارید

    منتظر تکمیل و ادامه بحث هستم همه دوستان عزیز توی این بحث شرکت کنن و فردا هم به یه تاپیک جدا با نظر سنجی منتقلش می کنم
    تشکر از همتون
    استاد من دسترسی ایجاد تاپیک ندارم نمیدونم هیچکسی نداره یا من ندارم ، یه موقه سوالی چیزی برام پیش میاد جبورم توی تاپیک های دیگه بپرسم .
  29. #29
    تاریخ عضویت
    2019/02/05
    محل سکونت
    تهران - ستارخان
    نوشته ها
    48
    54
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Vahid_FRD نمایش پست ها
    پیرو بحث شیرین دوچرخه شهری یا کوهستان
    دوستان پیام دادن و درخواست کردن نظرم بدم
    راستش بیشتر منتظر بودم تا خود بحث توسط بچه ها پیش بره و من نظرات همه دوستان مطالعه کنم
    واقعا داشتم از نظرات لذت می بردم خیلی وقت بود همچین بحث چالشی تو سایت نداشتیم
    خوددم قصد اظهار نظر داشتم ولی نه به این زودی ( به دلایلی )

    همین چند وقت پیش یکی از همکارا ازم خواست در حد توان مالیش براش یه دوچرخه انتخاب کنم
    داشتم سایت هارو بالا پایین می کردم که ببینم چی پیدا میشه
    با خودم فک کردم چرا باید این بنده خدا که نهایت استفاده اش چرخیدن تو شهر و خرید و انجام کار بانکی و... پول اضافه بده ؟
    اصلا بحث پولش به کنار چند تا بحث فنیش تو ذهنم بود
    * اول اینکه دوچرخه شهری نباید اجزای راحت جدا شونده داشته باشه
    مثلا زین دوچرخه شهری نباید به راحتی دوچرخه های کوهستان خارج بشه که وقتی جلوی درب بانک قفلش کردم به میله جلو در شعبه خیالم راحت باشه که هر رهگذری نمی تونه در عرض یک ثانیه چرخ یا زین با خودش ببره

    * دوم اینکه قاعدتا با توجه به نوع اقلیم شهری که داریم ازش استفاده می کنیم دلیلی نداره خیلی چیزاش شبیه کوهستان باشه ( سریع ذهنتون نره پیش سربالایی یا سرپایینی که تو شهر هم اینارو داریم )
    شاید الان نتونم همه موارد خوب براتون بگم ولی یکیش اینه که لاستیک عرض پهن و گل درشت فقط تو خاک و کوه و بیابون به درد می خوره و یه لاستیک با عاج مخصوص شهری و عرض کمتر کافی باشه
    یا بعضی جئومتری های تنه های کوهستان از راحتی سواری کم می کنن ولی در عوض امکان صعود یا فرود بهتری مهیا می کنن پس نیازی به این نوع جئومتری در شهر نیست وخیلی موارد دیگه

    * سوم اینکه بعضی آلیاژ ها توی دوچرخه های کوهستان به کار می ره به سبب فشاری هست که باید تحمل کنن و این فشار ها اصولا در شهر خبری ازشون نیست پس با آلیاژهای معمولی تر و طبیعتا ارزان تر در دوچرخه های شهری رو به رو هستیم که ضمن کاهش قیمت ، نگهداری و سرویس رو هم سهولت می بخشه و ...

    * چهارم اینکه طراحی گرافیکی و محل نصب یک سری ملحقات اصلا در دوچرخه شهری جزء الزامات هست تا کاربردی باشه ولی همون طراحی یا تعبیه ملحقات مثل سبد خرید یا پدال راحت تر یا جک یا ترک بند در دوچرخه کوهستان مضحکه

    خلاصه در قسمت اول بحثم می خوام بگم هر جور حساب کردم به این نتیجه رسیدم که برای هر کسی لازم نیست تجویز کنیم فلان مارک یا برند بخر و حتما کوهستان باشه هااااا
    اما چندتا موضوع باعث میشه که نتونیم همیشه این استدلال هارو بدون هیچ ضریب اصلاحی به کار ببریم
    اون ضریب اصلاح ها چیه
    1- من اگه علاقمند به کوهستان سواری هم باشم اونوقت دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند
    جای نگهداری هر دوتا دوچرخه از هر دوتا سبک و یا پول خرید دوتا میشه داستان برا همین اکثرا می رن دنبال خرید یک دوچرخه مولتی رول
    همین منطق رو هم ارتش امریکا میشه دید F18 یه جنگنده هست و B52 یه هواپیما بمبر هست ولی F16 مولتی رول یعنی کار دوتاشون در مقایس خفیف تر و نه تخصصی انجام می ده به دلایل زیادی مثل هزینه ها و....


    خلاصه منتظرم نظرات دوستان بخونم و اون ضریب اصلاح ها رو بیشتر بشنوم یا اون دلایل فنی لزوم خرید دوچرخه شهری رو بیشتر بشنوم
    نظرات هر دوگروه هم برام جالب بود
    فقط دوتا چیز ناراحتم کرد
    1- چرا توی یه بحث فنی به هم احترام نمی زاریم ؟؟؟؟
    اختلاف نظر همیشه هست اختلاف سلیقه همیشه هست دلیلی نداره کسی استدلال های فرد دیگه ای تخریب کنه ؟!!!!!!
    اگه ببینم تکرار میشه خیلی بی رو در وایستی از امکانات مدیریت استفاده می کنم و اخطار وامتیاز منفی ثبت می کنم
    2- این وسط یه سری در مورد صابر حرف زدن و ماجرای رفتنش فقط یه جواب می دم و کسی ادامه هم نده . وقتی در مورد خیلی چیزا خبر نداری اظهار نظر نکن لطفا
    ایشون از دوستان خوب من بودن هستن و خواهند بود لطفا تصویر سازی های ذهنی و یا نظرات شخصی مبتنی بر شنیده هاتون بی خود به زبان نیارید

    منتظر تکمیل و ادامه بحث هستم همه دوستان عزیز توی این بحث شرکت کنن و فردا هم به یه تاپیک جدا با نظر سنجی منتقلش می کنم
    تشکر از همتون
    نظر شخصی من اینه که وقتی میگیم دوچرخه شهری منظورمون اینه که باهاش مسیر مشخصی رو بریم تا محل کار و مدرسه و دانشگاه و اینا یا قراره که به عنوان ورزش و در مسیر های داخل شهری ازش استفاده کنیم ؟
    به نظر من جایی مثل کشور ایران که حتی تو پیاده رو هاش راه هم بری امکان شکستن پات وجود داره دیگه دوچرخه کوررسی بخری واقعا مفهومی نداره . همکار خودم هفته پیش داشت میگفت که طوقه دوچرخش بخاطر یه لبه جدول در ظاهر ساده داغون شده و دیگه اون مدل هم گیر نمیاد . من خودم پیج آقای آلبرتو کنتادور رو فالو دارم و چندتای دیگه البته. هربار عکس از دوچرخه و خودش میذاره مو به تن آدم سیخ میشه . خب اما آیا شما این دوچرخه ها رو میتونی تو جایی مثل تهران مثلا استفاده کنی ؟ حالا این مثال مدل مسابقه ای بود .
    اگر منظور از دوچرخه شهری این دوچرخه های نارنجی رنگ هست و امثال اونها که باید عرض کنم واقعا به من پول هم بدن من سوارشون نمیشم . چیه آخه اونا
    در مرحله آخر به نظرم دوچرخه باید زیبایی هم داشته باشه علاوه بر کارایی .
    برای جمع بندی :
    من اگه قرار باشه به کسی دوچرخه ای پیشنهاد کنم قطعا کوهستانی پیشنهاد میکنم ( تک کمک البته )
    چرا که جاده های ما خودش یه پا کوهستانه
    فقط شاید میشه گفت برای سایکل توریسم ها این مدل میتونه گزینه خوبی باشه . چون همیشه تو مسیر جاده هستن و نیازه که دوچرخه ای سبک و پر سرعت تر داشته باشن .
    با توجه به اینکه نمیشه دو مدل دوچرخه داشت بهتره چرخی رو بخریم که جوابگوی هر دو مسیر باشه .
    هم تو شهر از سرعت و قدرت و استحکام بهتری برخورداره و هم دو روز دیگه خواستیم بریم کوهی جایی چهارتا آپشن کمکی مثل دوشاخ قفل شو و ترمز درست حسابی داشته باشیم .
    ویرایش توسط سعید محرابی : 2019/04/14 در ساعت 11:16
  30. #30
    تاریخ عضویت
    2017/08/22
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    166
    178
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    معمولا بحث های چالشی خارج از حوصله ی بنده هست ، عجالتا از دوستانی که خرید دوچرخه ی کوهستانی رو به علت خرابی اسفالت پیشنهاد میدهند !!! خواهشمندم وقتی قدم مبارکشون رو به یه کشورخارجی گذاشتند ، نیم نگاهی به اسفالتهای اونجا هم داشته باشند .
    یه سری از دوستان هم تو این سایت برای خودشون مرشد و ولی انتخاب کردند و احتمالا بعضی چیزها رو توی ماه میبینند ، حالا اگه ما مثل شما فکر نمیکنیم تصور نکنید که به مقدساتتان توهین شده !!
    من خودم بنا به نیازم چند سال پیش دوچرخه کوهستان خریدم و قبلش حداقل بیست سال از دوچرخه کورسی استفاده کردم . با صحبتهای cyclist0w و black کاملا موافقم و کاملا درک میکنم که دوچرخه ی من در استفاده شهری کاملا ضعیف میباشد . متاسفانه همانطور که دیگر دوستان اشاره کردند نه فضا برای دو دوچرخه داشتم و نه پول .
    من خودم تا مدتها جوگیر دوچرخه کوهستان بودم و فکر میکردم حالا که نیاز دارم برای آفرود و جاده های سنگلاخ یک دوچرخه کوهستان بخرم ، در شهر هم قابلتهای سواری خودم را حفظ خواهم کرد اما الان که مدتها گذشته میبینم که اینطور نیست !
صفحه 1 از 3 123 آخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 30 , از مجموع 66

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 73
    آخرين نوشته: 2014/08/02, 10:32
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 2014/04/11, 17:18
  3. آستانا در تور ریاست جمهوری
    توسط Bike20 در انجمن اخبار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 2011/04/25, 13:48

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •