ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





User Tag List

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2012/04/17
    محل سکونت
    سبزوار
    نوشته ها
    49
    136
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)

    تفتان ماجراجو

    با سلام
    مقدمه
    داستان این سفر برمیگرده به منی منی یرز اگو!سالها قبل که من یه دوچرخه تفتان مال کارخانه ایران دوچرخ داشتم اون زمان سالاری بود برای خودش،رقیبش هم آساک دوچرخ بود،خدا رحمتشون کنه،حیف که تعطیل شدند...کاش میبودند و مثل جاینت الان جولان می دادند و بازار دستشون بود،واقعا دل آدم میگیره...مدت زمان این برنامه یک هفته بود و مربوط بود به رحلت امام،مبدا سبزوار و مقصد حرم امام،خرداد سال هشتاد و نه از سبزوار حرکت کردیم یه مینی بوس مارو اسکورت می کرد،غذا با کانون بسیج ورزشکاران بود و در پایگاه های بسیج مسیر استراحت میکردیم،ادامه دارد...
    • 3
    • # ADS
      Circuit advertisement
      تاریخ عضویت
      Always
      محل سکونت
      Advertising world
      نوشته ها
      Many
      banner
       

  2. #2
    تاریخ عضویت
    2012/04/17
    محل سکونت
    سبزوار
    نوشته ها
    49
    136
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    تفتان ماجراجو
    بخش اول
    همه چیز از کانون بسیج ورزشکاران شروع شد،اونها از علاقه مندان به سفر با دوچرخه دعوت کردند که این مسافت رو بیان و رکاب بزنن،خب چی از این بهتر؟!آب و غذای رایگان،جای خواب و شما راحت و بدون بار رکاب زن!من یادمه اون زمان تو دانشگاه علمی و کاربردی نرم افزار می خوندم،یک هفته مرخصی گرفتم اومدم برای اجرای برنامه،روز اول جمعه بود یادمه رفتیم نماز جمعه تا معنویاتمون در سفر بره بالا!امام جمعه اومد با تک تک ما احوال پرسی کرد،یه عکاس و فیلم بردار هم اومده بودن تا اصطلاحا پوشش رسانه ای به موضوع بدهند!یادمه اون زمان هیچ ذهنیتی از سفر با دوچرخه نداشتم،فقط دوست داشتم انجامش بدم،یه دوچرخه تفتان،یه جعبه آچار،یه قمقمه ی جنگی،یه قمقمه ی پلاستیکی،یه جفت کفش فوتبال تو سالن!یه دست لباس که کانون داده بود و یه جفت دستکش و کلاه ایمنی که اونم مال کانون بود،در واقع کسانی که بینش صحیح دوچرخه سواری و اصول اولیه دوچرخه رو به بنده ی کمترین آموزش دادند و جا داره ازشون تشکر کنم،آقایان حسین داوودیان قهرمان پیش کسوتان جهان در رشته ی تایم تریل انفرادی،محسن حریرچی پیش کسوت دوچرخه سواری و جاناتان کمبس کارد سایکل توریست انگلیسی تبار که این نفر آخر باعث شد که به شدت به سمت سایکل توریسم سوق داده بشم،اولین مهمانم بود که قصد داشت دور دنیا رو رکاب بزنه،کارش خیلی برام جالب بود...
    ادامه دارد...
    ویرایش توسط mostafa_hitehie : 2018/11/28 در ساعت 12:21
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2012/04/17
    محل سکونت
    سبزوار
    نوشته ها
    49
    136
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    j

    اضافه شده بعد از : 9 minutes

    تفتان ماجراجو
    بخش دوم
    خلاصه اون روز بعد از نماز جمعه و عکاسی مستقیما رفتیم امام زادگان خسروجرد حدودا ده کیلومتری سبزوار که عکس هاشو در بالا گذاشتم،شب رو همگی اونجا سر کردیم و صبح اول وقت برنامه استارت خود،شنبه صبح!جالبه بدونید که از همه سن و سال بین ما بودند،بچه،پیر و جوون در کنار همدیگه رکاب می زدند،گروه بزرگی بود و هدایت کردنشون کار سختی بود،من و دوستم وحید علیشاهی گاهی مجبور میشدیم از دسته جدا بشیم،چون توقف های بچه ها زیاد بود و بعضا هماهنگ با همدیگه رکاب نمی زدند!یه آقایی به نام ابری بینمون بود که کاراکتری جذابی داشت،از سبزوار تا تهران دنده ی دوچرخه شو عوض نکرد!یه دوچرخه آساک دوشاخ خشک کمک وسط داشت!فاجعه ای در طراحی دوچرخه بود واسه خودش!سوژه ی برنامه مون بود!توقف گاه بعدی ما کاهک،کمپ بچه های هلال احمر بود که عکس هاشو زیر همین پست میذارم براتون.
    ادامه دارد...

    اضافه شده بعد از : 2 minutes

    ویرایش توسط mostafa_hitehie : 2018/11/30 در ساعت 11:05 دلیل: اشتباه تایپی
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2012/04/17
    محل سکونت
    سبزوار
    نوشته ها
    49
    136
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    تفتان ماجراجو
    بخش سوم
    صبح زود از کاهک حرکت کردیم به سمت مقصد بعدی یعنی شاهرود،یادمه شب بود که رسیدیم به میامی و شب رو در اونجا گذروندیم و فردای اون روز راهی شدیم به سمت شاهرود،شب رو در تربیت بدنی شاهرود سپری کردیم،چیزی که از شاهرود و مردمش یادمه برخورد خوب و استقبال گرم مردمش از ما دوچرخه سوارها بود،این تصویر خوبی است که من از مردمان شاهرود دارم،البته همه ی ایران همینطوره!
    خلاصه بعد از استحمام رفتیم برای خواب،متاسفانه چیزی که همیشه آدمی که علاقه مند به ورزشه رو آزار میده نبود امکانات مناسب ورزشی در اماکنی مثل تربیت که جایی برای اسکان دوستداران ورزش هستش،خلاصه اون شب هم گذشت و رفتیم برای لالا!!!

    اضافه شده بعد از : 10 minutes

    تفتان ماجراجو
    بخش چهارم
    خداحافظ شاهرود و پیش به سوی دامغان!بله،حتما از کندی ما متعجب شدین!مراجعه کنید به بخش اول!ایستگاه بعدی دامغان بود،چاره ای نبود باید با گروه پیش میرفتی،جلوتر هم که میرفتی باید منتظر بقیه میموندی!البته جامونده ها رو مینی بوس اسکورت میکرد و میاورد!یادمه فاصله دامغان تا سمنان رو رکاب زدم،خیلی لذت بخش بود،خداییش تربیت بدنی سمنان محشر بود،مثل یه هتل لوکس شش ستاره میدرخشید،هوای گرم خرداد ماه و دست داشتم تو فضای سبز بخوابم،اما چون امکانات مناسب نداشتم نمی شد و شب رو بعد از اجرای یه تئاتر کوچیک برای تقویت روحیه ی بچه ها رفتیم برای خواب،تئاتری با موضوع خواستگاری و کاملا بداهه!
    ویرایش توسط mostafa_hitehie : 2018/11/30 در ساعت 13:56
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2017/05/30
    محل سکونت
    ورامین
    نوشته ها
    280
    262
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    منتظر بقیه واقعه هستیم
    چه گروهی بودین ان گروه
    زاید قبلش یه تست میگرفتن
  6. #6
    تاریخ عضویت
    2012/04/17
    محل سکونت
    سبزوار
    نوشته ها
    49
    136
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    باشه در اولین فرصت براتون تایپ می کنم.

    باشه در اولین فرصت براتون تایپ می کنم.

    - - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط rasool75 نمایش پست ها
    منتظر بقیه واقعه هستیم
    چه گروهی بودین ان گروه
    زاید قبلش یه تست میگرفتن
    در اولین فرصت براتون تایپ می کنم.
  7. #7
    تاریخ عضویت
    2012/04/17
    محل سکونت
    سبزوار
    نوشته ها
    49
    136
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    تفتان ماجراجو
    بخش پنجم
    عجیب ترین برنامه ی دوچرخه سواری عمرم بود،هر چه جلوتر می رفتیم پر انرژی تر می شدم!!!بهتر و قوی می شدم،چه روحیه ی عجیبی پیدا کرده بودم!هیچکی نمی تونست منو بشکنه!حتی بابامم نمی تونست!خلاصه پیش می رفتیم به سوی گرمسار!رکاب زنان می رفتم به سمت گرمسار،بعضی از دوستان با مینی بوس میومدند،بعضی جاها به خاطر تاریک شدن هوا منم مجبور می شدم سوار مینی بوس بشم،دوچرخه تفتان بود و خب...یادمه یه روز صد و نود کیلومتر پا زدم!رکورد خوبی بود،شب از روی نقشه بچه ها و مدیر گروه بهم نشون داد،خودم باور نمی کردم!خلاصه شب هر طور بود رسیدیم گرمسار،هر چی به تهران نزدیک تر میشدیم امکانات بهتر می شد،لامصب تو این مملکت امکانات پخش نیست!فقط یه جا متمرکزه،اونم پایتخته!

    اضافه شده بعد از : 8 minutes

    تفتان ماجراجو
    بخش ششم
    گرمسار رو آتیش کردیم به سمت تهران،تا یادم نرفته بگم این برنامه در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی بود،اوضاع مناسبی داشت کشور،تقریبا ثبات اقتصادی داشتیم،دلار هزار تومنی،الحمدالله الانم همینطوره!یه دوچرخه پانصد دلاری تو بازار شش میلیون تومنه!خدارو شکر،مسئولین محترم به خاطر این همه خوشبختی که نمی دونم باهاش چیکار کنم ازتون ممنونم!تهران،بالاخره بهش رسیدیم!صورت آفتاب سوخته،بدن خسته!رفتیم یه پادگان که مال سپاه بود و یادمه در ورودی تهران قرار داشت،اسمشو یادم نیست،دوستان تهرانی کمک کنند،و دقیقا روز رحلت امام بود،ما سوار مینی بوس شدیم بریم قم که ظاهرا آقا مارو به حضور نطلبید و مینی بوس از ناحیه ی صفحه کلاج ترکید!فکر کنم اخلاص بچه ها کم بود،چون بعضی جاها رکاب نمی زدیم و سوار مینی بوس میشدیم،بنظرتون درست نمی گم؟!

    اضافه شده بعد از : 16 minutes

    تفتان ماجراجو
    بخش هفتم
    یه چایی بزنم،خسته شدم!الان دارم آلبوم پادشاه سامی بیگی رو گوش میدم،قشنگه دانلودش کنید و لذت ببرید ازش،خدا رو شکر امثال اینها هستند و ما یکم شادی و موزیک خوب داریم وگرنه الفاتحه...رفتی و بی تو دلم پر درده/پاییز قلبم ساکت و سرده/دل که می گفتم محرمه با من/کاشکی میدیدی بی تو چه کرده/ای که به شب هام صبح سپیدی/بی کویری بی شامم/ای که به رنجام رنگ امیدی/با تو به هر غم سنگ صبورم/بی تو شکسته تاج غرورم/با تو یه چشمه،چشمه ی روشن/بی تو یه جاده ام که سوت و کورم/حالا همه با هم ای که به شب هام صبح سپیدی!!!قطعه کویر دل از آلبوم پادشاه،ممنونم سامی که هستی،خلاصه مینی بوس ترکید،ما در اون گرمای ظلمانی جاتون خالی یخ با طالبی و شکر زدیم به بدن تا یدک کش اومد و مینی بوس رو تا تعمیرگاه یدک کشید و ما تا شب منتظر تعمیر مینی بوس شدیم و پس از تعمیر پرواز به سمت آشیانه...

    اضافه شده بعد از : 9 minutes

    تفتان ماجراجو
    بخش هشتم
    فاینال کپچر!
    خلاصه دوچرخه ها رو ریختن عقب وانت و ماهم سوار مینی بوس شدیم،جریان ترکیدن مینی بوس مربوط به راننده ی حرفه ای اون بود،مینی بوس مال تربیت بدنی شهرستان سبزوار بود و در بازدیدی که از غاری زیبا در شاهرود داشتیم این آقا که اسمش ح.م بود،از آوردن نام کامل معذوریم!مینی بوس رو تقریبا ترکوند و در بین تهران و قم این تقریبا رو کامل کرد و کامل ترکوندش!خلاصه برنامه تمام شد از خوابیدن در چمن بگیر تا نداشتن غذای خوب و هزارتا سختی دیگه،اما اینها همه اش تجربه است و باید آموخت،در برگشت روحیه ی خیلی خوبی داشتم یادمه تا چندین ماه شارژ بودم،برگشتم دانشگاه برا ادمه تحصیل،اونجا بود که جرقه های سفر به دور دنیا زده شد،الان تقریبا نود درصد لوازم سفرم آماده ست و ان شاالله تا عید کاملشون میکنم اول باید ایران زیبا رو گشت،کسب تجربه کرد و کشورهای دیگر،دوچرخه هامونو رو از تربیت بدنی پس گرفتیم و برگشتیم خونه،اولین جایی که رفتم پیرایشگاه بود و بعد حمام،بعدشم رفتم دانشگاه تا ببینم چه خبره!
    پایان
    ویرایش توسط mostafa_hitehie : 2018/12/01 در ساعت 20:04
  8. #8
    تاریخ عضویت
    2012/04/17
    محل سکونت
    سبزوار
    نوشته ها
    49
    136
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •