ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





User Tag List

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2012/04/17
    محل سکونت
    سبزوار
    نوشته ها
    49
    136
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سفرنامه سبزوار-اسفراین-سه راه چمن بید-پارک ملی گلستان-گنبد کاووس-آزادشهر
    بخش اول
    با سلام،روز اول پس از جمع کردن و پک کردن وسایل از در منزل از سبزوار به سمت اسفراین حرکت کردم،در ابتدای مسیر حفظ تعادل دوچرخه و نگاه های مردم که انگار یک چیز غیر عادی و خارج از عرف دیدند برام جالب بود،دو تا خورجین های عقب رو جلو بسته بودم و روی ترکبند عقب تقریبا خالی بود،در این برنامه خوشبختانه من یک همسفر داشتم،دوستی در شهر اسفراین به نام مجید سنگ سفیدی که از طریق وارم شاورز پیداش کرده بودم،همشهری خودم بود و در اسفراین معلم،این سری چادر برنداشتم و بار سبکتری داشتم در واقع سنگینی بار بیشتر روی دوش مجید بود،سبزوار یک شهر کویری و از نظر ارتفاع پست هستش،اما هرچه به سمت شمال میرفتم ارتفاع مسیر زیادتر میشد و رکاب زدن سخت تر،اما لذت بخش تر،جاده سبزوار به اسفراین یک مسیر دو طرفه ست،و از زمانی که کارخانه فولاد جوین راه افتاده جاده پر از تریلی های کشنده شده مشکلی نیست فقط بار اونها گنداله است ریگ های گرد و کوچکی به اندازه یک تیله که زمانی که از قسمت در عقب کمپرس کشنده پرت میشن با سرعت زیادی بهت میخورند!به هر حال خودم رو به راهدارخانه جواد الائمه رسوندم وارد راهدارخونه شدم و حدودا یک ساعت استراحت کردم بقیه مسیر سراشیبی بود تا شهر جوین،از شهر جوین که خارج شدم به سمت اسفراین مجید با دوچرخه اش اومد دنبالم،با هم همرکاب شدیم در روستای گراتی توقف کوتاهی داشتیم،نوشابه ی خنک و مکی تنقلات که مجید زحمتشو کشید خوردیم و به سمت اسفراین راه افتادیم در بین راه پدر مجید به همراه دوستش با ماشین به استقبال ما اومدند که واقعا قوت قلب خوبی بود و باعث دلگرمی ما،واقعا ممنونم ازشون،ناهار خوردیم و سپس ادامه ی مسیر ساعت شش عصر به اسفراین رسیدیم حسابی خسته و بدن کوفته و گرفته،شب رو در منزل مجیدشون سر کردیم و شام زحمت کشیده بودند و قیمه درست کرده بودند که واقعا چسبید،بعد شام رفتیم برای یه خواب عمیق...
    نکات مهم:
    یک:حتما در فصل گرما قمقمه ی دوجداره حداقل سه عدد داشته باشین،احساس تشنگی شدید می کنید و نیاز به آب خنک دارید.
    دو:حتما جیره خشک بردارید.
    سه:حتما از قهوه استفاده کنید در کاهش خستگی و درد عضلات خیلی موثر است.


    - - - - - - - - - -

    سفرنامه سبزوار-اسفراین-سه راه چمن بید-پارک ملی گلستان-گنبد کاووس-آزادشهر

    بخش دوم
    با سلام،صبح حدودا ساعت های نه و نیم از خواب بیدار شدیم،بدنم حسابی گرفته بود و خستگی صد و ده کیلومتر رکاب زدن هنوز از تنم در نرفته بود تو فکر این بودیم که کلا روز رو استراحت کنیم یا بریم به دیدن قلعه بلقیس در اسفراین یا بزنیم به جاده،بالاخره بعد از صرف صبحانه تصمیم به رفتن گرفتیم بعد از پک کردن وسایل استارت حرکت رو از منزل مجیدشون زدیم به سمت پلیس راه اسفراین،مقابل پلیس راه یه سه راهی هستش که یک سمت اون به بجنورد منتهی میشه و سمت دیگه به جاجرم میخوره،ما مسیر جاجرم رو شروع به رکاب زدن کردیم به سمت روستای چهار برج،فصل فصل زرد آلو جمع کردن بود و مقابل یکی از باغات زردآلوی مسیر توقف کردیم من رفتم برای خرید زرد آلو که صاحب باغ لطف کرد و مارو با یه نایلون پر زرد آلو شرمنده کرد،ممنونم از لطفش،تو روستای چهار برج در مسجد روستا استراحتی کردیم و بعد از صرف ناهاری مختصر به سمت شوقان به راه افتادیم،گرمای مسیر حسابی اذیت میکرد به روستای کلاته شور که رسیدیم رفتیم به یه سوپری و با نوشابه ی خنک از خودمون پذیرایی کردیم،نزدیک های غروب بود که کنار یه باغ توقف کردیم برای عصرانه من با خودم نود الیت آورده بودم با نونی که ظهر از روستای قبلی خریده بودیم گاز و پیکنیک رو برپا کردیم و عصرانه رو آماده کردیم و زدیم به بدن،تقریبا هوا داشت تاریک میشد و ما از جاده ی اصلی رسیده بودیم به یه جاده فرعی خاکی که در واقع میانبر مسیر بود،متاسفانه جاده اونطوری که ما پیش بینی میکردیم نبود،بعد از چهار یا پنج کیلومتر رکاب زدن کنار جاده خاکی شروع کردیم به دست تکان دادن تا اینکه یه راننده وانت پیکان لطف کرد و ایستاد و مارو تا ورودی روستای شوقان رسوند،از عقب وانت پیاده شدیم و رفتیم داخل روستا،مستقیما رفتیم سمت مسجد روستا،اونجا ظاهرا مراسم بود و متاسفانه نمی شد شب رو در مسجد خوابید،اما خوشبختانه یه پسر نوجوان با مهربانی تمام مارو در منزلش پذیرفت،دوتا شام از مسجد گرفت و رفتیم خونشون پس از استحمام و صرف شام رفتیم برای استراحت هوا نیمه شب حسابی سرد شد،طوری که یادمه از شدت سرما از خواب بیدار شدم،شب زود خوابیدیم تا صبح اول وقت بیدار شیم و به هوای گرم نخوریم.
    نکات مهم:
    یک:استایل یک سایکل توریست را داشته باشید چون تمام نگاه ها به سمت شماست.
    دو:لباس هایتان را موقع شستشو برعکس کنید(پشت و رو کنید) و بر روی بند پهن کنید،اینکار باعث افزایش طول عمر لباس می شود.
    سه:حتما کارت پستال به همراه داشته باشید،برای تشکر از لطف دیگران،دادن شماره تلفن یا پیج اینستاگرام کاربرد دارد.
    چهار:همیشه لباس گرم به همراه داشته باشید.


    اضافه شده بعد از : 39 minutes

    سفرنامه سبزوار-اسفراین-سه راه چمن بید-پارک ملی گلستان-گنبد کاووس-آزادشهر

    بخش سوم
    با سلام،یک نکته جالب از خونه ای که در شوقان اقامت داشتیم براتون بگم که خیلی باحاله،دستشویی در گوشه ی حیاط قرار داشت و در نداشت فقط یه تیکه پارچه ی کوچیک ازش آویزون بود،چند متر از در دستشویی هم دورتر یه سگ درنده نشسته بود که اگه خدای یوگا میبودی از ترس اون سگه دستشوییت نمی گرفت!خلاصه صبح به امید دستشویی مسجد بیدار و از خونه به اتفاق مجید زدیم بیرون متاسفانه دستشویی های مسجد قفل بود،رکاب زدیم تا رسیدیم به روستای بعدی رباط عشق آقا چه رباطی بود!یه مسجد مرتب و دستشویی تر و تمیز!چه حالی داد!الان که بهش فکر میکنم حس آرامش پس از طوفان رو دارم...از رباط عشق خاطره انگیز رفتیم به سمت چمن بید،همینطور که میرفتیم جاده آروم آروم ارتفاع میگرفت،رکاب زنان رفتیم و رفتیم،یه سربالایی درست و درمون رو هم رکاب زدیم تا رسیدیم به سه راه چمن بید،اونجا صبحانه رو جای دوستان کباب زدیم به بدن با نان بربری که این نون بس که تازه بود من یه دست دندون همونجا خورد کردم!سپس حرکت کردیم به سمت پارک ملی گلستان،بعد از چند روز رکاب زدن در مناطق کویری تازه داشتیم میفهمیدیم جاده یعنی چی!جاده یعنی فقط منظره!در بین راه دوستان پلیس راه رو هم که مشغول کنترل سرعت بودند ملاقات نمودیم و پس گپ و گفتی کوتاه ادامه مسیر دادیم به سمت جنگل گلستان،تو مسیرمون یه مجتمع رفاهی شامل رستوران و کافی و شاپ و راهدارخانه و کمپ هلال احمر بود که از جاهای دیدنی مسیر بود مخصوصا برخورد دوستان اداره راه گرمه و خلاصه بماند...اجرکم عندالله،حدودا عصر بود که رسیدیم پارک ملی گلستان،وارد پارک شدیم در اوج گرسنگی بوی جوج مشام مارو نوازش می کرد و خلاصه رفتیم روی یکی از سکوها چادر زدیم و من رفتم جوج بخرم و مانند دیگران جوج به بدن بزنیم اما متاسفانه جوج تمام شده بود و ما آن شب را با پودر سوپ سر کردیم و اندکی نان بربری دندان شکن،بنده به حرف دوستم مجید کردم و چادر خودمو نیاوردم و آن شب بود که فهمیدم چقدر مجید حرف اشتباهی به من زده است،آن شب بود که دوست داشتم مجید را خفه کنم چون در چادرش جا نمی شدیم!خورجین ها بیرون،خودمون به سختی داخل چادر جا شدیم و خلاصه آن شب را به هر نکبتی ای بود به صبح رساندیم،جنگل سرد و مملو از گرازهای وحشی که به مرور زمان اهلی شده بودند،شب زیبایی بود.
    ویرایش توسط mostafa_hitehie : 2018/11/25 در ساعت 19:18
    • 5
    • # ADS
      Circuit advertisement
      تاریخ عضویت
      Always
      محل سکونت
      Advertising world
      نوشته ها
      Many
      banner
       

  2. #2
    تاریخ عضویت
    2017/08/11
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    609
    450
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    با این تجهیزات نو و اصلی لذت داره سواری
    اون تافرود خیلی دلرباست!
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2012/04/17
    محل سکونت
    سبزوار
    نوشته ها
    49
    136
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Turbo نمایش پست ها
    با این تجهیزات نو و اصلی لذت داره سواری
    اون تافرود خیلی دلرباست!
    با سلام،نظر لطف شماست،پنج سال تمام براشون زحمت کشیدم،پول پس انداز کردم تا اینی شده که الان شما مشاهده می کنید!اما نتیجه ی کار خیلی لذت بخشه،واقعا لذت داره...
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2017/05/30
    محل سکونت
    ورامین
    نوشته ها
    280
    262
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خدا نصیب کنه همچین سفری رو
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2012/04/17
    محل سکونت
    سبزوار
    نوشته ها
    49
    136
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط rasool75 نمایش پست ها
    خدا نصیب کنه همچین سفری رو
    ان شاالله با تکیه بر توانایی های خودتون خواهید توانست،من روزی که دوچرخه ی مریدامو فروختم دیگه هیچوقت فکر نمی کردم بتونم دوچرخه بخرم،اما با کمی صبر و پشتکار این امر محقق شد.
  6. #6
    تاریخ عضویت
    2011/07/21
    محل سکونت
    اراک(توی خطوط اینترنت)
    نوشته ها
    606
    2,006
    Mentioned
    19 Post(s)
    Tagged
    159 Thread(s)
    عالی بود
    چه حس قشنگی گرفتم از خوندن سفرنامت
    هلاک اون عکس لاکچری از وسایلت شدم
    مخصوصا اون ست پلار قایا


  7. #7
    تاریخ عضویت
    2012/04/17
    محل سکونت
    سبزوار
    نوشته ها
    49
    136
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سفرنامه سبزوار-اسفراین-سه راه چمن بید-پارک ملی گلستان-گنبد کاووس-آزادشهر
    بخش چهارم
    با سلام،آن شب دل انگیز در تنگنای چادر مجید سپری شد و خوشبختانه من مجید رو نکشتم و به خشم نهانم غلبه کردم،صبح از خواب بیدار شدیم و آماده شدیم صبحانه نودل خوردیم و حرکت کردیم گالیکش مسیر سراسر زیبایی بود،جنگل،طبیعت زیبا واقعا زیبا که باعث میشد آدم تمام مشکلات و دغدغه هاشو فراموش کنه و روحش آرام بگیر،سفر یعنی تغییر،از سفر کردن نترسید حتی اگر مجبور باشید روی سنگفرش پیاده رو یا در تنگای چادر مجید دلبندم بخوابید!نرسیده به گالیکش جاتون خالی صبحانه املت زدیم و ادامه مسیر الحمدالله اینجایی که صبحانه خوردیم خودشون نون تازه ی محلی میزدن و املتشم حرف نداشت،خلاصه درسته مختصر بود اما مفید،کم بود اما کیفیت داشت و لذت،سپس ادامه مسیر دادیم به سمت مینودشت،یه مدل دوچرخه داره جاینت به اسم گریت جورنی(Great Journey) این دوچرخه فقط در ژاپن موجود هست و من هم خیلی طالبش بودم در میان راه در اوج گرما در کنار یکی از تابلوهای راهنمای کنار جاده دیدم جوانکی ژاپنی تبار زیر سایه ی تابلو مشغول استراحت هستش و دقیقا همون دوچرخه ای رو داشت که من دنبالش بودم،توقف کردیم و شروع به صحبت اسمش یوتو بود و فامیلیش مائدا از ژاپن استارت زده بود و داشت میرفت سمت پرتغال،قصد داشت حاشیه ی دریای خزر رو رکاب بزنه،دانشجوی کامپیوتر بود و پول سفرشم از کار در سوپر مارکت در آورده بود،نکته ی جالب اینجا بود که اون از دیدن دوچرخه ی ما ذوق کرده بود و من هم از دیدن دوچرخه ی اون خلاصه با هم هم رکاب شدیم و به سمت گنبد کاووس،ظهر در اوج گرما رسیدیم گنبد و و اولین کاری که کردیم خرید یه نوشابه خانواده ی خنک بود،واقعا چسبید!بعدش شروع کردیم به زنگ زدن به اعضای وارم شاورز گنبد تا اینکه یک نفر مارو پذیرفت،آقای مسعود شیرمحمدی که در اون ظهر گرم میزبان ما شد،جالب بود مثل خودم مترجمی زبان انگلیسی خونده بود و فعال در زمینه توریسم و حوزه ی گردشگری،یه دوش آب گرم و یه جا برای استراحت چی بهتر از این برای من،یوتو و مجید استراحت کردیم و شام رو رفتیم بیرون کنار برج قابوس جای دیدنی و قشنگی بود،بعد از اون برگشتیم خونه ی مسعود،یوتو دوست داشت داخل برج رو ببینه و برای همین منظور فردای اون روز رو هم در منزل مسعودشون موند و بدین ترتیب ما از یکدیگر جدا شدیم.



    - - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط auas نمایش پست ها
    عالی بود
    چه حس قشنگی گرفتم از خوندن سفرنامت
    هلاک اون عکس لاکچری از وسایلت شدم
    مخصوصا اون ست پلار قایا
    با سلام،ممنونم و خوشحالم که تونستم انرژی مثبتی که در سفر هست رو به دیگران انتقال بدم،خستگی تایپ کردن رو از تن من به در کردید!

    اضافه شده بعد از : 33 minutes

    سفرنامه سبزوار-اسفراین-سه راه چمن بید-پارک ملی گلستان-گنبد کاووس-آزادشهر
    بخش پنجم
    با سلام،صبح زود بیدار شدیم و این صبح زود بیدار شدن رو اصلا دوستشون ندارم،چون خستگی دیشب هنوز تو تنم مونده بود،هوا گرم میشد و ما مجبور بودیم برای فرار از گرما صبح زود حرکت کنیم،از گنبد خارج شدیم و سر راه برای صبحانه دوتا رانی و کیک گرفتیم و ادامه مسیر دادیم به سمت آزاد شهر،در بین راه باغات هلو چشم را نوازش میداد و دهن ما را آب مینداخت در جلوی یکی از باغ ها توقف کردیم یک آقای مهربان که ریش هم داشت و ظاهرا صاحب باغ بود به دیدن ما آمد بنده از ایشون درخواست میوه کردم البته به پولش بنده خدا به ما لطف کرد و چندتا هلوی آبدار ناز نازی بهمون داد و زدیم به بدن،ادامه مسیر دادیم تا رسیدیم به آزاد شهر،تصمیم بر آن شد که مسافرت رو در همون آزاد شهر به اتمام برسونیم،حسابی خسته بودم و یه اشتباه تاکتیکی کردم که نرفتم دستشویی!!!اومدم پای اتوبوس و با راننده اتوبوس سر قیمت صحبت کردیم و دوچرخه رو گذاشتیم داخل اتوبوس و نشستم روی صندلی نمی دونم کی خوابم برد که چشم باز کردم دیدم نزدیک سبزواریم،کاهک بودیم هشتاد و پنج کیلومتری سبزوار،سبزوار دوچرخه رو پیاده کردم و دور میدان سربداران چشمم به چندتا کوله گرد خورد کنار همدیگه چندتا عکس گرفتیم و منم رفتم سمت خونه،آخ که چه حس خوبیه خونه،خیلی دوسش دارم.




    اضافه شده بعد از : 10 minutes

    سفرنامه سبزوار-اسفراین-سه راه چمن بید-پارک ملی گلستان-گنبد کاووس-آزادشهر

    بخش ششم
    نکات مهم:
    یک:حتما دوره مقدماتی هلال احمر رو بگذرونید با این کار کارت عضویت در هلال احمر میگیرید و می تونید در ایستگاه های هلال احمر اقامت رایگان بگیرید.
    دو:حتما در مسیر قبل از مسافرت با اعضای وارم شاورز مسیر هماهنگ باشید هم دوستان خوب با علایق مشترک پیدا می کنید و مناطق زیبا و دیدنی اون منطقه رو میبینید.
    سه:صبور،مهربان و مثبت نگر باشید،مطمئنا برای شما اتفاقات خوبی خواهد افتاد.


    اضافه شده بعد از : 2 minutes

    ویرایش توسط mostafa_hitehie : 2018/11/26 در ساعت 14:36
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •