ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





User Tag List

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 11 , از مجموع 11
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2014/10/12
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    281
    549
    Mentioned
    4 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)

    سفر به شمال و هدفی که ماند برای وقتی دیگر!

    درود به همه بایک بیستی های عزیز امیدوارم تابستان خوبی رو پشت سر گذاشته باشید...
    بی حرف اضافه میرم سراغ گزارش. من به همراه پسرخاله برنامه اسالم به خلخال رو برای این چند روز تعطیلی تاسوعا و عاشورا برنامه ریزی کردیم...
    ما ماشین شخصی نشد که ببریم، بنابراین تصمیم بر این شد با اتوبوس از همدان بریم رشت و از رشت ادامه مسیر رو با دوچرخه بریم...
    .اطلاعات مسیر و مسافت هارو کاملا از روی نقشه برداشته بودم.ما 60 کیلومتر تقریبا از رشت تا اسالم مسیر داشتیم. 80 کیلومتر هم مسافت اسالم به خلخال بود. پس 140 کیلومتر تقریبا ما باید رکاب میزدیم. همه چیز برنامه ریزی شده بود و ما آماده بودیم برای یک تجربه عالی و هیجان انگیز ...
    خلاصه بلیط های اتوبوس از چند روز قبل خریداری شدند، سه شنبه ساعت 22 حرکت اتوبوس ما از همدان بود ... من لحظه شماری میکردم برای رسیدن سه شنبه شب و دو سه روز قبل از حرکت دائما فکرم تو جاده اسالم به خلخال بود. تصور اون طبیعت فوق العاده و جاده بهشتی آدرنالین رو قشنگ تو بدنم ترشح میکرد...
    یک روز قبل از سفر هواشناسی رو چک کردم و دیدم هر سه شهری که ما داخلش قطعا توقف خواهیم داشت، یعنی رشت، اسالم و خلخال سه روز آخر هفته بارانی هستند، ترکیب باران سبک، شدید و رعد و برق . ضد حال خورده بودیم اساسی، بالاخره میدونستیم باران های شمال فرق میکنن و سنگین هستن معمولا. من موضوع رو با پسرخاله در میون گذاشتم و گفتم این مشکل هست ممکنه به باران بخوریم. اون گفت حیفه شاید این فرصت تکرار نشه و این مسائل. منم مخالفتی نکردم بالاخره یجوری میشه دیگه. شاید طبیعت باهامون مدارا کرد... حتی شهرهای دیگه هم چک کردیم، اما کلا شهرها برای آخر هفته بارانی پیش بینی شده بودند، حتی سمت خودمون، همدان و دیگر شهرهای غربی.
    بالاخره شب موعود رسید، وسایل آماده بودند، هر کدوممون یک کوله بستیم، کوله من وزنش شد تقریبا 7 کیلو اما کوله پسرخاله به طرز عجیبی شد 15 کیلو. با اینکه طبق لیستی که من نوشتم از وسایلی که باید میبردیم، وسایل من باید سنگین تر میشد. حدس میزدم کوله خوبی نبسته باشه و همین وزن کوله هم خودش اذیت کنه. اما به هر حال کاریش نمیشد کرد.
    دوچرخه هارو با ضربه گیر بستیم که تو باکس اتوبوس آسیبی نبینند و کوله به دوش راهی پایانه شدیم. دوچرخه هارو داخل قسمت بار قرار دادیم و بعد از کلی چک و چونه زدن با راننده، کرایه هر دوچرخه 25 تومن حساب شد. (بگذریم از اینکه هیچ جای دنیا بابت دوچرخه کرایه اضافه نمیگیرن).



    سوار اتوبوس شدیم و راهی شدیم به سمت رشت. حدودا 6 ساعت راه داشتیم تا رشت. پس پیش بینی میشد که تقریبا ساعت 4 برسیم رشت. ساعت 4:30 صبح چهارشنبه ما رسیدیم پایانه شهر رشت. بعد از پیاده کردن کوله ها و دوچرخه ها، راه افتادیم تا جایی پیدا کنیم و هم ضربه گیرهارو باز کنیم و هم لباس هامون رو عوض کنیم. خب نصف شب بود و تاریک و خلوت. کنار یه خیابون شروع کردیم لباس عوض کردن و دوچرخه ها هم از جلد خودشون خارج شدن.



    زمین رشت خیس بود، اما خبری از بارون نبود، هوا هم کاملا شرجی بود، مشخص بود بارون اومده بود. با چک کردن نقشه و بعد از خرید آب، راه افتادیم. مسیر زیادی نرفته بودیم که پسرخاله گفت: شاهین کوله من خیلی سنگینه! من: والا من نمیدونم آجر پر کردی تو اون شد 15 کیلو! بیا عوض کنیم کوله ها. با لحنی شل گفت نه حالا خسته شدم میگم.
    پسرخاله کمی بعد (بعد از حرکت کند و عقب موندن) : لامصب کوله بد اذیت میکنه. دیگه این دفعه وایسادم و کوله هارو عوض کردیم. نسبت به 7 کیلوی خودم، خب کوله اون واقعا سنگین بود. فشار به کمر میومد که هیچ، به نشیمنگاه فشار میومد و میدونستم تو مسافت طولانی اذیتم میکنه. ولی چاره ای نبود چون حداقل اینجوری پسرخاله پا به پام میومد و طبق برنامه جلو میرفتیم.
    خلاصه همینجوری جاده های کفی و بسیار زیبای شهرستان های رشت رو طی میکردیم، زمان طلوع آفتاب رسیده بود اما خبری از آفتاب نبود چون آسمان کاملا ابری بود، که تعدادی سگ کنار جاده و داخل پوشش گیاهی کنار جاده رویت شد، با دیدن ما بلند شدن و واق واق کنان دویدن سمت ما، یکیشون حسابی با فیگو میدوئید و خطری به نظر میرسید، با پسرخاله کمی سر و صدا کردیم افاقه نکرد و میومدن، دیدم اینجوری نمیشه، ترمزهارو با شدت گرفتم (چرخ عقب تا پشت گردنم اومد بالا ) و با حالت دعوا فریاد زدم، با همون سرعت که میومدن فرار کردن. (موقع فرار هم واق واق میکردن)
    مسیر رو ادامه دادیم،


    هر دو خوشحال از اینکه خبری از باران نیست رکاب میزدیم و از طبیعت زیبای رشت لذت میبردیم، هوا مطبوع بود، شرجی بود اما گرم نه و خنک بود. خود رشتی ها سردشون بود چون مارو با اون لباس میدیدن میگفتن سردتون نیست بعد که میفهمیدن از همدان اومدیم متوجه میشدن که چرا سردمون نیست. جاده رشت به آستارا رو ما داشتیم رکاب میزدیم، تقریبا سه ساعتی بود داشتیم رکاب میزدیم و ساعت تقریبا 9 بود، دیگه گرسنه مون شده بود و باید صبحانه میخوردیم. تابلوی هشت کیلومتری فومن رو دیدیم، به پسرخاله گفتم فومن صبحانه بخوریم، اونم موافقت کرد.



    رفتیم و رفتیم رسیدیم به فومن، شخصا خراب کلوچه های سنتی فومن هستم. خوشمزه ترین نوع کلوچه در تمامی ادوار. داشتیم میرسیدیم فومن، یکی یکی کلوچه فروشی ها پیدا میشدن، باید برای صبحانه تخم مرغ میخریدیم، دو تا کلوچه هم خریدیم و همونجا داغ و تازه بود خوردیم (کم خوردیم والا، حیف شد) . یکم جلوتر یه سراشیبی بود، جلوی یه مغازه بسته تخت بود، جای صبحانه خوردنمون هم پیدا شد. پیک نیک رو آتیش کردیم و تخم مرغ هارو زدیم و جاتون سبز، خوردیم. من خیلی خوابم گرفته بود چون تو اتوبوس یک ساعت بیشتر نخوابیدم. پسرخاله خوش خواب ما هم گفت یه ساعت بخوابیم، گفتم نه نیم ساعت بسه. چرتی نیم ساعته زدیم و بلند شدیم دوباره و راهی شدیم. باید میرفتیم سمت صومعه سرا. این وسط تابلوی جاهای قشنگی مثل ماسوله و ماسال هم دیدیم که فاصله زیادی با ما نداشتن و مثلا ماسال حدودا 30 کیلومتر باهامون فاصله داشت.



    تو جاده در حال رکاب زدن بودیم، اون دورتر من ابرای سیاه رو میدیدم که حسابی ترسناک بودن، به پسرخاله گفتم اونجا احتمالا داره بارون میاد، پس ما دقیقا داشتیم میرفتیم تو دل طوفان. سرعت باد بیشتر و بیشتر میشد، بعضی مواقع آزاردهنده بود، شونه های من از سنگینی کوله خسته بودن و بدتر از اون نشیمنگاهم درد گرفته بود. اما ادامه میدادیم، زیاد نگذشته بود بود که همون سمت ابرهای تاریک، رعد و برق های خوفناک و زیبا دیده شد و من و پسرخاله با نگاهی پر از حرف بهم خندیدیم. بالای ده تا رعد و برق دیدیم، دیری نگذشته بود که بارون رو روی صورتم و دستام احساس کردم، میدونستم چی در انتظارمونه. اما با خوش بینی ادامه دادیم بلکه ابرها تغییر مسیر بدن. بعد از صومعه سرا، تو جاده یکی از توابع همون قسمت بودیم، بارون تندتر شد ولی نه زیاد، از اون بارون های فوق العاده زیبا و لذت بخش، یعنی اینجوری میمونه؟ وای چقدر کیف میده. حتی بارونی هم لازم نبود بپوشیم چون حال میداد. اما کمتر از 5 دقیقه لازم بود تا این بارون زیبا، تبدیل به یک بارون تند و شلاقی بشه. به فاصله دو دقیقا ما یه کافه پیدا کردیم که جلوش تعدادی زیادی تخت مسقف بود. پناه بردیم به اونجا. همین دو دقیقه کافی بود تا تمام هیکل ما و کوله ها خیس بشه. بارون تندتر شد، انگار سیل از آسمون میبارید. برای ما خیلی بد شده بود، بدتر از اون خبری بود که بهمون داد و این بود که وضعیت بارون توی اسالم بدتره و اونجا شدیدتره. حال ما حسابی گرفته شده بود، از همدان هم خبر دادن که تلویزیون هشدار جاری شدن سیل داده و تاکید کردن همه شهرهای شمال همین وضعیته. ناامید شده بودیم، چون برنامه ریخته بود بهم، ساعت نزدیک 12 ظهر بود. راه های پیشرومون رو بررسی کردیم، برگشت به رشت یکیش بود اما تو اون بارون و فاصله تقریبا 50 کیلومتری با اون شهر این شدنی نبود، رفتن به جای دیگه ای مثل ماسال، ولی خب اونجا هم همین باران بود و تقریبا 30 کیلومتر فاصله داشتیم. دلمون نمیخواست به آخرین راه که برگشت به همدان باشه فکر کنیم، ما برنامه دو روزه ریخته بودیم، حالا نصفه روزه چطوری دلمون بیاد برگردیم، ولی با اون بارونی که خیال بند اومدن هم نداشت، انگار چاره ای نبود. ساعت شده بود 1 ما لباسمون رو عوض کرده بودیم چون قبلی ها خیس بودن. تصمیم بر این شد با وانت برگردیم و به اتوبوس همدان که ساعت 2:30 از رشت حرکت میکرد برسیم. باید وانت پیدا میکردیم اما اونقدر هوا خراب بود ماشین گیر نمیومد، به قهوه خونه اونجا گفتیم وانتی سراغ داری خبر کن، یه ربع هم علاف اون شدیم و وانتی گیر نیومد، دو تا ماشین شخصی اونجا بودن یکیشون گفت من مسیرم رشته دوچرخه ها جفتش تو صندلی عقب جا میشن؟ صندوق عقبش پر بود، جا نمیشد جفتشون. یه پیکانی هم پیدا شد گفت یکی از دوچرخه ها هم با ماشین من میبریم. خلاصه با بدبختی دوچرخه هارو جا کردیم سوار شدیم و راه افتادیم، اتوبوس گفت بیاید پلیس راه رشت قزوین. دیر شده بود و بعید بود به موقع برسیم اما اتوبوسی گفت صبر میکنیم تا برسید. بارون به همون شدت قبل ادامه داشت، لباس جدیدها هم کاملا خیس شده بودن، تو ماشین آب میچکید از سر و مغزم. تو مسیر بودیم پسرخاله خبر داد اون اتوبوسه رفته ولی یه اتوبوس دیگه میرسه واسمون. رسیدیم پلیس راه، اتوبوس هنوز نیومده بود خدارو شکر. دوچرخه هارو تا بستیم اتوبوس هم رسید. انداختیم بالا و سوار اتوبوس شدیم. از طرفی ناراحت بودیم از خراب شدن برنامه، ولی از طرفی برنامه تا همون جاشم خیلی بهمون کیف داده بود و البته کلی تجربه خوب به دست آورده بودیم، مهم ترینش، اعتماد به هواشناسی و ریسک نکردن روی باران شمال بود!
    برگشتنی نیم ساعت هم اتوبوس خراب شد تا اتفاقات تکمیل شن. ساعت 21 هم رسیدیم همدان به شکل درب و داغون. سفرمون به شکل دلخواه تموم نشد، ولی خدارو شکر. تجربه خیلی خوبی بود. ایشالا در آینده نزدیک، حتما اسالم به خالخال بهشتی رو رکاب خواهم زد. این بار با تجربه بیشتر و ریسک کمتر. کم بودن عکس ها هم به بزرگی خودتون ببخشید، از بعد از بارش بارون دیگه واقعا نشد عکس گرفت. فیلم از بارون گرفته شد که اینجا نمیشه گذاشت. مرسی که خوندید.
  2. #2
    تاریخ عضویت
    2018/09/14
    محل سکونت
    المان
    نوشته ها
    49
    45
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خیلی از جاهای دنیا کرایه هم میگیرن
    با دوچرخه رفته بودم یه مسیر توریستی تو اروپا سیزده یورو هزینه اضافه برا دوچرخه پرداختم. تقریبا یک دهم قیمت خود بلیط
    با اتوبوس از یه شهر به شهری دیگه رفته بودم پنج یورو برا دوچرخه دادم
    اما فرقش اینه جایی که کرایه جدا برا دوچرخه بدی حتما ذکر شده و نمیشه چونه زد
    ولی نود درصد جاها کرایه نمیخواد. فرقش اینه که اونایی که کرایه دوچرخه میخوان یه سیاست ارزان سازی دارن مثل شرکتای هواپیمایی رایان ایر. یعنی بدونه دوچرخه قیمت بلیط ارزونتره ولی با دوچرخه باید هزینه ی بیشتری بدی. در واقع دوچرخه نداشته باشی خب پولشو نمیدی. ولی دوچرخه بیاری پولشو میدی

    ولی اون اوپراتوری که برا دوچرخه کرایه اضافه نمیخواد قطعا و قطعا هزینه ی بار اضافی رو رو بلیط از قبل لحاظ کرده. یعنی شما چه دوچرخه بیاری چه نیاری پولشو ازت گرفتن.
    دوچرخه به این علت برا اوپراتورهای حمل و نقل چه فری ها چه اتوبوس چه قطار چه هواپیما مهمه چون خیلیا دوچرخه شونو اینور اونور میبردن با خودشون و این یه کار خیلی خیلی معمولی و عادیه
    دیزل و بنزینم لیتری تقریبا بیست هزار تومنه شرکتام یارانه نمیگیرن
    این پنج تا ده یورو کرایه اضافم برا مردم کشورایی که میانگین درامدشون ماهی بیست میلیونه خیلی خیلی کمه

    تو خط دوم اون مسیر توریستی با قطار بودش
  3. #3
    تاریخ عضویت
    2018/06/04
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    60
    35
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام من خودم اهل شمال هستم همیشه هواشناسی رو یکروز قبل از سفر چک کنید اینطوری دقت پیش بینی هم زیاد هست
    باران های تابستانی معمولا خیلی شدید هستند ولی زود هم بند میان و بیشتر باران های زمستانه و بهاره ادامه دار هستن پس میتونستید جایی اسکان پیدا کنید تا باران بندبیاد
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2016/07/15
    محل سکونت
    رشت
    نوشته ها
    14
    32
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Shahin007 نمایش پست ها
    درود به همه بایک بیستی های عزیز امیدوارم تابستان خوبی رو پشت سر گذاشته باشید...
    بی حرف اضافه میرم سراغ گزارش. من به همراه پسرخاله برنامه اسالم به خلخال رو برای این چند روز تعطیلی تاسوعا و عاشورا برنامه ریزی کردیم...
    ما ماشین شخصی نشد که ببریم، بنابراین تصمیم بر این شد با اتوبوس از همدان بریم رشت و از رشت ادامه مسیر رو با دوچرخه بریم...
    کوله ای که تو کفی شمارو خسته کرد مطمعنا اول سربالایی شمارو ناکار میکنه بخصوص اسالم به خلخال که 2350 ارتفاع داره
    ما هم برای تاسوا و عاشورا برنامه دو روزه داشتیم که از رشت شروع میشد بسمت ماسوله و بالا تا گیلوان اردبیل، از اونجا هم بسمت اولسبلانگاه برای روز اول، روز دومم از اونجا به رشت
    که بدلیل شرایط جوی کنسلش کردیم البته تا ساعاتی بعد صبح جمعه استارت میزنیم

    تو یکی دو هفته اینده هم برنامه یکروزه پونل به اسالم و خلخال و مسیر برگشت هم از جاده پونل برمیگردیم به محل استارت (پونل)
    تشریف بیارید خوشحال میشیم در خدمت شما باشیم
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2018/01/24
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    170
    207
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    وایییییییییییییییییییی ینی شاهین عاشقتم انقدر ماهی و قشنگ تعریف میکنی ................به وجد اومدم ...................ببخشید دوچرخه پسرخالتون چیه ؟
  6. #6
    تاریخ عضویت
    2016/07/30
    محل سکونت
    192.168.1.1
    نوشته ها
    124
    165
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اگر دوچرخه محل ترکبند نداره مورد های لوله زینی هم عالی هستن
    ۱۰ کیلو تضمین شده است
    یه حسنی هم که داره به خاطر اینکه باید بالاتر از مقدار بازی لوله زین نصب بشه

    دم چرخ سنگین تر میشه و زمانی که تو مسیر افرود یا سرازیری هستید اون ۷ ۸ کیلو عقب دقیقن این حالت رو میسازه و تو فرود لازم نیست ادمی خودشو بکشه عقب و ارنج هاش صاف بشه

    یعنی خیلی لازم نیست بره عقب یا هم اگر رفت این لوله زینی کمک ش هست

    اضافه شده بعد از : 9 minutes

    ولی اون کوله تو عکس بالا منو یاد خاطرات کوهنوردی انداخت

    ویرایش توسط Sir Pendar : 2018/09/22 در ساعت 10:41
  7. #7
    تاریخ عضویت
    2014/10/12
    محل سکونت
    همدان
    نوشته ها
    281
    549
    Mentioned
    4 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    @ [Only registered and activated users can see links. ] تشکر بابت اشتراک گذاری اطلاعاتتون.

    @ [Only registered and activated users can see links. ] سلام قربان. یک ساعت جلوی قهوه خونه و زیر آلاچیق توقف داشتیم به همین امید که بارون بند بیاد ولی بارون اصلا تابستونی بود. پائیزی بود. تندتر شد که آهسته تر نشد. ضمن اینکه فردای اون روز هم بارون ادامه داشت.

    @ [Only registered and activated users can see links. ] من با کوله سنگین هم مشکل زیادی نداشتم . از ارتفاع و شیب جاده اسالم به خالخال هم مطلع بودم. خوشبختانه اونقدر سربالایی رکاب زدم که نگرانی از بابت کم آوردن نداشتم. ولی خب بارون این فرصت رو نداد. خدمت از ماست دوست عزیز. فکر نکنم به این زودی دوباره بتونم بیام اون طرفا. ولی حتما در آینده میام.

    @ [Only registered and activated users can see links. ] آقا مهدی گل، عزیز مایی، شرمنده م میکنی. دوچرخه پسرخاله هم اسکات اسکیل 960 هستش.

    اضافه شده بعد از : 6 minutes

    نقل قول نوشته اصلی توسط Sir Pendar نمایش پست ها
    اگر دوچرخه محل ترکبند نداره مورد های لوله زینی هم عالی هستن
    ۱۰ کیلو تضمین شده است
    یه حسنی هم که داره به خاطر اینکه باید بالاتر از مقدار بازی لوله زین نصب بشه
    دم چرخ سنگین تر میشه و زمانی که تو مسیر افرود یا سرازیری هستید اون ۷ ۸ کیلو عقب دقیقن این حالت رو میسازه و تو فرود لازم نیست ادمی خودشو بکشه عقب و ارنج هاش صاف بشه
    یعنی خیلی لازم نیست بره عقب یا هم اگر رفت این لوله زینی کمک ش هست
    ولی اون کوله تو عکس بالا منو یاد خاطرات کوهنوردی انداخت
    بله ترکبند بود که اوضاع خیلی فرق میکرد، اصولش هم همون بود ولی به سبک سامورایی ما رفتیم دیگه...
    اون کوله هم دقیقا باب کوهنوردی بود نه دوچرخه سواری... کوله خودم 45 لیتری بود... ولی کوله پسرخاله 10+60 لیتری بود که فکر نمیکردم پر بشه ولی وسایل غیر ضروری و نامناسب برای این سفر برداشته بود و کوله ش تا خرخره پر شده بود.
    ویرایش توسط Shahin007 : 2018/09/22 در ساعت 11:13
  8. #8
    تاریخ عضویت
    2015/10/06
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    951
    1,070
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    درود شاهین جان....
    گزارش خیلی خوبی بود.......بخصوص عکس هات........
    من دقیقا همین اتفاق برام افتاده......دوسال پیش مستقیم از زنجان حرکت کردیم بسمت ماسال با اینکه هواشناسی رو هم چک کرده بودیم....ولی روز سوم به بارون و مه شدید خوردیم....ولی بقول خودت تا همونجاش هم انقده اتفاق خوب و ادم خوب دیدیم که فراموش نمیشه...................
    کلا هر چقدر برنامه ریزی دقیق تری داشته باشی قبل سفر,همونقدر لذت بیشتری خواهی برد......تو این سفرهایی که رفتم فهمیدم باید نه تنها بدونی هر شب باید کجا باشی دقیقا......حتی باید بدونی وعده های غذایی ت رو باید کجا و چی بخوری و کجا بخوابی و به چه شکل..........امیدوارم تو سفر های بعدیت به هدفت برسی.......

    Sent from my LG-D618 using Tapatalk
    ویرایش توسط farshad tohid : 2018/09/22 در ساعت 16:23
    زیر این آسمون هر کی ضعیفه واسه همیشه جاش تو دلمه.

  9. #9
    تاریخ عضویت
    2018/09/14
    محل سکونت
    المان
    نوشته ها
    49
    45
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Shahin007 نمایش پست ها
    @ [Only registered and activated users can see links. ] تشکر بابت اشتراک گذاری اطلاعاتتون.

    @ [Only registered and activated users can see links. ] سلام قربان. یک ساعت جلوی قهوه خونه و زیر آلاچیق توقف داشتیم به همین امید که بارون بند بیاد ولی بارون اصلا تابستونی بود. پائیزی بود. تندتر شد که آهسته تر نشد. ضمن اینکه فردای اون روز هم بارون ادامه داشت.

    @ [Only registered and activated users can see links. ] من با کوله سنگین هم مشکل زیادی نداشتم . از ارتفاع و شیب جاده اسالم به خالخال هم مطلع بودم. خوشبختانه اونقدر سربالایی رکاب زدم که نگرانی از بابت کم آوردن نداشتم. ولی خب بارون این فرصت رو نداد. خدمت از ماست دوست عزیز. فکر نکنم به این زودی دوباره بتونم بیام اون طرفا. ولی حتما در آینده میام.

    @ [Only registered and activated users can see links. ] آقا مهدی گل، عزیز مایی، شرمنده م میکنی. دوچرخه پسرخاله هم اسکات اسکیل 960 هستش.

    اضافه شده بعد از : 6 minutes



    بله ترکبند بود که اوضاع خیلی فرق میکرد، اصولش هم همون بود ولی به سبک سامورایی ما رفتیم دیگه...
    اون کوله هم دقیقا باب کوهنوردی بود نه دوچرخه سواری... کوله خودم 45 لیتری بود... ولی کوله پسرخاله 10+60 لیتری بود که فکر نمیکردم پر بشه ولی وسایل غیر ضروری و نامناسب برای این سفر برداشته بود و کوله ش تا خرخره پر شده بود.
    گزارش خیلی خوبی بودش
    یکی دو سفر دیگم برین همه چی دستتون میاد
    یه حس و حال خوبی میده این خاطرا و سفرا
  10. #10
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Arak - Iran
    نوشته ها
    4,680
    11,138
    Mentioned
    20 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)
    خوب خوب آقا شاهین چه حالی داد خوندن گزارشت
    من اون اوایل که سفر می رفتم خیلی سعی میکردم برنامه ریزی فوق دقیق کنم
    اما الان تقریبا 27000 کیلومتر سفر کردم
    تجربه یه چیز به من فهمونده اونم اینه که برای سفر اصلا برنامه نریز
    به جاش خودتو برای هر چیزی آماده کن
    4 سال پیش تو سفرم از قزوین به رشت و از رشت به لاهیجان و از لاهیجان تا نزدیکای رامسر سه روز تو بارون رکاب زدم
    واقعا الان بازم دلم اون لحظات می خواد

    دمت گرم که حال خوبت بابقیه به اشتراک گذاشتی

  11. #11
    تاریخ عضویت
    2011/07/10
    نوشته ها
    229
    572
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    30 Thread(s)
    درود آقا شاهین
    واقعا لذت بخش بود این گزارش
    منو یاد سفر شمال خودمون انداخت به امید خدا توی این ماه باید یه سفری بکنیم شمال
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 11 , از مجموع 11

موضوعات مشابه

  1. نشتی روغن ازکتی ترمزعقب
    توسط moeen در انجمن ترمز
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 2015/05/12, 00:14
  2. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 2014/05/24, 14:42

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •