ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





User Tag List

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 22 , از مجموع 22
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Tehran- Iran
    نوشته ها
    4,815
    11,405
    Mentioned
    21 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)

    بیا تو بگو داستان اولییییین دوچرخه ای که خریدی چه طوریا بودش

    هر کس اولین دوچرخه ای که خرید حتما براش خاطره انگیز بوده
    داستان هایی داره برای خودش خرید اولین دوچرخه
    بنویسید و نقل کنید از اون داستان های شیرین قدیمی

  2. #2
    تاریخ عضویت
    2014/03/05
    محل سکونت
    رو دوچرخه
    نوشته ها
    831
    2,594
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    77 Thread(s)
    اون اوایل توی مجموعه ورزشی ازادی خونه سازمانی داشتیم .پدرم برا خواهرم از فروشگاه ادارشون یه دوچرخه خرید (من 7 سالم بود)
    (18 سال پیش) تو اون زمان فول ترین چرخ ایران بود اندازه یه سانتاکروز وی 10 ارزش داشت. یادش بخیر اسمش یاماها بود دوتا اینه بغلش داشت
    گلگیراش مثل موتور کراسبود و دیسک و صفحه ی موتور داشت خلاصه هر روز با دوتا خواهرام سه نفری سوارش میشدیم. روزاییم که خونه بودم یواشکی برش میداشتم
    میرفتیم تو سراشیی پایین کلا اندازه خودم بود کل چرخ موقعیم که سرعت میگرفتم دستم به کتی ترمز نمیرسید و برای وایسادن زمین میخوردم. هرشب به امید راید فراد
    میخوابیدم و شب خواب دوچرخه سواریو میدیدم . چه دورانی بود .دیگه اون بهترین دوچرخه زندگیم بود
    ویرایش توسط mf mohammad : 2016/08/14 در ساعت 02:30

    مرگ انسان فقط جدا شدن روح از بدن نیست
    مرگ زمانی اتفاق می افته که دیگه
    خرید لباس نو ،
    روز تولدت ، سال نو ،از همه مهم تر زندگیت!!!
    مهم نباشه.

  3. #3
    تاریخ عضویت
    2015/10/06
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    973
    1,114
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    اولین دوچرخه عمرم یه دوچرخه ی قرمز رنگ با یه آرم گوزن بود سایزش 16 بود.از همون زین هایی داشت که با یه اسکلت آهنی بود و روش کمی ابر کشیده شده بود با روکش.بعد موندن جلو با دو بارون که ابرش خراب میشد خودتون حساب کنید که رو فلز مینشستیم.😆
    هععیییی بازم خوش بودیم.
    برای اون دوچرخه مخصوصا چرخ عقبش پدرم فکر کنم در مجموع 10 بار طوقه انداخت.انقدر باهاش حرکت میزدیم.یه طرف جوب اب با خاک و اب گل درست میکردیم و رمپ میساختیم و اوج میگرفتیم و اونورش فرود همی می امدندی.
    همینه الان همرکابان عزیزم میپرسن اقا چجوری دوچرخه رو جفتی فلان قدر میکشی بالا... جوابی ندارم فقط میگم ببین اینجوری....
    اینا برمیگرده به اون موقع.......
    جراحات زیادیم داشتم یابار با فک اومدم زمین سنگ رفت زیر فکم و سوراخ شد😆😆😆.بعد کلی بخیه و از حال رفتن همراهم تو درمانگاه و.....
    جالبه اونموقع درمانگاهم زیر زمین و با اون ادوات پزشکی شبیه اتاق بازجویی بود.😐
    یا بار پسرعموم اومده بود خونه ما خواستم با همون دوچرخه گوزن نشانم مهارت های گرانبهای خودم رو به رخش بکشم تک چرخ زدم هنوزم نمیدونم چی شد و سیم پره عقب یکیش کنده شد و رفت تو ساقم.
    من پام سوراخ شده بود.بازم تو همون حال به پسر عموم میگفتم تو رو خدا به مامانم نگو من و میکشه.😀😀😀
    هنوزم اون زخمو دارمش و خواهم داشت.یادش بخیر بزرگتر و احترام وجود داشت.😔


    اینم اون زخم تاریخی.

    Sent from my LG-D618 using Tapatalk
    زیر این آسمون هر کی ضعیفه واسه همیشه جاش تو دلمه.

  4. #4
    تاریخ عضویت
    2016/08/01
    محل سکونت
    esfahan.shahinshahr
    نوشته ها
    154
    157
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    فک کنم شیش سالم بود یه دوچرخه۱۶گرفتیم...دوچرخه فاقد ترمز بود.....ولی بشدت سریع.....تقریبا پوز همه دوچرخه های محله رو باهاش به خاک مالیده بودم....😜...درضمن هیچوقت از کمکی استفاده نکردم...نیم ساعت رفتم تو حیاط....یادگرفتم.....درضمن زین ماهم همینی بود که دوستمون داشتن....فلزی با روکش😅.......دوچرخه سواری رو ازهمون اول بدون ترمز تجربه کردم😅😅

    راستی دورشم از همون نوارهای مرسوم آن دوران،به رنگ آبی پیچیده بودم..
  5. #5
    تاریخ عضویت
    2016/07/16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    461
    1,057
    Mentioned
    5 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    بنا بر فرمایش آقا وحید این مطلب به این مکان انتقال یافت....

    باز بحث این چرخ و اون چرخ شد... یاد خاطرات خودم اولین دوچرخه ام... زمین خوردن زخم و زیلی شدن و بعد تو 15 سالگی اولین دو چرخه کوهستانم افتادم....دوستان جوون تر... والا اینجوری نبود ما بگیم چرخ بگن بفرما... اصلا گفتنشم جرات میخواست والا ...بعد الان درگیر نوع و مارک لاستیک های چرخ هستن...حرفه ایی ها رو کار ندارم که ابزار ورزششون هست ..امثال خودمو عرض می کنم...
    بذارید یک مقدار براتون بگم شاید برا شما هم خاطراتی زنده شه..... مخصوصا آقا صابر [Only registered and activated users can see links. ]که چیزایی که می نویسه خیلی هاش ما رو می بره به فضای نوستالژیک مشترک....
    اولین دو چرخه ایی که داشتم یک چرخ قرمز رنگ بود که نمی دونم مارکش چی بود.....ولی انگلیسی بود ...نو نبود... بابام قبلا گویا برا خواهرم خریده بودش اونم یکم سوار شده بود و بعدش چرخ افتاده بود ته انباری...... شبیه این بود.. نه دقیق مثل این ولی خیلی شبیه به این...

    یادمه یکسال تابستون بابام حسابی برام سرویسش کرد و کلی زرق و برق دارش کرد... لاستیک نو... زنگ... تمام بدنش رو هم نوار پیچید...(محافظ بدنه سنتی!) یادمه یک مقدار نوار رنگی رو ریش ریش کرد از دسته هاش آویزون کرد برا زیبایی...یک مهره هایی هم به پره هاش زده بودیم وقتی آروم می رفتی چلق چلق صدا می کرد...

    ... هنوز مدرسه نمی رفتم...شاید حدود 6 سالم بود یعنی 24 سال قبل...دو چرخه یک مقدار برام بزرگ بود... ولی با همون چرخ سواری یاد گرفتم... یک چرخ کمکی داشت اوایل یکم با اون می رفتم و بعد یاد گرفتم بازش کردم...فرمونش مثل اون دو چرخه 28 ها بود..

    چیزی که یادمه خیلی روون پا می خورد... دنده منده که نداشت اونا.... ولی مثلا یادمه پنجه رکاب هایی داشت ..بسی محک و البته سنگین...کنار طبقش یک پیچ داشت گیر می کرد به مچ ما ...همواره قوزک پای ما از داخل زخم بود اصلا... زمین خوردنم که نگو و نپرس... هزار بار..... ترمز فقط عقبش درست کار می کرد ودسته های آهنی اش و سیستم سیم کشی اش انقدر سفت بود که پنجه های ما در کودکی در حد بروسلی قوی شد! خلاصه... اون وقت ها خیلی چرخ دوست نداشتم... یعنی دوست داشتما اما نه اونقدر زیاد... گذشت تا اومدم سوم چهارم ابتدایی... بابام از تعاونی ادره شون یک چرخ برام آورد.. نارنجی رنگ بود... فرم بدنش شبیه این بود....

    روشم یک ورق آهنی به سبک مارک چرخ های قدیم داشت که نوشته بود ایران دو چرخ!
    دو تا ویژگی خوب داشت یکی اینکه یک زین فنری داشت خیلی راحت بود...البته نه مثل فنر زین اون 28 ها .....فنر های لول های ریز داشت ردیفی در طول زین کشیده شده بودن... دوم گریپ های نرم و خوش دستی داشت...
    اما همچنان خبری از دنده نبود... تنها چرخ های دنده ایی که من دیده بودم اون زمان ها چرخ های کورسی بود که دسته دنده هاش بغل کرپی بود و به حالت عمودی بالا پایین میشد.. و اصلا برا ما یک چیز دست نیافتنی بود... مارک پژو رو یکی داشت تو محلمون... تازه دینام و چراغ هم داشت که خیلی خاص بود از نظر من... چهار پنج سالی ما بودیم اون چرخ نارنجی ایران دو چرخ
    تا اینکه اینقدر چرخ های جدید اومد ما دیگه رومون نمیشد اون چرخ بد ترکیب رو سوار شیم... و رومون هم نمیشد بگیم به اولیا ما چرخ جدید میخوایم! خیلی اون وقت ها دوست داشتم یک چرخ جدید داشته باشم... مثلا از اینا زیاد شده بود اون وقت ها که خیلی اسپرت بود در زمان خودش....

    خیلی تعویض چرخ معنی نداشت... اما تعمیر تا دلتون بخواد مثلا تو خود محل ما اقلا 4 تا تعمیرگاه چرخ بود(الان تا 6 تا محل اونور تر هم نیست دیگه) برا همین کلی تعمیرش می کردیم.. پنچری می گرفتیم سه سوت... اونقدر که تیوب میشد جیگر زلیخا... یادمه یک علامت دست براش خریده بودم حالت فنری داشت... میافتادی تو چاله اتومات بای بای می کرد... زنگ هم داشت...
    خلاصه ما دیگه نا امید شده بودیم تا اینکه سال 78 یا 79 بود پدر کولاک کرد و یک روز گفت جمعه بیا بریم گمرک برات دو چرخه میخوام بخرم 14/15 سالم بود... خیلی ذوق مرگ شدم... ولی شما یک درصد فکر کن می تونستم بپرسم چه چرخی؟ چه مارکی؟ چه قیمت؟... دل تو دلم نبود تا اینکه روز موعود رسید... رفتیم گمرک....وقتی دیدم بابام چرخ های گرون تر رو قیمت می کنه کلی کیف کردم... دقیق یادمه از تو اون پاساژه که هنوزم هست تو قلمستان... یک دو چرخه خریدم مارکش شیمارو بود با لوازم شیمانو... عین همون چرخ با مارک توسن هم بود... نمی دونم چی بود .. کجاییی بود... وطنی بود... یا تایوانی(اون وقت ها هنوز چین رخنه چندانی نکرده بود) ولی با حال بود...هنوز برگ گارانتی شو یادگاری نگه داشتم...

    البته مال من مشکی قرمز بود و دنده هاشم این مدلی نبود...(میگفتن وسپایی به مال من)
    من که کلی راضی بودم...چون اولین چرخ کوهستان من بود.. اولین چرخ دنده ایی... تازه اونم با دسته دنده وسپایی! و کمک فنر دار...لاستیک تیوبلس...دارای قمقمه! اوف... اصلا رو ابرا بودم... اون موقع تو مغازه یارو فقط یک مدل چرخ دیگه بود از اینکه من خریدم گرون تر بود... یک مدل المپیا که کرپی اش فنری بود...(چرخ های حرفه ایی به کنار ...حتما بوده اون موقع هم برند های خوب ولی ما چیزی سر در نمی آوردیم که) خوب یادمه دو چرخه من شد 100 هزار تومن(الان همون سطح چرخ 1 تومن هم شاید ندن... تورم البته نداریما... قیمتم الکی گفتم نمیدونم شاید هم 500 مثلا... ولی الان همین عکسه مال یک نفره کار کردش رو گذاشته 1/100) خیلی دوسش داشتم اون چرخ رو... اقلا نصف 24 ساعت رو دو چرخه بودم.... و همه جا باهاش می رفتم... تا 18 سالگی داشتمش تا اینکه رفتم دانشگاه..... چرخ زده شدم به دلایلی..... اونم افتاد تو انباری... و آخر سر بخشیدمش به یک نفر که چرخ میخواست....
    الانم که تو 30 سالگی چرخ چهارم زندگی مو خریدم... چرخ خوب و بد مهم نیست والا... شعار نمیدم....خب معلومه امکانش باشه آدم خوبشو میخره لذت می بره... اما مهمتر....اون شور علاقه است... اون هیجان وحسی که وقتی پاهات گرفته بازم کمک می کنه پا بزنی...
    ببخشید طولانی شد
    مخلص همه دوستان
  6. #6
    تاریخ عضویت
    2016/07/14
    محل سکونت
    گچساران
    نوشته ها
    115
    71
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    2 Thread(s)
    ما که سنی نداریم ولی گفتیم بیایم یه چیزی بگوییم
    اقو ما پنج شیش سالمون بید پدرمون برامون یه چرخ خرید مال خالم بود یعنی حدودا اون موقع 15 ساله بود الان دیگه خدا میدونه کجاست و دست کیه شایدم بدبختو ذوب کرده باشن
    خلاصه یعنی من قدم به زور صد و سی بودااا
    بعد دوچرخه بیستو هشت بعد بدون کمکی جاده هم که پیست دانهیل قیافم شبیه این شکلکه شده بود
    میافتادم هم نمذاشتن ادم ابراز وجود کنه میگفتن سوسول بازی در نیار هیچیت نمیشه ولی خداییش خیلی حال میداد
    تا یه مدت بعد یکی از فامیلای دورمون (هنوز نفهمیدم چیمون میشه:دی)
    داشت تو اتوبان (!!) بچه چند ساله چرخ سواری میکرد ماشین زد بهش 8 جاش شکست نه تا عمل کرد بدبخت
    از اون موقع اجازه ندارم چرخ سواری کنم مگه اینکه با بابام بریم پارک که اونم هفته ای نیم ساعت
    امسالا از شروع سال تحصیلی اجازه چرخ سواری نداشتم باید مینشستم درس میخوندم برا نمونه یعنی از 42 کیلو شدم پنجاه و یک کیلو الان تا سر کوچه برم پام میگیره دو چرخمم سایز بیسته که یه مدت سوار شدم مجبور شدم برم دکتر گفت باید از این کمر بندا
    ببندی و یه مدت چرخ سواری نکنی و گذنه ممکنه دیسک کمر بگیری
  7. #7
    تاریخ عضویت
    2016/06/07
    محل سکونت
    سبزوار
    نوشته ها
    113
    113
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    خب ! خب ! خب ! اولا عجب تاپیک مفیدی ! حال نمودیم حسابی

    دویوما : اولین دوچرخه ما مربوط میشه به یه دوچرخه خیلی خیلی زیبا که اون زمان دوچرخه به اون قشنگی نبود ! از اونجایی که پدر من از اول فنی بودن و این از همان دوران کودکی به من هم رسیده بود بعد از چند روز سواری باهاش زود الن برداشتم و کمکی هاشو باز کردم ! فکر کنم حدودا 4-5 سالم بود !!!!! ولی اچار هارو میشناختم !

    خلاصه ! من کلا خیلی دوچرخه سواری میکردم از همان دوران کودکی ولی کم پیش میومد زمین بخورم ! نمیدونم اصلا خدا نگهم میداشت .... چی میشد ؟.... خدا میدونه ....

    اولا بااهاش تک چرخ میزدم ! به قول خودم چچرخ ! نه از این تک چرخ ها که الان میزنیما ! نه ! یه جوری دوچرخه رو از زیر خودم در میاوردم و فرمون رو میدادم بالا و وایمستادم ! گرفتید یا نه ؟

    خلاصه ! اقا این دوچرخه که از جان خودمون هم عزیز تر بود برامون رو تصمیم گرفتن از ما بگیرن و بدن به یه بچه که نمیتونه چرخ بخره ! عه ! این چ کاریه ؟ یادم تا چند ساعت فقط گریه میکردم و فوحش میدادم ! فک کنم حدودا 7 سالم بود ! اقا بعد که از لاک خودمون در اومدیم بابام گفت مگه میشه تورو بدون دوچرخه بزارم ؟ ما هم که سر در گم نمیدونستیم چی بگیم ! رفتیم انباری و دوچرخه خواهرمونو برداشت بابام ! یه دستی به سر و گوشش کشید راهش انداخت ! دوچرخه بزرگتر ! خیلی خوب بود ! حس میکردم مثل ادم بزرگا شدم ! بعد از چند ماه سواری به صورت حرفه ای اموزش تجربی دوچرخه را فرا گرفتیم !

    اقا از ترمز های وی بریک بگیر تا روغن مایع ریختن روی زنجیر ولی همونجا کلا با مکانیزم دوچرخه اشنا شدم و تجربه خیلی خوبی بود ! یادمه اون موقع ترمز های دوچرخم خوب بودا ولی بازم هر روز 1-2 ساعت هی شل و سفت میکردم و تعویض لنت و ... کلا خیلی دوست داشتم دوچرخمو !

    اقا کمی بزرگتر شدیم و رسیدیم به سن 10 -11 سالگی ! دوچرخه برامون کوچیک شده بود و به پدر گفتیم بایکی نو برای ما فراهم کن ! اون موقع بابام میگفت پسر جان بیا این ویوا هارو بردار ! خیلی بهتره ! ( اون موقع بهترین دوچرخه های شهر بودن ) ولی من میگفتم نههههه ! من دوچرخه ترمز دیسکی میخواهم ! میفهمی ؟ دیســـــکی ! فکر میکردم باحال تره و محکم میگیره ! اقا اخر به اسرار ما برداشتیم دوچرخه اویاما رو خریدیم ! خیلی سنگین بود ! هنوز که هنوزه سوارش میشم تعجب میکنم قبلا چطور سوارش میشدم ! خلاصه جونم براتون بگه که ما با این خیلی ور رفتیم ! دوران طلایی حرکات ما از اینجا شروع شد !!

    دوچرخه رو کج میکردیم ترمز عقب میگرفتیم میپیچیدیم چرخ عقب هم قفل بود صدا میداد عشق میکردیم

    سرتونو درد نیارم رسیدیم به سن 12-13.5 سالگی گفتیم پدر ! این دوچرخه به درد نمیخوره ! دوچرخه دوستام ویواعه ! خیلی تند تر میره ! بیچاره پدر ! این بار رفت مشورت کرد و ... مارو برد برامون یه جاینت رول 2 مدل 2012 برامون خرید ! دوچرخه خیلی خوبی بود ! حداقل برا من ! ترمزاش میخ میگرفت و روون بود و .... فروشنده گفته بود سند میده ولی نداد ! گفت سند نمیزنم - نمیدم ! دقیق نفهمیدم من هی به بابام میگفتم بریم سند بگیریم گفت بریم اگه به توافق نرسیم احتمالش هست دوچرخه رو پس بدیم و پولمونو بگیریم ! منم دلو زدم به دریا و رفتیم و دوچرخه رو پس دادیم ! حالا من موندم و یه بایک سنگین ! منم که جاینت سوار شده بودم میتونستم اویاما سوار شم ؟؟! قطعا نه !

    گذشت و گذشت تا ما شدیم 15 سال ! به پدر گفتیم ای پدر ! باز دل ما هوس بایک کرده ! یکی تهیه کن ! گفت باشه ! خداییش دمش گرم همیشه هوای مارو داشته !

    گشتیم و گشتیم تا یه مریدا دست دوم به پستمون خورد ! اقا زود خریدمشو و الان داریم سوار میشیم ! بابام اویاما و من مریدا

    لینک معرفی مریدا من :

    [Only registered and activated users can see links. ]

    هر چند روز 20 - 25 کیلومتر رکاب میزنیم ! و به زودی قراره یه دوچرخه دیگه برا پدر بخریم چون واقعا 25 کیلومتر با اویاما یعنی 70 تا با مریدا ! اونایی که دوچرخه سنگین با ترمز درگیر داشتن میدونن چی میگم
  8. #8
    تاریخ عضویت
    2013/05/07
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    609
    671
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    67 Thread(s)
    یادش بخیر
    هنوز یادم میاد کیف میکنم
    قرار بود واسه معدل برام جایزه بگیرن
    سال پنجم دبستان الان ترم آخر کارشناسیم
    بعد ی روز از مدرسه اومدمو دختر کوچولو همسایمون یادم نیست دقیق چی گفت ولی فکرکنم گفت برو چیزی برات نگرفتنا یا همچین چیزی
    هیچی با کنجکاوی رفتم تو دیدم ی چیزی گذاشتن تو پذیرایی و روشم پارچه کشیدن
    پارچه رو کشیدم اون زمان واقعا برای خودش خیلی خاص بود و گرون البته که اصلا اصلا اصلا توقع اینو نداشتم برای همین تا یادم میاد شاد میشم
    همون دوران پسر دوستمون چرخ خرید بود 60 تومان سال 83
    ولی پدرمون یا دوستش رفته بودن باهم گذاشته بودن تقریبا120.000تومن ی آساک دماوند رنگ مشکی اون موقع دنده ها کلاجی میگفتن 21 دنده ست شیمانو اصل وای یادش بخیر
    البته هنوزم دارمش و عمرا ولش کنم هنوز نرم و عالی
    خلاصه که خیلی لذت داره واست هدیه بگیرن اونم چیزی که دوست در حالی که از سطح توقعت خیلی خیلی بالاتر باشه
    امام مهربانی مولا علی ابن موسی الرضا
    محبوب‏ترین شما در نزد خدا، خوش اخلاق‏ترین شماست.

  9. #9
    تاریخ عضویت
    2014/03/24
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    7
    9
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    8 Thread(s)
    یاد باد آن روزگاران

    یادمه کوچیک بودم به بابام گفتم معدلم 20 شده دوچرخه میخوام. اونم رفت فردا با یه دوچرخه اومد. تقریبا شبیه لحاف دوزی های قدیم. اون موقع ها یادمه همه دوستام داشتن یکی یکی دوچرخه کوهستان میگرفتن.
    خلاصه قیافه من دیدنی بود وقتی دوچرخه مو دیدم. حیف که ازش عکس ندارم.
    با این حال که نه دنده شیمانو داشت نه Fork نه ترمز درست حسابی ولی کلی ازش خاطره های شیرین دارم.
    دمت گرم وحید که باعث شدی یاد اون روزها زنده بشه برام
  10. #10
    تاریخ عضویت
    2011/05/05
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,609
    8,306
    Mentioned
    60 Post(s)
    Tagged
    199 Thread(s)
    دوستان عزیز فقط با تعریف خاطرات اولین دوچرخه کمک کنید این تاپیک از موضوع اصلی خارج نشه
    [Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]

    The world looks different from a bike

  11. #11
    تاریخ عضویت
    2014/04/18
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    260
    742
    Mentioned
    4 Post(s)
    Tagged
    15 Thread(s)
    یادش بخیر اولین دوچرخم که باهاش خاطره های زیادی داشتم...

    تقریبا تمام قطعاتش عوض شده بود اول از این گلگیر فلزی ها داشت با ترک عقب
    بعدش اومدم اونارو برداشتم و گلگیر پرشی گذاشتم
    بعد دوشاخ که بدون فنر بود دچار شکستگی شد که مجهز شد به دوشاخ فنر دار!!
    طوقه ها که از این معمولی های آهنی بود عوض شد و طوقه آلمینیوم دوجداره اومد زیر چرخ!!!
    بعد گفتیم چیکارش کنیم دیگه اومدیم یه دینام خریدیم و چراغاشو گذاشتیم روی چرخ و سیم کشی کردیم دوچرخرو یه باطری 12 ولت شارژی هم گذاشتیم توی کیف و منفی باطری وصل کردیم به بدنه مثبتش و بردیم تو کلید های بین راهی روی فرمون و بعد هم به چراغ ها
    دسته دنده ها هم از این گازی ها بود بعد گفتیم چقدر خوبه اگه یه لیور دنده بتونیم ببندیم روش یه دسته دنده پیکان گرفتم با یه پیچ بلند و بست شیلنگ بزرگ بستمش روی دسته دنده عاقا دسته دنده رو که میدادی جلو دنده سنگین میشد میدادی عقب دنده سبک میشد اصن یه حالی میداد

    یه حرکت دیگه هم زده بودم ....اومدم یه فندکی ماشین گرفتم وصل کردم به باتری و بعد روی اون فندکی یه fm player گذاشته بودم

    حیف که از این کارا عکس ندارم....

    بعد وارد عرصه دوچرخه سواری شدم....
    چندتا برنامه کوهستانی با این دوچرخه رفتم که خدا رو شکر عکساش موجوده ....






  12. #12
    تاریخ عضویت
    2015/06/15
    محل سکونت
    teh
    نوشته ها
    206
    434
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    5 Thread(s)
    اینم اولین دوچرخه ما البته تقریبا 4 چرخه است



    این عکس 35 سال پیش گرفته شده الان دیگه اتیغه است

    بعد از اون دیگه دوچرخه نداشتم تا 3 سال پیش
  13. #13
    تاریخ عضویت
    2012/04/03
    محل سکونت
    بیژن یورد
    نوشته ها
    305
    483
    Mentioned
    1 Post(s)
    Tagged
    72 Thread(s)
    اولین دوچرخه سال 58 برام خریدن.کالخوف آلمانی دسته خرگوشی با چزخهای کمکی.اونموقع خونه مادر بزرگم مینشستیم حیاطی داشت که وسطش یه باغچه بزرگ بود ودورش موزاییک.بادور زدن دور این باغچه چرخ سواری یاد گرفتیم وچند بار هم رفتیم تو سبزی کاری و دارو درخت.خیلی زود کمکیها باز شد...برای چرخم چراغ ودینام خریدن.یه بارهم که توپیاده رو با طبق 1 خودرو 1 با سرعت میرفتم با ماشین پست که از اداره داشت میومد بیرون تصادف کردم وچراغ قشنگم شکست وچقدر گریستیم اما دیگه برام نخریدن.....خیلی ممنون که خوندین
    ویرایش توسط balaban : 2016/08/23 در ساعت 15:19
  14. #14
    تاریخ عضویت
    2017/05/30
    محل سکونت
    esfahan
    نوشته ها
    1
    2
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    من که اولین دوچرخه ای که گرفتم یه santosa یه توپ 12 دنده ای بود که هنوز به یه هفته نکشید که به خاطر بی احتیاطی خودم ازم دزدیدند..
  15. #15
    تاریخ عضویت
    2014/08/24
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    22
    نوشته ها
    242
    631
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    11 Thread(s)
    انگار همین دیروز بود بابام گفته بود اگه شاگرد اول بشی واست یه چرخ خوب می خرم. اون موقع هم این ویوا ها تازه اومده بودن و حسابی تو کفشون بودم.
    بعد که موفق به کسب رتبه اول کلاس شدیم رفتیم مغازه سعیدی ( بعد از 6 سال هنوز اسمش یادمه. ماشالا به این حافظه !!!! :-) ) ولی اونجا چشمم خورد به یه اویاما دو کمکه . به قول شاعر که میگه: اگر در دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
    ما هم خام زیبایی ظاهری اویاما شدیم و پاک از ویوا فراموش کردیم.
    بعد از این حدودا یک سال دستم بود تا زدیم تو خط جاینت.
    حدیث از مطرب و می گوی و راز دهر کمتر جو
    که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را


  16. #16
    تاریخ عضویت
    2016/12/21
    محل سکونت
    Mashhad
    نوشته ها
    137
    111
    Mentioned
    4 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    اولین دوچرخه من مارک پیتون بود
    دنده نداشت و خیلی سخت بود، تنه اهنی بدون دنده
    تازه یادمه تو کوچه که بازی میکردیم یکی روی پیچ های عقب سوار میشد یکی روی لوله ی بالا
    چقدر کیف میداد ولی
    یکی از بچه ها بود دوچرخه دنده ای داشت و همش تیک اف میزد ولی من چون دوچرخه سنگین بود و زوری نداشتم نمیشد!!!!!
    اون زمان خریداری شد 50 تومن :-D


    Sent from my MI MAX using Tapatalk
  17. #17
    تاریخ عضویت
    2017/05/30
    محل سکونت
    ورامین
    نوشته ها
    371
    435
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    دوم ابتدایی بودم که یه دوچرخه قرمز شهری فرمون خرگوشی ۲۰ واسم گرفتن با ۲۵ هزارتومن فک کنم،یادش به خیر چه قدر باهاش زمین خوردم
    تا کلاس پنجم داشتمش و بتد بای بای نون خشکی
    تا هفته پیش که یه کراس گرفتم و شبی ۱۵ کیلومتر رکاب میزنم

    اضافه شده بعد از : 3 minutes

    اقا تازه یاد گرفته بودم
    زن همسایمون جلوم بود،فرمون شکست سرعت بالا
    خودم رو کوبوندم رو زمین که اون شهید نشه ولی خودم شهید شدم
    ویرایش توسط rasool75 : 2017/06/17 در ساعت 00:22
  18. #18
    تاریخ عضویت
    2014/08/24
    محل سکونت
    مشهد
    سن
    22
    نوشته ها
    242
    631
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    11 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط rasool75 نمایش پست ها
    خودم رو کوبوندم رو زمین که اون شهید نشه ولی خودم شهید شدم
    درود بر شرفت ایثار گر..... اینروزا کم کسایی پیدا میشن که از این کارا بکنن. حقشه احسان علی خانی دعوتت کنه
    حدیث از مطرب و می گوی و راز دهر کمتر جو
    که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را


  19. #19
    تاریخ عضویت
    2017/05/30
    محل سکونت
    ورامین
    نوشته ها
    371
    435
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Piano800 نمایش پست ها
    درود بر شرفت ایثار گر..... اینروزا کم کسایی پیدا میشن که از این کارا بکنن. حقشه احسان علی خانی دعوتت کنه
    خخخخخخ درورد بر خودتان
    نیم سکته زده بود بدبخت
    به احسان هم خبر بده دعوت کنه
  20. #20
    تاریخ عضویت
    2018/08/25
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    65
    33
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    سلام
    من اولین دوچرخم سه چرخه بود!که توی خونه باهاش بازی میکردم و دو سه سالم بود.بعد یه دوچرخه گرفتم که کمکی داشت و باز هم تو خونه بازی میکردم.یادمه بابام بعداز ظهر ها منو می برد پشت بوم تا بدون کمکی یاد بگیرم.خیلی لذت داشت وقتی یکی از کمکامو باز میکرد و پیشرفتمو میدیدم
    .
    .
    خب بالاخره منم یاد گرفتم بدون کمکی دوچرخه سواری کنم!!!
    دوچرخه بعدیم یه دوچرخه ۱۶ آبی رنگ المپیا بود!از اینایی که گارد محافظ زنجیر و یه تیکه ابر تزئینی روی فرمون داشت.یادمه خیلی باهاش بازی کردم،خیلی زمین خوردم،خیلی هم بابام خرجش کرد
    خاطره مخوفی که ازش دارم هیچوقت از ذهنم بیرون نمیره:
    من اون موقع چون کوچولو بودم اجازه نداشتم از کوچه برم بیرون.خب طبق عادت داشتم دور میزدم و میرفتم سمت ورودی کوچمون که پسر داییم هم داشت میومد داخل کوچه!
    هنوز صدای ساچمه های دوچرخه تو گوشمه
    یه ملق تو هوا زدم و اومدم زمین!هعی..با وجود این همه خرج و خاطره،دوچرخه رو ۲۰تومن به این وانتیا فروختیم.دوچرخه بعدیمو حدودا ۱۰سالگیم خریدم.دوچرخه ۲۴ سفید رنگ پلیس که اولین کراس کانتری من بود.کوچک بودن فریم خیلی زود خودشو نشون داد و باعث شد کم تر باهاش رکاب بزنم.از وقتی هم که یادمه یا دندش خراب بود یا ترمزش.دوچرخه بعدیم و فعلیم یه گالانت g700 هست که خداروشکر ازش راضیم و توی این گرونی همینم یه نعمتیه،خب منم دوست دارم فوجی و جاینت و مریدا ...داشته باشم یا حتی یبار سوار شم،اما همین که کمکم کرد تو این گرونی اینو بخرم واقعا لطف بزرگیه
  21. #21
    تاریخ عضویت
    2017/08/11
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    610
    456
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    [QUOTE=mobinlt;125865]سلام
    من اولین دوچرخم سه چرخه بود!که توی خونه باهاش بازی میکردم و دو سه سالم بود.بعد یه دوچرخه گرفتم که کمکی داشت و باز هم تو خونه بازی میکردم.یادمه بابام بعداز ظهر ها منو می برد پشت بوم تا بدون کمکی یاد بگیرم.خیلی لذت داشت وقتی یکی از کمکامو باز میکرد و پیشرفتمو میدیدم
    .
    بار نوستالژیکش بالاست
    .
    خب بالاخره منم یاد گرفتم بدون کمکی دوچرخه سواری کنم!!!
    دوچرخه بعدیم یه دوچرخه ۱۶ آبی رنگ المپیا بود!از اینایی که گارد محافظ زنجیر و یه تیکه ابر تزئینی روی فرمون داشت.یادمه خیلی باهاش بازی کردم،خیلی زمین خوردم،خیلی هم بابام خرجش کرد
    خاطره مخوفی که ازش دارم هیچوقت از ذهنم بیرون نمیره:
    من اون موقع چون کوچولو بودم اجازه نداشتم از کوچه برم بیرون.خب طبق عادت داشتم دور میزدم و میرفتم سمت ورودی کوچمون که پسر داییم هم داشت میومد داخل کوچه!
    هنوز صدای ساچمه های دوچرخه تو گوشمه
    یه ملق تو هوا زدم و اومدم زمین!هعی..با وجود این همه خرج و خاطره،دوچرخه رو ۲۰تومن به این وانتیا فروختیم.دوچرخه بعدیمو حدودا ۱۰سالگیم خریدم.دوچرخه ۲۴ سفید رنگ پلیس که اولین کراس کانتری من بود.کوچک بودن فریم خیلی زود خودشو نشون داد و باعث شد کم تر باهاش رکاب بزنم.از وقتی هم که یادمه یا دندش خراب بود یا ترمزش.دوچرخه بعدیم و فعلیم یه گالانت g700 هست که خداروشکر ازش راضیم و توی این گرونی همینم یه نعمتیه،خب منم دوست دارم فوجی و جاینت و مریدا ...داشته باشم یا حتی یبار سوار شم،اما همین که کمکم کرد تو این گرونی اینو بخرم واقعا لطف بزرگیه

    بار نوستالژیکش بالاست
  22. #22
    تاریخ عضویت
    2020/01/18
    محل سکونت
    ازنا
    نوشته ها
    18
    34
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    آقا عام نلیکم
    اولین دوچرخه رو سه سال پیش در سن ۱۵سالگی گرفتم...برند کویر بود...

    خدا رحمتش کنه سه ماه پیش فروختمش...واقعا خوش رکاب بود..تو این سه سالی که داشتمش به قدری باهاش تاختم که این دم آخری نمیدونم چش شد هفته ای یبار میله چرخ عقب میشکست
    خیلی کارمو راه انداخت
    ولی به دلیل نیاز مالی فروختمش...
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 22 , از مجموع 22

موضوعات مشابه

  1. بیا تو بگو چه حسی داری زمستان 94
    توسط amir.fly در انجمن بیا تو یگو چه حسی داری
    پاسخ ها: 548
    آخرين نوشته: 2016/03/20, 00:57
  2. بیا تو بگو چه حسی داری زمستان 93
    توسط Alu در انجمن بیا تو یگو چه حسی داری
    پاسخ ها: 902
    آخرين نوشته: 2015/03/21, 04:40
  3. گزارش دانهیل با کاوه + داستان گیر کردن شب تا صبح تو جاده
    توسط Mohammad DH در انجمن دانهیل و فری راید DH / FR
    پاسخ ها: 39
    آخرين نوشته: 2014/10/26, 11:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •