ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی «ورود به سایت» کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمی‌شود، اینجا را کلیک کنید.





User Tag List

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 15
  1. #1
    تاریخ عضویت
    2013/02/14
    محل سکونت
    golestan
    نوشته ها
    418
    1,944
    Mentioned
    4 Post(s)
    Tagged
    64 Thread(s)

    جدید بایک نامه !!! گزارش سفر به مشهد شهریور و مرداد 94 (روز 3 و 4 اضافه شد)

    بایک نامه !!! گزارشی از سفر به مشهد شهریور و مرداد 94

    شاید سوال باشه براتون "بایک نامه" !!!!!!!؟؟؟؟؟؟

    دنبال یه نام برا تایپیک بودم ، از قبل داشتیم "گزارش سفر با دوچرخه" ، "سفر نامه" ، "مسافری در ...." و .... تا به "بایک نامه" رسیدم ...

    دفعه قبل که "بایک نامه" سفر اولمون با دوچرخه به شمهد رو ارسال کردم به نظر خودم اون استقبالی که باید میشد و منتظرش بودم نشد ، اتفاقاً چند دقیقاً پیش با آقا وحید در این باره صحبت کردم ، به این نتیجه رسیدم بر خلاف دفعه قبل که با وجود تعدا بالای تصاویر و ارسال در چهار قسمت و در چهار تایپیک ، در این مرحله "بایک نامه مشهد 94" رو در یک تایپیک و در فواصل زمانی مشخص ارسال کنم ... تا شاید رستگار شویم ...



    و اما ...

    بایک نامه !!! گزارشی از سفر به مشهد شهریور و مرداد 94

    *** پیش گزارش :

    طبق برنامه این چند ساله امسال هم برنامه رکابزنی تا مشهد برا میلاد امام رضا (ع) رو داشتیم ...
    از سال قبل زمزمش بود ... صحبت اولیش خرداد شد و همونجا تصمیم به ادامه برنامه برای سال (94) رو گرفتیم ...
    نفرات تقریباً مشخص بود ، سال قبل (من و محسن (م ) و محسن(الف) (از تاثیرات اخبار و روزنامه هاست ... اینقدر که گفتن "ب . ز" ) و یونس و محمد و آقای محمودی به همراه آقای آقاجان زاده که با معرفت بودن و دوست داشتنی و به عنوان پشتیبان بودن ...

    اما امسال آقا محسن (م) با توجه به شرایط کاریش و سفری که برای ارعین در پیش داشت نمی تونست بیاد آقا محمد هم باید یه کلاس آموزشی شرکت می کرد ، آقای محمودی هم بحث کاریشون ...
    صحبت هایی هم با آقا وحید کرده بودم و احتمال همسفر شدن با آقا وحید تو این سفر بود ...
    شده بودیم (من و محسن (الف) و یونس ، مرتضی (اولین سفرش با دوچرخه) ، مسلم (اولین سفرش با دوچرخه ولی دوچرخش سال قبل تو سفرمون بود) و احتمالا آقا وحید ...

    تمیرن هامونو (از نظر آمادگی و هماهنگی و راحت تر بودن با هم ) از شب دوم ماه رمضون شروع کردیم ... بعد ماه رمضون چندتا برنامه تمرینی (نیمه سنگین و سنگین ) در نظر گرفتیم (یه برنامه تا عباس آباد بهشهر که هم کفی بود و هم سربالایی ، که خیلی خوش گذشت ) و یه برنامه هم به سمت ارتفاعات جنگلی منطقه خودمون که سنگین بود ) و ...

    در این مدت هماهنگی های اسکان و کمک های مالی رو انجام دادیم و از طرفی برای این حرکت گروهی لباس یه رنگ تهیه کردیم که تو عکس ها مشخصه ... (از فروشگاه اسپید) ...

    یه هفته مونده بود به حرکتمون که آقا وحید مرخصیش جور نشد (که بعش قرار شد با علی پاقا با هم برن مشهد که اونم برا علی آقا مشکل پیش اومد و آقا وحید تنها راحی شدن ) ...
    دو روز مونده بود که برا محسن(الف) مشکل پیش اومد (کلاس های آموزشی که چند ماه قبل ثبت نام کرده بود به حدنصاب رسید و شروع شده بود ... گفت روز سوم یا چهارم میرسونم خودمو
    اما یه روز قبل رفتن با آقا مسلم تماس گرفتن که تو آزمون استخدامی قبول شده و باید خودشو معرفی کنه قزوین و تهران مدارک بده و مراحل گزینش رو انجام بده ... گفت احتمالا کارم 2 روزه تمومه میام خودمو میرسونم

    موندیم سه نفر ... ظهر روز قبل اینکه بریم ماشینی که (با توجه به تعدادمون که 5-6 نفر بودیم) هماهنگ کرده بودیم بنده خدا تصادف میکنه (نیسان آبی دنده عقب میاد میزنه بهش) ...

    قبل سفر فراز و نشیب زیاد بود ... با توجه به اینکه قرار بود تعدادمون 5 الی 6 نفر باشه و ماشین هماهنگ کرده بودیم و برا همین یه سری وسایل(تغذیه و خوراکی؟) با یکی ازرفقا که با هم کوهپیمایی می رفتیم صحبت کردم و قرار شد با ماشین با ما بیاد ...

    برنامه این دورمون 2 تا بود (یک برنامه طبق روال سال قبل 6 روزه و برنامه دوم در صورت مساعد بودن 5 روزه) این برنامه چهارمین سفرمون بود ...

    -------->>>>> ادامه دارد ......
    ویرایش توسط hasator : 2016/01/10 در ساعت 19:37
    [Only registered and activated users can see links. ][Only registered and activated users can see links. ]
    http://bcb372.blogfa.com


  2. #2
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Tehran- Iran
    نوشته ها
    4,744
    11,249
    Mentioned
    21 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)
    آقا گزارش بنویس که شدیدا هلاک گزارشم
    تا میشه هم عکس برامون بزار که ببینیم کیف کنیم
    لطفا ریزترین موضوعات رو هم تعریف کن که حسابی کیف می ده

  3. #3
    تاریخ عضویت
    2015/07/17
    محل سکونت
    آمل
    نوشته ها
    28
    156
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    3 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Vahid Nz نمایش پست ها
    آقا گزارش بنویس که شدیدا هلاک گزارشم
    تا میشه هم عکس برامون بزار که ببینیم کیف کنیم
    لطفا ریزترین موضوعات رو هم تعریف کن که حسابی کیف می ده
    حالا یکی نی به خودت بگه گزارشت چی شد آخ که از دست تو آقا مسعود دلم خونه من
  4. #4
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Tehran- Iran
    نوشته ها
    4,744
    11,249
    Mentioned
    21 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط iman.motevalli نمایش پست ها
    حالا یکی نی به خودت بگه گزارشت چی شد آخ که از دست تو آقا مسعود دلم خونه من
    عجب اوضاعی شده ها
    فک کنم کار تا به حملات تروریستی نکشیده گزارش شروع کنم

  5. #5
    تاریخ عضویت
    2015/10/03
    محل سکونت
    تهران - شاهرود
    نوشته ها
    170
    168
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    2 Thread(s)
    آقا یه سوال دارم! سرعتی که یه دوچرخه خوب مخصوص جاده میتونه تو جاده داشته باشه تا چند کیلومتر میتونه باشه؟ (در صورت عادی نه اینکه حداکثر سرعت)
  6. #6
    تاریخ عضویت
    2011/04/13
    محل سکونت
    تهران - ونک
    نوشته ها
    486
    3,537
    Mentioned
    13 Post(s)
    Tagged
    48 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Silicon Power نمایش پست ها
    آقا یه سوال دارم! سرعتی که یه دوچرخه خوب مخصوص جاده میتونه تو جاده داشته باشه تا چند کیلومتر میتونه باشه؟ (در صورت عادی نه اینکه حداکثر سرعت)
    برای سایکل توریست به طور متوسط 20 کیلومتر در ساعت هست
  7. #7
    تاریخ عضویت
    2013/02/14
    محل سکونت
    golestan
    نوشته ها
    418
    1,944
    Mentioned
    4 Post(s)
    Tagged
    64 Thread(s)

    گزارش سفر مشهد با دوچرخه . مرداد و شهریور 94

    ادامه "گزارش سفر مشهد با دوچرخه . مرداد و شهریور 94"


    اما صبح حرکت :

    سه نفر بودیم رفتیم مزار شهدای گمنام شهرمون و از اونجا طبق روال سال های قبل حرکتمون رو شروع کردیم ... روبروی فرمانداری شهرمون ازمون مصاحبه گرفتن برا شبکه استانی ...






    یک کیلومتر از شهرمون فاصله گرفته بودیم که اقا یونس چرخ جلوش پنچر میشه ... (البته همین ضمانت سفرمون بود تا مشهد دیگه هیچکی پنچر نکرد ...)

    آقا مرتضی با شوق و شور زیاد ... و با نشاط ...


    اولین سبقت ... !!!



    بعد حدود 10 کیلومتر دیدیم یکی با کورسی کنارمون رکاب میزنه (آقا پیمان از دوچرخه سوارای نور بود که تو سفر سال 93 و 92 تو مسیر با هم آشنا شده بودیم ...)شب قبلش با هم تماس تلفنی داشتیم ...



    بعد 15 کیلومتر رسیدیم به شهر کردکوی و مقداری یخ و آب گرفتیم ... دم مردم این شهر گرم ... مهمون نوازی کردن ... جا داره تشکر کنم از یکی از رفقای کردکویی که بابت چاپ پیراهن هامون هیچ هزینه ای نگرفت ...

    5 کیلومتر بعد کردکوی به پایگاه هلال احمر النگ رسیدیم آقا محسن (الف) اونجا کشیک بود ... برنامه رو با هم هماهنگ کردیم و خداحافظ محسن (الف) ...

    آقا مرتضی و پیمان ...



    خوش سلیقگی آقا مجتبی ...


    اینم آقا مجتبی (پشتیبان و عکاس) که عکس های خوبی تو این سفر گرفت ...



    اینم پایتخت گلستان !!!!!! (مرکز گلستان = گرگان)




    صبحانه رو انتهای شهر بر بدن زدیم ... و ادامه مسیر ... (از اینجا اقا پیمان (کورسی سوار) ازمون جدا شد)

    استراحتی کوتاه در حاشیه جاده پارک جنگلی قرق ...





    اینم ورودی شهر علی آباد کتول ...


    رفتیم توی یه پارک و کمی استراحت کردیم ...

    دم دمای غروب ... پارک جنگلی دلند ...


    هوا تقریباً تاریک شده بود که رسیدیم به آزادشهر و اول سراغ رستوران !!!!


    135 کیلومتر برای روز اول رکاب زدیم ...

    از اونجایی که دوستان در جریانند و نمیشه ناهار خورد ... شام و ناهارمون یکی شد !!!!

    اسکان شبمون تو جمعیت هلال احمر این شهر بود (البته باید تشکر کنم از آقای سلیمانی ، آقای ماروسی و امدادگرهای هلال احمر آزادشهر) دمشون گرم برامون ماکارونی درست کرده بودن ... ماکارونی رو هم زدیم به بدن !!!!!

    اینم عکس دسته جمعی با هلال احمری های عزیز آزادشهر



    و اما روز دوم سفرمون :


    صبح حدود ساعت 6:30 زدیم بیرون ...


    مرتضی خیلی با روحیه و با نشاط بود ... در ضمن امادگی خوبی هم داشت ...

    از هنرنماییهای مجتبی


    صبحانه رو حدود 25 کیلومتر بعد پلیس راه مینودشت تو برنامه گذاشتیم ... بعد اون رفتیم سمت جنگل گلستان ...



    بعد عبور از گالیکش و پلیس راه تنگراه ابتدای جنگل گلستان کنار پایگاه جاده ای هلال احمر تنگراه برای استراحت توقف کردیم و هندونه ای که گرفته بودیم رو گذاشتیم تو آب تا خنک بشه ... جاتون خالی ...





    اینم آقا مجتبی ... هم پشتیبان هم عکاس (دمش گرم)


    یکی از زیباترین مسیرها رو پیش رو داشتیم ... جنگل گلستان ...









    * درسته یکی از زیبایی های مسیر جنگل گلستانه ، اما ابتدای مسیر جنگل گلستان به دلیل نداشتن شانه راه یکی از نقاط پر خطر مسیره ... اما ادامه مسیر وضعیت مناسب تری داره ...





    * آبشار جنگل گلستان :
    خیلی از مسافرین که از جنگل گلستان عبور می کنن از وجود این آبشار اونم با فاصه حدود 150 متری از جاده بی خبرن ...
    موقعیت :حدود 18 کیلومتر بعد از پلیس راه تنگراه (به سمت مشهد) در سمت چپ محوطه بازی وجود داره (با تابلوی کوچکی به نام "تفرجگاه آبشار"
    گرم ترین روز سفرمون عبور از جنگل گلستان !!!!!







    کمی در کنار تونل استراحت کردیم (همراه با وزش باد خنک) و ادامه مسیر ...


    طبق برنامه قرار بود در پایگاه هلال احمر دشت (بعد از جنگل گلستان در سمت راست جاده یک مسجد بزرگ و فضای سبز و آلاچیق ، چندین فروشگاه ، پایگاه اورژانس جاده ای و پایگاه جاده ای هلال احمر وجود داره) اسکان بگیریم ... اما یه ناهماهنگی بوجود اومد و با وجود نامه ای که از قبل داشتیم نتونستیم اسکان بگیریم (در اختیار یک خانواده قرار گرفت) ... البته بعد این ماجرا اسکانمون رو برای پایگاه بعدی که 32 کیلومتر فاصله داشت هماهنگ کردن ...
    با اینکه جاده باریک و همراه با شیب ملایمی بود و هوا تاریک شده بود اما چاره ای نداشتیم .. از طرفی اقا پیمان که جلوتر از ما راه افتاده بود تو همون پایگاه اسکان گرفته بود ...
    بعد اینکه رسیدیم با استقبال امدادگران این پایگاه و اقا پیمان مواجه شدیم ...

    در کنار امدادگران هلال احمر رباط قره بیل ...


    اما یه مشکل وجود داشت .. از اونجایی که پایگاه نو ساخت بود و جدیداً به بهره برداری رسیده بود اب لوله کشی نداشت و امکان استحمام نبود ... با وجود گرمای زیاد مسیر روز دوم و تعرق زیاد دوش برامون واجب بود ... اما طاقت آوریدم ...

    مسافت طی شده در روزدوم 137 کیلومتر




    *** ---->>>>> ادامه دارد .....
    [Only registered and activated users can see links. ][Only registered and activated users can see links. ]
    http://bcb372.blogfa.com


  8. #8
    تاریخ عضویت
    2015/10/03
    محل سکونت
    تهران - شاهرود
    نوشته ها
    170
    168
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    2 Thread(s)
    من هنوز نمی فهمم چرا با این دوچرخه و این لاستیک ها میرید تو جاده؟ اینا مگه دوچرخه جاده است؟ با این لاستیک های مخصوص کوهستان تو جاده خسته نمیشید؟
  9. #9
    تاریخ عضویت
    2015/10/06
    محل سکونت
    زنجان
    نوشته ها
    966
    1,099
    Mentioned
    2 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    خسته نباشید واقعا لذت بردم بسی.
    شروع این سفر یکم طلبیدن اما رضا رو میخواست.همت شروع و پشتکار ادامه
    که خداروشکر همش رو شما داشتید.

    Sent from my LG-D618 using Tapatalk
    زیر این آسمون هر کی ضعیفه واسه همیشه جاش تو دلمه.

  10. #10
    تاریخ عضویت
    2013/02/14
    محل سکونت
    golestan
    نوشته ها
    418
    1,944
    Mentioned
    4 Post(s)
    Tagged
    64 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط farshad tohid نمایش پست ها
    خسته نباشید واقعا لذت بردم بسی.
    شروع این سفر یکم طلبیدن اما رضا رو میخواست.همت شروع و پشتکار ادامه
    که خداروشکر همش رو شما داشتید.
    سلامت باشید ... آرزوی موفقیت دارم برای شما دوست عزیز ...



    نقل قول نوشته اصلی توسط Silicon Power
    من هنوز نمی فهمم چرا با این دوچرخه و این لاستیک ها میرید تو جاده؟ اینا مگه دوچرخه جاده است؟ با این لاستیک های مخصوص کوهستان تو جاده خسته نمیشید؟

    حق با شماست ... اما

    دلایلش : اول اینکه منطقه ای که ما هستیم این سبک دوچرخه ها بیشتر کاربرد داره (جنگل و کوه و البته وضعیت بد آسفال شهری) ... دوم اینکه بودجه کافی نداریم که بخوایم یه دوچرخه دیگه مخصوص مسافرت تهیه کنیم (که اگه از نظر بودجه مشکل نداشتیم حتماً اینکار رو می کردیم) ... سوم شما اون طرف قضیه رو در نظر بگیر که عده ای ارزوشونه یه چنین سفری رو برن و از حداقل امکاناتش رو که دوچرخه باشه ندارن (حداقل در بازه سفر) و مجبورن یه دوچرخه امانتی تهیه کنن ...

    از طرفی : تو دوچرخه هایی که داشتیم یکی از رفقا لاستیکش مناسب نبود که اونم دوچرخه رو امانت گرفته بود ...
    [Only registered and activated users can see links. ][Only registered and activated users can see links. ]
    http://bcb372.blogfa.com


  11. #11
    تاریخ عضویت
    2011/06/30
    محل سکونت
    Tehran- Iran
    نوشته ها
    4,744
    11,249
    Mentioned
    21 Post(s)
    Tagged
    238 Thread(s)
    عکس هارو دیدم
    برای من خیلی خاطره انگیز بود
    خیلی اول صبحی بهم چسبید این گزارش
    ولی یه نکته
    دوچرخه سواری تو جاده بدون کلاه ایمنی !!!!
    حسن خطرناکه حسن

  12. #12
    تاریخ عضویت
    2011/05/05
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,609
    8,290
    Mentioned
    60 Post(s)
    Tagged
    199 Thread(s)
    دم شما گرم. خیلی حال داد تو این هوای بارونی گزارش شما واقعا چسبید
    [Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]
    [Only registered and activated users can see links. ]

    The world looks different from a bike

  13. #13
    تاریخ عضویت
    2013/02/14
    محل سکونت
    golestan
    نوشته ها
    418
    1,944
    Mentioned
    4 Post(s)
    Tagged
    64 Thread(s)
    نقل قول نوشته اصلی توسط Vahid Nz نمایش پست ها
    عکس هارو دیدم
    برای من خیلی خاطره انگیز بود
    خیلی اول صبحی بهم چسبید این گزارش
    ولی یه نکته
    دوچرخه سواری تو جاده بدون کلاه ایمنی !!!!
    حسن خطرناکه حسن

    بله با توجه به اینکه در فاصله کمی بعد ما این سفر رو رفتین بیشتر براتون این عکس ها یادآور خاطرات سفرتون بوده ...

    حق با شماست ، خودم هم قبول دارم اشتباه بوده ... (اما برای تنوع بوده ... )



    نقل قول نوشته اصلی توسط [B
    mSafdel
    [/B]]
    دم شما گرم. خیلی حال داد تو این هوای بارونی گزارش شما واقعا چسبید

    خواهش میکنم .... از گزارش های شما یاد گرفتیم .... )
    [Only registered and activated users can see links. ][Only registered and activated users can see links. ]
    http://bcb372.blogfa.com


  14. #14
    تاریخ عضویت
    2013/02/14
    محل سکونت
    golestan
    نوشته ها
    418
    1,944
    Mentioned
    4 Post(s)
    Tagged
    64 Thread(s)

    جدید بایک نامه !!! گزارشی از سفر به مشهد شهریور و مرداد 94 (روز3و4اضافه شد)

    ادامه "گزارش سفر مشهد با دوچرخه . مرداد و شهریور 94"

    * روزهای سوم و چهارم

    - صبح روز سوم :

    بعد چند تا عکسی که گرفتیم حرکت کردیم ... مقصدمون بجنورد ...

    نمایی از پایگاه جاده ای هلال احمر ربا قره بیل






    لحظه طلوع خورشید ...








    اینم آقا ایمان از زاویه دیگه (از دوچرخه سوارای ایزدشهر - نور)







    مسیر تا چمن بید بده بستون داشت و سربالایی به کفی می چربید ...


    اما از چمن بید حدود 8 تا 10 کیلومتری مسیر راحتی درپیش داشتیم تقریباً تمومش با شیب منفی ...

    در مسیر چمن بید به آشخانه ...












    بعد چمن بید تا آشخانه (از جمله منطقه قاضی و جوزک) جاده باریک و خطرناکه ... یه نقطه از مسیر یادم نمیره جایی که شونه راه هم خاکی بود و از روی خط سفید کنار جاده حرکت می کریدم ، با عبور یه کامیون (تریلی) و باد حاصل از اون منحرف شدیم به شونه خاکی جاده ... اگه یه لحظه دو دستی فرمون رو نگه نداشته بودیم (مثلا برای گرفتن قمقمه) معلوم نبود چی پیش می اومد ...






    برا صبحانه تو یکی از پارک های شهر آشخانه توقف کردیم ...


    از آشخانه تا بدرانلو مسیر همراه بود با سربالایی و سرازیری ... تو یکی از این سرپایینی ها یهو دیدم یه صدای وحشتناکی از پشت سرم اومد ...
    دقیقا صحنه ای که ماشین پلیس راه ایستاده بود یه تصادف اتفاق افتاد و خدا رو شکر خسارت جانی نداشت ...


    چهارتا عکسی که پست همه منطقه تاتار حول و حوش بدرانلو ...
    (از اینجا مسیر سنگین میشه تا راهداری امین الله )








    به منطقه تاتار که رسیدیم دیگه سربالایی رخ نشون داد همون سربالایی که تا مجتمع خدماتی امین الله ادامه داشت حدود 8 کیلومتر نفس گیر ...

    منو آقا مرتضی (مرتضی واقعاً با روحیه بود و خیلی خوب رکاب میزد . گردنه رو خیلی خوب اومد بالا)







    یه راننده کامیون باحال ...



    بعد کمی استراحت و تامین انرژی با میوه هایی که از باغ های همین منطقه برای فروش چیده میشد رفتیم سمت بجنورد ... 7 کیلومتری تا پلیس راه بجنورد با شیب منفی همراه بود و موجبات شادمانی مون رو فراهم کرد ...



    اسکان امروزمون جمعیت هلال احمر بجنورد بود ...

    بعد اینکه اسکان گرفتیم به این نتیجه رسیدیم به جای دوش گرفتن تو سوئیت بریم استخر ... اول رفتیم سراغ رستوران و بعد اینکه غذا خوردیم (جای شما خالی) رفتیم سمت استخر ...

    یه اتفاق جالب تو استخر این بود که با اقای امیرخانلو (صاحب رستوران اکبرجوجه بجنورد) آشنا شدیم ... از حرکتمون خوشش اومد و برا شام ما رو به رستورانش دعوت کرد ...


    * اکبر جوجه بجنورد واقع در مسیر بجنورد به مشهد و کنار شهربازی بجنورد
    * اکبرجوجه مرکزی تو شمال کشوره و در گلوگاه (استان مازندران) که با شهرمون 12 کیلومتر فاصله داره

    تو مسیر برگشت از رستوران یه سر رفتیم بش قارداش (یکی از تفرجگاه های بجنورد) ....





    - صبح روز چهارم :

    چند عکس قبل حرکت روز چهارم ...







    اینم تبلیغ رستورانی که ما رو مهمون کرده بود ...




    از خوش سلیقگی آقا مجتبی (روبروی بابا امان) البته قبلش هماهنگ کرده بود ...


    اینم یه عکس " هم انداز " (از دسته عکس هایی که دو عکاس همزمان بعنوان سوژه یکدیگر انتخاب میشن)







    ورودی شهر شیروان ...


    این تبلیغات هم جالبه ...


    برای صبحانه تو شیروان املت زدیم ... (جاتون خالی)



    ورودی شهر فاروج (شهر آجیل ایران ، البته انگور هم زیاد داره)



    کمی استراحت تو پارک و جای دوستان خالی انگورخوران ...


    خداحافظ خراسان شمالی ...

    سلام خراسان رضوی ...


    دیگه وارد حوزه استان خراسان شمالی شدیم ...

    اینم 170 کیلومتری حرم امام رضا (ع) ... (حدوداً 7 کیلومتر بعد فاروج)



    مشهد 125 کیلومتر


    اینم کارخانه دوچرخه سازی قوچان !!!!!


    این جوون سرحال که 60 سال !!! سن داشت از روستای خودش با دوچرخه برای خرید در راه قوچان بود ... (حالا یه عده تو شهر میخوان با دوچرخه برن خرید زورشون میاد ...)




    اسکان روز چهارمون حدوداً 25 کیلومتر بعد قوچان بود ...

    چند کیلومتر بعد شهر قوچان با این صحنه مواجه شدیم ... (وزش باد مخالف)

    دوچرخه سوار قوچانی در حال تمرین ...






    یه نمای دیگه از کارهای مجتبی ...







    برای اسکان امروزمون (روز چهارم) تو پایگاه هلال احمر جاده ای قوچان (25کیلومتر بعد قوچان) توقف کردیم و با استقبال امدادگرای عزیزمون روبرو شدیم ... دمشون گرم ...

    شام شب چهارم ...



    مسافت طی شده در روز چهارم : 160 کیلومتر


    *** ---->>>>> ادامه دارد .....
    [Only registered and activated users can see links. ][Only registered and activated users can see links. ]
    http://bcb372.blogfa.com


  15. #15
    تاریخ عضویت
    2011/03/19
    محل سکونت
    بوشهر
    نوشته ها
    1,591
    10,268
    Mentioned
    30 Post(s)
    Tagged
    265 Thread(s)
    خسته نباشید و خدا قوت ولی همونطور که دوستان گفتن استفاده نکردن از کلاه غیر از اینکه واقعا خطرناکه ، بدآموزی هم داره باید قبول کنیم غیر از خودمون هیچکس نمیتونه این فرهنگ رو توی ایران جا بندازه .
    ایشالله به همین زودی ها یک سفرنامه بزارید که همه با کلاه باشند
    خدا جون ما همه مسافریم
    مسافر رویاهامون
    خودت یه کاری کن همه رویامون تو همین روزها به حقیقت نزدیک بشه
    نمیدونم امروز ، فردا ، و شاید هم پس فردا......
    My Blog : [Only registered and activated users can see links. ]g.ir
    Fb :[Only registered and activated users can see links. ]


نمایش نتایج: از شماره 1 تا 15 , از مجموع 15

موضوعات مشابه

  1. کارخانه جاینت تایوان
    توسط espirooz در انجمن Giant
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: 2014/09/30, 12:01
  2. گزارش تمرین و اصفهان گردی 25 شهریور 93
    توسط aikido در انجمن منطقه مرکزی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 2014/09/17, 19:27
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 2011/06/13, 12:57
  4. فرق کره حیوانی با بادام زمینی
    توسط Bike20 در انجمن سلامتی و پزشکی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 2011/05/05, 13:06

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •