PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش برنامه رکابزنی لویزان- سرخه(شنبه 94/01/08)



sanaz20
2015/03/29, 17:41
سلامی دوباره. طبق یه برنامه یهویی بعد از برنامه جمعه تصمیم بر این شد که قبل از شروع دوره جدید بارندگی ها، بریم رکابزنی و اینبار لویزان رو برگزیدیم.
ساعت 8:00 قراربود که زیر پل سد خندان باشیم و تعداد بچه هایی هم که اعلام آمادگی کردن، کم بود.
ساعت 8:40 بود که بعد از اینکه کمی منتظر متاخرین شدیم، تصمیم به حرکت گرفتیم.

بدلیل رکابزنی سنگین برنامه دیروز، اصلا انرژی رکاب زدن توی سربالایی ها رو نداشتم ولی چاره ای نبود و باید برنامه رو برگزار میکردم.
خودم تصمیم به برگزاری برنامه نداشتم ولی به اصرار بچه ها برنامه گذاشتم.
[Only registered and activated users can see links]
یکی از بچه ها هم توی پاسداران خودشو به ما رسوند و از کوچه پس کوچه ما رو رسوند به پارک لویزان.
ما همیشه از سمت هنگام وارد پارک میشدیم ولی اینبار از سمت شیان وارد شدیم.
[Only registered and activated users can see links]
برف هایی که روی قله های کوه ها نشسته بود جلوه قشنگی به شهر داده بود.
البته شهر کمی آلوده شده بود و اون هم به دلیل برگشت تعدادی از تهرانی ها از مسافرت بود. طوری که من تا برسونم خودمو به سید خندان، متوجه اون همه ازدحام و ماشین و بوق و سر و صدا شدم ولی چاره ای نیست و این وضعیت هیچ وقت بهتر نمیشه.
بگذریم . برگردیم به برناممون
[Only registered and activated users can see links]
سربالایی های بی نهایت پر شیبی رو رد کردیم که البته به سرسبزی جنگل لویزان می ارزید.

تعداد یاز بچه ها جلوی درب غربی منتظرمون بودم و بنابراین باید از سمت دیگه پارک به اونا میرسیدیم و البته دنبال جایی برای صرف صبحانه بودیم.
[Only registered and activated users can see links]
بعد از اینکه دو نفر دیگه از بچه ها رو دیدیم، به سمت سفره خونه برای صبحانه به راه افتدیم. ولی همه جا بسته بود. :13: ما هم گرسنه. منم اولین بار بود که چیزی همرام نیاورده بودم.
[Only registered and activated users can see links]
اینقدر توی این کوچه پس کوچه های شرق گشتیم تا آخرش مجبور شدیم بریم ساندویچی و یه چیزی بگیریم بخوریم.
[Only registered and activated users can see links]
بچه ها میخواستن ژامبون بگیرن که من گفتم اصلا نخورین این آشغالا رو و همگی ساندویچ فیله مرغ گریل شده گرفتیم که هم سالمه و هم روغن نداره.
[Only registered and activated users can see links]
بعد از صبحانه هم تصمیم گرفتیم که بریم سمت سرخه تا یکم خاک بازی کنیم. :smilies-azardl (13)
توی مسیر به یه جا رسیدیم که از این لباسای دست دوم داشت وبجه ها لباس دوچرخه خریدم. اونم فقط با 20 هزار تومن :smilies-azardl (13)
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
چند تا از بچه ها هم اونطرف در حال تخلیه انژیشون بودن
[Only registered and activated users can see links]

بعد از خرید بچه ها مسیر رو ادامه دادیم.
[Only registered and activated users can see links]
تا به ورودی سرخه رسیدیم.
[Only registered and activated users can see links]

به سمت پیست به راه افتادیم تا اگه بچه ها توی پیست بودن، اونا رو هم با خودمون ببریم.
[Only registered and activated users can see links]
همون ابتدای پیست یکی از بچه ها رو دیدیم که از پردیس پاشده بود اومده بود و توی پیست هیشکی رو ندیده بود. یه جا نشسته بود. تنها و ناراحت.:dadad4:
تا ما رو دید انگار دنیارو بهش دادن. خیلی پسر گلیه این سجاد.
دیگه باهامون اومد و گفت چه خوب شد شما اومدینااااااا. خیلی حوصلم سر رفته بود.
توی پیست هم قبل از حرکت یه عکس گرفتیم و قرار شد بریم سمت کمره و از چشمه بیاییم
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
اول کمره که وایسادیم محیط بان ها اومدن و گفتن نریم تو مسیر. ما هم گفتیم باشه باشه :1:پس اینهمه راه اومدیم بووووووووق
[Only registered and activated users can see links]
به سمت چشمه سرازیر شدیم و شروع بپر بپرای بچه ها. منم که بسیار خسته بودم فقط ازشون عکس میگرفتم.
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
یه سلفی خشگلم گرفتیم.:o

[Only registered and activated users can see links]
بعد از اینکه بچه ها حسابی بالا پایین رفتم کوها رو و انرژیشونو تخلیه کردن گفتم بریم دیگه . خیلی دیر شده بود. ساعت از 3 بعد از ظهر هم گذشته بود. بنابراین رفتیم سمت پارک و از بچه ها خداحافظی کردیم و به سمت خونه براه افتادیم.
روز خوبی بود. ولی خستگی مانع خوش گذشتن کامل شد :smilies-azardl (13)
نتیجه گیری اخلاقی: هر روز نرین تمرین. بعد از هر یک روز تمرین = یک روز ریکاوری
تا برنامه ای دیگه بای بااااای :bunnyearsmiley:

mf mohammad
2015/03/29, 22:00
بسیار عالی مثل همیشه ;)

مهدی 77
2015/03/30, 02:19
بسیار عالی مثل همیشه ;)

این حرفو باید آقا حامد بزنه نه شما.......:29:

___________________________

ساناز خانم ماشالله........باید بزنم به تخته........دوتا گزارش خیلیوم عالو توی یه روز.......اونم چی؟؟؟ از اون گزارش هایی که جای من توش خیلی خالیه...!!! مگه نه؟؟؟
خعلی کیف کردم ممنون....

mf mohammad
2015/03/30, 10:37
این حرفو باید آقا حامد بزنه نه شما.......:29:

___________________________

ساناز خانم ماشالله........باید بزنم به تخته........دوتا گزارش خیلیوم عالو توی یه روز.......اونم چی؟؟؟ از اون گزارش هایی که جای من توش خیلی خالیه...!!! مگه نه؟؟؟
خعلی کیف کردم ممنون....
دچار تعریف کردگی مزمن شدیم :13: