PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش برنامه رکابزنی فرحزاد-امامزاده داوود(جمعه 94/01/07)



sanaz20
2015/03/29, 17:10
سلام. برنامه این جمعه مسیر خاکی سنگین فرحزاد به امامزاده داوود بود.اینبار حرکت رو ساعت 8:30 صبح گذاشتیم که اونایی که دورترن هم بتونن خودشونو برسونن به ما.
محل قرار برج گلدیس بود.
ساعت 8:00 بود که رسیدم و دو تا از بچه ها رو دیدم که زودتر از من اومدن. وایسادیم تا باقی بچه ها هم کم کم خودشونو رسوندن. برام جالب بود. توی این تعطیلات اولین برنامه ای بود که تعداد بچه ها زیادتر از همیشه بود.
پس از گرفتن یه عکس دسته جنعی به سمت چهاردیواری حرکت کردیم.

اواسط مسیر یکی دسگه از بچه ها هم بهمون رسید و ما هم بدون توقف ادامه دادیم تا به چهاردیواری رسیدیم و برای یه استراحت کوتاه بعد از یه عالمه سربالایی، وایسادیم.
[Only registered and activated users can see links]
دوباره حرکت کردیم و توی کوچه پس کوچه های ده فرحزاد رسیدیم.
سربالایی ها همینطور داشت روی خوششو به ما می نمایوند. :14:
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]
طبق معمول کنار آخرین بقالی وایسادیم و بعد از تهیه صبحانه و نون بربری به راهمون ادامه دادیم.
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
و حالا نوبت سربالایی ها بود که اون روشون رو به ما نشون بدن :65d6a5d6s:
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
زمین به دلیل بارندگی روز قبل خشک نبود ولی کاملا هم خیس نبود. پر از سنگریزه و قلوه سنگ بود.
یه جا هم توی راه یه سگ مرده وسط جاده افتاده بود. خوب شد از روش رد نشدم چون کاملا رنگ خاک بود و منم از کنارش رد شدم. که اگر رد میشدم بدجور حال بد میشد. مطمئن بودم
محل همیشگی صبحانه وایسادیم. رودخونه خروشان و وحشی بود. صدای غرنده ای میداد و دبی زیادی داشت.
بچه ها گفتن به دلیل سربالایی های زیاد اینجا صبحانه نخوریم که سنگین میشیم. پس فقط به لذت عکاسی توی این منطقه و با اون کوه و رودخونه بسنده کردیم.
[Only registered and activated users can see links]
باز هم راه رو ادامه دادیم و اکثر جاها دوچرخه به دست :30: البته بچه ها تعدادی کلا رکاب زنان این مسیرو میتاختن و میرفتن. :5:
[Only registered and activated users can see links]
بالاخره یه جا برای اجرای بخش خوشمزه برنامه توقف کردیم.
:p
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
و باز هم مسیرو ادامه دادیم.
رودخونه از در و دیوار این فرحزاد رد شده بود. زمین با شیارهای آب کاملا گرفته شده بود. از کوها آب میومد و خزه بسته بود. کلا مسیر، اون مسیر همیشگی نبود. هم زیبا بود و هم البته سخت :65d6a5d6s:
تمامی مسیر پر از شن و قلوه سنگ بود و تمام ترسمون موقع برگشت بود که چطوری از این شیارهای عمیق میخواییم رد بشیم اونم توی این شیب :5:
[Only registered and activated users can see links]
و باز هم ادامه مسیر.
این سری برای من یکی واقعا سخت بود و میتونم به جرات بگم، رفتی نصف مسیر و پیاده رفتم. هر چند پیاده روی هم توی این شیب باعث شده بود که به عضلات پشت پام فشار بیاد. مخصوصا وقتی مجبوری با یه دستتم دوچرخه رو با خودت بالا بکشی :14:
[Only registered and activated users can see links]
بالا رفتیم و بالا رفتیم.
فاصله بین بچه ها زیاد و زیادتر میشد. عده ای جلو بود. عده ای اون وسطا. عده ای هم مثل من و چند نفر دیگه اون آخرا کلا انرژی خالی کرده بودیم و پیاده میومدیم بالا. ولی از مناظر زیبا هم غافل نبودیم و مدام از مناظر عکس میگرفتیم.
کوه های پوشیده از برف، صدای پرنده ها، شرشر آب که کاملا توی مسیر شیار انادخته بود و پایین میرفت، ....... بسیار لذت بردیم :thanks:
رفتیم و رفتیم تا به بچه ها رسیدیم. گفتن ماشینی که از بالا میومد گفته که نزدیک امامزاده حدود یک متر برف اومده و امکان نداره بتونین برین. ما هم نزدیک بودیم ولی باز قسمت نشد که تا آخرش بریم. بنابراین باید خودمون برای برگشت آماده میکردیم.
[Only registered and activated users can see links]
عکسمونم گرفتیم.

و آماده برگشت شدیم.
با نام خدا: عجب مسیری. :37:
زینا پایین، کمکا باز، بادگیرا پوشیده، با رعایت موارد ایمنی بزن بریم.......
واااااااای که چه مسیری بود. وااااای واااااای
حیف که دوربین نمیتونستم دستم بگیرم چون فقط باید دو دستی محکم فرمونو میگرفتم و از روی این شیارها رد میشدم.
باورم نمیشد که اینطوری بتونم این شیارها و قلوه سنگا رو رد کنم. تازه بعضی جاها میفتادم تو شیار و با جریان آب میرفتم پایین ولی خیلی خوب بود. خیییییلی
پیشنهاد میکنم اونایی که اهل هیجانن برن این مسیرو توی این فصل.
فصلی که برفا آب شده و مسیرو کلا ریخته بهم :29::30:
[Only registered and activated users can see links]
پایین مسیر یه جا از درد توی ناحیه بازو تا انگشتامون از فشار وارد شده به دستا، وایسادیم و یکی از بچه ها با آجیل ازمون پذیرایی کرد.
[Only registered and activated users can see links]
همه بچه ها از مسیر لذت برده بودن. با اینکه همه از ناحیه دست احساس درد داشتیم ولی هیجانش فوق العاده عالی بود. مخصوصا من بخاطر کمک وسط، دوچرخم مثل فنر توی این شیارها و قلوه ها میپرید بالا :o
پایین مسیر عده ای گوله رفتن و عده ای هم به سمت اشرفی اصفهانی به راه افتادیم.
بر خلاف تصور همه فکر میکردن که الان حسابی گل بازی داریم. ولی اونجورم نبود. چون مسیر بجای گل، پر از سنگ و شن بود.
توی خروجی های مختلق اشرفی بچه ها جدا میشدن. به پونک که رسیدیم یکی از بچه ها رفت که شیرینی بخره و بعد از خرید شیرینی گفت که تولدشه.
تبریک گفتیم و بعد از خوردن شیرینی به سمت پایین اشرفی دوباره گوله کردیم.

برنامه بسیار بسیار خوب و پر هیجانی بود و خیلی دوست داشتم که بازم تجربش کنم. البته از قسمت برگشتنی به سمت پایین به بعدسو :1:
جای همه دوستان خالی.
بدرووووود
:ad54ad:

مهدی 77
2015/03/29, 17:26
خیلیوم عالو..........جای من واقعا خالی.......:29:

______________________________________________


[Only registered and activated users can see links]


نامینو الویه ی تازه برام آورده.........نامینو همون غذایی که میخام آورده.......هرجا چشم میندازی هستش نامینو....داره هرکس توی دستش نامینو... (نامینو دوست خوشمزه ی من) :riz481:


:tsimuzpzwoap1t9y3o7

voroujack
2015/03/30, 22:33
اقا دم همتون گرم، خیلی عالی بود
ایشالله چند وقت دیگه خداقسمت کنه درخدمت شما و دوستان باشم

Vahid_FRD
2015/03/31, 00:06
این عکس پر از انرژیه
دمتون گرم
با این گزارش ها مارو شرمنده می کنید شرمندگی به خاطر بی تحرکی عدم اجرای برنامه
[Only registered and activated users can see links]