PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش برنامه تهران-سنگان 93.10.19



Biker
2015/01/10, 11:18
برنامه سنگان 93.10.19

[Only registered and activated users can see links]



این هفته می خواستم برم چیتگر ولی با تماس و اعلام آمادگی یکی از دوستان برای اومدن به برنامه سنگان، منم تصمیم گرفتم که با گروه همراه بشم و به سنگان بریم.
صبح ساعت 7 از خونه خارج شدم و به سمت آریاشهر رکاب زدم. هوا برعکس روزهای قبل بسیار سرد و خشک بود. خوشبختانه حسابی خودم رو تجهیز کرده بودم بخاری جیبیم رو هم آتیش کرده بود و مشکلی از این بابت نداشتم.
به آریا شهر که رسیدم، بعد از یکی از خانمهای گروه، نفر دوم بودم، بتدریج بچه ها از راه رسیدن و برخلاف تصورم تعداد قابل توجهی برای اجرای برنامه حاضر بودن.
قبل از حرکت خواستیم عکس دسته جمعی بگیریم، برای همین از یه عابر پیاده که با دوستش بود خواستیم ازمون عکس بگیره، نمیدونم کی این بنده خداها رو پیدا کرد ولی هر چی بود دوستش با همون شلوار کردی و تسبیح، خیلی شیک و مجلسی اومد ردیف اول نشست باهامون عکس انداخت!!! ردیف جلو اولین نفر از سمت راست!!!


[Only registered and activated users can see links](1).jpg


رأس ساعت 8 از بزرگراه کاشانی به سمت غرب رکاب زدیم. آفتاب هم کم کم داشت طلوع می کرد ولی هوا همچنان سرد بود!


[Only registered and activated users can see links]


در مسیر ایستگاههای دوچرخه به سبک خارجی ها تبلیغات های دوبله شده خوبی رو زده بودن که حرکت جالبی بود ولی باید همینها رو در دیدرس رانندگان قرار بدن چون اونی که میاد اونجا برای گرفتن بایک اومده و این چیزها رو میدونه.


[Only registered and activated users can see links]


بعد از حدود نیم ساعت در یکی از تقاطع ها به نانوایی رسیدیم و سرپرست گروه برای خرید نان صف ایستاد.
نگاه های خواب آلود مردم به ما با اون چشم های پف کرده و متعجب از دیدن یک گروه سرحال و خندان، خیلی جالب بود! تو دلشون داشتن میگفتن: الان واقعاً فازتون چیه؟!


[Only registered and activated users can see links]


بدلیل شلوغی نانوایی، از خرید نون صرف نظر کردیم و قرار شد در مسیر نان تهیه کنیم. مسیر رو ادامه دادیم و بعد از عبور از یک پل همه سرعت گرفتن و فاصله ها بیشتر شد.


[Only registered and activated users can see links]


دیگه داشتیم به منتها الیه غرب می رسیدیم و فضا، فضای باغ و دامداری می شد.


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


مسیر امامزاده داود (یه امامزاده داوده دیگه) رو ادامه دادیم و از روی بزرگراه همت عبور کردیم.


[Only registered and activated users can see links]


بعد همه خلاف جهت مسیر امامزاده داود پیچیدن و وارد اتوبان همت شدن.


[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]


غافل از اینکه باید همون مسیر امامزاده داود رو ادامه می دادیم. منم که اولین بارم بود و بیخبر از همه جا و پیرو جمع!
خلاصه بعد از فهمیدن ماجرا، همه سر ته کردن و از پیاده رو اومدن تا در مسیر صحیح قرار بگیرن.


[Only registered and activated users can see links]


یه تیکه هم بایک ها رو دست گرفتیم تا مجبور نشیم مسیر ورود به اتوبان رو خلاف بالا بریم.


[Only registered and activated users can see links]


در مسیر درست که افتادیم خیال همه راحت شد و وضعیت سبز شد.


[Only registered and activated users can see links]


پرچم قزوین هم که بالا بود!


[Only registered and activated users can see links]


دو تا کورسی سوار بینمون بودن که یکیشون به دلیل نداشتن کلاه مورد مواخذه قرار گرفت و از ادامه باقی مسیر انصراف داد.


[Only registered and activated users can see links]


به یک میدان کوچیک رسیدیم و منتظر شدیم همه برسن، بعد از یادآوری چند پیام فنی و ایمنی، جاده رو به سمت روستای سولقان (سولوقون) ادامه دادیم.


[Only registered and activated users can see links]


از اینجا تا چشم کار میکرد فقط و فقط سفرخانه، باغچه، باغ، چایخانه، قلیان خانه، رستوران و تالار سنتی، در ابعاد، رنگ و طعم های مختلف دیده می شد.


[Only registered and activated users can see links]




چند دقیقه ای که رفتیم به یک رودخانه رسیدیم و به دلیل مشکل فنی دوچرخه یکی از بچه ها توقف کردیم.
نمی دونم چه داستانیه که هر بار برنامه میریم، یک سگ روی سقف نشسته داره مارو دید میزنه!!! البته این یکی خوشگل تر از قبلی بود و سقفی که روش نشسته بود هم باکلاس تر از قبلی بود.


[Only registered and activated users can see links]


بچه ها بشدت مشغول رفع مشکل ایجاد شده بودن.


[Only registered and activated users can see links]


منم بیکار نموندم و از لیبل های جدید بایکم چنتا عکس گرفتم که یکیش این بود! استاد ماگورای بزرگ...احترام بگذارید...


[Only registered and activated users can see links]


در همین اثنی دیدیم یک خانوم و عاغایی هم اونورتر ماشینشون مشکل فنی پیدا کرده و دارن به زور هل میدن، بچه ها هم که دنبال بهونه ای برای جلوگیری از سرد شدن بدنشون بودن، مشتاقانه به کمک این زوج خوش شانس شتافتند! طوری که نفر، اضافی هم اومد!


[Only registered and activated users can see links]


متأسفانه مشکل دوستمون علیرغم تلاش دوستان فنی رفع نشد و نتونست ادامه بده و از همونجا برگشت.
ما هم مسیر رو ادامه دادیم و به یک قسمت از اتوبان در دست احداث تهران-شمال رسیدیم.


[Only registered and activated users can see links]


توی مسیر هم هسته سگ پاشیده بودن و همشونم خمار و بیحال لب جاده چپ کرده بودن و داشتن آفتاب می گرفتن. دریغ از یه گربه! خوشبختانه هیچ کدوم روی خشنی به ما نشون ندادن و سر و صدایی ازشون درنمیومد!


[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]


بدلیل باریک بودن جاده و آموزشهای لیدر گروه، همه منظم و فنی در یک خط و با حفظ فاصله طولی به حرکت ادامه بدن.


[Only registered and activated users can see links]


بعد از طی نیمی از مسیر به تونل رسیدیم.


[Only registered and activated users can see links]


قبلش از ورود به تونل یک عکس یادگاری گرفتیم. دلیل اینهمه صرف انرژی از طرف عاغا سعید برای بلند کردن دوچرخه هم یک تغییر تو بایکش بود که جلوتر خودتون می فهمین!


[Only registered and activated users can see links]


ماشالله بچه ها همه چراغ ها روشن و پشت خط توی یه لاین، خیلی حرفه ای حرکت می کردن، فقط گاهاً مقادیری نویز ناشی از هیجان بالا و تاریکی تونل تولید می شد که زیاد جدی نبود!


[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]


از تونل که خارج شدیم با همون نظم و ترتیب مسیر رو تا اولین جای پارک رکاب زدیم و بعد یک استراحت کوچک داشتیم.


[Only registered and activated users can see links]


بعضی ها هم امکانات فنی شون فراتر از حد انتظار بود و خودشون رو برای بدترین شرایط جوی آماده کرده بودن!


[Only registered and activated users can see links]


در نهایت به اولین روستای مسیر یعنی سولقان رسیدیم و آپارتمان های شیک و باکلاس نشون می داد سولقان یکی از روستاهای ییلاقی و به دلیل نزدیکی به تهران، هدف خیلی از کسایی هست که از زندگی شهری فراری هستن و به جاهای خوش آب و هوای نزدیک به شهر پناه می برن.


[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]


اوایل روستا برای خرید نان جلوی نانوایی توقف کردیم.
لاستیک های جدید سفید-قرمز عاغا سعید هم رخ خوبی به بایکش داده بود!


[Only registered and activated users can see links]


یکی دوتا KTM سوار هم امروز به جمعمون اضافه شده بودن.


[Only registered and activated users can see links]


اینها هم شبکه های داخلی العالم و قرآن رو درست دریافت نمی کردن، برای همین رو آورده بودن به فناوری های پیشرفته تر!


[Only registered and activated users can see links]


بعد از گرفتن نان از روستا خارج شدیم و بعد از عبور از تبلیغ لایو "امداد خودرو" برای صبحانه کنار جاده توقف کردیم.


[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links](2).jpg


بعد از خوردن صبحانه و تجدید قوا، پرانرژی وارد مسیر شدیم. به قسمت دیگری از آزادراه تهران-شمال رسیدیم که مثل اینکه می خواست در آینده پلی در اینجا احداث بشه. گفتم اینو نگه میدارم سه نسل بعد از من، ببینن جدشون مراحل ساخت این پروژه رو به چشم دیده!


[Only registered and activated users can see links]


هوا آفتابی و دما بسیار ایده آلی برای دوچرخه سواری داشتیم. مسیر هم زیبا و خوش منظره بود.


[Only registered and activated users can see links]


بعد از یک پیچ تند به تابلوی سنگان رسیدیم و از جاده اصلی خارج شدیم.


[Only registered and activated users can see links]


چند متر جلوتر منتظر شدیم تا بچه های دیگه هم بهمون ملحق بشن و بعد از رسیدن اونها، مسیر تقریباً پرشیبی رو بالا کشیدیم.


[Only registered and activated users can see links]


در بدو ورود به روستا بالاخره مچ یکیشون رو گرفتم ولی اصن وای نایستاد که یک عکس درست حسابی ازش بگیرم. البته طفلی حق داشت توی اون سرمای استخوان سوز نگاه هم نکنه!


[Only registered and activated users can see links]


برف از روزهای پیش نشسته بود و مناظر بسیار زیبایی ایجاد کرده بود.


[Only registered and activated users can see links]


اینجا هم معلوم نبود چه داستانی بود که دوتا آگهی ترحیم و شیشه پایین آورده شده و مغازه تخلیه شده، فاز جنایی به آدم القاء می کرد!


[Only registered and activated users can see links]


بعد از عبور از سنگان در جلوی امامزاده برای انجام فرایض غیرقابل اجتناب توقف کردیم.


[Only registered and activated users can see links]


از اینجا به بعد مسیر آفرود (در حال حاضر گِلی) بود و یک عده تصمیم به بالا رفتن جهت آنالیز ادامه مسیر و تعدادی هم تصمیم به ماندن در امامزاده گرفتن.
من و عاغا سعید هم که از حذب میانه روی ب20 ای بودیم تصمیم به بازگشت گرفتیم و تصمیم بر این شد که تا آفتاب پایین نرفته، خودمون رو پایین برسونیم.


[Only registered and activated users can see links]


این شد که برگشتیم و در باد بسیار سرد منظقه ارتفاع کم کردیم. اینقدر سرد بود که فکامون قفل شده بود و به زور میتونستیم حرف بزنیم. اصن یه وضی...
در مسیر یک دکل قدیمی MCI هم دیدم که کنجکاو شدم ببینم در این ارتفاع و منطقه کوهستانی اینا چی نصب میکنن و یه بررسی فنی هم بکنیم از نزدیک! خلاصه رفتم بالا دیدم فقط باند 900 داره!!!


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]


توشم معلوم نیس کدوم پدرآمرزیده ای اومده بود و در BTS رو باز گذاشته بود! درسته BTSاش اریکسون سری 2000 و قدیمی بود ولی باز بودنش جای تعجب داشت. البته احتمالاً بدلیل سرمای شدید گفتن نیازی به تهویه نیس همینو باز بزاریم خودش خنک میشه!


[Only registered and activated users can see links]


خلاصه برگشتیم و در مسیر دوتا موز هم خدا رسوند و با اینکه پوستش قهوه ای بود ولی توش خیلی خوشمزه و شیرین بود و انرژی لازم برای ادامه مسیر تا خونه رو تأمین کرد! چهره هم خیلی بشاش تر از این حرفا بود منتها عضلات در اثر سرما جواب کرده بودن و بیشتر از این گونه ها بالا نمیومدن! خخخ...


[Only registered and activated users can see links]


این هم مسیری بود که امروز رکاب زدیم و از مرکز شهر مسافتی در حدود 74 کیلومتر و ارتفاعی بالغ بر 1000 متر رو صعود کردیم.


[Only registered and activated users can see links]


امیدوارم لذت برده باشید...
با تشکر از عوامل برنامه و دست اندرکاران گروه فرار...


به نقل از: دنیای دوچرخه سواری من ([Only registered and activated users can see links])

دوچرخه_سوار
2015/01/10, 13:04
عالی ...

Mehdi.A
2015/01/10, 13:33
بسیار ممنون بابت گزارش. یکی از نکاتی که جا داشت بهش پرداخته بشه دو بار زمین خوردو من بود:smilies-azardl (13). رفته خونه دیدم کلیدی که تو ساکم بود، کاپشن و پیرهن و زیرپیرهنم رو سوراخه کرده و خب طبعآ با مقاومت پوست بدن عقب نشینی کرده از مواضعش :-D . کلاهم هم هر چند هنوز قابل استفادست اما قیافش داغونه :-D .

[Only registered and activated users can see links]

ولی بی شوخی به عنوان نتیجه اخلاقی کلاه سرتون بذارید. این دفعه وحید اگر کلاه نیاره خودم برش می گردونم :-D .

ویرایش: راستی ساناز خانم اون جایی که رو نقشه علامت زدید ته مسیر و امام زاده نیست. تو امام زاده که مپ رو چک کردم ما رو کلی اون ور تر (شمالی تر) از ته سنگان نشون داد.

Vahid_FRD
2015/01/10, 14:29
خاک بر سر همراه اول که هنوز داره فیدر استفاده می کنه

sanaz20
2015/01/10, 15:11
بسیار ممنونم بابت گزارش.
من اصلا انرژی نداشتم و پر عکسم نبودم برای نوشتن گزارش
از تشریف فرماییتون خرسند گشتیم. ضمن اینکه برام سواله اون موزا رو خدا از کجا رسوند؟ :21: که به ما نرسوند؟
ما هم به تاریکی نخوردیم. ساعت 3 من خونه بودم. شایدم هنوز 3 نشده بود. فرصت شد حتی یه چرتم بخوابم.
بچه ها هم بالا نرفتن. زودی برگشتن.
مسیر برف داشت و شیب بسیار بسیار زیاد.
به قول یکی از بچه ها شیب به سمت پشتمون بود :25r30wi: یعنی فکر کن به جای اینکه عمود باشه برگرده به پشت
اصن یه وضعی
سوالی که اون موقع به ذهنم رسید این بود که طور دفعه پیش اینهمه ما بالا رفتیم. یعنی با چه جونی بالا رفتیم :5: نمیدونم شاید سرما باعث ضعیف شدن عضلات پا میشه :33:

Biker
2015/01/10, 15:33
خاک بر سر همراه اول که هنوز داره فیدر استفاده می کنه
مهندس سایت مال شونصد سال پیش بود اون RBS 2206 کمش مال 2000 اونوراس، انتظار داری فیبر ببندن؟! :p عاغا اَرِنج کن یروز بریم شینه و کابل بلو بلک و ایناش رو بدم شما ببر اراک ترتیبشون رو بده 50-50 :34::34::34:


بسیار ممنونم بابت گزارش.
من اصلا انرژی نداشتم و پر عکسم نبودم برای نوشتن گزارش
از تشریف فرماییتون خرسند گشتیم. ضمن اینکه برام سواله اون موزا رو خدا از کجا رسوند؟ :21: که به ما نرسوند؟
ما هم به تاریکی نخوردیم. ساعت 3 من خونه بودم. شایدم هنوز 3 نشده بود. فرصت شد حتی یه چرتم بخوابم.
بچه ها هم بالا نرفتن. زودی برگشتن.
مسیر برف داشت و شیب بسیار بسیار زیاد.
به قول یکی از بچه ها شیب به سمت پشتمون بود :25r30wi: یعنی فکر کن به جای اینکه عمود باشه برگرده به پشت
اصن یه وضعی
سوالی که اون موقع به ذهنم رسید این بود که طور دفعه پیش اینهمه ما بالا رفتیم. یعنی با چه جونی بالا رفتیم :5: نمیدونم شاید سرما باعث ضعیف شدن عضلات پا میشه :33:

اون موزا رو گذاشته بودن کنار جاده یا افتاده بود نمیدونم! عاغا سعید که از خوردنشون امتناع کرد، پیش خودش گفت من چیزیم بشه لاستیکام یتیم میشن کی جوابشونو میده. :44:
خعلی سرد بود، کلی انرژی بدن صرف گرم کردن میشه، یک سری محدودیت هایی هم داشتیم. من که اصلاً رو فرم نبودم. بایکمم یکم روی دنده های بالا میخواست اذیت کنه.
بعد اینکه اگه قرار باشه من گزارش میزارم، شما نزاری، کلامون میره تو هم و من هم دیگه نمیزارم! یعنی اینجا نمیزارم. اصن از امروز گزارش ها مشروط میشه به گزارش شما!
خواهشاً زودتر بزارین که من یک سری عکس برای تکمیل کردن گزارش میخوتم علی الخصوص عکس اون عاغاهه با شلوار کردی توی عکس دسته جمعی اول! :9: اصن گزارش بدون اون عکس ناقصه

ممنون

pouya
2015/01/10, 17:30
بچه ها خوشبحالتون واقعا من هم دلم میخواهید
:13::13:
ای کاش من هم میبودییم
خوشبحالتون درکل
گزارش هم عالی بود
مخصوصا با اون موز حال کردم :smilies-azardl (13)
ماهم یه بار صعود ابشار داشتیم وقتی وسط برنامه کارگاه که زده بودیم وایسادیم ته یه شیاری از سنگ یه پلاستیک پیدا کردیم که توش باورتون نمیشه دوتا نوشابه رد بود بود و شکلات نانی و بیسکوییت های بای ما هم اینطوری شدیم :26::4d564ad6:
خلاصه دیگه سه بار صدا زدیم مال کیه مال کیه مال کیه ؟ کیهههههههههه؟ دیگه کسی جواب نداد و خوش بحالمون شد اومدیم پایین و :20::32:
حس خیلی خوبیه
واقعا مثل یه معجزه ست
انرژی مضاعفی میده
در کل خیلی خشنود شدییم از برنامه تون
راستی حرکت داخل تونل هم لایک داشت شدید
منتظر برنامه های بعدیتون هستیم
والسلام علیکم :smilies-azardl (13):25:

mohsenavr
2015/01/10, 23:34
بابت گزارش و عکس ممنون
فقط موندم این عکس ها را کی گرفتی!!!

MohammadMTB333
2015/01/10, 23:39
گزارش کاملی بود ..... ممنون

سعید
2015/01/11, 01:33
درود !
دیروز که خیلی خوش گذشت و امروزم خواندن گزارشش چسبید ! راستی امین جان ، دوچرخه همواره تاج سربنده است !
امام زاده داوودم یکی بیش تر نداریم که راه فرحزادش خاکی و راه کن - سولقانش ، آسفالتست .
بنده هنوزم ازین جا بیرون می افتم !
از همگی سپاس گزارم !


بسیار ممنون بابت گزارش. یکی از نکاتی که جا داشت بهش پرداخته بشه دو بار زمین خوردو من بود:smilies-azardl (13). رفته خونه دیدم کلیدی که تو ساکم بود، کاپشن و پیرهن و زیرپیرهنم رو سوراخه کرده و خب طبعآ با مقاومت پوست بدن عقب نشینی کرده از مواضعش :-D . کلاهم هم هر چند هنوز قابل استفادست اما قیافش داغونه :-D .

[Only registered and activated users can see links]

ولی بی شوخی به عنوان نتیجه اخلاقی کلاه سرتون بذارید. این دفعه وحید اگر کلاه نیاره خودم برش می گردونم :-D .

ویرایش: راستی ساناز خانم اون جایی که رو نقشه علامت زدید ته مسیر و امام زاده نیست. تو امام زاده که مپ رو چک کردم ما رو کلی اون ور تر (شمالی تر) از ته سنگان نشون داد.

کورسی بهترست یا کراسی که تازه خریده ای ؟

sepehr82
2015/01/11, 04:54
ممنون ..... خیلی قشنگ و زیبا نو شتید ...... حال کردم ووولی از خوندنش کمی سردم شد ووووووییییی .
اون برنامه همین بود که می گفتید ...... (تلفنی )
این قدر سیکیرتی بود که نباید ........ موضوع را ما می دونستیم .... البته میگفتی ....هم شرایطش را نداشتم ( که اون طرف بیام ) و تمرین هم ندارم ...... رو به جنوب شهر ...اگر مایل بودی " یک نیمچه برنامه " ایی بریزم ..... . تا هوا از این بدتر نشده ... برف برای تهران هم تو راه ههههههه .... .
موفق باشید

Biker
2015/01/11, 13:23
ممنون ..... خیلی قشنگ و زیبا نو شتید ...... حال کردم ووولی از خوندنش کمی سردم شد ووووووییییی .
اون برنامه همین بود که می گفتید ...... (تلفنی )
این قدر سیکیرتی بود که نباید ........ موضوع را ما می دونستیم .... البته میگفتی ....هم شرایطش را نداشتم ( که اون طرف بیام ) و تمرین هم ندارم ...... رو به جنوب شهر ...اگر مایل بودی " یک نیمچه برنامه " ایی بریزم ..... . تا هوا از این بدتر نشده ... برف برای تهران هم تو راه ههههههه .... .
موفق باشید

سلام مهندس، نه اون که برنامه شمال بود که رفتیم البته بدون بایک!
مهندس هر وقت شما بگی بریم، ولی اگر بتونین برین سمت دریاچه یا چیتگری چیزی یکم اونورارم ببینیم و از تجربیات مسیرخوانی شما اونجاها استفاده کنیم. چون هر همون قضیه سربالا سرپایینی احساس میکنم همزمان یه مسیر یکسان بریم عادلانه تر باشه! البته من حاضرم بیام پایین بعد با هم بیایم بالا، بعد از برنامه شما خودت بری پایین و من مجبور نشم تنها بیام بالا! :2bike_smiley:

SABER_MTB
2015/01/11, 14:12
در نهایت به اولین روستای مسیر یعنی سولقان رسیدیم و آپارتمان های شیک و باکلاس نشون می داد سولقان یکی از روستاهای ییلاقی و به دلیل نزدیکی به تهران، هدف خیلی از کسایی هست که از زندگی شهری فراری هستن و به جاهای خوش آب و هوای نزدیک به شهر پناه می برن.


یوخ بابا بو جور دَیی...............

سولقان مثل لواسون و این ها نیست که :


هدف خیلی از کسایی هست که از زندگی شهری فراری هستن و به جاهای خوش آب و هوای نزدیک به شهر پناه می برن

سولقان بخاطر قیمت پایینش هدف کسایی هست که هم خیلی نمی خان از تهران دور باشند.............و هم بودجشون به خرید خونه داخل تهران نمی رسه................

یه جورایی نیمه اقماری حساب میشه...............



بچه ها هم که دنبال بهونه ای برای جلوگیری از سرد شدن بدنشون بودن، مشتاقانه به کمک این زوج خوش شانس شتافتند! طوری که نفر، اضافی هم اومد!

توفیق اجباری..............



بعد از عبور از سنگان در جلوی امامزاده برای انجام فرایض غیرقابل اجتناب توقف کردیم.

ای کفار از دین خارج شده....................!!!! امام زاده و مسجد رو فقط میرین برا فرایض غیر قابل اجتنبا دیگه....................ای وای..............وا اسلاما...................


[Only registered and activated users can see links]

کد سایتش هم که فراماسونریه..........................




در مسیر یک دکل قدیمی MCI هم دیدم که کنجکاو شدم ببینم در این ارتفاع و منطقه کوهستانی اینا چی نصب میکنن و یه بررسی فنی هم بکنیم از نزدیک! خلاصه رفتم بالا دیدم فقط باند 900 داره!!!
توشم معلوم نیس کدوم پدرآمرزیده ای اومده بود و در BTS رو باز گذاشته بود! درسته BTSاش اریکسون سری 2000 و قدیمی بود ولی باز بودنش جای تعجب داشت. البته احتمالاً بدلیل سرمای شدید گفتن نیازی به تهویه نیس همینو باز بزاریم خودش خنک میشه!


زیر دیپلم حرف بزن امین جان ببینیم چی می گی .....................


[Only registered and activated users can see links]

دقیقا یخ مک زدگی مزن تو صروت شما حس میشه................

تجربش رو داشتیم..................

یه بار تو یه زمستون سختی بود یه مسیر سرازیری طولانی رو اومدیم پایین......................بعد که رسیدیم به شهر رفتیم از این مغازه های کنار خیابونی چایی داغ بگیریم داغ شیم.................نمی تونستیم حرف بزنیم یه بارو بگیم چایی می خاییم.......................


ااخرین باری که رفتیم سنگان...........................حدودا میشه گفت 17 - 18 سال پیش بود.............

او موقه دقیقا از این جا به بعد

[Only registered and activated users can see links]

خاکی بود و از این جا رو پیاده می رفتیم تا لب آبشارش.....................

الان که آسفالت کردن یحتمل هم پای ادم های اشغال ریزنده مفت خور جوجه بار زن قلیونکش هم باس باز شده باشه به اون جا.....................


یه سری عکس قدیمی داریم..................بعدا رفتیم خونه باس نیگاه کنیم ببنیم می تونیم پیداشون کنیم.......................بدیم اسکن کنن از گزند حوادث زمانه بر هذر باشند.............

Mehdi.A
2015/01/11, 15:49
کورسی بهترست یا کراسی که تازه خریده ای ؟هر گلی یه بویی داره. کورسی من برای سال ۱۹۷۴ هست و امکانات اینو نداره :-)

Biker
2015/01/11, 15:55
بچه ها خوشبحالتون واقعا من هم دلم میخواهید
:13::13:
ای کاش من هم میبودییم
خوشبحالتون درکل
گزارش هم عالی بود
مخصوصا با اون موز حال کردم :smilies-azardl (13)
ماهم یه بار صعود ابشار داشتیم وقتی وسط برنامه کارگاه که زده بودیم وایسادیم ته یه شیاری از سنگ یه پلاستیک پیدا کردیم که توش باورتون نمیشه دوتا نوشابه رد بود بود و شکلات نانی و بیسکوییت های بای ما هم اینطوری شدیم :26::4d564ad6:
خلاصه دیگه سه بار صدا زدیم مال کیه مال کیه مال کیه ؟ کیهههههههههه؟ دیگه کسی جواب نداد و خوش بحالمون شد اومدیم پایین و :20::32:
حس خیلی خوبیه
واقعا مثل یه معجزه ست
انرژی مضاعفی میده
در کل خیلی خشنود شدییم از برنامه تون
راستی حرکت داخل تونل هم لایک داشت شدید
منتظر برنامه های بعدیتون هستیم
والسلام علیکم :smilies-azardl (13):25:

قربونتون برم، سمتِ قبلیه ما مثه شما ردبول اینا در نمیاد ولی سنگنوردا رسم دارن یک سری چیزایی رو تو همون محل فعالیتشون لای شیار سنگ ها میزارن، مثل نمک، لاستیک، کبریت، شکر
ما هم یاد گرفته بودیم اینا رو نمیبردیم ، خیلی شیک وختی میرسیدیم میرفتیم پای دیواره میگشتیم پیداشون میکردیم. :smilies-azardl (13) یبار نمک نبود تخم مرغ بدون نمک خودیم اونم در وضعیت خیلی گرسته! اصلاً تخم مرغ بدون نمک فاجعس! هیچ موقع مزه اش رو فراموش نمیکنم. :7:یادش بخیر...:rolleyes:



یوخ بابا بو جور دَیی...............

سولقان مثل لواسون و این ها نیست که :



سولقان بخاطر قیمت پایینش هدف کسایی هست که هم خیلی نمی خان از تهران دور باشند.............و هم بودجشون به خرید خونه داخل تهران نمی رسه................

یه جورایی نیمه اقماری حساب میشه...............




توفیق اجباری..............




ای کفار از دین خارج شده....................!!!! امام زاده و مسجد رو فقط میرین برا فرایض غیر قابل اجتنبا دیگه....................ای وای..............وا اسلاما...................


[Only registered and activated users can see links]

کد سایتش هم که فراماسونریه..........................





زیر دیپلم حرف بزن امین جان ببینیم چی می گی .....................




دقیقا یخ مک زدگی مزن تو صروت شما حس میشه................

تجربش رو داشتیم..................

یه بار تو یه زمستون سختی بود یه مسیر سرازیری طولانی رو اومدیم پایین......................بعد که رسیدیم به شهر رفتیم از این مغازه های کنار خیابونی چایی داغ بگیریم داغ شیم.................نمی تونستیم حرف بزنیم یه بارو بگیم چایی می خاییم.......................


ااخرین باری که رفتیم سنگان...........................حدودا میشه گفت 17 - 18 سال پیش بود.............

او موقه دقیقا از این جا به بعد



خاکی بود و از این جا رو پیاده می رفتیم تا لب آبشارش.....................

الان که آسفالت کردن یحتمل هم پای ادم های اشغال ریزنده مفت خور جوجه بار زن قلیونکش هم باس باز شده باشه به اون جا.....................


یه سری عکس قدیمی داریم..................بعدا رفتیم خونه باس نیگاه کنیم ببنیم می تونیم پیداشون کنیم.......................بدیم اسکن کنن از گزند حوادث زمانه بر هذر باشند.............

* آره حالا که فکر میکنم، همه ماشینا پراید و MVM و پژو بودن! ولی خب...! ما رو که جایی نمیبرین فکر میکنیم آخره دنیاس! کَدَّن گَلمیشیخ بلم جان! بیزیم کَدّیمیز بوجور یاخچی دَییر کی!
* خخخ...به کد سایت دقت نکرده بودم، فکرای شوم دیگه ای در سر میپروراندم! الان دیگه عدد منحوس شما رو دیدم بیخیال شدم، اونورا دیگه آفتابی نمیشیم!!! زنگ بزنیم بیان سایت رو جمع کنن.
* توی مناطق کوهستانی چون ترافیک پایینه (عادم زیاد نیست) استفاده از یک باند کفایت میکنه از طرفی باند 900 به لحاظ فیزیکی با اینکه به تعداد مشترکین کمتری پوشش میده ولی برد بیشتری داره و دامنه وسیعتری رو پوشش میده.
* عرایض پایانیتون هم درسته مهندس، دقیقاً دم همون تابلو که ملت از سمت سنگان میخواستن وارد جاده اصلی شن، همه جوونایی با خصوصیات ذکر شده بودن که البته به خاطر سرمای شدید پراید سواراشون فعال بودن!