PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش برنامه رکابزنی آهار(جمعه 93/08/09)



sanaz20
2014/11/01, 17:04
سلام بر بچه های گل بایک بیست :bunnyearsmiley:
بازم با یه گزارش شلوغ پلوغ دیگه در خدمتونیم.
محل قرار زیر پل سید خندان بود و ساعت 07:00 حرکتمون بود.
من با بچه ها قرار گذاشته بودم که غربیا از حکیم با هم بریم. یکی از بچه ها همون ابتدا کنسل کرد. رفتم تا سر اشرفی و یه نفرو دیدم. اگه اشتباه نکنم با نام کاربری mehdi0095 و منتظر دوتا دیگه از بچه ها شدیم که نیومدن. معطل نکردیم و ادامه دادیم.تا اینکه سر گیشا دیدیمشون. وایسادیم برای نفر بعدی که دو دقیقه بعد رسید.
و ادامه دادیم با سرعت هر چه تمامتر به سمت سیدخندان که دیر نرسیم.
ساعت 07:01 رسیدیم سید خندان :30: و اونجا چند نفر منتظر بودن. دیدیم هنوز بچه ها نرسیدن و تماس داشتن باهامون پس گفتیم بیشتر منتظر بمونیم.
خلاصه اینکه نیم ساعت بعد همه خودشونو رسوندن.
[Only registered and activated users can see links]
بعد از اینکه جمعیت تکمیل شد راه افتادیم و شریعتی رو رفتیم بالا.
و بخاطر جا موندن چند تا از بچه ها یه جا وایسادیم تا برسن
[Only registered and activated users can see links]
آقای داوودی پور هم نکات ایمنی و ورزشی رو بهمون گوشزد میکردن.ضمن اینکه ازمون خواستن همه اسم و فامیلمونو بگیم و اگه دوست داشتیم سایر مشخصاتمونو
و بعد از معرفی دوستان هم یه عکس دور همی (در عکس فیگور آقا مهدی کورسی mehdi A دیدنیست :30: )

بچه ها بخاطر یکی از خانوما که نمیتونست سربالایی بیاد معطل شده بودن و مسیرشونو عوض کرده بودن
بنابراین راه افتادیم اونا هم گفتن که فلان مسیر رو میان و ما رو میبینن
راه افتادیم و سر میدون نو بنیاد وایسادیم و مجددا باهاشون تماس گرفتیم [Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
هر چی وایسادیم اونا هم نیومدن(گویا مسیر دیگه ای رو میرفتن و تو مسیر ما نبودن) دوباره به راهمون ادامه دادیم
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
اینم من خسته و تنها :30:

رفتیم تا رسیدیم به بلوار ارتش
یه جا وایسادیم تا نفسی تازه کنیم و باقی دوستانم برسن
[Only registered and activated users can see links]
آقای داوودی پور گفتن بشینیم و تا بچه ها بیان یه ذره تفریح و سزگرمی داشته باشیم :4d564ad6:
[Only registered and activated users can see links]
نشستیم و گفتن بدون استفاده از دست باسنمونو از زمین جدا کنیم. یه چیزی مثل پرش کوچولو
من که به شخصه نتونستم. :30:
ولی دو سه تا از بچه ها موفق شدن :29:

و بعدشم بازی قل خوردنو آقایون انجام دادن که از اون یه تیکه عکسی در دسترس نیست. کلی خندیدیم خیییییلی باحال بود :9:
ادامه دادیم به سمت گردنه و اونایی که زودتر رسیدن عکسشونم گرفتن
[Only registered and activated users can see links]
منتظر موندن تا هممون برسیم و مسیرو ادامه دادیم

بعد از گردنه توی اوشان صبحانه رو هم زدیم.
از این لحظه به بعد دوربین من دست یکی از دوستان افتاد که لنزشو کثیف کرد و همینجوری عکس گرفت. حتی متوجه اون لکه محو وسط عکسا هم نشد :65d6a5d6s: یعنی قشنگ نصف عکسا به فنا رفت :14:
[Only registered and activated users can see links]
بعد از صرف صبحانه آماده رفتن شدیم. ساعت هم حدود 10:30 بود
[Only registered and activated users can see links]
مسیرمونو ادامه دادیم. هوا هم بسیار سرد شده بود ولی سربالای نمیذاشت بمتوجهش بشیم مگه اینکه وامیستادیم
(من هلاک اون لکه وسط عکسااااام)
[Only registered and activated users can see links]
بعد از یه عالمه سربالایی وایسادیم واسه نفس گیری و ملحق شدن همه بچه ها

بعدشم ادامه دادیم تا ابتدای آهار
از هیاتی که همونجا بود نفری یه لیوان چای گرفتیم که بسی توی اون هوای سرد چسبید
کورسی ها ازمون خداحافظی کردن و به همراه چند تا از دوستان کوهستان برگشتن و ما جاده خاکیا رو ادامه دادیم
[Only registered and activated users can see links]
مممممممم عجب طبیعتی
عجب جااااااایییی
عالی بود عااااالی
[Only registered and activated users can see links]
وایسادیم یه جا و یه عکس تکی حسابی گرفیم
(اینجا بود که دوربینم دستم رسید تا خواستم عکس بگیرم دیدم واااای این چرا تاره؟! اون لکه رو دیدم و پاکش کردم و نمیونستم که تمام عکسام بر فنا رفته :dadad4:)
لنزو تمیز کردم و عکس گرفتم
[Only registered and activated users can see links]
و باز مسیرو ادامه دادیم
[Only registered and activated users can see links]
و اینم طبیعت زیبای پاییزی آهار. عجب جایی بود. باشد که دوباره تجربش کنیم :a2d3:
[Only registered and activated users can see links]
دیگه تا یه جا رفتیم و منتظر بچه ها شدیم و با توجه به دوری مسیر و زود تاریک شدن گفتیم که بالاتر نریم. هرچند راه ما رو میخواند ولی اینجوری برگشتنمون بسیار سخت میشد
[Only registered and activated users can see links]
و توی مسیر برگشتم یه عکس دورهمی

پایین که رسیدیم هم برای ناهار و کسب انرژی برای یه عالمه رکابزنی وایسادیم
[Only registered and activated users can see links]
ساعت 2 پایین بودیم و بعد از ناهار هم مسیر برگشت و سرپایینیای خوب و البته تو هوای سرد و همه منجمد شده ادامه دادیم با سرعتای بالا.
خیلی چسبید
و این هم اطلاعات مسیر برگرفته از آقای داوودی پور
مسیر طی شده از سید خندان
[Only registered and activated users can see links] 07e58b79ce3325-V.jpg
میزان سرعت متوسط هر کیلومتر در بخش های مختلف
[Only registered and activated users can see links] 8c45eb05a8aae3-V.jpg
و این هم ارتفاع و سرعت طی شده
[Only registered and activated users can see links] f9958b995cff89-V.jpg
تو راه برگشت همون طرفای نوبنیاد یه جا هیات داشت عدسی میداد. بسیار توی هوای سرد بهمون چسبید. بعدشم ادامه دادیم و توی تاریکی رسیدیم سید خندان و بعدشم گروه گروه شدیم و به سمت خونه هامون اومدیم.
من ساعت 06:30 بود که رسیدم خونه و کیلومتر شمارمم 120 تا رو نشون میداد.
برنامه خوبی بود و واقعا دوست داشتم تجربش کنم. به هممون خوش گذشت و همه از طبیعت زیبای پاییزی آهار لذت بردیم و فکر کنم رستگار شدیم :1:
تا برنامه ای دیگر بدرووووووود :bunnyearsmiley:

azary
2014/11/01, 17:16
خسته نباشی ... اقا امیر هم اومده بود فک کنم همون پیرن ابی باشه ایا درست است؟؟؟؟؟؟

auas
2014/11/01, 17:22
گزارش پر باری بود
مسیر هم خیلی زیبا و عالی بود
اون بازیه چطوری بود که گفتی بدون اینکه دستت رو بزاری زمین بخوای بلند بشی؟
اون عدد 120 کیلومتر هم نشون داد دیگه داری حرفه ای میشی ها :5:
راستی به نظر فیلم هم بگیر ضمیمه گزارشت کن خیلی باید جالب بشه مخصوصا از اون بازی ها:26:

sanaz20
2014/11/01, 17:31
خسته نباشی ... اقا امیر هم اومده بود فک کنم همون پیرن ابی باشه ایا درست است؟؟؟؟؟؟
بله دقیقا خود خودشه. آقا امیر نظری

اضافه شده بعد از : 2 minutes


خسته نباشی ... اقا امیر هم اومده بود فک کنم همون پیرن ابی باشه ایا درست است؟؟؟؟؟؟
بله دقیقا خود خودشه. آقا امیر نظری

- - - - - - - - - -


گزارش پر باری بود
مسیر هم خیلی زیبا و عالی بود
اون بازیه چطوری بود که گفتی بدون اینکه دستت رو بزاری زمین بخوای بلند بشی؟
اون عدد 120 کیلومتر هم نشون داد دیگه داری حرفه ای میشی ها :5:
راستی به نظر فیلم هم بگیر ضمیمه گزارشت کن خیلی باید جالب بشه مخصوصا از اون بازی ها:26:
تو همون حالتی که بچه ها نشستن سعی کنید باسنتونو برای یه لحظه از زمین جدا کنین. خیلی سخت بود. از بازیها من خودم با دوربین یکی از بچه ها فیلم گرفتم. جالب بود. ولی خوب فیلمش به دستم نرسیده.

milad788
2014/11/01, 18:14
من جدا از شما از مسیر استخر اومدم تا قوچک .ساعت 10 قوچک بودم .بعدش فکر کردم شماها رد شدین رفتین به خاطر همین به سمت تجریش داشتم برمیگشتم پایین.البته از سمت مخالف شما.دستامم یخ کرده بود کرده بودم تو جیبم و به فرمون نبود و به سرعت داشتم میومدم پایین از مسیر مخالف شما.
فکر کنم چند تا از بچه هارو هم اونور خیابون دیدم که داشتن به زور رکاب میزدن.منم براشون بای بای کردم.البته نمیدونم بچه های بایک 20 بودن یا نه.خواستم برگردم دوباره باهاشون بیام بالا ولی زانوی پای چپم گفت غلط کردی(دوچرخه سواری برای من ممنوعه و تو زانوم آمپول تزریق میکنم)

فکر کنم خانم ساناز هم دیدم و براش دست زدم.
ولی کلا بچه ها خیلی پراکنده بودن.پخش و پلا بودن

sanaz20
2014/11/01, 18:51
آره من شمارو دیدم گوله کرده بودی به سمت پایین
تو مسیر همرکابی و هم محلیم وایساده بود بخاطرش وایسادم و بهش کلوچه دادم چون صبحانه نخورده بود.بچه ها اومدن و رد شدن و ما عقب موندیم.فاصلشون از ما خیلی زیاد شد و چون سربالایی بود دیگه فشار نیاوردیم که بهشون برسیم برای همین کلا دیرتر از بچه ها به گردنه رسیدیم. همه هم میگفتن لیدرو نیگا عقب مونده ولی خوب وفاداریه دیگه ;-)

آره من شمارو دیدم گوله کرده بودی به سمت پایین
تو مسیر همرکابی و هم محلیم وایساده بود بخاطرش وایسادم و بهش کلوچه دادم چون صبحانه نخورده بود.بچه ها اومدن و رد شدن و ما عقب موندیم.فاصلشون از ما خیلی زیاد شد و چون سربالایی بود دیگه فشار نیاوردیم که بهشون برسیم برای همین کلا دیرتر از بچه ها به گردنه رسیدیم. همه هم میگفتن لیدرو نیگا عقب مونده ولی خوب وفاداریه دیگه ;-)

- - - - - - - - - -

آره من شمارو دیدم گوله کرده بودی به سمت پایین
تو مسیر همرکابی و هم محلیم وایساده بود بخاطرش وایسادم و بهش کلوچه دادم چون صبحانه نخورده بود.بچه ها اومدن و رد شدن و ما عقب موندیم.فاصلشون از ما خیلی زیاد شد و چون سربالایی بود دیگه فشار نیاوردیم که بهشون برسیم برای همین کلا دیرتر از بچه ها به گردنه رسیدیم. همه هم میگفتن لیدرو نیگا عقب مونده ولی خوب وفاداریه دیگه ;-)

mohsenavr
2014/11/01, 22:31
کاش من هم باهاتون می آمدم ...

sanaz20
2014/11/02, 10:02
کاش من هم باهاتون می آمدم ...
حات واقعا خالی بود. هوا هم داره سرد میشه اینجور جاها رو سخته دوباره تکرارش کنیم ولی سعی کن بیایی برنامه های بعدی رو.

Mehdi.A
2014/11/02, 11:33
چشماتون فیگور ما رو دیدنی می بینه :-D . این عکس های تار رو وحید انداخت فکر کنم :-D .

کلآ بابت برنامه و همه چیز ممنون. اگه از این به بعد هم مسیرها طوری بشه که درصد زیادیشو بشه با کورسی اومد و کورسی سوار هم باهامون باشه جدآ ممنون دارتون می شم :-D .

Vahid_FRD
2014/11/07, 13:46
خوب بزار چشم هامو ببندم و تصور کنم تو زمانی که داشتید این عکس می گرفتید چه حس و جوی برقرار بوده

مممممم
هوای خنک که گونه ها و نوک بینی آدم یخ کرده و کل انداخته
نسیم ملایم که برگ هارو تکون می ده
صدا خنده های دوستات که دارن از مناظر لذت می برن
صدای خرده سنگ ها که وقتی از روشون رد می شی تلق تلوق می کنن
هوای پاک و تمیزی که به راحتی می تونی تنفسش کنی
احساس سبکی خاصی داری
رخت های رنگارنگ که چشم ها رو نوازش می کنن و روح جلا می دن
البته صدای غار و غور شکم هم هست :)
[Only registered and activated users can see links]

sanaz20
2014/11/08, 08:58
خوب بزار چشم هامو ببندم و تصور کنم تو زمانی که داشتید این عکس می گرفتید چه حس و جوی برقرار بوده

مممممم
هوای خنک که گونه ها و نوک بینی آدم یخ کرده و کل انداخته
نسیم ملایم که برگ هارو تکون می ده
صدا خنده های دوستات که دارن از مناظر لذت می برن
صدای خرده سنگ ها که وقتی از روشون رد می شی تلق تلوق می کنن
هوای پاک و تمیزی که به راحتی می تونی تنفسش کنی
احساس سبکی خاصی داری
رخت های رنگارنگ که چشم ها رو نوازش می کنن و روح جلا می دن
البته صدای غار و غور شکم هم هست :)
[Only registered and activated users can see links]
دقیقا تمامی حس ها برقرار بود
و جای همه خالی بود.
زمانخوبی بود برای رفتن به اونجا و اید توی فصل های دیگه اینچنین به دل ننشینه :29: