PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : برنامه شاد یکشنبه 13 مهر ماه 93 (درکه)



sanaz20
2014/10/05, 22:00
سلااااام دوستان
جاتون خالی یکشنبه رفتیم درکه. برنامه بسیار شاد و لذت بخشی بود و من که خیلی انرژی گرفتم.
طبق معمول توی مبدا که ونک بود، منتظر بچه ها موندیم تا بیان. ساعت 08:00 صبح بود و کسی نیومده بود. فقط سه نفر بودیم.
خیلیhا گفته بودن میان ولی خبری نبود.
کلی دوچرخه سوار ولیعصر و به طرف بالا میرفتن و ما هی فکر میکردیم اینا با ما هستن ولی بی تفاوت از بغلمون رد میشدن و میرفتن;)
چند نفر دیگه هم از بچه ها تا 08:25 خودشونو رسوندن و بقیه هم جواب تلفناشونو نمیدادن و یکی دو نفرم کنسل کردن. دیگه راه افتادیم و نشون به اون نشون که با اینکه خیلی بعد از اون گروه حرکت کرده بودیم، گرفتیمشون
بهله بهله :4:
وسطای مسیر آقای علی بیاتی هم دیدیم و ایشونم به ما پیوستن و ادامه دادیم تا میدون تجریش
اونجا تصمیم گرفتیم که حلیم بزنیم

یه تعدادی هم صبحانه خورده بودن و بیرون کنار دوچرخه ها ایستاده بودن
بعد از حلیم هم اومدیم بیرون و چند تا عکس تکی خوب گرفتیم:p


یه سری از بچه ها میگفتن بریم دارآباد و یک سری هم همون درکه. بالاخره رای گیری کردیم و بیشترین رای رو همون درکه آورد
پس به سمت ولنجک و درکه به راه افتادیم.
هوا خوب بود و خنک و مسیر هم به نسبت برنامه دربند، خلوت تر بود.
رسیدیم بالا و همون ابتدا عکس گرفتیم.


بعدشم به دلیل بد بودن مسیر، آقای بیاتی ازمون خداحافظی کرد و برگشت و نتونستیم بیش از این در خدمتشون باشیم.
مسیر رو ادامه دادیم تا اینکه مهدی هم که کورسی داشت دید نمیتونه با دوچرخه ادامه بده و یه حرکت جالب زد.
دوچرخشو بست به درخت و پیاده با ما ادامه داد. برام خیلی جالب بود کارش. تا همون بالا با ما هم قدم شد اما پیاده
بچه ها میگفتن خطر نداره میبندی اینجا؟ گفت من توی میدون امام حسین بین جمعیت هم بستم و رفتم
ادامه دادیم به سمت بالا
مردم هی غر میزدن که مگه اینجا جای دوچرخست. منم گفتم انگار آدمای دربند مهربونتر بودن. اینا مدام غر میزدن که چرا اومدین اینجا
به هر حال رفتیم بالا
یه مسیری رو فرهاد خرم بهمون پیشنهاد داد که خلوتتره ولی سربالاییای خفن زیاد داره (و رفتیم که برسیم به جنگل کارا)

خیلی سربالایی رفتیم تا رسیدیم و به چشمه رسیدیم و قمقمه هامون پر از آب کردیم
اینقد اونجا شلوغ بازی درآوردیم که یه آقایی خوابیده بود بیدار شد گفت خیلی شلوغ میکنین. بعد دیگه دید خیلی شلوغ میکنیم اصلا بیخیال خواب شد.
ازمون خیلی خوشش اومد و اومد پیشمون.
تیر کمونشو داد به بچه ها و ............
[Only registered and activated users can see links]
بقیه بچه ها هم نشسته بودن و از هوای تمیز لذت میبردن
[Only registered and activated users can see links]
و بچه ها همچنان سعی میکردن که اون قوطی که گذاشته شده بود رو دیوار رو نشونه بگیرن ولی نشد که نشد
[Only registered and activated users can see links]
تا اینکه با یه حرکت، اون آقا خودش براحتی قوطی رو زد. به قول خودش بیش از بیست سال بود که اون تیرکمونو داشت.
بچه ها که از انواع و اقسام حرکات موزون و ناموزون برای زدن قوطی استفاده کردن :25r30wi:
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
یک ساعتی اونجا بودیم و کلی ورجه وورجه کردیم.
یه کلیپم گرفتیم برای Pmc
خیلی باحال شد (همه با هم : we love you pmc)
کلی خوش گذشت و ساعت 12 گذشته بود که برگشتیم
اینم مسیر برگشت

و یه جا وایسادیم از یکی خواستیم ازمون عکس تکی بگیره ;)

و برگشتن و مسیر کوهستان و بپر بپر بچه ها
مهدی که تا یه مسیری کمکم کرد و دوچرخمو آورد چون پیاده برگشتن مسیر خودش معضلی بود. با دوچرخه که جای خود دارد.
جاهای سبکترشم خودم اومدم با دوچرخه ولی بخاطر وجود مردم توی مسیر و ترس از اینکه بزنم بهشون بیشتر جاها پیاده می شدم.
من خیلی نگران دوچرخش بودم که نکنه یه وقت بریم و نباشتش که خدارو شکر بود سر جاش.
برگشتیم میدون درکه .
یه سری از بچه ها که هنوز انرژیشو داشتن تصمیم گرفتن برن چیتگر ولی بقیه همه رهسپار شدیم به سمت خونه هامون
من ساعت 2 خونه بودم
روز خیلی خیلی باحالی بود. جای دوستانی که نیومدن واقعا خالی. خیلی خندیدیم
راستی متوجه شدم هر برنامه ای که میرم از قبلی بیشتر خوش میگذره. جالبه هااااا :thanks:
با سپاس از همه دوستان بابت خوندن گزارش و همچنین سپاس از دوستانی که ما رو توی برنامه ها همراهی می کنن.:25:
بدرود تا برنامه ای دیگر ......

azary
2014/10/05, 22:22
خسته نباشین کلا اونایی که برنامه میزارن میرن دوچرخه سواری خیلی خوش میگذرونن خوش بحالتون :30:

ali bayati
2014/10/05, 22:34
من از ساعت ۶:۳۰ بیدار بودم و سر فرصت، همه کارامو کردم ...
سر ساعت ۷:۴۰ بود که پسرم بیدار شد و صدا زد بابا ؟ بابا ؟
فسقلی، ۳ ساله شه و بسیار به من وابسته است و برای من، بیرون از خونه زدن در حین بیداریش، معضلیه :-)
این شد که مجبور شدیم از عیال بخواهیم که به هوای دست و صورت شستن فسقلی، بیش از حد معطلش کنه که من جیم بزنم

در یه حرکت ضربتی، لباس پوشیدم و کلاه و عینک و دستکش و MP3 Player و ... ریختم تو یه کیسه و بی جوراب زدم بیرون
رسیدم سر خ بیژن که دیدم دوتا دوچرخه سوار دارن میرن بالا ... یکی هم ۵۰ متر ازشون جلوتر بود ...
از اون دو نفر پرسیدم برنامهء درکه هستین ؟ گفتن آره :-) منم تا میدون، پایین نرفتم ...
پرسیدم کسی پایین هست؟ گفت آره دو نفر دیگه هستند که دارن راه میافتن ...

خلاصه رفتیم تا در اصلی پارک ملت و آب خوردن و کلی عکس گرفتیم و ... بازم راه افتادیم ...
از پیاده رو میرفتن و درز موزائیک هاش رو اعصابم بود (من همیشه خیابون رو میرم )
از یکیشون پرسیدم از بایک ۲۰ خبر شدید یا وایبر ؟‌
گفتند هیچکدوم ... ما یه گروهیم که اعلان عمومی نمیکنیم ...
گفتم: ونک احیانا یه گروه دیگه نبود ؟ گفتند بله بود :-)
گفتم: پس من اتوبوس اشتباهی رو سوار شدم ... باید پیاده شم و خط عوض کنم ;)

با همه خداحافظی کردم و دو دقیقه بعد سوار اتوبوس بعدی شدم
یه حلیم سید مهدی دیگه هم دور میدون تجریش (سر پل قدیم) کشف شد (اونی که سر باغ فردوسه بهتر بود)
همه چی خوب بود تا رسیدیم به درکه و دیدم گروه داره میره سمت مسیر پیاده روی، به سمت کوه پیمایی ...
مسیر، کوچه باغی بود و تنگ و از هر دو سمت کوهپیمایان عزیز در حرکت بودند و من که در انتهای گروه حرکت میکردم، شکواییه و غر و لندهای ملت رو شنود میکردم
اینقدر تنگ و شلوغ بود که هر ۱۵ الی ۲۰ متر باید پا از رکاب زمین میذاشتیم -
این شد که انصراف دادم، با گروه خداحافظی کردم و زحمت عابرین رو کم کردم ;)

Mehdi.A
2014/10/05, 23:06
تا اینکه مهدی هم که کورسی داشت دید نمیتونه با دوچرخه ادامه بده و یه حرکت جالب زد.
دوچرخشو بست به درخت و پیاده با ما ادامه داد. برام خیلی جالب بود کارش. تا همون بالا با ما هم قدم شد اما پیاده
بچه ها میگفتن خطر نداره میبندی اینجا؟ گفت من توی میدون امام حسین بین جمعیت هم بستم و رفتم
.
.
.
من خیلی نگران دوچرخش بودم که نکنه یه وقت بریم و نباشتش که خدارو شکر بود سر جاش.......

بابت گزارش تشکر. انصافآ اینقدر اون بالا بهم خوش گذشت که حتی اگر دوچرخه رو برده بودند می گفتم می ارزید :5:

ولی دوچرخه باید قابل بستن به دیوار باشه :-D . یه بار تو خیابون ۱۷ شهریور یادم رفت قفلش کنم و رفتم بانک. وقتی برگشتم هنوز سر جاش بود . البته برای دوچرخه های بالای ۲ ۳ میلیون چنین بی خیالی رو پیشنهاد نمی کنم :-D

alimadadi
2014/10/06, 10:02
خیلی عالی بود ماکه تهران نبودیم وگرنه حتماً میومدم انشاله برنامه بعدی:46:

minyator
2014/10/06, 11:30
درود بر شما گزارش عالي بود . هميشه خوش باشيد

Masoud
2014/10/06, 15:00
امیدوارم همیشه به گردش و تفریح باشید

ممنون از گزارش خوبتون ساناز خانوم

پست شما به پورتال اضافه گردید

برنامه شاد یک روزه دوچرخه سواری – یکشنبه 13 مهر ماه 93 (درکه) | پورتال دوچرخه سواری بایک 20 ([Only registered and activated users can see links])

mohammad mtb
2014/10/06, 19:56
چه دوچرخه سواراي شسته رفته و خنداني ! دست مريزاد ..آن دوستتان مثل اينكه جانش به اسكاتش بسته است !!..هموني كه داره دوچرخهاش رو ماچ ميكنه تو تصوير اخر !

sanaz20
2014/10/07, 09:21
چه دوچرخه سواراي شسته رفته و خنداني ! دست مريزاد ..آن دوستتان مثل اينكه جانش به اسكاتش بسته است !!..هموني كه داره دوچرخهاش رو ماچ ميكنه تو تصوير اخر !
منم اگه حدود 9 تومن پول دوچرخمو میدادم اینچنین بوسش میکردم :128fs318181:
هر چند شوخیه منم دوچرخمو دوست دارم. آخه عشق منه :(40):

mohammad mtb
2014/10/07, 14:06
خدا براتون نگهش داره .. ضمنا لباسهاتون هم خيلي بهتون مياد ..قبلنا مشكي ميپوشيديد جالبناك نبود ..فقط اگه يه كلاه زرد و دستكش و عينك زرد رنگ هم بگيريد و كفشارو هم ارتقا بديد ديگه نور علي نور ميشه :23:

alimadadi
2014/10/08, 09:15
معلومه برنامتون خیلی عالی بوده این هفته هرجا رفتین اطلاع بدین هوای پاییز جون میده برا رکاب زدن
امروز صبح که میومدم سرکار اولش سردم بود چند دقیقه که رکاب زدم گرم شدم اون موقع بود که فهمیدم دوچرخه سواری تو هوای خنک چه لذتی داره:21:

sanaz20
2014/10/08, 09:40
معلومه برنامتون خیلی عالی بوده این هفته هرجا رفتین اطلاع بدین هوای پاییز جون میده برا رکاب زدن
امروز صبح که میومدم سرکار اولش سردم بود چند دقیقه که رکاب زدم گرم شدم اون موقع بود که فهمیدم دوچرخه سواری تو هوای خنک چه لذتی داره:21:
منم صبح با دوچرخه اومدم. خیلی یخ بودم. یخ زدم حسابی. کسی که صدامو نمیشنید منم بلند بلند میگفتم سردهههههههه سردهههههههههههه:smilies-azardl (13)

mSafdel
2014/10/08, 10:37
آقایون و خانوما بحث شیرین سر کار اومدن با دوچرخه رو لطفا تو تاپیک خودش ادامه بدید که اون تاپیک هم از دیدرس خارج نشه