PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش گردش در سرخه حصار و داستانهای پیش رو (جمعه 93/06/21)



sanaz20
2014/09/12, 22:50
سلام دوستان :46:
طبق برنامه ریزی های صورت گرفته قرار شد جمعه صبح ساعت 08:00 از برج گلدیس حرکت کنیم به سمت سرخه
رفتیم و رسیدیم به بچه ها
من و حسام با هم از کاشانی حرکت کردیم.
دو تا از دوستان کورسی سوارمون جلوی برج گلدیس منتظرمون بودن. وحید و مهدی
به اونا پیوستیم و ادامه دادیم. میدونستیم دیگه نباید منتظر کسی بمونیم چون بچه هایی که اعلام آمادگی میکنن اتفاقا از همه خسته ترن :1:
رفتیم و رفتیم و رفتیم
اینم هم رکاب و هم محل ما : حسام نیک زند
[Only registered and activated users can see links]
به انقلاب که رسیدیم "علی ولایتی" هم بهمون ملحق شد با نام کاربری maslunka البته اگه اشتباه نگفته باشم
مسیرو ادامه دادیم
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
رسیدیم به خیابون دماوند
این خیابون دماوند با شیب ملوی مثبتش مگه تموم میشه ؟؟؟؟ :13:
[Only registered and activated users can see links]
این دوستمونم "مهدی" خدایی خوب پا میزد
کلا از همه جلو تر بود
گویا از غرب به شرق پا میزنه و با چرخش میره دانشگاه
میگفت این مسیر همیشگی منه
[Only registered and activated users can see links]
همچنان مسیر خسته کننده خ دماوندو ادامه دادیم
:13:
[Only registered and activated users can see links]
اینم آقای علی ولایتی که افتخار داد و اومد باهامون همرکاب شد
[Only registered and activated users can see links]
وایسادیم یه جا تا بچه ها برای صبحانه خرت و پرت بخرن :o
[Only registered and activated users can see links]
ما هم وایسادیم تا حسام بره خریدا رو انجام بده و برگرده
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
و بالاخره رسیدیم به پارک
به وحید گفتم پلیرتو روشن کن خستگی از تنمون بیرون بره
:23:
وحیدم پلیرشو روشن کرد
[Only registered and activated users can see links]
توی سرخه یکی دیگه از بچه ها که با وایبر مطلع شده بود بهمون ملحق شد و همچنان به سمت پیست ادامه دادیم
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
بالاخره رسیدیم به پیست سرخه و سریع همون اول پیست مجید رو دیدیم
[Only registered and activated users can see links]
وایسادیم که بقیه بچه ها برسن
کسایی که شرق بودن و گفته بودن توی پیست میبیننمون
گفته بودن ساعت 10 میان پیست و هنوز ساعت 10 نشده بود
پس بنابراین بهترین زمان برای گرفتن عکس تکی بود
:D

حسام هم با موبایل خودش داشت عکس میگرفت
[Only registered and activated users can see links]
و یه عکس تکی دیگه

تا اینکه آقایی اومدن و یه تور رو برای دوچرخه سواری با هزینه شخصی به صورت دنگی (تور 4 روزه) بهمون اطلاع رسانی کردن
اینم این آقا
[Only registered and activated users can see links]
و برگه مربوطه که ارائه دادن و بدلیل ممنوعیت اعلام شماره تلفن، من شماره رو محو کردم
در صورت تمایل با پیام خصوصی درخواست کنین تا براتون بفرستم
[Only registered and activated users can see links]
اومدیم جلوتر تا هم صبحانه بخوریم و هم منتظر بقیه بچه ها باشیم
یه تعداد از بچه ها تماس گرفتن و گفتن که دارن میرسن
[Only registered and activated users can see links]
و حسام و مجید هم در حال پنچرگیری چرخ مجید بودن
[Only registered and activated users can see links]
علی مانگوس و مرتضی هم رسیدن
[Only registered and activated users can see links]
یکی دیگه از دوستان هم که با واتس آپ از برنامه مطلع شده بود رسید
لحظه به لحظه تعداد بچه ها بیشتر میشد
[Only registered and activated users can see links]
دیگه جمع بچه ها جمع شد و با هم صحبت میکردن و آماده بودن تا چرخ مجید درست بشه و حرکت کنیم
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
بالاخره تصمیم گرفتیم بخاطر بودن کورسی و هیبرید توی گروه تا ده ترکمن رو از اسفالت بریم و برای برگشتش تصمیم گیری کنیم
یکم رفتیم جلوتر که یکی از بچه های دوئل زنجیرش ترکید و وایسادیم
این از اولش:dadad4:
نمیدونستیم که چه اتفاقی چشم به انتظارمونه
[Only registered and activated users can see links]
دوئل کارا وقتی دیدن از اسفالت میخواییم بریم برگشتن البته فراز با ما ادامه داد
[Only registered and activated users can see links]
رفتیم و رفتیم تا یه جا وایسادیم که نفسی تازه کنیم
اومدیم عکس تکی گرفتیم مثلا اسمشم گذاشتیم بام سرخه ;)

که یهو با یه صدای پیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس مواجه شدیم :riz273:
بله تیوپ حسام جر خورد
و طوری بود که قابل وصله زدن نبود و با خودشوم تیوپ نداشت
دیگه مرتضی تیوپشو داد و عوض کردن
و ادامه دادیم تا رسیدیم به ده ترکمن
آب گرفتیم و نشستیم تا نفسمون تازه بشه
[Only registered and activated users can see links]
دیگه کورسیا و توریستیا به همراه فراز که عجله داشت مسیر اسفالتو انتخاب کردن که برگردن و البته عجب کار خوبی کردنااااااا
ما موندیم و حوضمون
نمیدونستیم قراره چه اتفاقی بیفته
:34:
به یه سربالایی خفن رسیدیم و ..........................
[Only registered and activated users can see links]
بعدشم حرکتای علی و اصرارش به گرفتن عکس :D
[Only registered and activated users can see links]
بعدشم حسام رفت و البته من نمیتونستم لحظه های پرششونو شکار کنم
[Only registered and activated users can see links]
و بازم علی
حدودا فکر کنم 10 بار این مسیرو رفت و اومد تا بتونم عکسو بگیرم که آخرشم نتونستم
خدا کنه بخاطر نداشتن کلاه شک داشت که مسیرو بیاد
وگرنه اگه کلاه داشت تا فردا صبح همونجا بودیم
[Only registered and activated users can see links]
علی جون نظر دادن که بچه ها بریم مسیر جدید و از توی ده برگردیم به سمت چشمه
مسیر جدیدی رو ادامه دادیم تا رسیدیم به یه عالمه تمشک
مممممممم
[Only registered and activated users can see links]

و تمشکای ترش نازنین
مممممممم
[Only registered and activated users can see links]
دست از سر تمشکا که برداشتیم ادامه دادیم و بازم
پیسسسسسسسسسس
دوباره تیوپ نویی که به حسام داده بودیم جر خورد
دیگه ما که واقعا خسته شده بودیم و گرممونم بود یه جا توی سایه نشستیم و بچه ها شروع کرد بازم دست به دامن تیوپ بشن
من یه تیوپ پنچر داشتم دادم که هر چی باشه بهتره از تیوپ پاره پوره
[Only registered and activated users can see links]
هممون تشنه شده بودیم
هوا گرم بود و قمقمه هامون خالی شده بود.
پنچرگیری خیلی طول کشید
نشون به اون نشون که زیر سایه من یه چرتی هم زدم
راه افتادیم و داستان بعدی این بود:
زارررررت خوردم زمین تو خاکی و تو شیب
خیلی بد جوووووور
:14:
ولی از بس دیر شده بود سریع بلند شدم و ادامه دادیم به مسیر
علی از گرما لباسشو درآورد و منم تو عکس فیلترش کردم

بازم رفتیم جلو و با اینکه مطمئن بودیم که گم شدیم ولی گفتیم لااقل این دم دمای آخر کلی عکس یادگاری بگیریم از گوشه کنار اینجا :D

کمی جلوتر رفتیم و دوباره عکس گرفتیم

وااااای وااای واااای :13:
سربالاییای بی انتها
هوای گرم
بدون آب
داشتیم میمردیم
[Only registered and activated users can see links]
شیب زیاد بود هوام گرم بود
من که دیگه نمیتونستم حتی دوچرخمو ببرم بالا یکی از بچه ها زحمتشو کشید
[Only registered and activated users can see links]
رسیدیم به بالای کوه
واقعا بریده بودیم :4:
دهنون خشک شده بود که یهو امداد غیبی رسید
یه موتوریه اومد و دید داریم نفسای آخرمون میکشیم بهمون آب داد
دستش درد نکنه
یعنی نفری یه قلپ خوردیم تا به همه برسه
و نشستیم و یه عکس دیگه گرفتیم

بازم موتوریه اومد و این سری یه بطری آب معدنی بزرگ آب آورد
خیلی خوشحال شدیم
از مرگ نجاتمون داد
خییییلی خوب بود
عجییییب چسبید
دمش گرم :12:
[Only registered and activated users can see links]
مسیرو از موتوریه پرسیدیم و متوجه شدیم که پشت کوه های چشمه هستیم
بنابراین به مسیرمون ادامه دادیم
تا رسیدیم به چشمه
ادامشم گوله اومدیم تا سرخه
جلوی آب خوری مثل از جنگ برگشته ها با ظاهری فوق العاده خاکی هجوم بردیم سمت آبخوری
سر و صورتمون شستیم و ادامه دادیم تا رسیدیم به پیست
حسامم به خاطر اینکه دو بار پنچر کرد و خیلی وقت ازمون گرفت، به درخواست خودش هممونو به نوشیدنی دعوت کرد.
منم گفتم چون خیلی گرم شدیم و داغ کردیم بهترین نوشیدنی تو این شرایط خاکشیره
[Only registered and activated users can see links]
بچه ها که مسیر آسفالت رو اومده بودن دیگه رفته بودن
آخه م گم شدیم و تا برگشتنمون به پیست خیلی طول کشید
دیگه ما هم بساطمونو جمع کردیمو برگشتیم
علیرغم این اتفاقات خیلی بهمون خوش گذشت
این بچه های باحال شرق اینقد باحالن که بودن باهاشون و گذروندن وقت و تفریحاتو به آدم شیرین میکنن :o
توی مسیر برگشت حسام بسیار گرسنه شده بود
ساعت 5 بعداز ظهر بود
رفتیم چهارراه ولیعصر: شیلا و پیتزا زدیم
جای همگی خالی
[Only registered and activated users can see links]
ساعت 07:00 رسیدیم خونه
خیلی خاکی و خسته شده بودیم ولی در کل خوش گذشت
تجربه جالبی بود
ممنون بابت خوندن گزارش
بای بای
:46:

SABER_MTB
2014/09/12, 23:25
دوئل کارا وقتی دیدن از اسفالت میخواییم بریم برگشتن البته فراز با ما ادامه داد

اق فراز از اونهایی است که نمی دونم چرا مونده قاطی این دوئل سوارای پیست سرخه..................

اخه بلا نسبت خودشون و بلا نسبت باقی دوئل سوارای وکلا بلا نسبت عموم....................یه عده مخاطب خاص هستند.............تو اون عکس های پیست شما هم حضور داشتند.........

اصلا عادم های رو مخی...................همون بهتر که با شما نیومدن.........................

این بچه های گروه شما مثل فراز و علی فروتن و این ها هم که بچه های گلی هستند نمی دونم چرا با برخی عناصر می پرن اصلا حیف این هاست............

این عکس های پیست رو دیدم خاطرات قدیمیمون باز یابی شد باز....................

ما الان 5 - 6 ساله هر وقت می ریم سرخه اصلا تو پیست نمی ریم...............دقیقا بخاطراینکه رومون تو روی برخی عناصر پیست انگیزی باز نشه......................

یک دو تاشون رو اخرین بار یک سال یک سال و نیم پیش هر کدوم رو عمدا یه سری جنس نسیه دادم بهشون که برن دیگه طرفای ما پیداشون نشه........................

یعنی دقیقا اتیش زدیم به مالمون که این ها رو نبینیم........................چون تنها راهی که می شه برخی ها رو ندید اینه که یه پولی دستی بهشون بدی خودشون اتومات می رن دیگه پیداشون نمی شه.......................

یه موقع هایی تو این چند سال نا پرهیزی کردیم اشتباهی رفتیم تو پیست هم پشیمون شدیم.......................برخی از ان عناصر همش دنبال حاشیه و چرت و پرت..................


از ما بر شما نصیحت..........سرخه می رین زیاد تو این پیستش نرین...............کلا و در مجموع جای جالبی نیست................عادم های جالبی هم توش نمی پلکند به جز معدودی.................

اون اقا هه که هم که تور می خواسته برگزار کنه......فعه دیگه دیدینش بگین شوما ضامنتو فعلا درست ببند نمی خاد برا ما تور پهن کنید....................

[Only registered and activated users can see links]

از این فاصله تو عکس معموله ضامنش رو بر عکس بسته......................

والا با این نوناشون.........................


ولی در مجموع شوما غرب نشینان غرب زده خوب با این سرخه ما شرقی ها حال می کنید ها...........................اصلا تو غرب تهران ندارین از این سرخه ها که .....دلتون بسوزه..................

mohammad127
2014/09/13, 00:03
سلام خسته نباشید دستتون بابت گزارش درد نکنه. گزارشتون مثل همیشه عالی بود و از عکس ها هم لذت یردم. راستش به شما حسودیم شد ما اینجا تاپیک میزاریم میگیم فلان روز برنامه هست تا صبح هم ده بار از خواب پا میشیم ببینیم کسی اعلام آمادگی کرده یا نه ؟ اما عمرا اگه یه نفر بیاد اعلام آمادگی میکنه. بعد میگیم حتما دیر اعلام کردیم برنامه بعدی رو چند روز زودتر اعلام میکنیم اما باز هم هیچ فرقی نمیکنه.
چند تا نکته
بعضی ها موقع عکس گرفتن چرخ خودشون رو جلو جلو قرار داده بودن:30:
یه موضوع دیگه هم که نمیتونم به شما اعتراضی کنم چون خودم رعایت نکرده بودم این بود که فست فود؟؟؟
اون عکسا هم خوبه فیلتر کردید مگرنه ممکن بود مثل برنامه قبلی بعضی ها بیان:2: .... ولش کن.

sanaz20
2014/09/13, 08:22
اق فراز از اونهایی است که نمی دونم چرا مونده قاطی این دوئل سوارای پیست سرخه..................

اخه بلا نسبت خودشون و بلا نسبت باقی دوئل سوارای وکلا بلا نسبت عموم....................یه عده مخاطب خاص هستند.............تو اون عکس های پیست شما هم حضور داشتند.........

اصلا عادم های رو مخی...................همون بهتر که با شما نیومدن.........................

این بچه های گروه شما مثل فراز و علی فروتن و این ها هم که بچه های گلی هستند نمی دونم چرا با برخی عناصر می پرن اصلا حیف این هاست............

این عکس های پیست رو دیدم خاطرات قدیمیمون باز یابی شد باز....................

ما الان 5 - 6 ساله هر وقت می ریم سرخه اصلا تو پیست نمی ریم...............دقیقا بخاطراینکه رومون تو روی برخی عناصر پیست انگیزی باز نشه......................

یک دو تاشون رو اخرین بار یک سال یک سال و نیم پیش هر کدوم رو عمدا یه سری جنس نسیه دادم بهشون که برن دیگه طرفای ما پیداشون نشه........................

یعنی دقیقا اتیش زدیم به مالمون که این ها رو نبینیم........................چون تنها راهی که می شه برخی ها رو ندید اینه که یه پولی دستی بهشون بدی خودشون اتومات می رن دیگه پیداشون نمی شه.......................

یه موقع هایی تو این چند سال نا پرهیزی کردیم اشتباهی رفتیم تو پیست هم پشیمون شدیم.......................برخی از ان عناصر همش دنبال حاشیه و چرت و پرت..................


از ما بر شما نصیحت..........سرخه می رین زیاد تو این پیستش نرین...............کلا و در مجموع جای جالبی نیست................عادم های جالبی هم توش نمی پلکند به جز معدودی.................
[QUOTE]کی ؟ کی ؟
البته بگم که ما که داشتیم میرفتیم بالا یه تعارف کوچولو زدیم همه پاشدن اومدن.
یه جا علی فروتن اومد یواش بهم گفت من فقط یه تعارف زدماااااا دوست نداشتم اینا بیان باهامون. همشون اومدن :21:

اون اقا هه که هم که تور می خواسته برگزار کنه......فعه دیگه دیدینش بگین شوما ضامنتو فعلا درست ببند نمی خاد برا ما تور پهن کنید....................

[Only registered and activated users can see links]

از این فاصله تو عکس معموله ضامنش رو بر عکس بسته......................

والا با این نوناشون.........................


:smilies-azardl (13)
ولی در مجموع شوما غرب نشینان غرب زده خوب با این سرخه ما شرقی ها حال می کنید ها...........................اصلا تو غرب تهران ندارین از این سرخه ها که .....دلتون بسوزه..................

این پیست سرخه خودش یه محلیه واسه جمع شدن و بگو و بخند و حرف زدن و اینجور چیزا
ما معمولا اگه هم بریم بخاطر بچه های شرق میریم که میخوان با دوستاشون صحبت کنن
علی فروتن که خیلی گله. به من میگه my mom:smilies-azardl (13)
فراز هم خدایی خیلی خوب و باشخصیته
اصلا بچه ها اگه یکم صحبتشون منحرف بشه میگه ا ا ا بی ادبا :63:
سرخه هم من برای این دوست دارم چون جو بین بچه ها صمیمانست. توی چیتگر هیشکی هیشکیو نمیشناسه. اصلا با هم صحبت نمیکنن. اگه روزی 100 بارم از کنار هم رد بشن بازم با هم غریبه ان. اگه تنها بری چیتگر دهنت کف میکنه از بس با کسی صحبت نمیکنی تا برگردی خونه :smilies-azardl (13)

اضافه شده بعد از : 4 minutes


سلام خسته نباشید دستتون بابت گزارش درد نکنه. گزارشتون مثل همیشه عالی بود و از عکس ها هم لذت یردم. راستش به شما حسودیم شد ما اینجا تاپیک میزاریم میگیم فلان روز برنامه هست تا صبح هم ده بار از خواب پا میشیم ببینیم کسی اعلام آمادگی کرده یا نه ؟ اما عمرا اگه یه نفر بیاد اعلام آمادگی میکنه. بعد میگیم حتما دیر اعلام کردیم برنامه بعدی رو چند روز زودتر اعلام میکنیم اما باز هم هیچ فرقی نمیکنه.
[QUOTE]ما هم توی بایک بیست، وایبر، واتس آپ و فیس بوک اعلام کردیم
از بایک بیست یک نفر اومد. از وایبر با داشتن اینهمه عوض، دو نفر اومد و از واتس آپ هم با داشتن 50 نفر عضو، یک نفر اومد.
عده ای هم در فیس بوک گفتن که شاید بیان و میان که خبری ازشون نشد.
بقیه شلوغ پلوغیا رو همونطوری که در جواب آقا صابر هم گفتم، بخاطر حضور شرقیا بود که با هم صمیمانه هستن و وقتی حتی یک نفر بخواد مسیر بره همه همراهیش میکنن.
چند تا نکته
بعضی ها موقع عکس گرفتن چرخ خودشون رو جلو جلو قرار داده بودن:30:

هووووومممممم؟؟؟؟:21:
یه موضوع دیگه هم که نمیتونم به شما اعتراضی کنم چون خودم رعایت نکرده بودم این بود که فست فود؟؟؟

فست فودم تقصیر من نبود. حسام وقتی گشنش بشه خدارم بنده نیست...باید سریع بره اوکیش کنه :30:
اون عکسا هم خوبه فیلتر کردید مگرنه ممکن بود مثل برنامه قبلی بعضی ها بیان:2: .... ولش کن.

دقیقا دقیقا به همین خاطر بود:a54d65a:

Vahid_FRD
2014/09/13, 09:10
سلام مثل همیشه عالی
فقط این که با کورسی و ... همگی جمع می شید خیلی جالب بود
بعدشم کلاه نمی زارن بعضی ها .... !!!!
از اون تمشک ها به جای منم می خوردید :)
منم پیتزا می خوام !:13:

sanaz20
2014/09/13, 09:18
سلام مثل همیشه عالی
فقط این که با کورسی و ... همگی جمع می شید خیلی جالب بود
بعدشم کلاه نمی زارن بعضی ها .... !!!!
از اون تمشک ها به جای منم می خوردید :)
منم پیتزا می خوام !:13:
اتفاقا این سری بیشتر بچه ها هایبرید و کورسی بودن.
آره چشم آقا باقرو دور دیده بودن دیگه هی بهونه میاوردن که گرمه و نمیشه گرما رو تحمل کرد:D
تمشکا هم خیلی باحال بود جاتون خالی
خیلی ترش بود
بعد اونورا پر از سگ بود هی زوزه میکشیدن که مثلا ما تمشک نخوریم. اینقد زوزه کشیدن که دیگه ما ترسیدیم فقط گفتیم بریم تا کفری نشدن بیان سروقتمون;)

mSafdel
2014/09/13, 09:20
وقتی رسیدم به اون قسمت مربوط به تمشکها با خودم گفتم خدا کنه ادامه مسیرو بلد باشن و گم نشن ;)
شما مسیری رو رفتید که به مسیر شفق2 بین سرخه ای ها معروفه

sanaz20
2014/09/13, 09:33
وقتی رسیدم به اون قسمت مربوط به تمشکها با خودم گفتم خدا کنه ادامه مسیرو بلد باشن و گم نشن ;)
شما مسیری رو رفتید که به مسیر شفق2 بین سرخه ای ها معروفه
وای آقای صافدل خیلی بد بود اون قسمتش. فقط و فقط کوه میدیدیم.
گرم بود و تو ظل آفتاب و بدون آب
اصلا جاده و آبادی دیده نمیشد. فقط و فقط کوه بود :13: من که مطمئن بودم تا شب همونجا هستیم
به قول معروف من میدونستم
من میدونستم که ما گم میشیم

mSafdel
2014/09/13, 09:46
وای آقای صافدل خیلی بد بود اون قسمتش. فقط و فقط کوه میدیدیم.
گرم بود و تو ظل آفتاب و بدون آب
اصلا جاده و آبادی دیده نمیشد. فقط و فقط کوه بود :13: من که مطمئن بودم تا شب همونجا هستیم
به قول معروف من میدونستم
من میدونستم که ما گم میشیم
ساناز خانم اول اینکه خدارو شکر که مشکل خاصی اتفاق نیفتاد ولی بهتره که هروقت می خواید مسیر غیر عادی تو سرخه برید حتما قبلش روی نقشه بررسیش کنید. بر خلاف تصور سرخه حصار خیلی بزرگه. دوم اینکه این گزارش شما، من و احتمالا دوستان فراز رو یاد یکی از بهترین برنامه های دوچرخه سواریمون انداخته. :1::1:
یه برنامه خاص که بر خلاف تصورمون که فکر می کردیم همه جای سرخه رو میشناسیم، توی سرخه حصار گم شدیم و ماجراها اتفاق افتاد. متاسفانه به دلایل مختلف نشد که گزارشش رو بذارم ولی از اونجایی که خاطرات دوباره زنده شد سعی می کنم که بزودی گزارش اون برنامه رو آماده کنم

Mehdi.A
2014/09/13, 11:46
ممنون از دوستان که ما رو به جمعشون قبول کردند و واقعآ جمعه خاطره انگیزی بود. من تا حالا با گروه جایی نرفته بودم. خیلی ممنونم. بابت عکس ها هم ممنون ساناز خانم. من قسمت نشد تو ضیافت تمشک خوری و ... شریک باشم چون جدا از بحث دوچرخه، بعد از اینجا یه جا نزدیک دانشگاه شریف باید می رفتم سالن فوتبال بازی می کردم. دست علی آقا ولایتی هم درد نکنه. تو مسیر برگشت و تو خطرناک ترین جاهای اتوبان در سطح فیلیپ ژیلبرت راه رو می گرفت و ما رو سالم به مقصد رسوند :D .

ویرایش:


این دوستمونم "مهدی" خدایی خوب پا میزد
کلا از همه جلو تر بود
گویا از غرب به شرق پا میزنه و با چرخش میره دانشگاه
میگفت این مسیر همیشگی منه
ما مخلصیم. البته این جلوتر بودن یه جورایی نشونه هماهنگ نبودن با گروه بود. حداقل از دید خودم که از دفعه بعد رعایت می کنم :) .

Masoud
2014/09/13, 12:24
خوب خدا رو شکر حسابی حرفه ای شدید
اولین گزارشتون رو بخونید میفهمید چی میگم :)
ولی به قول محمد عزیز خیلی خطرناکه همچنین جایی رو بدون گرویی برید
ولی تمام وسایل ارتباط جمعی رو هم بکار گرفتید :)
گزارش ما به پورتال بایک بیست اضافه گردید

گزارش گردش در سرخه حصار و داستانهای پیش رو (جمعه 93/06/21) | پورتال دوچرخه سواری بایک 20 ([Only registered and activated users can see links])

sanaz20
2014/09/13, 13:24
ممنون از دوستان که ما رو به جمعشون قبول کردند و واقعآ جمعه خاطره انگیزی بود. من تا حالا با گروه جایی نرفته بودم. خیلی ممنونم. بابت عکس ها هم ممنون ساناز خانم. من قسمت نشد تو ضیافت تمشک خوری و ... شریک باشم چون جدا از بحث دوچرخه، بعد از اینجا یه جا نزدیک دانشگاه شریف باید می رفتم سالن فوتبال بازی می کردم. دست علی آقا ولایتی هم درد نکنه. تو مسیر برگشت و تو خطرناک ترین جاهای اتوبان در سطح فیلیپ ژیلبرت راه رو می گرفت و ما رو سالم به مقصد رسوند :D .

ویرایش:


ما مخلصیم. البته این جلوتر بودن یه جورایی نشونه هماهنگ نبودن با گروه بود. حداقل از دید خودم که از دفعه بعد رعایت می کنم :) .
به هر صورت معذرت میخوام آقا مهدی چون ما گم شدیم و نتونستیم برگشتو با شما باشیم.
اتفاقا وقتی رسیدیم پیست یه نگاه گذرا کردم ولی مطمئن بودم که دیگه شما رفتید و فقط دوست داشتم فکر نکنید که خدای نکرده قالتون گذاشتیم.
فقط اینکه ما گم شده بودیم
:13:
نظم گروهم خوب بود. خداروشکر از هم جا نمی موندیم
:riz304:

ali tech
2014/09/13, 14:08
وای آقای صافدل خیلی بد بود اون قسمتش. فقط و فقط کوه میدیدیم.
گرم بود و تو ظل آفتاب و بدون آب
اصلا جاده و آبادی دیده نمیشد. فقط و فقط کوه بود :13: من که مطمئن بودم تا شب همونجا هستیم
به قول معروف من میدونستم
من میدونستم که ما گم میشیم
اصن این شفق داستانهایی داره واسه خودش
فقط شانس آوردین مامورین جان برکف سپاه
و مامورین محیط زیست نگرفتنتون
ما که هر دفعه رفتیم
گرفتنمون یادش بخیر یدفعه دم عید بود که اون منطقه بسیار زیبا شده بود و همینطور رودخونه های فصلی یه درخت گردو خیلی بزرگ هم اتیش گرفته بود
و وقتی مسیرو گم کرده بودیم اشتباه رفته بودیم تو یه پادگان یهو یه ماشین با سه نفر تا دندون مسلح گرفتنمون و خدا روشکر به خاطر این که سنمون کم بود گفتن از همون مسیری که اومدین برگردین!!
تا یجاهای مسیر هم اسکورتمون کردن
یدفعه هم مامورین محیط زیست گرفتن که بماند اونجا چه دیدیم
این دوست ما هم که هروقت بهش پیشنهاد شفق میدیم
میگه من شکر بخورم با تو اینجور جاها بیام

SABER_MTB
2014/09/13, 14:09
کی ؟ کی ؟
البته بگم که ما که داشتیم میرفتیم بالا یه تعارف کوچولو زدیم همه پاشدن اومدن.

یه بنده خدایی بود نام نمی بریم ولی قبلا زیاد تعریف کدیم * بدون نام............

که یه بار یه ترمز یه میلیونی ازما گم شد بعد دقیقا همون موقع ایشون خواهرشون دقیقا همون مدل ترمز رو براشون از خارج سوغات اورده بودن...................

بعدا هم که گندش در اومد می فرمودن که آقا صابر شوخی کردیم می خواستیم ببینیم می فهمی یا نه.........................

بعدش هم به این هایی که یه تعارف کوچولو می زنی پا می شن خودشون رو چتر میکنن رو زندگی عادم می گن لاشخور...............

با این ها اصلا نباس تعارف معارف کرد.............همانا باس عین این بد اخلاق های اخم انگیز بود همیشه........................

کوچکترین رویی بهشون بدی.........................کوچکترین لبخندی بزنی بهشون سریع پر رو می شن....................................




سرخه هم من برای این دوست دارم چون جو بین بچه ها صمیمانست. توی چیتگر هیشکی هیشکیو نمیشناسه. اصلا با هم صحبت نمیکنن. اگه روزی 100 بارم از کنار هم رد بشن بازم با هم غریبه ان. اگه تنها بری چیتگر دهنت کف میکنه از بس با کسی صحبت نمیکنی تا برگردی خونه


کلا همانا غرب تهران بسیار سیستم سیستماتیک و خشکی دارد و شرق تهران بسیار جو و اتمسفر دانهیلیزم و صمیمی..............................

maslunka
2014/09/14, 13:27
اول از همه تشکر بابت برنامه روز جمعه

ساناز خانم شما لطف دارید اتفاقا بابت سعادت بنده بود !!
(یه نفس عمیق تا برگردم به شرایط عادی ! چه لفظ قلم؟!!!)

همه چیز خوب بود ،ایششالله برنامه های بعدی رو هم با بتونم با دوستان هم رکاب بشم،
تشکر ویژه از آقا محمود که راه برگشت رو به من و مهدی که بصورت کاملا اتفاقی بار اولمون بود و نا آشنا به مسیر بودیم نشون داد

دم داش مهدی هم گرم که تا دم خوابگاه همراه من اومد و تو راه هم هوای مارو داشت

و اینکه دوست داشتم برگشت رو هم با بجه هایی که صبح باهاشون رفته بودم برگردم ولی یه حساب سرانگشتی بدون احتساب احتمال گم شدن نشون میداد که شما دیر میکنید
بخاطر همین من و مهدی زود برگشتیم

منتظر برنامه این هفته هستم

alibibak
2014/09/14, 14:55
خیلی هم عالی برنامه جالبی بوده.....گزارش هم کامل بود و حرفی واسه گفتن نذاشت...منم شرق میشینم خوشحال میشم در برنامه های جدید باهاتون همراهشم...:128fs318181:

RABERT
2014/09/14, 22:53
سلام و خسته نباشید به همه
ما هم که بعد از پنچری هر دولاستیک جلو و عقب و تعویض تیوپ جلو با تیوپ زاپاس و گرفتن پنچری لاستیک عقب به کمک حسام و مرتضی برای شرکت در جلسه مذاکره با پیمانکاری که قرار بود هفته قبل برای تثبیت سنگهای نمای ساختمان محل زندگیمان تشریف بیارند با شما خداحافظی کردیم و از همون پیست برگشتیم خانه ولی عصری برای تفریح به همراه خانواده و به همراه یکی از دوستان قدیمی و خانواده اش برای تفریح و اینکه بچه ها هم یه هوایی تازه کنند اومدیم تا پیست
من و دوستم تا پیست پازدیم و خانمها به همراه بچه ها با ماشین اومدن از 7 تا 9.30 شب او نجا بودیم
جای همه خالی خوش گذشت
ولی ازینکه نتونستم همراه گروه باشم و در این ماجراجویی شرکت کنم کمی ناراحت شدم
باشد تاعمر ی باقی باشد

espirooz
2014/09/15, 08:57
من که عاشق گم شدن و خفت کشی هستم اما نمیدونم چرا کم پیش میاد. حیف :13:

عاقا من تاحالا پیستهای تهران نیومدم. اگه سفری به وطن قدیمیم داشتم حتما باهاتون میام.

mmmaaahhh
2014/09/17, 18:04
سلام حرف واسه گفتن زیاد دارم ولی الان نمیتونم چون مسافرتم و کافی نت بازور گیر آوردم آقا محمد و آقا مسعود لطفا تایچیکو نبندید تا جمعه یا شنبه - میخوام نگفته هامو بگم....مرسی خیلی دوست داشتم باهاتون باشم ولی ی جورایی قسمت نشد - ایشالله دفعه های بعد ... ی تشکر خشک خالی هم بابت گزارشتون ساناز خانوم....