PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : 2تا سایکل توریست تهرانی مهمون اراک نوروز 93



A.amex
2014/04/02, 19:58
خوب باید داستان از اینجا شروع کنم که وحید روز اول یا دوم عید بود عصر پیام داد با هم بریم دوچرخه سواری بعد از تمرین به من رو کرد و گفت علی مسافرت امسال خراب کردی بلایی به سرت بیارم که خودت بیای رو سایت بنویسی غلط کردم .
روز 6 بود یعنی بهتر بگم 6ام شب بود که ساعت 12 شب وحید پیام داد فردا صبح کجایی ؟
گفتم مغازم و مشتری دارم
فردا نزدیک های 10 صبح بود که وحید زنگ زد و گفت که 2تا سایکل توریست تهرانی اومدن اراک و دیشب روشون نشده به وحید زنگ بزنن ولی الان داره می رم دنبالشون . به من گفت تو هم کارت تموم شد بیا با ما باش خوش باش
آقا منم که تا حالا فقط سایکل توریست به جز آقا مسعود وحید کس دیگه ای ندیده بودم و اصلا سفر سایکلی توریستی نرفته بودم به خودم گفت باید کار مشتری در اسرع وقت سمبل کاری بشه بره پی کارش خیلی دلم می خواست برم و باهاشون آشنا بشم و ببینم واقعا سفر کردن با دوچرخه چه جوریاست .
غافل از دامی که وحید ( اسپیش الیه ) برام پهن کرده !!!
خلاصه وحید قبل از اینکه بره پیششون برای بچه ها فتیر گرفته بود که سوغات بهشون بده ببرن .چون می خواستن قبل از ظهر اراک به قصد توره ترک کنن
داشت کار مشتری تموم می شد زنگ زدم کجاید ؟ گفت این دوتا دیشب پارک امیرکبیر خوابیدن ... مثل اینکه زیاد بهشون دیشب خوش نگذشته می خوام نگهشون دارم نزارم برن
الان داریم می ریم پاساژ طلا که یه سری کاراشون انجان بدن تا بعد ببینیم چی می شه
آقا کار مشتری تموم شد رفتیم پای حساب کتاب طرف شروع کرد فیلم بازی کردن که خودت گفتی شصت ماهه قست بندی می کنم از این حرفا ؛ خلاصه بعد کلی کش و قوس از سرمون بازش کردیم که بره پی کارش
در ب مغازه بستم سوار چرخ بودم به سمت مرکز شهر حرکت کردم روی دوچرخه به وحید زنگ زدم کجایید ؟ گفت راضی شدن بمونن یه روز دیگه و ما الان داریم از بازار تاریخی اراک ([Only registered and activated users can see links] DA%A9) بازدید می کنیم .

[Only registered and activated users can see links] laEGmNR2xVmcDLNE7U9uA
[Only registered and activated users can see links]
وقتی بهشون رسیدم داشتن توی یکی از سرا های بازار می دیدن
جلو رفتم سلام کردم
وحید یه لبخند ملیحی زد و بچه هارو معرفی کرد ،
- ایشون اصغر آقای فرجی و ایشون هم رامین پاکنژاد هستن از تهران که دارن به سمت بروجرد خرم آباد و خوزستان حرکت می کنن
- ایشون هم علی آقا همرکابی ماست
بعد از مراسم معارفه بچه ها گرم عکاسی از فرش ها و مغازه ها بودن من رفتم سراغ دوچرخه های بچه ها و بارو بنه اشون
آقا یهو دیدم چقدر راحت سفر می کنن چقدر اهل حالن . به حال خودم که 11 روز تعطیلی توی عید داشتم دل نزدم به دریا و سفر نرفتم خیلی سوخت
بعد از مقداری عکاسی و خوش و بش رفتیم به سرای مهر و از اونجا بازدید کردیم
رامین به وحید گفت این " دوگوله " چیه ؟ چه جور غذاییه ؟
از اونجایی که ساعت 1 ظهر بود وحید گفت علی بقیه بازار باشه برای بعد بریم سمت دروازه تهران که به بچه ها یه دوگوله درست حسابی بدیم
وقتی رسیدیم دوچرخه هارو جلوی درب رستوران گذاشتیم و روی اولین میز نزدیک به درب نشستیم که دوچرخه ها جلوی چشممون باشن
وحید رفت و برگشت و دوگوله دودار ([Only registered and activated users can see links] D8%BA%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1) سفارش داده بود
و از همه جالب تر که " بار مخلفات و دسر ها و پیش غذا ها " رایگان بود پس 4 نفری به بار حمله کردیم و انواع ترشی و ماست و ... آوردیم سر میز تا قبل اینکه غذا برسه خودمون خفه نمودندیم
غذا رسید و خیلی هم خوش مزه بود ...خود من که اراکی هستم خیلی وقت بود که دوگوله دو دار نخورده بودم . جای همه خالی

[Only registered and activated users can see links]

بعد از ناهار مدیر رستوران بچه هارو به چای مهمون کرد چون خیلی خوشش آمده بود که از تهران با دوچرخه سفر می کنن و تا اراک آمده بودن
بعد از کلی گپ زدن و بگو بخند رفتیم منزل ما که نزدیک تر بود برای استراحت
رسیدیم منزل و بعد از استراحت و کنی فیض بوخ گردی و ... چون وقتی تا غروب نمونده بود دوچرخه هارو گذاشتیم خونه و با ماشین خودم بردمشون تا ادامه بازار ببینن
وقتی از ترافیک مرکز شهر خلاص شدیم و رسیدیم داشت هوا تاریک می شد با عجله ادامه بازار دیدیم و به سمت " حمام چهار فصل ([Only registered and activated users can see links] D9%81%D8%B5%D9%84) "رفتیم که متاسفانه خیلی دیر رسیدیم و بسته شده بود ...

[Only registered and activated users can see links]

بعد از کمی خیابون گردی برای شام به هتل امیر کبیر رفتیم و در مسیر حرکت با دوست و مربیمون ناصر هم هماهنگ کردیم که خودشو به ما برسونه
تقریبا 4 ساعتی رو اونجا به شام خوردن و گپ زدن گذروندیم و هر لحظه به خودم بابت کنسل کردن برنامه سفر امسال لعنت می فرستادم . واقعا خودمو از چه نعمتی محروم کرده بودم و همین سوزش دامی بود که وحید منو می خواست بندازه توش که موفق هم شد
بعد از شام قرار بود برای خواب و استراحت بچه ها برن خونه وحید که چون برنامه مون یکمی عوض شده بود و دیر رسیدیم و به خاطر اینکه دوچرخه ها منزل ما بود دیگه گفتیم آخر شب جابه جا نشیم و بزاریم بچه ها بیشتر استراحت کنن برا همین شب بچه ها + وحید تو اتاق من موندن .
بعد از اینترنت گردی چند دست گیم بازی کردن دیگه حسابی خسته شدیم و خوابیدیم
صبح هم بیدار شدیم و بعد از صبحانه و تنظیم باد لاستیک ها و کمی آچار کشی به راه افتادیم و تا یه جایی از مسیر با بچه ها رفتیم
موقع خدا حافظی کاملا نظر بچه ها نسبت به اراک عوض شده بود . برا همین خوشحال بودم و از طرفی تو دام وحید افتاده بودم و نمی تونستم با خودم کنار بیام که چرا سفر کنسل کردم .... آقا غلط کردم ........همش دلم می خواست با بچه ها برم و تا آخر مسیر باهاشون باشم ولی نمی شد :(
من دلم سفر می خواد .................................................. .................................................. .........................................


[Only registered and activated users can see links]

Vahid_FRD
2014/04/03, 07:40
علی جان ممنون که نوشتی اگه به من بود می موند بیات می شد دیگه از دهن می افتاد

A.amex
2014/04/04, 23:06
من موندم این همه آدم آمده این تاپیک دیده هیچ کس نظر نداده !!!!
آخه بابا این چه وضعشه ؟
خوب آدم شور و شوقشو برا مطلب نوشتن گزارش نوشتن از دست می ده خو

Masoud
2014/04/05, 07:32
علی جان ممنون از گزارش خوبت
متاسفانه وحید توی دو دره بازی و سوزوندن دل و از این حرف ها سابقه زیادی داره و همینطور فرق گذاشتن بین مهموناش :30:

مهمونای تهرانیش رو میبره دوگوله دو دار بخورن و شام هم میبره هتل امیر کبیر بعد ما شهرستانی ها رو می برد ساندویچی سر کوچه شون تازه میگفت تو خونه هم تخم مرغ داریم اگه میخوای نبمرو درست کنیم .

خدا کنه این گزارش رو مهرداد نخونه و گرنه خون وحید حلال میشه

Vahid_FRD
2014/04/05, 09:51
علی جان ممنون از گزارش خوبت
متاسفانه وحید توی دو دره بازی و سوزوندن دل و از این حرف ها سابقه زیادی داره و همینطور فرق گذاشتن بین مهموناش :30:

مهمونای تهرانیش رو میبره دوگوله دو دار بخورن و شام هم میبره هتل امیر کبیر بعد ما شهرستانی ها رو می برد ساندویچی سر کوچه شون تازه میگفت تو خونه هم تخم مرغ داریم اگه میخوای نبمرو درست کنیم .

خدا کنه این گزارش رو مهرداد نخونه و گرنه خون وحید حلال میشه

خو آخه من چه کار کنم مهمون های بوشهری ساعت 12 شب میان 7 صبح هم می خوان برن !!!! ؟

Masoud
2014/04/05, 10:04
خو آخه من چه کار کنم مهمون های بوشهری ساعت 12 شب میان 7 صبح هم می خوان برن !!!! ؟

جهت روشن شدن اذهان کاربرای گل بایک بیست بگم : ساعت 10 شب رسیدیم روز بعد هم کامل اراک بودیم و روز بعد از اون رفتیم باز خداوند مادر گرامیشون رو حفظ کنه و گرنه اگر به امید وحید بودیم از گرسنگی میمردیم

Vahid_FRD
2014/04/05, 10:36
باشه آقا هر چی شما می گی !
من این متن سفرنامه که نوشتی چه کار کنم ؟


در ابتدای سفر حدود 2 ساعتی بخاطر کاری که مهرداد در دانشگاه آزاد داشت معطل شدیم ولی درنهایت ساعت 10 به طرف یاسوج حرکت کردیم. تنها مسئله مهم تا یاسوج متوقف کردن ما توسط پلیس راه به علت سرعت غیر مجاز بود و اونم با چرب زبونی مهرداد و دادن بیست هزارتومن دستی و خوردن پرتغال از دست افسر راهنمایی به خیر و خوشی تمام شد.
بعد از گذشتن از یاسوج مسیر زرین شهر رو برای رفتن به اصفهان آماده کردیم و در حدود 6 بعد از ظهر به اصفهان رسیدیم و از اونجایی که مقداری لوازم نیاز داشتیم به فروشگاه لوازم دوچرخه آقای گوهریان رفتیم و از بس این فروشگاه لوازم جالبی رو داشت نتونستیم قبل از ساعت 9 از اصفهان به طرف اراک حرکت کنیم.
بخاطر راحتی و استفاده از سرعت بیشتر مسیر اصفهان - سلفچگان - اراک رو انتخاب کردیم ودر نهایت ساعت 11 شب به اراک رسیدیم باتماس هایی که با وحید گرفتیم و راهنمایی های عجیب غریبی که میکرد و زدن فلاشر بالاخره تونستیم همدیگه رو پیدا کنیم وبعداز سلام و روبوسی های معمول به طرف منزل آقا وحید حرکت کردیم چیزی که در ب


[Only registered and activated users can see links]

Masoud
2014/04/05, 11:11
خوب پست داره به بیراهه میره متاسفانه ولی چون هدف شناخت بیشتر بچه ها از شماست عرض کنم عکس مربوط به ملایره نه اراک

Vahid_FRD
2014/04/05, 12:57
آقا اینم فیلم سایکل توریست های بوشهری در رستوران واقع در پامچال اراک ( جا با کلاس اراک ) !

zGi3a

Masoud
2014/04/05, 13:41
خوب دوستان من مجبورم به احترام مردم خوب اراک و بایک بیستی های اراکی (به جز وحید) سکوت کنم اگه گذارتون به اراک خورد متوجه میشین :9::9:

Vahid_FRD
2014/04/05, 17:40
خوب دوستان من مجبورم به احترام مردم خوب اراک و بایک بیستی های اراکی (به جز وحید) سکوت کنم اگه گذارتون به اراک خورد متوجه میشین :9::9:
قربونت آقا مسعود .... دفعه بعد اراک آمدی به طور خفن تری در خدمتیم :thanks:

A.amex
2014/04/05, 17:58
آقا مسعود حالا شما دفعه بعد آمدی اراک پیش وحید نرو بیا پیش خودمون آدرس مغازه هم بلدی که :riz304:

hezarandish
2014/04/07, 16:07
سلام دوستان بایک بیستی
هرچند دیر ولی جاداره فرارسیدن سال 93 را به همه شما دوستان تبریک بگم.ممنون از مدیریت سایت که این امکانات خوب مجازی را فراهم آوردند.:25:
مدت زیادی است که عضو این سایت تخصصی دوچرخه هستم و با وجود اینکه همیشه پیگیر مباحث بودم،مخصوصا بخش سایکلتوریسم ولیکن کمتر اظهار نظر کردم و سعی کردم بیشتر شنوده باشم و از روایت و مباحث شما دوستان استفاده کنم. والحق که همیشه لذت بردم و استفاده....

و حالا هم اینجا اومدم تا از میهمان نوازی دوست با معرفت و خوبم،"وحید عزیز" تشکر کنم.:thanks:یه دنیا ممنون آقا وحید گل....امیدوارم سال جدیدسال آرزوهای قلبی تو باشه....و همیشه سلامت و پا در رکاب باشی....:12:

درود به تو و بایک بیستی های عزیز.:25:

و اینکه نیما ترقی به همراه دوستشون آقای اجاقی که باشعار"سال بدون شکار"رکاب میزنند. فردا به نایین میرسن و بنده افتخار میزبانی از این دوست بزرگوار را دارم.هم اکنون در اردکان یزد هستند.

Vahid_FRD
2014/04/07, 18:33
قربانت حمزه جان
حتما از نیما بخواه که یه نیمچه گزارشی برای ما بنویسه تو بایک بیست وقتی به منزل شما رسید
سلام همه بچه های بایک بیست هم بهش ابلاغ کن
از شما سپاسگذارم