PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : میکروگزارش تمرین سبک شهری راسپینا (پنج شنبه 24 بهمن 92)



sanaz20
2014/02/13, 19:52
بازم سلام
امروز با بچه های گروه راسپینا برای یه تمرین سبک درون شهری برنامه چیدیم.:smileys-free-downlo
ساعت قرار 15:15 و محل تقاطع همت و جنت آباد بود.
از بچه ها هم فقط من و کاوه و مجید اعلام آمادگی کردیم.
ساعت 14:35 دقیقه راه افتادم از ترس شلوغی و واقعا هم خیابون شلوغ بود. :14: اون سربالایی کاشانی تا سر همت هم که جای خود :42:
ولی با همه این اوصاف ساعت 15:00 رسیدم بر همت و منتظر بچه ها موندم.
یک ربع بعد کاوه رسید.
یکم منتظر موندیم دیدیم خبری از مجید نیست. کاوه باهاش تماس گرفت.
[Only registered and activated users can see links]
و مجید گفت که بریم اون سمت همت که از مسیر خیابون ها بریم تا پردیسان و از بزرگراه نریم.
ما هم دوچرخه هامونو کول کردیم و از پل هوایی رد شدیم.
مجید اون سمت پل وایستاده بود. بعد از سلام و احوالپرسی راه افتادیم.
دیگه خود مجید شده بود لیدرمون و همینجور از این فرعی به اون فرعی میرفت.
گفتم اگه گمش کنیم گم میشیییییم اساسی :p
رفتیم و رفتیم و از چند تا پل هوا با کول دوچرخه رد شدیم. :p
یه جا مجید اومد تا چرخ کاوه رو یه نگاهی بندازه و مشکلشو حل کنه
[Only registered and activated users can see links]
یه پیشی باحالی هم اونورا بود هی میپلکید تو پر و پاچمون
[Only registered and activated users can see links]
بعدشم اومد دور و بر چرخ مجید.
من احتمال میدم از چرخش خوشش اومده بود.
ولی یکم بعدم اومد کنار کلاه و وسایل بچه ها... باحال بود پیشیهههه
[Only registered and activated users can see links]
دوباره حرکت کردیم و به سمت پونک از پیاده رو حرکتی کردیم. خیلی شلوغ بود خیابونا و پیاده روها.
مجید هم هی بین مردم لایی میکشید
ناگفته نماند که یه جا، کاوه دور میدون پونک یه حرکتی شبیه لایی کشیدن بین ماشینا انجام داد خدااااااا :5:
خیلی بد پیچید جلوی یه ماشینی که به هیچ صراطی مستقیم نموند. خدا روشکر که بخیر گذشت.....
رسیدیم به بوستان نهج البلاغه و پارک کردیم :p
[Only registered and activated users can see links]
و بر آن شدیم که یه نوشیدنی ای بزنیم بر بدن
مجید و کاوه در حال رصد خوراکی ها
[Only registered and activated users can see links]
مجید چای کوکاتی سفارش داد که واقعا من نمیدونستم چیه :37:
[Only registered and activated users can see links]
و در واقع این بود:
[Only registered and activated users can see links]
بعدشم مجید با چرخ کاوه یه دوری زد و خیلی از زینش خوشش اومد. منم امتحانش کردم البته. واقعاً زین خوبیه البته روکش....
[Only registered and activated users can see links]
بوستان نهج البلاغه رو ادامه دادیم که با سه تا دوچرخه سوار دیگه روبرو شدیم
تصمیم گرفتیم یه عکس تکی با هم بندازیم :p

کاوه و مجید دیگه خیلی با دوستمون صمیمی شدن واسش شاخ گذاشتن
[Only registered and activated users can see links]
منم سعی کردم باهاش وارد مذاکره بشم شاید این ولنتاینی یه کادویی نصیبمون بشه :p
ولی ممانعت میکرد شدییییید

دیگه دست از سر این دوستان برداشتیم.
رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به پارک پردیسان.
سربالایی، سرپایینی.... خوب بود همش. هوا هو بسیار عالی به نظر میومد و باد سردی میزد.
تا اینکه وااااااای خدااااای من :5: رسیدیم به این مسیر
[Only registered and activated users can see links]
به هر بدبدختی بود ازش اومدم بالا. ولی کاوه میگ میگی شده بوداااااااا از هممون جلو زد.
بعدشم مجید و در آخرم من
البته اینکه من آخر همه بودم میخواستم هواشونو داشته باشم هاااااااا :p
دیگه اومدیم یه سر هم به این موجودات بیچاره در قفس زدیم
[Only registered and activated users can see links]
و این گرگای نالان و خسته
[Only registered and activated users can see links]
و برگشتیم تا قبل از تاریک شدن برسیم به خونه.
از خود همت اومدیم و من سر ستاری از همرکابهام جدا شدم.
من 23 کیلومتر رکاب زدم.
روز خوبی بود ولی نمیدونم چرا الان اینقد بی انرژی ام.:65d6a5d6s:
امیدوارم توی گزارشم نمود نداشته باشه.
یهو یه جوری شدم...... :riz273:
شاید دارم میمیرم.;)
بای بای دوستااااااان :46:

farshad_khoda
2014/02/13, 20:28
بسیار عالی بود هم هوایی عوض کردین هم به بدن و روحیه خودتون بهترین کادوی ولنتاین رو دادین!!:20:
اون چای هم فکر کنم منظورتون کاکوتی بود ها آره؟
اگه اون باشه واقعا گیاه خوش عطریه و واسه سلامتی هم خیلی مفیده!
به هر حال گزارش خوبی بود ایشالا همیشه پا به رکاب باشین!

kaveh723
2014/02/13, 21:40
تمرین خیلی خوب و مفرحی بود. یکی از علایق من لایی کشیدن بین ماشین ها با چرخه. هاهاها. خفن کیف میده. هرچند خیلی خطریه.
عمده مسیری ک امروز رفتیم سربالایی بود ک من واقعا لذت بردم.
چایی کاکوتی رو خوردیم ب سلامتی همه ی دوچرخه سوارایی ک سربالایی رو بیشتر از سرازیری دوست دارن. هاهاها
ممنون از دوستانی ک تو تمرین امروز شرکت کردن.

فرستاده شده از LT22iِ من با Tapatalk

راستی دست شما بابت گزارش درد نکنه.

فرستاده شده از LT22iِ من با Tapatalk