PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش تمرین گروه راسپینا - چیتگر 92/11/10



AliFatehi
2014/01/30, 19:25
سلام خدمت دوستان عزیز

دیشب ساعت 3 خوابیدم و صبح ساعت 10 بیدار شدم نه خیلی سر حال بودم نه بیحال و کسل خلاصه دیشب دیده بودم که کاوه گفته بود بچه ها من فردا میرم تمرین کسی نمیاد؟ خلاصه صبح کاوه اس ام اس داد که من از محل کار میام و مستقیم میام چیتگر منم قرارمو باهاش ساعت 2 تو چیتگر فیکس کردم و ناهارو زدم 1:45 دقیقه از خونه زدم بیرون....
دو هفته مریضی شدید که حسابی داغونم کرده بود و 4 تا سرم و 5 تا آمپول و یه 2-3 کیلو دارو و مزخرفات...اما این هوای خوب و عالی مگه گذاشت خونه نشین باشم؟؟؟؟گفتم باید برم ....
آقا از بلوک اومدم پایین یه نگاه کردم دیدم گوشی رو جا گذاشتم برگشتم هرچی زنگ زدم انگار نه انگار...مطمئن شدم آیفون رو خونه بد گذاشتن و زنگ نمیخوره...
گفتم بهتره برم و خلاصه دیگه کاوه بعد این همه مدت میدونه که کجا اصولا قرار میزاریم...

[Only registered and activated users can see links]

خلاصه محله ما باکلاسه اونقدر که نگو....اصلا میخوایم یه دانشگاه سراسری بزنیم تو محل....
کجا تو بلوارش هلی کوپتر میزارن؟؟؟ ;)
[Only registered and activated users can see links]

خلاصه حرکت کردم و یه 2 تا عکس هم گرفتم....

[Only registered and activated users can see links]

همیشه تو تمرینا عکسای دریاچه رو از اونطرف دیدین اینم این ور دریاچه که نزدیک خونمونه....نمای جالب و قشنگی داره....

[Only registered and activated users can see links]

هوا عالی بود یعنی باور نکردنی....باد توپی هم میومد....هوا اصن یه وضی بودااااا خنک و تمیز و عالی هرچی بگم کم گفتم....

همینطور مسیرمو میرفتم دیدم خورشید خانوم از لای شیارهای کلاه ایمنی داره میتابه به چشام و خیلی حال کردم اصلا یه لذت خاصی داشت...یعنی حاضر نبودم جامو با کسی که تو جزایر قناری و .... داره حموم آفتاب میگیره هم عوض کنم....حس خیلی خوبی بود...

[Only registered and activated users can see links]

رسیدم چیتگر و چندباری محل قرار رو چک کردم رفتم سمت درب شماره یک تا شاید کاوه اونجا بیاد و خلاصه برگشتم دیدم کاوه نزدیک بوفه نشسته...سلام و احوال پرسی و ....
کاوه گفت برم یه چیزی بخرم و من گفتم ناهار زدم توپه توپم....اما باز لطف کرد و آب میوه خرید برامون با ساقه طلایی زدیم بر بدن....

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

داشتیم بدنسازی و لهو و لعب میکردیم که یه گربه توپول موپول اومد خیلی ریلکس از پشتمون رد شد...گفتم باید بخاطر امین بایکر این عکسو بگیرم....;):25r30wi:

[Only registered and activated users can see links]

بعد رفت اونور و پیش پیش و سوت زدم برگشت نگاه نافذی کرد....

[Only registered and activated users can see links]

خواستیم حرکت کنیم دیدیم بله گنجشکایی که سر یه پفک دعوا میکردن روی فرمون کاوه خرابکاری کردن....:25r30wi:

[Only registered and activated users can see links]

حرکت کردیم یه دوری پیست رو زدیم....

[Only registered and activated users can see links]

پیست تموم شد و گفتیم که برنامه مخصوصا برای من سبک باشه بهتره...گفتیم از فاز دو بریم دریاچه و بعد نخود نخود بشیم....

خلاصه از فاز دو رفتیم که با حجوم وحشیانه راننده های کامیون رو به رو شدیم یعنی تو اون جاده های فاز دو با سرعت 80-90 گوله میکردن میومدن....

ماشینهای دیگه هم بودن....این بخش چیتگر و دریاچه درست بشه یه نفس راحت بکشیم از دست اینا....

رسیدیم دریاچه که آبش بالاتر اومده بود و رنگ آبی پر رنگ گرفته بود به خودش....واقعا عین اقیانوس شده بود...

[Only registered and activated users can see links]

تعداد مرغهای دریایی هم که چند برابر شده....یعنی من احساس میکنم دسته ی جدیدی اومدن یه دسته بزرگ وسط دریاچه میشینن و دسته جدید نزدیک مردم میان....

یه سری عکس گرفتم که بعضی هاش خوب شد از نظر خودم...

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]

این عکس رو هم کاوه گرفت...

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

عکسهای دسته جمعی :

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

و عکس تکی دونفره ;)

[Only registered and activated users can see links]

رفتیم از همت برگردیم که کاوه راحت باشه و به شیب شدید هاشم زاده و کاج نخوره....و در عوض من سرپایینی خیابان کاشانی رو حالشو ببرم ;)

این عکس هم به یاد برنامه ای که دوچرخه مجید پنچر شد گرفتم اون موقع هوا چقدر کثیف بود اما امروز عالی و صاف و آسمون آبی خودنمایی میکرد....

[Only registered and activated users can see links]

و انور تهران.....

[Only registered and activated users can see links]

انور تر تهران با کاوه....

[Only registered and activated users can see links]

رسیدیم سر خروجی خیابون کاشانی که من از کاوه جدا میشدم و نخود نخود میشدیم....

و خداحافظی با کاوه عزیز....

[Only registered and activated users can see links]

این برنامه سبک بود و البته کیلومترمو چون زدم اشتباهی تبدیل شده به مایل دیگه کیلومتر رو دقت نکردم....امروز اصلا در بند کیلومتر و تمرین و فشار نبودم...فقط لذت بردم....

ممنون بابت وقتی که گذاشتین و گزارش رو خوندین....

با تشکر ، گروه دوچرخه سواری راسپینا

sanaz20
2014/01/30, 21:19
خسته نباشید. خدا قوت. بسیارم عالی. جای من هم خالی :p
چقدم چهرت عوض شده علی.... جدی میگم.

AliFatehi
2014/01/30, 21:25
خسته نباشید. خدا قوت. بسیارم عالی. جای من هم خالی :p
چقدم چهرت عوض شده علی.... جدی میگم.

ممنون....واقعا جاتون خالی بود....

آره بالاخره عهد شکنی کردم و رفتم آرایشگاه میخواستم بلند کنم موهامو اما هر سری به این مرحله میرسه که زیاد میشه و دردسر دار میشه پشیمون میشم :30:

حبیب طوفان
2014/01/30, 22:20
یعنی اگه کاوه یه فدایی دارشته باشه خودمم.با این خنده هاش

[Only registered and activated users can see links]

kaveh723
2014/01/30, 22:27
تمرین امروز واسه علی سبک بود، من بقول مجید جونم دراومد. از صب رکاب میزدم

فرستاده شده از LT22iِ من با Tapatalk

sepehr82
2014/01/31, 00:02
سلام ......... درود ........... بر شما و کاوه خندان//// آقا کاوه این شماره **7 ..را بی خیال شو ... کابری را بنویس "" کاوه خندان "" والاااااااااا !
-------------------------
در تعجب هستم ... ! نه بادی داشتیم ... نه طوفانی ... نه باران آنچنانی ..... ولی >>> هوا اینطور تمیز شده .... اول قصّه و حکایت نوشتید هوا تمیز... فلان بوده ... باورم نششد ... فکر کردم رفتی تو مایه های """ افزودن پیاز داغ """ ولی ادامه دیدم ... نه واقعا هوای اون قسمت شهر پاک و تمیز وززیبا بودههههههههههههههههه و جامون خالی بوده ....... خوش باشید ....
--------------------------
نگاه کن ببین این پرندهای لجباز را تا کجا به نزدیکی ساحل آمدند .......... ولی روزی که ما آمدیم ... بی معرفتها در دورترین فاصله از ما شنا می کردند !!!!!!!!!

[Only registered and activated users can see links]

دو ماه هم از اون روز گذشت (عکس پایینی 10 09 92 دریاچه )و می دونستند من دوشتشون دارم ... مرغهای دریایی هم برای ما ناز می کردند .. .. و رفته بودند نزدیک پروژه در دست ساخت مایه دار مخفی سایت و داشتند شنا می کردند ............. ::
[Only registered and activated users can see links]
به هر حال امیدواریم هوای تمام شهر ها و بیابونهای و آسمان کشور مان """همیشه پاک و تمیز "" باشد ... و دل مردمانمون خوش و تن سلامت ... و روحیه شاداب را داشته باشند . با تشکر وسپاس از مطلب ارسالیتون .

kaveh723
2014/01/31, 00:24
سپهر جان سه شنبه شب بارون اومد و باد هم تو اين هفته ، حتي امروز هم ميومد.

اون دسته از پرنده ها كه در دور دست بودند هنوز هم همونجا جا خوش كرده بودند. اينا يه دسته جديد هستن كه تازه به درياچه محاجرت كردند.

آقا حالا افتخار ركاب زني به ما نميدي ، از كم سعادتي ماست . اين بچه ها ك نبايد پا سوز ما بشن. شوما بيا من ميرم.

parham.alikhah
2014/01/31, 18:28
مثل همیشه عالی بود علی جان و دست اقا کاوه هم درد نکنه:35:

مثل همیشه عالی بود علی جان و دست اقا کاوه هم درد نکنه:35:

- - - - - - - - - -

مثل همیشه عالی بود علی جان و دست اقا کاوه هم درد نکنه:35: