PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش تمرین گروه راسپینا - تجریش 92/10/27



AliFatehi
2014/01/18, 00:34
سلام خدمت دوستان گرامی

این هفته بعد از اتمام امتحانات که واقعا سنگین بود 4 روز پشت سر هم امتحانای سخت سخت که دور بودن مسیر هم خیلی اذیتم کرد و یه سرما خوردگی جزئی بود که شبش خوابیدم صبح دیدم یا خدا گلو درد دارم در حد بد....شبش دوباره آب نمک قرقره کردم درست نشد...روز بعد یعنی پنج شنبه قرار بود با کاوه بریم تمرین...که سرکار بود و اینا من گفتم اگه سر ظهر باشه خوبه اما کاوه ساعت 6:30 بعد از ظهر که تو این فصل هوا تقریبا تاریک هست زنگ زد که گفتم کاوه من گلو درد دارم که پای تلفن کاوه فکر کنم ترسید صدام جوری دورگه شده بود....[Only registered and activated users can see links]
شبش با کاوه چندتا اس ام اس رد و بدل کردیم و کاوه گفت آب نمک قرقره کن و ... منم اینکارو کردم اما با درصد نمک زیاد...صبح دیدم گلو دردم بهتره....کاوه اس ام اس داد گفت میای؟ گفتم آره 20 دقیقه دیگه دم پل عابر همیشگی تو همت میبینمت...صبحونه زدم سریع و 2 قاشق عسل و حرکت....
داداشم داشت میرفت کوه و گفت که دوربینتو بده من با دوستام عکس میخوایم بگیریم و اینا....منم گفتم اوکی....دوربین نداشتم....و این گزارش قسمتی از دوربین گوشی کاوه و قسمتی از دوربین محسن بود که عکاسش من بودم....

صبح از خونه زدم بیرون و دم بلوک سرایدار من و دید و دست تکون دادم و گفت بابا دوچرخه سوار....زیاد آشنا نیست که من دوچرخه سواری میکنم و اینا براش عجیبه تو هوای سرد کسی بره دوچرخه سواری...هوا یکمی سرد بود....اما قابل تحمل بود از اونجایی که سیونزیت داره جدیدا بدجوری اذیتم میکنه هدبند رو بستم و چپیه رو به روی دهن که حالم از این بدتر نشه...

خلاصه یه ذره نم نم رکاب زدم و رسیدم به سربالایی که میخوره به همت اونجا یکم خواستم زودتر گرم بشم سریعتر رکاب زدم تقریبا تا محل قرار با کاوه 2 کیلومتر فاصله داشتم...رسیدم دم پل و کاوه اونجا بود بعد از سلام و علیک کاوه گفت ای کاش میموندی خونه حالت بهتر میشد...گفتم دیگه نه خوبم دوچرخه واجب تره....

حرکت کردیم....

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

رسیدیم به بوستان جوانمردان و ساعت 9:30 تا 9:45 با ساناز خانوم سر جنت آباد قرار داشتیم و بعد سر ستاری با محسن....

بوستان جوانمردان هم رودخونه اش خشک شده بود...که در نوع خودش جالب بود....

[Only registered and activated users can see links]

رسیدیم سر جنت آباد و بلافاصله تا وایستادیم ساناز خانوم داشت از سربالایی میومد که برسه به همت...

[Only registered and activated users can see links]

یکم رکاب زدیم سه نفره و رسیدیم به ستاری و صبر کردیم تا محسن بیاد....بعد از کلی تماس و شک و شبه که محسن الان خوابه و دیشت فوتبال بوده و تلفن جواب نمیده....
یکم گذشت زنگ زد و گفت من زیر پل عابرم و ....

رسیدیم به محسن سلام و علیک و احوالپرسی...و خوش و بش

[Only registered and activated users can see links]

این عکسهارو محسن ازمون گرفت موقعی که رسیدیم بهش....از پل عابر یکم جلوتر رفته بود....نشسته بود رو جدول

[Only registered and activated users can see links]

من سریعتر رکاب زدم و رسیدم به محسن

[Only registered and activated users can see links]

محسن گفت من دوربین آوردم و بیا تو عکس بگیر من نمیتونم رو دوچرخه عکس بگیریم و منم قبول کردم....[Only registered and activated users can see links] نه که بدم میاد![Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

راه افتادیم.....پیش به سوی تجریششششششش

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

همت شرق - تهرانپارس هم به یاد دوستان شرق تهران عکس گرفتم که بگیم همیشه تو قلب ما جا دارین....

[Only registered and activated users can see links]

بنده خدا رفتگران زحمت کش که تو اون هوا و روز جمعه بازم داشتن کار میکردن....

[Only registered and activated users can see links]

اینجا دیگه سوت و جیغ و دست و هورا کشیدم واسه بچه ها و دو دستی ازشون عکس گرفتم...اما بچه ها نمیتونستن خوب عقبو نگاه کنن [Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

رفیتم جلوتر من از بچه ها جلو زدم یکم سر پایینی داشت حالمونو جا میاورد....رفتم جلوتر از بچه ها عکس بگیرم....

[Only registered and activated users can see links]

کاوه که بدون دست داشت لذت میبرد....و چهره همیشه خندانش....

[Only registered and activated users can see links]

و اینم محسن ازمون عکس گرفت و به یاد آقای بیاتی که این حرکت دست رو تو برنامه لواسون انجام دادن

[Only registered and activated users can see links]

برج میلاد هم بالاخره دیده میشد و آلودگی بازم بود اما کمتر....

[Only registered and activated users can see links]

این عکس هم گرفتم دوستان فشار خون رو جدی بگیرین....منظور خاصی هم نداشتم....فقط برای دوستان عزیزم توصیه پزشکی کرده باشم [Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

رفتیم و از لاین کند رو رفتیم به سمت میدون ونک و بعد به سمت ولیعصر به بالا از خط ویژه به سمت پارک وی و تجریش....

اینجا بچه ها از داخل ایستگاه داشتن میومدن....آخه این کارا چیه میکنید؟؟؟[Only registered and activated users can see links] شوخی میکنم اول من اونجارو رفتم و کاوه و محسن جوگیر شدن [Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

رسیدیم پارک ملت و خواستیم بریم داخل پارک که تو آلاچیق استراحت کنیم...یهو یه صدایی فریاد کشان گفت....آقا آقا برگردین....

بعلههههههه نگهبان پارک بود...میگفت دوچرخه ممنوع هست و تابلو داره....برید دم پیاده رو....رو نیمکت....گفتیم باشه بیخیال تو خوب...

در حالی که هیچ تابلویی نبود برای ممنوعیت دوچرخه....فقط زده بود از آوردن حیوانات (سگ و ...) خودداری کنید...

اون آقا نگهبانه ایشون بود....

[Only registered and activated users can see links]

ما نشستیم و عکس گرفتیم

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

برای کاوه شاخ گذاشتیم...

[Only registered and activated users can see links]

خلاصه حرکت کردیم به سمت پارک وی و سربالایی داشت خودشو بیشتر نشون میداد و بچه ها یکم خسته شده بودن...

محسن اعتصاب کرد و به اعتراض از خستگی نشست جلوی بانک ....

[Only registered and activated users can see links]

آقا قرار بود کاوه حلیم بده یه حلیم فروشی تو راه نشون دادم قبول نکردن و گفتن بریم تجریش....

خلاصه گفتم کاوه جون داداش حلیم نشد عیب نداره ببر مارو نایب...

[Only registered and activated users can see links]

خلاصه کاوه بحثو عوض کرد و گفت بریم و بریم.....

رسیدیم یه حلیم فروشی دیگه...صف داشت و شلوغ...گفتیم همین جا حلیم رو بگیریم و تو پارک روبرو بزنیم بر بدن و روشن بشیم....

کاوه بالاخره به قولش عمل کرد....[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

حلیم خرید و رفتیم که بزنیم بر تن مسکین....

[Only registered and activated users can see links]

بقول طغرل تو بفرمایید شما بچه ها زدن حلیم رو ترکوندن و تهشو در آوردن...

[Only registered and activated users can see links]

کاوه جون شرمنده من یادم رفته بود تشکر کنم....دمت گرم....خدا یک در دنیا و 100 در آخرت بهت خیر و برکت بده و از این حرفا....[Only registered and activated users can see links]

دوچرخه ها هم داشتن بدجوری گرم صحبت بودن....

[Only registered and activated users can see links]

و اعضای راسپینا

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

با انرژی بالاتر رکاب زدیم به سمت میدان تجریش....

رسیدیم تجریش و که تقریبا از سربالایی مسیر در اومده بود و کفی بود و شیب اونقدر کم بود که معلوم نمیشد.....

سمت راست میدون یه پارک کوچیک هست اونجا با کاوه وایستادیم یهو....محسن و ساناز خانوم رد شدن....بدون اینکه مارو ببینن...

[Only registered and activated users can see links]

میدون تجریش

[Only registered and activated users can see links]

اینم یه عکس دست جمعی که با سه پایه گرفتیم....

[Only registered and activated users can see links]

مسیر برگشت رو گفتیم از نیایش بریم و چمران و از اونجا به همت غرب....

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

آقا سر پایینی بود که 48.3 سرعت زدم....نمیدونم چطور شد که کاوه اونجا 50.3 زد....با اینکه من ازشون حداقل 600-700 متر جلوتر بودم...سرعتم بیشتر بود....[Only registered and activated users can see links]

محسن یهو اومد یه چیزی گفت نفهمیدم...و سر تکون دادم....رد شد زد جلو....

[Only registered and activated users can see links]

دیدم خروجی سعادت آبادو رفته تو گفتم بیا بیرون کجا میری همت غرب باید بریم....

گفت از پرسیدم که....منم گفتم من نفهمیدم چی گفتی فقط الکی تایید کردم...یکم عصبی شد [Only registered and activated users can see links]

خروجی همت یه صحنه جالب دیدم نمیدونم این غارای سوراخ سوراخ چی بود...اما با برج میلاد دیدم ترکیب خوبی میشه

[Only registered and activated users can see links]

و مسیر برگشت....

فکر کنم و اگه اشتباه نکنم اتوبان یادگار شمال

[Only registered and activated users can see links]

سر ستاری با ساناز خانوم و محسن خداحافظی کردیم...

[Only registered and activated users can see links]

از اونجایی که دوربین رو باید تحویل میدادم....منم خداحافظی کردم...

[Only registered and activated users can see links]

با کاوه رفتیم همت و که صحبت میکردیم که یادته روزای اول تمرین چطوری بود و اینا....که جفتمون هنوز از اینکه همدیگرو پیدا کردیم خوشحالیم...[Only registered and activated users can see links]

بالاخره رسیدیم شهرک نمونه و نزدیک منزل کاوه که اونجا باهاش خداحافظی کردم...

[Only registered and activated users can see links]

و از پل عابر که 300 متر فاصله داشت با اونجا رفتم اون طرف و مسیری که صبح اومده بودم رو برگشتم اما یه سرپایینی که ترمزام دیگه جیر جیر میکرد....

خلاصه این تمرین هم تموم شد به خیر و خوشی....با اینکه گلو درد داشتم اما لذت بخش بود....با تشکر از اینکه وقتتونو گذاشتین و خوندین...ممنون

اطلاعات تمرین :

مدت زمان تمرین : 5:20
مدت زمان رکاب زدن 30 : 2 : 3
مسافت طی شده : 51km
میانگین سرعت : 15.2km/h
بیشترین سرعت : 48.3km/h


«گـــروه راســـپـــیــنــا»

حبیب طوفان
2014/01/18, 01:34
خوش به حالتون.من که فعلا به خاطر زانو دردم نه میتونم زیاد رکاب بزنم نه وقت دارم برم دوا درمونش کنم.اینجوری پیش بره باید قید سفر عیدم رو هم بزنم

paganini
2014/01/18, 01:55
همگیتون خسته نباشی ،گزارش خوبی بود
واما دوای گلودرد:یک لیوان آب+یک قاشق غذاخوری عسل+پنج یا شش (زیاد نباشه)قطره آبلیمو تازه یا حالا...خوب به هم بزنین
ترجیحا ن ولرم بشوشید.امتحان کنید ضرر نداره.باآرزوی ادامه دوچرخه سواری باسلامتی کامل وبدون گلودرد

salazar
2014/01/18, 02:06
خیلی هم خوب خیلی هم عالی..
نه بابا علی جان عصبی نشدم خندم گرفت اتفاقا. داشتم سرعت میگرفتم تو سرپایینی نشد..(من که میدونم از عمد این کارو کردی رکوردت رو نزنم:-):-))
جا داره از کاوه جان تشکر ویژه بکنم خیلی چسبید ایشالا برنامه های بعد جبران کنیم..
در کل خیلی خوش گذشت..دوستان هم ببخشن اگه نا آماده بودم و اذیت کردمشون:-))

Sent from my GT-N7000 using Tapatalk

راستی علی جون آب نمک هرچی رقیق تر باشه بهتره غلیظ درست کنی بدتر میشه گلو;-)

Sent from my GT-N7000 using Tapatalk

sepehr82
2014/01/18, 02:26
آفرین به فاتحی - کاوه -محسن و ساناز ........ماشالله به همه تون ......... ایول الله ...
فکرنمی کردم برنامه تون عملی بشه .. .ولی با همّتی که کردید ... انجام شد .......
آفرین به همتون ... مخصوصا ساناز جون که با توجه به سابقه رکابزنی .... که داشته خیلی خوب عمل کرده ........(( فکر میکردم بخاطر ایشون برنامه نمیه کاره بمونه تو سربالایی هایی که تو مسیرهست تا تجریش .....که ماشا الله . ... داره واقعا ))
---------------------------------------
فقط نکته ایی که سواله برام ......... :

آلودگی هوا اذیت کننده نبود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (( وضعیت روز به روز داره وخیم تر میشه و آخرش هم معلوم نیست ..که چه راهکاری ما ها رو از این وضع نجات بده )))

ضمنا حیلم بنده را هم باید نگه دارید بهار ازتون می خواهم هاااااااااااااا :ad54ad:(اگر عمری باقی بود ).

Hesambnd
2014/01/18, 02:38
مرسی گزارش خسته هم نباشی
راسپینا معنیش چی می شه ؟

ali tech
2014/01/18, 02:49
من که خیلی دلم میخواست بیام ولی
این چرخ ما خرابه
فکر کنم توپیش به فنا رفته
شارژمان هم به فنا رفته

حبیب طوفان
2014/01/18, 08:09
مرسی گزارش خسته هم نباشی
راسپینا معنیش چی می شه ؟

راسپینا یعنی پاییز


مرسی گزارش خسته هم نباشی
راسپینا معنیش چی می شه ؟

راسپینا یعنی پاییز

- - - - - - - - - -


من که خیلی دلم میخواست بیام ولی
این چرخ ما خرابه
فکر کنم توپیش به فنا رفته
شارژمان هم به فنا رفته

داداش بیار خودم حالشو بیارم سر جاش، توپ توپش کنم

sanaz20
2014/01/18, 12:18
اینم نیمچه گزارش من که همش مربوط به قسمت حلیم خورون هستش: :smilies-azardl (13)
لحظه ورود بچه ها با حلیم :4d564ad6:
[Only registered and activated users can see links]
و لحظه به سر رسیدن انتظار محسن برای مهمانی حلیم خورون :p
[Only registered and activated users can see links]
به به حلیم ها هم رسیدن :15:
[Only registered and activated users can see links]
تعارفای بی حد و حصر بچه ها برای شروع :D (نبودین ببینین: این می گفت شما بفرمایید اون یکی می گفت نه اووووووو مگه میشه!؟ اول شما بفرمایین..... داستانی بوداااااا :p)
[Only registered and activated users can see links]
حلیم از نمای بالا
[Only registered and activated users can see links]
اینم شروع حلیم خوری بعد از تعارف
[Only registered and activated users can see links]

اضافه شده بعد از : 3 minutes


آفرین به فاتحی - کاوه -محسن و ساناز ........ماشالله به همه تون ......... ایول الله ...
فکرنمی کردم برنامه تون عملی بشه .. .ولی با همّتی که کردید ... انجام شد .......
آفرین به همتون ... مخصوصا ساناز جون که با توجه به سابقه رکابزنی .... که داشته خیلی خوب عمل کرده ........(( فکر میکردم بخاطر ایشون برنامه نمیه کاره بمونه تو سربالایی هایی که تو مسیرهست تا تجریش .....که ماشا الله . ... داره واقعا ))
---------------------------------------
فقط نکته ایی که سواله برام ......... :

آلودگی هوا اذیت کننده نبود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (( وضعیت روز به روز داره وخیم تر میشه و آخرش هم معلوم نیست ..که چه راهکاری ما ها رو از این وضع نجات بده )))

ضمنا حیلم بنده را هم باید نگه دارید بهار ازتون می خواهم هاااااااااااااا :ad54ad:(اگر عمری باقی بود ).

ممنون سپهر جان. من که نفس کم میاوردم ولی با وجود خستگی محسن بخاطر تمرینای فوتبالش یه پشتوانه شده بود برام که همرکاب اجباریم بشه :4:
در ضمن آلودگی رو من که شخصاً حس نکردم جز در موقع برگشتن ابتدای بزرگراه چمران بیداد می کرد. کاملاً میشد حسش کرد.:5: بوی دوده رو.......

mohsenfokoli
2014/01/18, 12:53
گزارش خوبی بود خسته نباشید.
منم دیشب از کرج با رفیقم بائدوچرخه اول از مخصوص بعد از همت بالای دریاچه تا گمرکو با رفیقم رکاب زدیم.
ولی دیگه چون ما گوشیمون 1200 هست نتونستیم عکس بگیریم. گزارش بنویسیم دبگه شرمنده.

parham.alikhah
2014/01/18, 13:29
[Only registered and activated users can see links]

اضافه شده بعد از : 3 minutes



ممنون سپهر جان. من که نفس کم میاوردم ولی با وجود خستگی محسن بخاطر تمرینای فوتبالش یه پشتوانه شده بود برام که همرکاب اجباریم بشه :4:
در ضمن آلودگی رو من که شخصاً حس نکردم جز در موقع برگشتن ابتدای بزرگراه چمران بیداد می کرد. کاملاً میشد حسش کرد.:5: بوی دوده رو.......
سلام ساناز خانوم این اقا محسن چرا صورتشون در این کج شده ؟:riz273::riz273::riz273:

sanaz20
2014/01/18, 13:46
سلام ساناز خانوم این اقا محسن چرا صورتشون در این کج شده ؟:riz273::riz273::riz273:

:p این آقا محسن ما تریپ عکساشون این مدله.... محض شوخی..... خیلی گُله به مولا


سلام ساناز خانوم این اقا محسن چرا صورتشون در این کج شده ؟:riz273::riz273::riz273:

:p این آقا محسن ما تریپ عکساشون این مدله.... محض شوخی..... خیلی گُله به مولا

- - - - - - - - - -


سلام ساناز خانوم این اقا محسن چرا صورتشون در این کج شده ؟:riz273::riz273::riz273:

:p این آقا محسن ما تریپ عکساشون این مدله.... محض شوخی..... خیلی گُله به مولا

ro_mey
2014/01/18, 16:56
ایول خسته نباشید. جالب بود. آقا امروز هوا یکم سرد بود همراه کمی باد ملایم از تنبلی گفتم بیخیال نمیرم امروز که گزارش شما رو خوندم آقا آدرنالبن و جو با هم زد بالا گقتم یه مسیر کم هم شده یاید برم.
آماده شدم زدم به جاده اونم یه مسیری که تا حالا نرفتم (مسیر جاده آب پری- رویان) گفتم تا اولش که کوه و جنگل شروع میشه برم. رسیدم اونجا دوباره جو طبیعت گردی ما رو گرفت
وای خیلی سخت اما با حال بود مخصوصا برگشت. جای همتون خالی اینم یه عکس هدیه به دوستان[Only registered and activated users can see links]

اضافه شده بعد از : 3 minutes

اون دوتا بلوط هم سوغاتی آوردم خونه

salazar
2014/01/18, 18:54
:p این آقا محسن ما تریپ عکساشون این مدله.... محض شوخی..... خیلی گُله به مولا


البته این حالت طبیعی منه تو باقی مواقع دارم ادای آدمای عادی رو در میارم:-)
ساناز خانم هم لطف دارن ممنون;-)



Sent from my GT-N7000 using Tapatalk

mohsenavr
2014/01/18, 21:51
من عاشق این قسمت حلیم خورانش هستم!

kaveh723
2014/01/18, 23:12
سلام.
- ممنون از دوستاني ك تو اين برنامه شركت كردند.

- برنامه ي خيلي خوبي بود. حقيقتا فكر نميكردم ك تا تجريش بتونيم ركاب بزنيم اما بچه ها خصوصا ساناز خانوم نشون دادن ك هروز آماده تر از گذشته ميشن.

- آقا سپهر جات خالي بود خيلي. والا بخاطر نم بارون چارشنبه شب و اينكه بخاطر تعطيلي يكشنبه خيليا از شهر رفته بودن بيرون ، هوا شرايط بهتري داشت. آقا ي فكري بحال اين دوربين من بكن خاهشا. حالم بده كلا.

- تجريش ك بوديم اين جاده دربند بدجور چشمك ميزد :smilies-azardl (13). واجب شد تو برنامه بزاريمش.

- سرپاييني نياييش خيلي لذت بخش بود. فقط يجا ساناز يه حركت زد ك قلبم اومد تو دهنم. سر ي خروجي يهو پيچيد جلوي ي پراديه ك ي لحظه گفتم زد بهش. وقتي اومد اين سمت گفتم خاهشا مواظب باش. با اعتماد ب نفس تمام گفت : راه با من بود بايد مياستاد. ميترسم يك ماه ديگه بگه شماها ضعيفين جلوي سرعت منو ميگيرين ، من از گروه تون ميرم بيرون.:21:

- نكته ي ديگه اي ك به چشمم اومد اين بود ك شكر خدا نظر مردم ما نسبت به دوچرخه مثبته. البته هستند كسايي كه هنوز بهمون متلك ميانداختن ، اما اونايي ك تشويق مون ميكردند بيشتر بودند و به چشم ميومدند.

- علي جان ايشالا زودتر حالت خوب شه سر حال و شاداب به گروه برگردي.

sepehr82
2014/01/19, 00:31
سلام.


- آقا سپهر جات خالي بود خيلي. والا بخاطر نم بارون چارشنبه شب و اينكه بخاطر تعطيلي يكشنبه خيليا از شهر رفته بودن بيرون ، هوا شرايط بهتري داشت. آقا ي فكري بحال اين دوربين من بكن خاهشا. حالم بده كلا.

.
سلام کاوه جون ...خوشم میاد که جدّی چسبیدی به تمرین ........... با آلودگی بدون آلودگی رها نمی کنی .....///
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بابت دوربین شما هم چشم حتما یک فکری براش میکنیم ....... دوشنبه باید برم قم زخمی و زیلی برگردم .... اگر تونستم سه شنبه و اگر حالم خوب نبود برای چهارشنبه ردیف می کنیم ... بریم نمایندگی //
نگران نباش درست میشه با هزینه کم . ...
خبرت می کنم تا بیایی جمهوری ولی سر قت باشه ها .


سلام.


- آقا سپهر جات خالي بود خيلي. والا بخاطر نم بارون چارشنبه شب و اينكه بخاطر تعطيلي يكشنبه خيليا از شهر رفته بودن بيرون ، هوا شرايط بهتري داشت. آقا ي فكري بحال اين دوربين من بكن خاهشا. حالم بده كلا.

.
سلام کاوه جون ...خوشم میاد که جدّی چسبیدی به تمرین ........... با آلودگی بدون آلودگی رها نمی کنی .....///
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بابت دوربین شما هم چشم حتما یک فکری براش میکنیم ....... دوشنبه باید برم قم زخمی و زیلی برگردم .... اگر تونستم سه شنبه و اگر حالم خوب نبود برای چهارشنبه ردیف می کنیم ... بریم نمایندگی //
نگران نباش درست میشه با هزینه کم . ...
خبرت می کنم تا بیایی جمهوری ولی سر قت باشه ها .

- - - - - - - - - -


سلام.


- آقا سپهر جات خالي بود خيلي. والا بخاطر نم بارون چارشنبه شب و اينكه بخاطر تعطيلي يكشنبه خيليا از شهر رفته بودن بيرون ، هوا شرايط بهتري داشت. آقا ي فكري بحال اين دوربين من بكن خاهشا. حالم بده كلا.

.
سلام کاوه جون ...خوشم میاد که جدّی چسبیدی به تمرین ........... با آلودگی بدون آلودگی رها نمی کنی .....///
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بابت دوربین شما هم چشم حتما یک فکری براش میکنیم ....... دوشنبه باید برم قم زخمی و زیلی برگردم .... اگر تونستم سه شنبه و اگر حالم خوب نبود برای چهارشنبه ردیف می کنیم ... بریم نمایندگی //
نگران نباش درست میشه با هزینه کم . ...
خبرت می کنم تا بیایی جمهوری ولی سر قت باشه ها .

تك درخت
2014/01/19, 13:22
مرسي بچه ها عالي بود

ايشالا كه ادامه دار باشه و بقيه بچه ها هم كم لطفي نكنن و همراهي كنن ايشالا

البته تعداد كه زياد باشه فكنم خرج آقا كاوه بالا بره :p

sanaz20
2014/01/19, 16:05
مرسي بچه ها عالي بود ايشالا كه ادامه دار باشه و بقيه بچه ها هم كم لطفي نكنن و همراهي كنن ايشالا البته تعداد كه زياد باشه فكنم خرج آقا كاوه بالا بره :p ما سعی میکنم هر از گاهی از این ولیمه های گروهی داشته باشیم البته نوبتی :63::63:
دوستان هم بدلیل مشغله های زندگی یکی در میون و دو تا در میون میان. امید است اونور سال وضعیت بهتر بشه ان شا الله

حبیب طوفان
2014/01/19, 16:36
برای بعد از عید باید بهتر برنامه ریزی کنیم.یه فکرایی دارم

اضافه شده بعد از : 19 minutes

امروز رفتم همایش و اینا .جای بچه های راسپینا و غرب خیلی خالی بودو اینا.البته نه تو همایش تو رکابزنی بعدش و اینا.وقتی همایش تموم شد و اینا یه پسر خوججیل موججیل اومد و بهم گفت از بچه های بایک بیستی؟ گفتم آره،از چراغم شناختی؟ گفت آره و اینا .بگید کی بود؟؟؟!!! یحیی021 بعد احوالپرسی یکی رو نشون داد و اینا گفت اون هم علی تک و اینا.خلاصه عکس هم گرفتیم با هم بعدا میذارم ببینید و اینا.با هم از پارک لاله تا پارک آب و آتش رکاب زدیم و اینا.اونجا هم بچه های شرق تهرانو دیدیم که اونا هم تو همایش بودن ولی زودتر راه افتاده بودن و اینا .یه چنتایی عکس گرفتن و اینا.بعد هم تهنای تهنا اومدم مهرآباد و اینا.ولی همایشه خیلی بیخود بود.الکی 60_70 نفرو جمع کرده بودن که بگن ما هم یه کاری کردیم و اینا:image177:

حبیب طوفان
2014/01/19, 18:34
آفرین عزیزم.به نظر بنده مهم گزارش نیست مهم این است که انسان بر هوای نفس تنبلی خود غلبه کرده و به تمرین وممارست مبادرت عمیق به خرج بدهد.:36:

NASER1394
2014/01/20, 22:40
دست همتون درد نکنه . گزارش خیلی عالی و توپی بود . بسیار لذت بردم ...

اما سهمیه حلیم ما رو هم نگه دارین که فرصت بشه میام سراغتون :34:

علی جان تو هوای سرد بهتره یه شلوار پلار استریچ بپوشی ... حسابی گرمه . تا زیر 15 درجه جواب میده و دیگه نیازی نیست کش و اینها ببندی

ای شالله هر چه زودتر بهبود پیدا کنی و بچه ها رو تنها نزاری برن ...

ماشالله آمادگی بچه ها خیلی بالا رفته ... مخصوصا ساناز خانوم که دیگه کسی جلودارش نیست :D

فقط داشتم نیم ساعت به این جلمه میخندیدم .:25r30wi::25r30wi::25r30wi:

(
ميترسم يك ماه ديگه بگه شماها ضعيفين جلوي سرعت منو ميگيرين ، من از گروه تون ميرم بيرون. )

parham.alikhah
2014/01/21, 00:01
ببخشید اقا محسن محض مزاح گفتم:35:

sanaz20
2014/01/21, 08:33
دست همتون درد نکنه . گزارش خیلی عالی و توپی بود . بسیار لذت بردم ...

اما سهمیه حلیم ما رو هم نگه دارین که فرصت بشه میام سراغتون :34:

علی جان تو هوای سرد بهتره یه شلوار پلار استریچ بپوشی ... حسابی گرمه . تا زیر 15 درجه جواب میده و دیگه نیازی نیست کش و اینها ببندی

ای شالله هر چه زودتر بهبود پیدا کنی و بچه ها رو تنها نزاری برن ...

ماشالله آمادگی بچه ها خیلی بالا رفته ... مخصوصا ساناز خانوم که دیگه کسی جلودارش نیست :D

فقط داشتم نیم ساعت به این جلمه میخندیدم .:25r30wi::25r30wi::25r30wi:

(
ميترسم يك ماه ديگه بگه شماها ضعيفين جلوي سرعت منو ميگيرين ، من از گروه تون ميرم بيرون. )


:dadad4: