PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش برنامه امروز پیشروبایک پارک پردیسان و بوستان نهج البلاغه



alireza9763
2014/01/17, 19:34
گزارش برنامه امروز پیشروبایک پارک پردیسان و بوستان نهج البلاغه مورخ 1392/10/27



تاریخ برگزاری:1392/10/27
منطقه برگزاری :شهر تهران - بوستان پردیسان و نهج البلاغه
سطح برنامه :حرفه ای (مسیر کاملا آفرود و مالرو. شاید حتی 1 کیلومتر هم تو آسفالت رکاب نزدیم)


رکاب زنی:60 km
دوچرخه های ما:Specialized و Merida Trail (مدل) و Merida TFS 500
خب حتما تعجب کردید که چرا زدم پارک پردیسان؟!!صبح امروز ساعت 7 صبح از خواب ناز بیدار شدم و طبق قرارمون باید میرفتیم به سمت گردنه قوچک تا از اون جا به سمت فشم رکاب بزنیم.به محمد زنگ زدم که ببینم بیدار هست یا نه.که بود و گفت که شرایط آب و هوایی منطقه فشم زیاد جالب نیست و من و دوستم و بیشتر دوچرخه سوارا امروز قرار گذاشتیم که بریم پارک پردیسان.محمد یه کورسی سوار هست که هر جا بگی با چرخش رفته.یه Giant SCR 0 زیر پاشه.با دو نفر دیگه هم یعنی مهدی و یوسف هم هماهنگ کردم که قرارمون به پارک پردیسان تغییر کرده.
سوار چرخ شدم از شمال تهران به سمت شریعتی و بعد از این که شریعتی رو اودم پایین پیچیدم تو همت و کلا تا پارک بزرگراه...
بعد از این که رسیدم به پارک نه خبری از دوچرخه سوار بود.نه خبری از مهدی بود.نه خبری از یوسف بود و نه خبری از محمد و دوستش.از بایک بیستی ها هم که مثلا همیشه کسی اعلام آمادگی نکرد.
چاره ای نداشتم جز این که زنگ بزنم به همشون ببینم کجان؟محمد که جواب نمیداد.مهدی هم خواب مونده بود تازه از خونه راه افتاده بود.یوسف هم میخواست راه بیفته.
تا اونا میخواستن بیان 2 بار دور پارک چرخیدم و بعدش دوباره به مهدی زنگ زدم که گفت نزدیکه و محمد هم جواب نمیداد.
اومدم به سمت پارکینگ پردیسان از خروجی حکیم و مهدی رو دیدم.مهدی علاوه بر این که یه سایکل توریسته یه کوهستان سوار خوب هم هست.اون تو سفر های سایکل توریستیش کشور های ارمنستان و...!(دقیق از بقیش اطلاع ندارم.ممکنه اشتباه بگم) رو رکاب زده و برج 3 سال 93 هم قراره روسیه رو پدال بزنه.با مهدی یه کم خوش و بش کریدم.توپی دوچرخش رو به قیمت 400 تومن خریده بود که واقعا هم سبک بود.توپی قبلیش مثل ترمز دستی چرخ ها رو قفل کرده بود و کلا هیچی ازش نمونده بود.از مسیر آف رود رفتیم به سمت شمال پارک پردیسان و یوسف زنگ زد که رسیده و صبر کردیم براش.یوسف اومد و از یه مسیر مالرو و باحال به وسط مسیر مخصوص دوچرخه کوهستان(طبق نام گذاری پارک)رسیدم و از اون جا هم اونو با سرعت به سمت جنوب پارک طی کردیم.
بعد از کلی آفرود بازی (به قول خودمون)رفتیم پله بازی تو بوستان نهج البلاغه.شاید با دوچرخه حداقل از 60-50 تا پله اومدیم پایین.بعد از پله ها هم مسیر به فاصله کم سرپایینی,صاف میشد که جون میداد واسه پریدن و این قدر جامپ زدم که گردنم درد گرفت!
بعد از اون هم یوسف یاد بچگی هاش افتاده بود و از وسایل بازی پارک بالا پایین میشد.که آخر باعث شد ما هم یه حرکتی بزنیم...!
بعد از گذشتن از خاطرات بچگی به سمت پارک پردیسان و آف رود بازی رفتیم.مسیرایی که رفتیم واقعا باحال بودن و این قدر سرگرم شدیم و با مسیرا حال کردیم که من اصلا حس وایسادن و عکس گرفتن نداشتم.
مسیر های مالرو سربالایی و سرپایینی که شیب زیادی داشتن و بعضی جاها سرپایینی های شدید مالرو ما رو به سربالایی ها پرشیب مالرو میرسوند و یک دفعه از حالت سرپایینی میرفتیم تو حالت سربالایی.
چاله هایی که فقط با جامپ و تک چرخ زدن با چرخ جلو و عقب میشد رد کرد و اگه این کارو نمیکردی باید دست به چرخ میشدی...,مسیرای سرازیری نسبتا عرض دار آف رود که نهایت سرعتمون با دوچرخه رو توی اون مسیرها به دست میاوردیم و از روی سنگ ها و چاله های وسطش جامپ میزیدیم جدا خیلی کیف داد.
محمد هم فکر میکنم با دوستان کورسی سوارش برنامه گذاشته بود ولی اگه میومد ما مجبور بودیم ملاحضه اون و دوستش رو بکنیم این همه کیفی که تو مسیرای آف رود و پله ها کردیم رو از دست بدیم که یه امتیاز برای ما شد.
امروز میتونست تعداد نفرات گروه بیشتر باشه ولی به دلیل برنامه گروه فرار یعنی روستای وردیج خیلی ها اون روستا رو ترجیح دادند و تعدادمون 3 نفر بود.
بعد از اون هم برای برگشت فهمیدیم که یوسف با وانت اومده.ما هم که از خدا خواسته دوچرخه ها رو گذاشتیم پشتش و تا یه جایی من و مهدی رو رسوند.
اینم عکسایی از برنامه امروز که ببخشید اگر کامل نیست چون واقعا حسش نبود وسط اون همه کیف آفرود وایسیو عکس بگیری:

[Only registered and activated users can see links]