PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش برنامه دو نفره لتمال کن



Ghasem
2014/01/13, 22:24
سلام به همه بایک 20 های عزیز

من یک سالی میشد که تنهایی رکاب میزدم و همیشه از این موضوع ضرر کردم. خوب چنتا دلیل داشت که یکیش دوری محل سکونت من نسبت به بقیه بچه ها و یه مقدار تنبلی خودم تو پیدا کردن یه پایه بوده. ولی همین چن وقت پیش یکی از رفقا رو اغفال کردم و رفتیم باسش یه چرخ گرفتیم که کلیم داره ذوق مرگ میشه. بگذریم...
این رفیق ما (ناصر) یک ماهی میشه که چرخ دار شده و تا الان تو کفی و خیابون و پارک رونده بود تا اینکه برای جمعه باهاش هماهنگ کردم تا بریم سمت پارک جنگلی لتمال کن.

[Only registered and activated users can see links]

اگه بخوام یه توضیح کوچیک درباره اونجا بدم اینه که تو خود پارک که خدا بده برکت مسیر آسفالته باسه گرم کردن زیاد داره. غیر از اون نسلای قبل از ما یه مسیر خاکی تقریبا کوچیک ولی باحال توش ساختن که جای شکرش باقیه. جدا از این دو مورد، یه مسیر خاکی ماشین رو که یه سال پیش رو یکی از یال های کوه کندن هم موجوده که میشه ازش تا قله کشید بالا و حالشو برد. یه جاهاییش خیلی نفس گیره. برنامه مام همین مورد آخر بود که به دلایلی نصفه نیمه اجرا شد.

تو این تصویر که یکی از رفقام هستش میتونین پیچ های آخر رو ببینین. البته این عکس مربوط میشه به ماه های اولی که جاده رو کشیده بودن.
یه نکته خیلی جالب این عکس اینه که وقتی داشتم تاریخشو نگا میکردم متوجه شدم دقیقا سال پیش یه همچین روزی گرفته شده! باسم جالب بود

[Only registered and activated users can see links]

من ساعتای 8، 8:30 از اندیشه (شهریار) شروع کرد به رکاب زدن و بعد از رسیدن به جاده مخصوص و رد کردن همت، با ادامه حرکت به سمت شمال در آخر خودمو رسوندم به محل مورد نظر. ناصرم از اون طرف از سمت پارک پردیسان راه افتاده بود که نزدیک به 9:30 اینا بود با یه مقدار اختلاف چشممون به جمال هم روشن شد. البته این مسیر تهران-اندیشه خودش خطرات زیادی داره ولی چه کنیم دیگه. بعضی وقتا ماشین دستم نیس منم مجبور میشم رکاب زنان خودمو برسونم.

[Only registered and activated users can see links]

برای شروع تو همون مسیرای آسفالته شروع کردیم به رکاب زدن. هوا عالی بود و ماشین هم خیلی کم سر و کلش پیدا میشد و میشد ایمن تر و با سرعت خوب حرکت کرد. بعد از یه نیم ساعتی چرخیدن رفتیم سراغ همون مسیر خاکی که گفته بودم و تازه رفیقمون فهمید تو چه دامی افتاده! ولی نه جدا از شوخی بعد از چن باری که با رفت خیلی خوشش اومده بود میگفت خیلی هیجان داره و این حرفا... متاسفانه از این فسمت عکسی ندارم ولی برای سری بعدی که اونجا رفتم حتما عکسای کاملتری میزارم.

صبحونه رو زدیم و راهی جاده خاکی که به بالای کوه منتهی میشه شدیم تا ببینیم چطور میشه و تا کجا میتونیم بریم

[Only registered and activated users can see links]

تو مسیر حاج ناصر رفیقمو میگم، خیلی خوب میومد بالا. انگزیشم بالا بود و دفعه اولی اصلا اجازه نداد روحیشو ببازه و هی سر من قر بزنه. اتفاقا یه جاهایی روحیه ام میداد. طبیعت با این جور آدما حال میده. تو حین حرکتم هر چن وقت یه بار صدای تفنگ شکارچیای کبک میومد که زیاد اونوار میان.
اینم یه موردش

[Only registered and activated users can see links]

دیگه بخوام مطلبو تموم کنم اینه که بعد از حدود یه ساعتی رکاب زدن تا یه جاهای از جاده رو رفتیم و عکسمونم گرفتیم...

[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]

و از اونجایی که ناصر خیلی دوس داشت دریاچه چیتگرو ببینه تصمیم بر این شد که سریع بریم پایین و برای ناهار خودمونو به اونجا برسونیم. ولی وقتی به اونجا رسیدیم اون چیزی که تو ذهنش بود برآورده نشد و یه جوارایی پشیمون. منم قبل رفتن بهش گفتم ارزش نداره ولی خوب دوس داشت دیگه. مام گردنمون از مو باریک تر.

[Only registered and activated users can see links]

برنامه خیلی خوبی بود و امیدوارم از گزارش لذت برده باشین. به امید برنامه های بعدی در کنار همه شما دوستای عزیز.

kaveh723
2014/01/13, 22:37
برنامه جالبي داشتين. خسته نباشين. بوستان لتمال بالاي خونه ي ماست. من و گروه بچه هاي غرب ( راسپينا ) سمت پيستاي سمت غرب رو خيلي دور دور كرديم اما راستش هنوز سمت بوستان لتمال نرفتم. با اين گزارش ت مجبورم كردي ك حتما زودي برم سمت بوستان.

ممنون.

sepehr82
2014/01/14, 01:54
ایول االه آقا قاسم ...شما و دوستتون م خسته نباشید . و خداقوت ............. .
------------------------------
برو بچ غرب حال کنند و ....
بیخ گوشتون هست این مسیر ... شخص تازه کار آقا ناصر دوست آقا قاسم با یک ماه سابقه رکابزنی اون مسیر را رفت و دشت کرد ............ من و شما هنوز داریم این پا اون پا می کنیم ...........

بابا جان بیایید یک برنامه براش بچینیم ......... راه شما از راه من که دورتر نیست !!
زمستان هم اگر نشد ...... حتما بهار من پایه این جور مسیرها هستم ..... یک برنامه میچینیم ..... دسته جمعی میریم ... صفا ... اگر هم کسی نبود تنهای تنها هم حاضرم برم بالای بالا بالا باز هم بالاتر ... پرواز .:128fs318181: