PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش دوچرخه سواری از خونه تا چیتگر (20 دی 92)



sanaz20
2014/01/10, 16:20
سلام دوستان...
این هفته با توجه به اینکه بچه های گروه راسپینا همگی یه گرفتاری ای داشتن، نتونستیم یه برنامه گروهی اجرا کنیم. با توجه به اینکه من جمعم خالی بود و میخواستم حتما ازش استفاده کنم تصمیم گرفتم تنهایی تمرین امروزو انجام بدم.
اول از همه، از همینجا اعلام میکنم که علی دست مریزاد. خیلی سخته حین دوچرخه سواری عکس گرفتن:30: والا من که مجبور بودم بخاطر هر عکس یه جا وایستم... خواستم از همینجا دست مریزادی گفته باشم خدمتت.:29:
ساعت 8 صبح امروز تاپیکو چک کردم و دیدم نه... مثل اینکه واقعاً دوستان نمیتونن بیان :19: دیگه تصمیم گرفتم شال و کلاه کنم و بزنم به جاده
ساعت 9:15 از خونه زدم بیرون. چون مدل جا دادن دوچرخم توی آسانسور کرکر خندست تصمیم گرفتم بذارم شمام ببینید :9:

یعنی یه وضعیاااااا.... در که بسته نمیشه. داستانیه هر سری :30: (البته مقصر من نیستم، آسانسوره خیلی کوچیکه)
رفتیم بیرون و یه نگاه به هوا انداختیم. بدک نبود
[Only registered and activated users can see links]
خودمو مجهز کردم و راه افتادم :smiley_en_bicicleta

رسیدم به اولین پل نفس گیر.... هر سری اینجا که میرسم داغون میشم... خیلی بدجوره... (البته خداییش هر بارم میرم مقاومتم بهتر میشه و سختیش کمتر)[Only registered and activated users can see links]
رسیدم به تقاطع تعاون، حکیم. متوجه شدم که دستم از سرما لمس شده:(
[Only registered and activated users can see links]
دستکشامو دو تا کردم. یه پشمی پوشیدم و روشم دستکش زمستونی. مشکلم حل شد :29:
[Only registered and activated users can see links]
بوستان جوانمردانم رد کردم
[Only registered and activated users can see links]
و بعدشم میدون المپیک
[Only registered and activated users can see links]
دور میدون المپیک یه ماشینه نمیدونم جوش آورده بود یا آتیش گرفته بود... آتش نشانی و مردم و پلیس و .... اصن یه وضعی
[Only registered and activated users can see links]
هی واااااااای من... بازم از این پلا :14:
[Only registered and activated users can see links]
رفتم و رفتم و رفتم تا رسیدم به ورودی چیتگر (ساعت 10:10) پاهامم لمس شده بود ولی برای اون دیگه هیچ چاره ای نبود
[Only registered and activated users can see links]
چیتگر بسیار خلوت بود...
[Only registered and activated users can see links]
همینجا بود که یه عالمه دوچرخه سوار از کنارم رد شدن:ad54ad:

[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
منم به راهم ادامه دادم تا اینکه دیدم یه جمعیت کثیری از دوچرخه سوارا جمعشون جمعه :5: خیلی زیاد بودن. شاید حدود 30 الی 40 نفر
این اکیپی هم که از کنار من رد شدن رفتن که به اونا بپیوندن
من که نفهمیدم جریان چیه :37: (البته چون یواشکی عکس گرفتم دیگه نشد خوب همشونو توی کادر بیارم)
[Only registered and activated users can see links]
به راهم ادامه دادم. مسیر پیست خیلی خلوت بود. فقط من بودم و دوچرخم
فقط صدای چرخ و زنجیر و رکاب دوچرخه من شنیده میشد. شارژ گوشیمم تموم شده بود نمیتونستم آهنگ گوش بدم:42:
[Only registered and activated users can see links]
اینم از ایستگاه اول کرایه دوچرخه که پرنده پر نمیزد
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
یه جا ایستادم و ضیافت کوچیکی به راه انداختم. البته تنهایی اصلا خوب نیست :19:
[Only registered and activated users can see links]
اینم یه عکس دسته جمعی :30:
[Only registered and activated users can see links]
سه دور پیستو زدم. ولی خیلی برام عجیب بود این همه آدم دور هم جمع بودن یکیشون نیومد توی پیست. فقط اینکه توی هر دور میدیدم که از جمعیتشون کم شده و یه سری هم دارن خداحافظی می کنن ولی نمیومدن توی پیست. نمیدونم کجا میرفتن. آب میشدن یا شایدم غیب می شدن:riz273:
البته یه احتمالم هست.... شاید سرعت من خیلی بالا بوده که به من نمیرسیدن :25r30wi:
دیگه تصمیم گرفتم برگردم. ساعت 11:40 شده بود که از درب شرقی چیتگر اومدم بیرون. و بر خلاف ماشینا به راه افتادم. :30: آخه نمیدونستم اون طرف خیابون شهید پوری هم راه داره به مسیر رفتنم یا میره توی اتوبان.....
مردم توی ماشین اینجوری نگام می کردن :5: (البته کلی هم بوق و دست و هورا و جیغ نصیبم شد :30:)
[Only registered and activated users can see links]
پوری رو رفتم تا ابتداش و همون مسیر رفت رو برگشتم. ابتداش که رسیدم دیدم نههههههه مثل اینکه اون سمت خیابونم راه داره. اشکال نداره فقط یه مقدار سلام و احوالپرسی (بوق و دست تکون دادن و چراغ زدن ماشینا) گیرم اومد.:30:
رسیدم به میدون المپیک و به به شیییییییییب :thanks:
[Only registered and activated users can see links]
رسیدم به پل دوچرخه جلوی خیابونمون و ازش رد شدم
[Only registered and activated users can see links]
و خسته و کوفته رسیدم خونه (ساعت 13:00) : توی چهرم مشهوده :30:
تا دیداری دیگر بدرود

البته ناگفته نماند که 5-4 ساعت نبودن خونه، اینا رم داره:
[Only registered and activated users can see links]
(بدبخت داشت میمرد) :16:

salazar
2014/01/10, 16:31
خیلی خوب بود..آفرین که تلاش کردی و حتی تنهایی هم شده ادامه دادی تمرین رو:42::mountain-bike-smile

من هنوزم مریضم..ایشالا هفته دیگه بریم تجریش حلیم بخوریم:29:

sanaz20
2014/01/10, 16:44
خیلی خوب بود..آفرین که تلاش کردی و حتی تنهایی هم شده ادامه دادی تمرین رو:42::mountain-bike-smile

من هنوزم مریضم..ایشالا هفته دیگه بریم تجریش حلیم بخوریم:29:
ایشالله تو هم زودتر خوب میشی و سرحال. ضمناً با این همه میگ میگ توی گروه بایدم برم تمرین وگرنه کی میتونه از شماها جلو بزنه :63:

pouya
2014/01/10, 16:48
سلام !ایولا ! خداییش به این میگن اراده ی قوی! واقعا ایول داره! عالی بود گزارشتون! منم جزء طرفدارای رکابزنی تو برف و سرماهستم! ولی با ایمنی و پوشش و لباس گرم و مناسب! یکی دوهفته پیش که بارش برف داشتیم یه تصادف وحشتناکی داشتم! اون لحظه توبه کردم که دیگه تو زمستون رکاب نزنم! ولی هههه خب به قول بچه ها بازم نتونستم صبر کنم امروزم زدم به جاده! خیلی باصفا بود!
واقعا گزارشتون عالی بود!
البته خب باید لباس کاامل پوشید! متاسفانه منم همیشه تنها رکاب میزنم
لباس هم یه پوش استرج + یه پوش پلار + یه بادگیر مناسب بهترین گزینه ست

giant_hz
2014/01/10, 17:38
یه پشمی پوشیدم و روشم دستکش زمستونی. مشکلم حل شد :29:
[Only registered and activated users can see links]

سلام و خسته نباشید فراوان . :26:
فقط یه سوال راجب اینکه دستکش رو دوتا کردین !
راستش چندبار سواری توی هوای سرد هم ما رو بر این داشته تا این شیوه رو امتحان کنیم . اما سوالی که هست آیا آزادی عمل شما رو نمیگیره ؟ دوتا دستکش روی هم ؟ :73: ظاهرا که دستکش زیری خیلی هم ضخیم بنظر میاد ! بعدش اون دستکش رویی راحت پوشیده میشه ؟ تنگ نمیشه ؟ که نیاز به اعمال زور باشه آیا ؟ :53:

sanaz20
2014/01/10, 19:47
سلام !ایولا ! خداییش به این میگن اراده ی قوی! واقعا ایول داره! عالی بود گزارشتون! منم جزء طرفدارای رکابزنی تو برف و سرماهستم! ولی با ایمنی و پوشش و لباس گرم و مناسب! یکی دوهفته پیش که بارش برف داشتیم یه تصادف وحشتناکی داشتم! اون لحظه توبه کردم که دیگه تو زمستون رکاب نزنم! ولی هههه خب به قول بچه ها بازم نتونستم صبر کنم امروزم زدم به جاده! خیلی باصفا بود!
واقعا گزارشتون عالی بود!
البته خب باید لباس کاامل پوشید! متاسفانه منم همیشه تنها رکاب میزنم
لباس هم یه پوش استرج + یه پوش پلار + یه بادگیر مناسب بهترین گزینه ست

بادگیر داشتم. توی کیفم بود. میدونستم گرمم میشه نپوشیدمش و نیازی هم نشد.
توی تاپیک بیا تو دیدم که چه اتفاقی برات افتاده بود. خیلیم واضح توضیح داده بودی. من که خودمو گذاشتم جات .... وااااای. خیلی وحشتناک بوده. من بودم سکته می کردم.

اضافه شده بعد از : 2 minutes


سلام !ایولا ! خداییش به این میگن اراده ی قوی! واقعا ایول داره! عالی بود گزارشتون! منم جزء طرفدارای رکابزنی تو برف و سرماهستم! ولی با ایمنی و پوشش و لباس گرم و مناسب! یکی دوهفته پیش که بارش برف داشتیم یه تصادف وحشتناکی داشتم! اون لحظه توبه کردم که دیگه تو زمستون رکاب نزنم! ولی هههه خب به قول بچه ها بازم نتونستم صبر کنم امروزم زدم به جاده! خیلی باصفا بود!
واقعا گزارشتون عالی بود!
البته خب باید لباس کاامل پوشید! متاسفانه منم همیشه تنها رکاب میزنم
لباس هم یه پوش استرج + یه پوش پلار + یه بادگیر مناسب بهترین گزینه ست

بادگیر داشتم. توی کیفم بود. میدونستم گرمم میشه نپوشیدمش و نیازی هم نشد.
توی تاپیک بیا تو دیدم که چه اتفاقی برات افتاده بود. خیلیم واضح توضیح داده بودی. من که خودمو گذاشتم جات .... وااااای. خیلی وحشتناک بوده. من بودم سکته می کردم.

- - - - - - - - - -


سلام و خسته نباشید فراوان . :26:
فقط یه سوال راجب اینکه دستکش رو دوتا کردین !
راستش چندبار سواری توی هوای سرد هم ما رو بر این داشته تا این شیوه رو امتحان کنیم . اما سوالی که هست آیا آزادی عمل شما رو نمیگیره ؟ دوتا دستکش روی هم ؟ :73: ظاهرا که دستکش زیری خیلی هم ضخیم بنظر میاد ! بعدش اون دستکش رویی راحت پوشیده میشه ؟ تنگ نمیشه ؟ که نیاز به اعمال زور باشه آیا ؟ :53:

دو تا دستکش رو راحت می پوشم. چون دستکش زمستونی برام یه سایز بزرگه. برای همین تنگ نمیشه. تازه فیت میشه. در ضمن آزادی عمل هم ازم نمیگیره. تا بحال که اینجور نبوده. ولی به ظهر که نزدیک شدم، دیگه دستکشو یکی کردم چون گرم شد. فقط زمستونیه رو پوشیدم...

محمد امین
2014/01/10, 19:58
عالی بود ولی چرا تنها بودی؟دوستای گلم زمان تمرینارو کجا اعلام میکنید؟

عالی بود ولی چرا تنها بودی؟دوستای گلم زمان تمرینارو کجا اعلام میکنید؟

- - - - - - - - - -

عالی بود ولی چرا تنها بودی؟دوستای گلم زمان تمرینارو کجا اعلام میکنید؟

kaveh723
2014/01/10, 20:12
سلام. عالي بود . خسته نباشيد. ممنون ك چراغ گروه و روشن نگه داشتين. من يك هفته يي هست كه دچار تب و لرزم. اميدوارم هفته ي ديگه بتونم مجدد بيام تمرين

اضافه شده بعد از : 2 minutes

سلام. عالي بود . خسته نباشيد. ممنون ك چراغ گروه و روشن نگه داشتين. من يك هفته يي هست كه دچار تب و لرزم. اميدوارم هفته ي ديگه بتونم مجدد بيام تمرين

- - - - - - - - - -


خیلی خوب بود..آفرین که تلاش کردی و حتی تنهایی هم شده ادامه دادی تمرین رو:42::mountain-bike-smile

من هنوزم مریضم..ایشالا هفته دیگه بریم تجریش حلیم بخوریم:29:

منم پايه م محسن. فقط مهمون كي هستيم ايشالا ؟؟ :p

pouya
2014/01/10, 20:16
حرفتون کاملامتین! ولی خب ، وقتی ادم رو دوچرخه ست و داره رکاب میزنه زانو ، دست و صورت فرد بنظر من شدیدا اسیب پذیر میشه در برابر سرما و برخورد هوا! من از استاد مربیگری خودم این توصیه هارو دارم : ادم اگر بتونه از لباس های پوش زیر کمتر کنه بجاش بادگیری استفاده کنه که نفوذ هوا به پوش های زیری رو کمتر کنه بهتربن دوچرخه سواری رو برای بدن خودش داشته !!! واقعا یه وضعی بود .. ههه دوچرخه بغلم بود و خداوکیلی چندین متر رو زمین کشیده شدم ! بیشترین ترسم ازین بود که نکنه این زن و شوهر سکته کنن ! خدارو شکر بخیر گذشت

AliFatehi
2014/01/10, 20:16
ساناز خانوم...خسته نباشید....من دیشب هم وقتی دیدم بچه ها کنسل کردن 2:15 خوابیدم و تا 10:15 دقیقه خواب بودم....مهمون هم داشتم....

ما فقط وظیفمون رو انجام میدیم....

بچه ها هم انشالله همگی حالشون خوب بشه تا هفته بعد...ما هم امتحانارو رد کنیم...


منم پايه م محسن. فقط مهمون كي هستيم ايشالا ؟؟ [Only registered and activated users can see links]

کاوه : داداش همه یک هفته اس دارن چترو باز میکنن رو سرت تازه میگی مهمون کی؟؟؟؟؟؟[Only registered and activated users can see links]


دوستای گلم زمان تمرینارو کجا اعلام میکنید؟

دوست من میتونی از این تاپیک برنامه های گروه راسپینا و بچه های غرب تهران رو دنبال کنی....

[Only registered and activated users can see links]

ali tech
2014/01/10, 20:19
ای ول دمتان گرم انشالا یروز بیایم چیتگر این مدارس نمیزارن که یه روز جمعه گیر بیاد فرداش تعطیل باشه میام اونور:p:riz277:

salazar
2014/01/10, 20:25
میبینی تو رو خدا چه میپیچونه..
کاوه جان مهمون شماییم همگی:-)

Sent from my GT-N7000 using Tapatalk

ali tech
2014/01/10, 20:29
میبینی تو رو خدا چه میپیچونه..
کاوه جان مهمون شماییم همگی:-)

Sent from my GT-N7000 using Tapatalk
من که فکر میکنم مریضی رو بهونه کرده چیزی بهتون نده تا آب از آسیاب بیفته

kaveh723
2014/01/10, 20:37
برو بچ راسپينا من سر حرفم هستم. هر كي هشت صب جمعه تجريش باشه بهش حليم ميدم با چايي بعدش. اما اگه سر ظهر رسيديم اونجا و حليم نبود بايد ب من ناهار بدين. :63:

salazar
2014/01/10, 20:52
کاوه نکن اینکارو با خودت..بچه هایی که من میشناسم 8که دیره از ساعت 5صبح میشینیم اونجا منتظرا:-)

Sent from my GT-N7000 using Tapatalk

Vahid_FRD
2014/01/10, 21:01
خوش به حالتون
من که دوست داشتم امروز برم بیرون ولی واقعا هوا سرد بود و نمی شد پیاده بری چه برسه با دوچرخه

alireza9763
2014/01/10, 21:02
اون جمع دوچرخه سواری که دیدید به خاطر قرار آقا باقر داودی پور (از پیشکسوتان دوچرخه سوار) بودن.
چند روز پیش ایشون تو فیس بوک در پیج فرار قرار گذاشتند روز جمعه 20 دی (یعنی امروز) از میدون آزادی تا چیتگر رکاب بزنند.
اینم عکس از اون گروه:
[Only registered and activated users can see links]

ali tech
2014/01/10, 21:52
برو بچ راسپينا من سر حرفم هستم. هر كي هشت صب جمعه تجريش باشه بهش حليم ميدم با چايي بعدش. اما اگه سر ظهر رسيديم اونجا و حليم نبود بايد ب من ناهار بدين. :63:
من از ساعت هفت میرم اونجا تا حلیم بخوریم
فقط هم حلیم قبول میکنیم البته اگر چایی هم خواستین به همراش بدین که دیگه هیچی:smilies-azardl (13)

sanaz20
2014/01/10, 22:28
اون جمع دوچرخه سواری که دیدید به خاطر قرار آقا باقر داودی پور (از پیشکسوتان دوچرخه سوار) بودن. چند روز پیش ایشون تو فیس بوک در پیج فرار قرار گذاشتند روز جمعه 20 دی (یعنی امروز) از میدون آزادی تا چیتگر رکاب بزنند. اینم عکس از اون گروه: [Only registered and activated users can see links] مرسی بابت اطلاع رسانیت. چون من واقعاً از فضولی داشتم تلف میشدم

اضافه شده بعد از : 24 minutes


اون جمع دوچرخه سواری که دیدید به خاطر قرار آقا باقر داودی پور (از پیشکسوتان دوچرخه سوار) بودن.
چند روز پیش ایشون تو فیس بوک در پیج فرار قرار گذاشتند روز جمعه 20 دی (یعنی امروز) از میدون آزادی تا چیتگر رکاب بزنند.
اینم عکس از اون گروه:
[Only registered and activated users can see links]

مرسی بابت اطلاع رسانیت. چون من واقعاً از فضولی داشتم تلف میشدم :1:

yahya_021
2014/01/10, 22:57
ضمن عرض خدا قوت به ساناز خانوم منم امروز میخواستم برم نمایشگاه بین المللی ولی دیر بیدار شدم و زورم میومد تا اونجا تنها رکاب بزنم برای همین با موتور رفتم خیلی سرد بود یخ زدم

پس قرار ما بچه های بایک20 هفته دیگه جمعه تجریش ساعت 8 منم هستم هوراااااااااااااااااااااا اااا

farshad_khoda
2014/01/10, 23:54
عرض درود و شاد باشید
بسیار عالی بود دوست عزیز
ایشالا همیشه پا به رکاب باشید
برای جلوگیری از سرمای شدید و لمس شدن دستها من خودم از زیر دستکش دوچرخه سواری ازین دستکشای یک بار مصرف ظرف شویی که تو بسته های 10 20 تایی تو اکثرا سوپرمارکتا هست استفاده میکنم
خیلی هم ازون قیمته
علت اصلی لمس شدن دستا فقط ورود باد سرد به داخل دستکش و برخوردش به دست هست
پوشیدن دستکش پشمی از روی دستکش اصلا توصیه نمیشه به علل زیر:
1-افزایش ضخامت و در نتیجه کاهش ضریب عکس العمل دست
2-دستکش پشمی چون از رو صطح صیقلی لیز میخوره بنابر این ممکنه تو ترمز های سخت ایجاد مشکل کنه
موفق باشین

sepehr82
2014/01/11, 00:12
ماشالله به این روحیه...... تک و تنها ......خواستن توانستن هست ............احتمالا دومیّن باری هست که تنهایی گزارش نبرنامه ایی را نوشتید..... یکی از راه های موفقیّت هم (در بسیاری از امور ) اینه که وابستگی (کاذب ) به کسی و یا چیزی نداشتن هست .آفرین به شما .
-------------------------
بابت پرسش آقا پیمان عزیز ... راجع دو جفت شدن دستکش :
این امتحان را من انجام دادم ... خیلی عالی هست .../ یک جفت دستکش پشمی و از روی اون دستکش چرمی ( و یا از پارچه شمعی ) خیلی خوب جواب میده ... هم دستها را گرم نگه میداره ...

و هم احساس قرص و محکم بودن را به شخص میده ... و در همخنگام ضربه خوردن به هر دلیلی در سرما ... که درد شدیدی را خواهد داشت (معولا ) ... این ترفند باعث خنثی شدن درد نیز میشه ... ضمن اینکه اصلا ایرادی در عکسل العمل ها وجود ندارد ... عالی... امتحان کنید .
--------------
یک پیشنهاد هم به برو بچه های غرب دارم .... ( دیگر دوستان هم می تونند این کار را بکنند خیلی مفید هست ) :
اینکه یکی از دوستان(با حوصله ) تاپیکی ایجاد بکند .. با مضمون :

در صد آلوده گی فلان قسمت شهر ........ ( شهرستان ...) که اگر افرادی مثل ما حوصله تحقیق را نداشتند و هوس گردش با چرخ را داشتند .... در نتیجه براحتی بدانند که و ضعیت "دما و آلودگی " فلان شهر و یا فلان قسمت کلان شهر ها در چه و ضعی هست !! با سپاس و احترام .

SABER_MTB
2014/01/11, 00:49
خیلی هم خوب خیلی هم عالی........به به....................

ما هم امروز وضعیت مشابهی داشتیم به هر کی زنگیدیم یا نمی تونست بیاد یا مریض بود یا امتحان داشت ........امتحان هم اخه بهونه است .......بابا شما ها که هموتون می رین می افتین واحد ها رو اخرش....چه فرقی می کنه درسبخونید درس نخونید پس بیایید زمان رو از دست ندین و حد اقل به چرخ سواریتون برسید..................

در مورد بردن چرخ داخل آسانسور هم ....ما خودمون اوایل که آمدهبودیم در این ساختمون جدید چرخ رو 5 طبقه + یک طبقه پیلوت.......می بردیم بالا می اوردیم پایین...........!!! می گفتیم نه خوبیت نداره چرخ رو ببریم داخل آسانسور........یه موقع تایرش بگیره به دیورا آسانسور به درش به پنل دکمه هاش........یه چیزی بشه خربا بشه کثیف بشه.....خوبیت نداره....نه......

ولی به مرور زمان دیگه گفتیم ولش کن بابا......گور بابا آسانسور.................کمر و دست پا خودشمون مهم تر از اسانسوره..........

[Only registered and activated users can see links]

تازه آستانسور شما که نسبتا بزرگ هم هست چرخ رو مب برید تو باز هم جا هست برا خودتون مال ما که در حد چرخ و یه جای خیلی مختصر می مونه برا خودم................


چرخ سواری تنهایی هم برا خودش عزم ارادهی ایی می خواهد اون هم در این هوای یخمک آلود.....................+ اینکه تا وخد چیتگر هم گویا بالاخره از مزل شما یه مسیری که خیلی هم کوتاه نبوده رو باید رکاب بزنید تو شهر...............با وجود این که خیلی از اقایون هم همچین عزم و اراده و حوصله ایی ندارند شما میبایسند که قدر خویش تن بدانید .....................

چرخ رو هم که مثل ما می برید داخل.............که کار خوبی هم می کنید............همین امروز چرخ یکی از برو بچه ها رو از تو پراکینگ دزدیدن بردن ................از داخل پراکینگ..............قفل شده.....باز می کنند می برند اب خوردن....تازه تو انباری هم باشه باز هم می برند.......چه برسه به این دوست ما که همینجوری قفل کرده بوده به نرده مرده ها.............!!!!

ما داخل منزل هم اولش مثل همون قضیه آسانسور اومیدن دچار کلاس داشتگی و منظم بودگی افراطی و استفاده از تکنولوژی های مدرن بشیم................و همانا در استفاده از فضا های داخلی خانه استفاده بهینه بکنیم و به طراحی و معماری مدرنیته ایمان بیاوریم.............

[Only registered and activated users can see links]

که آرام ارام دانستیم و فهمستیم که چیز های مدرن کلا وظیفشون مالیدن گول بر سر ماست..............از ماست که بر دوغ...............هم در عمل فضای بیشتری گیرفته شده بود از اتاق.......هم پدر کاسه دوشاخ و گلویی چرخ ها در اومد...........که مجبور شدم کاسه دوشاخ هر دو تا رو عوض کنم..............و هم هم هر دفعه می خواستم برشون دارم باید هی می بردمشون بالا و می اوردمشون پایین...............

که بعد همون مثل عادم بنی بشر اوردمشون پایین رو زمین گرم...........هم جای اتاق باز تر شد و هم داخل وبیرون بردن چرخ ها ساده تر فشار هم به هیچی نمی اومد..........

[Only registered and activated users can see links]

در مورد اون عکس آخرتون هم

[Only registered and activated users can see links]

این چی هست میشه توضیح بفرمایید ما در زمینه IT و به خصوص گوشی بازی زیاد ثوادمون نمی کشه...............

اون عدد بالا دست چپ که به 47 ختم شده و بالاش هم یه به علاوه سبز هست چیه ؟

و عدد بالا سمت راست هم که باز یکی مونده برسه به 47 چیه ؟
دوش و صابون و مغازه اون پایین چی می گن ؟ اون نشانگر (( گوشت )) هم که دراه نشون میده ذخایر کوشت داره به اتمام می رسه چیه ؟؟؟ نکنه سیستم های جدیدی گوشی است و ما بی خبر از دنیا ییم که موارد مورد نیاز خانه و کمبود های داخل یخچال فریزر خونه رو نشون می ده ؟

mSafdel
2014/01/11, 01:55
این چی هست میشه توضیح بفرمایید ما در زمینه IT و به خصوص گوشی بازی زیاد ثوادمون نمی کشه...............
Pow یه بازی موبایله. این شخصیتی که می بینید را باید مراقبت کنید همه جوره. سلامتی و نظافت و غذا و چاقی و .... همه چی رو باید تحت کنترل داشته باشید.

ali tech
2014/01/11, 03:33
Pow یه بازی موبایله. این شخصیتی که می بینید را باید مراقبت کنید همه جوره. سلامتی و نظافت و غذا و چاقی و .... همه چی رو باید تحت کنترل داشته باشید.
فکر کنم اشتباه نوشتید و pou باشه:29::63::60:

sanaz20
2014/01/11, 09:00
خیلی هم خوب خیلی هم عالی........به به....................

ما هم امروز وضعیت مشابهی داشتیم به هر کی زنگیدیم یا نمی تونست بیاد یا مریض بود یا امتحان داشت ........امتحان هم اخه بهونه است .......بابا شما ها که هموتون می رین می افتین واحد ها رو اخرش....چه فرقی می کنه درسبخونید درس نخونید پس بیایید زمان رو از دست ندین و حد اقل به چرخ سواریتون برسید..................

در مورد بردن چرخ داخل آسانسور هم ....ما خودمون اوایل که آمدهبودیم در این ساختمون جدید چرخ رو 5 طبقه + یک طبقه پیلوت.......می بردیم بالا می اوردیم پایین...........!!! می گفتیم نه خوبیت نداره چرخ رو ببریم داخل آسانسور........یه موقع تایرش بگیره به دیورا آسانسور به درش به پنل دکمه هاش........یه چیزی بشه خربا بشه کثیف بشه.....خوبیت نداره....نه......

ولی به مرور زمان دیگه گفتیم ولش کن بابا......گور بابا آسانسور.................کمر و دست پا خودشمون مهم تر از اسانسوره..........

[Only registered and activated users can see links]

تازه آستانسور شما که نسبتا بزرگ هم هست چرخ رو مب برید تو باز هم جا هست برا خودتون مال ما که در حد چرخ و یه جای خیلی مختصر می مونه برا خودم................


توي عكس كامل مشخص نيست.. من بايد كاملاً خودمو بچسبونم به دوچرخه كه در بسته بشه.

چرخ سواری تنهایی هم برا خودش عزم ارادهی ایی می خواهد اون هم در این هوای یخمک آلود.....................+ اینکه تا وخد چیتگر هم گویا بالاخره از مزل شما یه مسیری که خیلی هم کوتاه نبوده رو باید رکاب بزنید تو شهر...............با وجود این که خیلی از اقایون هم همچین عزم و اراده و حوصله ایی ندارند شما میبایسند که قدر خویش تن بدانید .....................

[/QUOTE]
مرسي... اولش سخته ولي وقتي ميري بيرون ديگه رفتي

چرخ رو هم که مثل ما می برید داخل.............که کار خوبی هم می کنید............همین امروز چرخ یکی از برو بچه ها رو از تو پراکینگ دزدیدن بردن ................از داخل پراکینگ..............قفل شده.....باز می کنند می برند اب خوردن....تازه تو انباری هم باشه باز هم می برند.......چه برسه به این دوست ما که همینجوری قفل کرده بوده به نرده مرده ها.............!!!!

ما داخل منزل هم اولش مثل همون قضیه آسانسور اومیدن دچار کلاس داشتگی و منظم بودگی افراطی و استفاده از تکنولوژی های مدرن بشیم................و همانا در استفاده از فضا های داخلی خانه استفاده بهینه بکنیم و به طراحی و معماری مدرنیته ایمان بیاوریم.............

[Only registered and activated users can see links]

که آرام ارام دانستیم و فهمستیم که چیز های مدرن کلا وظیفشون مالیدن گول بر سر ماست..............از ماست که بر دوغ...............هم در عمل فضای بیشتری گیرفته شده بود از اتاق.......هم پدر کاسه دوشاخ و گلویی چرخ ها در اومد...........که مجبور شدم کاسه دوشاخ هر دو تا رو عوض کنم..............و هم هم هر دفعه می خواستم برشون دارم باید هی می بردمشون بالا و می اوردمشون پایین...............

که بعد همون مثل عادم بنی بشر اوردمشون پایین رو زمین گرم...........هم جای اتاق باز تر شد و هم داخل وبیرون بردن چرخ ها ساده تر فشار هم به هیچی نمی اومد..........

[Only registered and activated users can see links]

در مورد اون عکس آخرتون هم

[Only registered and activated users can see links]

این چی هست میشه توضیح بفرمایید ما در زمینه IT و به خصوص گوشی بازی زیاد ثوادمون نمی کشه...............

اون عدد بالا دست چپ که به 47 ختم شده و بالاش هم یه به علاوه سبز هست چیه ؟

و عدد بالا سمت راست هم که باز یکی مونده برسه به 47 چیه ؟
دوش و صابون و مغازه اون پایین چی می گن ؟ اون نشانگر (( گوشت )) هم که دراه نشون میده ذخایر کوشت داره به اتمام می رسه چیه ؟؟؟ نکنه سیستم های جدیدی گوشی است و ما بی خبر از دنیا ییم که موارد مورد نیاز خانه و کمبود های داخل یخچال فریزر خونه رو نشون می ده ؟[/QUOTE]

[/QUOTE]
:25r30wi: خداييش خيلي باحال گفتي. كلي سر كار خنديدم. همكارام به عقلم شك كردن :5:
اون پوئه. همونطوري كه دوستان گفتن. بچم 46 سالشه....;) اون علامت مثبت سلامتيشه كه كامل بود تقريباً.... اون عدد سمت چپ هم امتياز منه و در واقع پولمه براي خريدن وسايل مسايل براي بچه....;)
اون گوشت ها هم غذاي پوئه. داشت ميمرد از گرسنگي... اون دوش و صابون نشونه حمومه. تازه كثيفم كرده بود اول شستمش بعد ازش عكس گرفتم :p اون مغازه هم واسه خريد براي پو هستش
ولي خداييش خيلي خنديدم با اين طرز بيانت خيلييييييييييييييي باحال بود ;)

mirover
2014/01/11, 09:36
چه جالب توی اون عکس یواشکی شما، بنده هم هستم پشت نیم کت دستمال سر آبی باد گیر قرمز در حال پنیر برداشتن. نکنید !! عکس مخفی نگیرید !!! هاهاها
ما دو تا گروه بودیم که بعد از صبحانه جداگانه رفتیم دریاچه.

تك درخت
2014/01/11, 11:25
خيلي عالي بود سانازجون

ايشالا كه از هفته هاي بعدي تنها نبينيمت:128fs318181:

SABER_MTB
2014/01/11, 15:35
اون پوئه. همونطوري كه دوستان گفتن. بچم 46 سالشه...

خب دیگه بزرگ شده دیگه بفرستینش بره...خودش می تونه از خودش مراقبت کنه...................

sanaz20
2014/01/11, 16:09
يعني 47 سالگيشو نبينم؟! 47 سالگيشو!!!! 47!!!!47!!!:p

ayoobmaha
2014/01/11, 19:12
ایول بابا اصلا تنهایی رکاب زدن و پرچم رو بالا نگه داشتن خودش یه لذتی داره که نگو . ولی بیشتر از همه تو اون سرما رکاب زدن بود . من که از اینجا سرما رو تو استخونام حس کردم . ایول به این اراده

sanaz20
2014/01/12, 08:48
عالی بود ولی چرا تنها بودی؟دوستای گلم زمان تمرینارو کجا اعلام میکنید؟

عالی بود ولی چرا تنها بودی؟دوستای گلم زمان تمرینارو کجا اعلام میکنید؟

- - - - - - - - - -

عالی بود ولی چرا تنها بودی؟دوستای گلم زمان تمرینارو کجا اعلام میکنید؟

اول گزارش عرض كردم: چون همه دوستان گرفتار بودن. يكي مريض بود يكي امتحان داشت. يكي ...... ديگه دلو زدم به دريا ديگههههه:30: (البته نه!!! ببخشيد منظورم اين بود: دلو زدم به جاده ديگهههه :30:)

اضافه شده بعد از : 4 minutes


عرض درود و شاد باشید
بسیار عالی بود دوست عزیز
ایشالا همیشه پا به رکاب باشید
برای جلوگیری از سرمای شدید و لمس شدن دستها من خودم از زیر دستکش دوچرخه سواری ازین دستکشای یک بار مصرف ظرف شویی که تو بسته های 10 20 تایی تو اکثرا سوپرمارکتا هست استفاده میکنم
خیلی هم ازون قیمته
علت اصلی لمس شدن دستا فقط ورود باد سرد به داخل دستکش و برخوردش به دست هست
پوشیدن دستکش پشمی از روی دستکش اصلا توصیه نمیشه به علل زیر:
1-افزایش ضخامت و در نتیجه کاهش ضریب عکس العمل دست
2-دستکش پشمی چون از رو صطح صیقلی لیز میخوره بنابر این ممکنه تو ترمز های سخت ایجاد مشکل کنه
موفق باشین

من احساس مي كنم زير اون دستكش،‌دستا عرق ميكنه. اگه منظورتون اون نايلون معمولياست كه اين اتفاق ميفته احتمالاً. ولي اگه منظورتون لاتكسه،‌اونو بعيد ميدونم اتفاقي بيفته ولي اونا خيلي تنگ ميشه.

Rekab zan
2014/01/12, 12:46
ساناز خانم گزارشت عالییی بود. احسنت به اراده ت.:49:

rza_bgy
2014/01/13, 15:46
زندددده باشی، لذت بردم از همت شما:smileys-free-downlo