PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش دوچرخه سواری بوستان جوانمردان - پارک پردیسان - برج میلاد 92/10/2



AliFatehi
2013/12/23, 19:19
سلامی دوباره خدمت بروبچ عزیز بایک بیست....

خوب طبق برنامه ریزی با دوستان قرار شد برنامه شروع از بوستان جوانمردان به پیست برج میلاد باشه...

صبح من با 15-20 دقیقه تاخیر بخاطر پیدا کردن کتونی که آخر سر هم پیدا نشد....دیر رسیدم به کاوه و شروع کردیم به حرکت...هوا یه کمی سرد بود...اما نه مثل جمعه...

خلاصه خودمو رسوندم به کاوه و قرار بود ساناز خانوم هم تو بوستان جوانمردان صبر کنه تا ما بهش برسیم...با کاوه تماس گرفته بودن و گفته بودن من بوستان جوانمردان منتظرتونم...

هنوز بدنم گرم نشده بخاطر بدقولی شیب سختی رو تند تند رکاب زدم که نفسمو برید....اما رسیدم به کاوه گفتم حرکت کنیم که برسیم....

نمیدونم دقیق فکر میکنم 1-2 نفر از آقایون هم قرار بود بیان که مثل همیشه دوستان لطف داشتن و نه خبری از کنسلی دادن و نه خبری از اومدن....ما هم لنگ در هوا....

[Only registered and activated users can see links]

کیلومتر رو هم صفر نکردم...یعنی هر کاری کردم نشد...بیخیال شدم....از خونه نگاه کرده بودم تقریبا 28.8 بود

رسیدیم به بوستان جوانمردان....بلهههههههه

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

پیست رو رفتیم و قرار بود از در سمت حکیم ساناز خانوم به ما ملحق بشه....

[Only registered and activated users can see links]

چندتا اسب داشتن تو چمنا چرااا میکردن :smilies-azardl (13)میچریدن.......

[Only registered and activated users can see links]

دیدم فرار کردن پیش دوستاشون :o

[Only registered and activated users can see links]

با تماس کاوه با ساناز خانوم متوجه شدیم ساناز خانوم اونطرف پیست رفته و قرار گذاشتیم جلوی سینما سه بعدی (فرا سینما)

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

دیدم....اِههههههه چندتا زرافه دارن تو چمنا چریدن میکنن :34::D

[Only registered and activated users can see links]

هر چی گفتم کاوه ، کاوه زرافه هارو نگاه....اما کاوه جواب نداد...اونقدر صداش زدم دیدم یه کاوه دیگه جواب داد بهم :smilies-azardl (13)

[Only registered and activated users can see links]

این دربی که از سمت حکیم میاد....اون طاوس هم خواب بود....ما هم بیدارش نکردیم...

[Only registered and activated users can see links]

ماشالله به بچه های این مرز و بوم...صبح روز تعطیل برای ورزش اومده بودن....

[Only registered and activated users can see links]

البته درس خون ها هم همیشه هستن دیگه :riz273: ما که نیستیم :dadad4:

[Only registered and activated users can see links]

ساناز خانوم رسید و کمی صحبت و احوالپرسی که زیاد هم صمیمی نبود...بالاخره دیدار اول همیشه اینطوری میشه....حرکت کردیم به سمت همت....

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

آقا ناصر کجایی که کل کل کنیم با هم....مرد مومن کل میندازم باهات :smilies-azardl (13):D عکاسی روی دوچرخه حاجیت رتبه داره :1:

افتادیم تو همت....

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

و اینم تبلیغ اضافه کردن جمیعت که خیلی بحث داره که نمیشه اینجا گفت.....آقا صابر کجایی که این عکسو تفسیر کنی با هم لذت ببریم....فیض بوقمونم تعطیله نمیشه رفت که اونجا یه حرکاتایی بزنیم....چون دوچرخه داشت گفتم بگیرم....

[Only registered and activated users can see links]

کیلومتر چی میگفت؟؟؟ تا اینجا 12 کیلومتر اومده بودیم

[Only registered and activated users can see links]

گفتیم همش عکسا از پشت شد یه عکس هم بریم از جلو بگیریم....

[Only registered and activated users can see links]

کاوه هم از ما عکس گرفت...

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

هوا اونقدر کثیف بود دوربین نمیتونست رو برج میلاد فوکوس کنه....

[Only registered and activated users can see links]

کلی جلوتر....

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

رسیدیم به بوستان پردیسان....خواستیم ببینیم شاید زیر گذری ، راهی ، میانبری ، shortcut چیزی داشته باشه واسه پیست برج میلاد :smilies-azardl (13)

نه نبود....اما یه ماشین کنترلی دیدیم...یه RC کار خسته....

[Only registered and activated users can see links]

خدا هیچ بنی بشر و حتی هیچ موجودی رو جوگیر نکنه.....الهی امین....

[Only registered and activated users can see links]

بعد این صحنه یه گاز عمیق داد به ماشین رفت 50 متر جلو و چپ کرد و یه تکیه اش شکست....خدایا به این جوگیران عنایتی ویژه و Super Saloon فرما....

وقتی دیدیم راهی نیست به پیست برج رفتیم از اتوبان و مسیر اختصاصی برج میلاد....

[Only registered and activated users can see links]

که رفتیم اونجا....یه خوش آمدید ، اهلا و سهلا ، Welcome اونجا بود....اما به ما تعارف نکردن....

[Only registered and activated users can see links]

فقط اندازه قمقمه ها آب دادن بهمون و نگهبان درد و دل میکرد....من جمعه و تعطیلات و عاشورا ، تاسوعا ، اربعین ندارم....زن و بچمو درست نمیبنم....ما هم با تشکر خداحافظی کردیم....

خیلی جالبه روزای تعطیل چیزای تفریحی هم تعطیله....البته ما تفریح نمیکردیم که ورزشی - تفریحی بود....حالا نمیخوام بحث رو کش بدم اما چون مناسبت مذهبی هست نباید ورزش کرد؟!!:33:

برگشتیم و گفتم اینطوری شده بریم بوستان پردیسان دیگه....

[Only registered and activated users can see links]

کاوه بعد از سر بالایی داشت یه استارت میزد و ساناز خانوم هم بنده خدا تمریناتش کم بوده و کمی خسته شده بود....

[Only registered and activated users can see links]

رفتیم بوستان پردیسان و یه پیست کنار پیست پیاده روی داشت....که مثل اینکه برعکس بود....رفتیم جلو و من دیدم یهو 700-800 متر جلوتر افتادم....

دیگه تو پیست میدیدم آدم هست با سرعت میرفتم مردم برن کنار....تا لحظه آخر میدیدی نمیرفت کنار....میدید که داره میخوره بهش میکشید کنار....

نمیدونستن با چه کله شقی طرفن....

با کاوه کلی در مورد فرهنگ اینکه آقا اینجا پیست دوچرخه اس صحبت کردیم....اما گفتم راهی جز راه زور نداره....همون که با سرعت بری روشون....

ماشالله مردم ما عادت دارن.....به اینکه بزور کاری رو ازشون بخوای....

خلاصه عکس اجتماعی شد....

[Only registered and activated users can see links]

این از این یکی هم بهتر.....

[Only registered and activated users can see links]

ظاهر گول زنکی داره این یه قسمت 100 متر میری جلو مردم فقط تو پیست دوچرخه ان....

[Only registered and activated users can see links]

بچه ها دیگه بعد سربالایی خسته شده بودن و یه جا وایستاده بودن ، گفتم بیاین بالا صندلی داره...منظورم همون نیمکت بود :smilies-azardl (13)

پرسون پرسون هیچ بوفه ، دکه ، سوپر مارکت و از این قبیل پیدا نشد که نشد....کاوه هم گرسنه بود اساسی...منم بدم نمیومد یه دلی از عذا دربیارم ....:D

البته همیشه اینطوریم و وحید خیلی خیلی خوب میدونه..... [Only registered and activated users can see links]

اومدن بالا و برای ریکاوری و سرویس بهداشتی و عکاسی....

[Only registered and activated users can see links]

و این هم برای اون دوست عزیز که منو کامپکت باز گفته بودن :smilies-azardl (13) الان معلومه که آقا سپهر رو میگم؟؟؟؟ خلاصه صفایی که دوربین کامپکت داره....1000 تا لنز و دوربین حرفه ای ندارن...:smilies-azardl (13)

[Only registered and activated users can see links]

عکاسی شروع شد....برای مسابقه هم چون نه گل و گیاه قشنگی پیدا کردم فعلا عکسی نگرفتم...

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

کاوه اما برای مسابقه یه سوژه پیدا کرد....

[Only registered and activated users can see links]

اینم فلبداهه گرفتم....

[Only registered and activated users can see links]
خلاصه من نشون دادم که درسته فوجی رو نمیپسندم اما حاضرم وسط کادر دوربینم باشه :smilies-azardl (13):1:

[Only registered and activated users can see links]

رسیدیم بخش حیات وحش که حیوانات بدبخت رو انداختن تو قفس...دیگه خدایی عقاب تو قفس میشه مثل مارمولک تو بطری....اون عقاب پایینی بی تاب بود....هی میرفت اینور و اونور....

[Only registered and activated users can see links]

جالبی اینجا بود کنارشون قفس خرگوشها بود.....فکر کنم این حیوونارو میخوان سکته ای کنن یا هم زیست....

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

و اینم یه قفس عقاب دیگه که اونم کنار قفس خرگوش ها بود....دوتا قفس عقبا وسطشون قفس خرگوش....:riz273: مسئول اونجارو کی به من نشون میده؟؟؟؟؟:13:

[Only registered and activated users can see links]

قفس اردک ها ، غاز و قو و ....

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

این آبنمایی که آب نداشت....

[Only registered and activated users can see links]

و عمو جغد شاخ دار....

[Only registered and activated users can see links]

جوجه شاهین که بدبخت براش گوشت چرخ کرده انداخته بودن....اصلا یه حس عجیبی تو نگاهش بود....

[Only registered and activated users can see links]

پیست رو ادامه دادیم....

[Only registered and activated users can see links]

و از طرف دیگه پیست رفتیم به سمت خروجی پارک از طرف همت....

افتادیم تو همت غرب

[Only registered and activated users can see links]

و دیدم وسط اتوبان این اسب ها چیکار میکنن...

[Only registered and activated users can see links]

دیدم بلهههه دارن فرفره بازی میکنن :smilies-azardl (13) با اجازه کی نمیدونم :New (6):

[Only registered and activated users can see links]

سر خروجی ستاری با ساناز خانوم خداحافظی کردیم...البته ایشون خیلی بیشتر از توانشون رکاب زدن...واقعا خسته نباشید میگم بهشون....

و عذر خواهی میکنم اگه یکم برخوردهامون صمیمی نبود بالاخره بیشتر با آقایون دوچرخه سواری کردیم و دیدار اول بود....

انشالله تو این تمرین ایشون از ما دلخوری نداشته باشن و اگه بوده مارو ببخشن....و تمرین های بعدی هم اگه دوست داشتن با ما بیان....

با کاوه ادامه دادیم یه جا کاوه رفت لاین دیگه که خیلی ضرر کرد....همش خروجی و شلوغی بود....اما من با رد کردن یه خروجی....

کاوه تو این عکس تو فکر اینه که چطوری رد شدم اونور و علی رو خفه کنم :D:34:

[Only registered and activated users can see links]

کاوه دید من دارم عکس میگیرم و از نیتش با خبرم ، خندید....:smilies-azardl (13)از این خنده ها :44:

[Only registered and activated users can see links]

دیگه داشتیم به محل نزدیک میشدیم....

[Only registered and activated users can see links]

عکسایی که کاوه از من گرفت....

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

رسیدیم به نزدیک خونه کاوه و خداحافظی با کاوه و برنامه ریزی برای جمعه که قرار شد تو سایت هماهنگ بشیم...

[Only registered and activated users can see links]

و رسیدم خونه و عکسی از کیلومتر شمار....

[Only registered and activated users can see links]

خلاصه این تمرین هم تموم و شد و ما یاد گرفتیم از جایی نریم که بوفه نباشه....:New (6):

مدت زمان تمرین : 4ساعت و 12 دقیقه (تقریبی)
مدت زمان رکاب زدن : 2:56:04
مسافت طی شده : 42.3km
بیشترین سرعت : 49.2km/h
میانگین سرعت : 13.8km/h

عکس از مسیری که رفتیم و برگشتیم...


[Only registered and activated users can see links]

Moh_r_mas
2013/12/23, 19:42
بسیار خوب و پر عکس... شما ها زورتون زیاده ها چقدر عکس میتونید بگیرید!:21: من یه عکس بخوام بگیرم 5 دقیقه حد اقل طول میکشه :30:

عجب تمرین گروهییی!! هر کدوم 100 متر حداقل با هم فاصله دارین! :28:

AliFatehi
2013/12/23, 19:46
بسیار خوب و پر عکس... شما ها زورتون زیاده ها چقدر عکس میتونید بگیرید!:21: من یه عکس بخوام بگیرم 5 دقیقه حد اقل طول میکشه :30:

عجب تمرین گروهییی!! هر کدوم 100 متر حداقل با هم فاصله دارین! :28:

مرسی...

والا من بخاطر اینکه ماشین هارو هدایت کنم و موقع حرکت از خروجی ها دست بلند کنم و یه جواریی پشتیبانی باشم آخر سر حرکت میکردم....

کاوه هم فقط تند تند رکاب میزد....

دوستان هم سعی نمیکردن دور پاشونو با هم تنظیم کنن....

ما عکسامون مثل شما حرفه ای نیست که....به قول آقا سپهر یه قل دوقولی

kokolan
2013/12/23, 19:49
عالی. خسته نباشید

sepehr82
2013/12/23, 19:55
آفرین آفرین ...
خیلی خوب کردید که رفتید ... روز عزا و تعطیل اصلا خونه موندن کار اشتباهی است ... بیشتر حالگیری هست تا .........

خوب نوشتید باریکلااااا ولی روی دوربین اون بنده خدا کاوه .. چرا خط خطی کردی ؟! چطور از دلت اومد .. دل جوان مردم را ریش ((زخم )) بزنید ... اونهم از نوع قرمز خونین مال .... تازه اون بنده خدا کاوه تقصیری نداره :128fs318181: لااقل دوربین من را خط خطی میکردید:8:....

خوشحالم که برای جنسیت تبعیض قائل نشدید ... همیشه خوش باشید ... ولی اون بنده خدا خانم ساناز قببللا گفته بود که زیاد ... کار را سخت نگیرید ... مسیر تون را کمی سبکتر ش میکریدد ... منظورم کمی کوتاه تر و آسانتر ...

در هر صورت خوشحال شدم که خوشحالید ... جای ما را خالی کردید !یا نه ؟!

وضع آب و هوا را((تهران )) هم که روز به زوز اصف بار تر میشه ..... آلودگی روز "تعطیلی " را دیدم در اون ساعت از روز ...و خوفیدم :5:... کاوه شما هم عکس هات را بگذار داداش ... :65d6a5d6s:

AliFatehi
2013/12/23, 20:59
آفرین آفرین ...
خیلی خوب کردید که رفتید ... روز عزا و تعطیل اصلا خونه موندن کار اشتباهی است ... بیشتر حالگیری هست تا .........

خوب نوشتید باریکلااااا ولی روی دوربین اون بنده خدا کاوه .. چرا خط خطی کردی ؟! چطور از دلت اومد .. دل جوان مردم را ریش ((زخم )) بزنید ... اونهم از نوع قرمز خونین مال .... تازه اون بنده خدا کاوه تقصیری نداره :128fs318181: لااقل دوربین من را خط خطی میکردید:8:....

خوشحالم که برای جنسیت تبعیض قائل نشدید ... همیشه خوش باشید ... ولی اون بنده خدا خانم ساناز قببللا گفته بود که زیاد ... کار را سخت نگیرید ... مسیر تون را کمی سبکتر ش میکریدد ... منظورم کمی کوتاه تر و آسانتر ...

در هر صورت خوشحال شدم که خوشحالید ... جای ما را خالی کردید !یا نه ؟!

وضع آب و هوا را((تهران )) هم که روز به زوز اصف بار تر میشه ..... آلودگی روز "تعطیلی " را دیدم در اون ساعت از روز ...و خوفیدم :5:... کاوه شما هم عکس هات را بگذار داداش ... :65d6a5d6s:

آقا سپهر مرسی....

والا دوربین ایشون به نمایندگی از دوربین های لنز دار و حرفه ای خط خطی شد :30:

جای شما حسابی خالی بود....با کاوه هی حرفتون رو میزدیم و میگفتیم ای کاش آقا سپهر هم بود....

برای سنگینی هم ما داریم تو هر تمرین حدود 10 کیلومتر به مسیرمون اضافه میکنیم...برای سایکل توریست تمرین میکنیم....بالاخره باید مسافت طولانی باشه....

حبیب طوفان
2013/12/23, 21:19
دمتون گرم ، خسته نباشین گزارش خیلی خوب بید عکسا هم خوب و گویا بود ولی فکر نمیکردم شما که از این سفرا زیاد رفتین نباید از این رکبا بخورید که بوفه یه جا نباشه و اذیت بشیدو ...،منم امروز صبح رفتم دسته عذاداری آذری ها،میدون منیریه، خیلی خیلی با حال بود،جمعه میخوام بیام باهاتون اگه بتونم یعنی یه کم طوفان (دوچرخم) سرویس میخواد، ایشالا تا جمعه ردیفش کنم ، میام.

kaveh723
2013/12/23, 21:39
بسیار خوب و پر عکس... شما ها زورتون زیاده ها چقدر عکس میتونید بگیرید!:21: من یه عکس بخوام بگیرم 5 دقیقه حد اقل طول میکشه :30:

عجب تمرین گروهییی!! هر کدوم 100 متر حداقل با هم فاصله دارین! :28:

والا توي پيست با هم ركاب ميزديم. اما توي اتوبان اين كار كمي خطرناك بود.

اضافه شده بعد از : 16 minutes


آفرین آفرین ...
خیلی خوب کردید که رفتید ... روز عزا و تعطیل اصلا خونه موندن کار اشتباهی است ... بیشتر حالگیری هست تا .........

خوب نوشتید باریکلااااا ولی روی دوربین اون بنده خدا کاوه .. چرا خط خطی کردی ؟! چطور از دلت اومد .. دل جوان مردم را ریش ((زخم )) بزنید ... اونهم از نوع قرمز خونین مال .... تازه اون بنده خدا کاوه تقصیری نداره :128fs318181: لااقل دوربین من را خط خطی میکردید:8:....

خوشحالم که برای جنسیت تبعیض قائل نشدید ... همیشه خوش باشید ... ولی اون بنده خدا خانم ساناز قببللا گفته بود که زیاد ... کار را سخت نگیرید ... مسیر تون را کمی سبکتر ش میکریدد ... منظورم کمی کوتاه تر و آسانتر ...

در هر صورت خوشحال شدم که خوشحالید ... جای ما را خالی کردید !یا نه ؟!

وضع آب و هوا را((تهران )) هم که روز به زوز اصف بار تر میشه ..... آلودگی روز "تعطیلی " را دیدم در اون ساعت از روز ...و خوفیدم :5:... کاوه شما هم عکس هات را بگذار داداش ... :65d6a5d6s:

پست علي رو خوندي آقا سپهر ؟؟ رسما به ساحت مقدس 7 دي ِ شما بي ادبي كرد. :D

والا من ديگه امروز مطمئن شدم كه حين تمرين ركاب زني اصلا عكسم نمياد. شايد تمركزم لازم رو ندارم. امروزم فقط دوتا عكس گرفتم كه چيزه جالبي نشد.
در مورد ساناز خانوم حق با شماست. يه جاهايي ما رعايت اون بنده خدا رو نكرديم و تند رفتيم. با علي ميگفتيم بنده خدا ساناز خانوم الان پيش ِ خودش ميگه دفعه ي اول آخرم بود كه با اينا اومدم تمرين.

جاي شما خيلي خالي بود. :riz304:

koorosh
2013/12/23, 21:40
به به خوشا بحالتون علی آقای گل گلاب.
ما که تو سرمای 7-8 درجه زیر صفر و آلودگی بالا اصلا جرات دوچرخه سواری نداریم. (البته اینو بگم ها که ما این مدت داریم میریم کوهنوردی) شماها پرچمو بالا نگه داشتین.

AliFatehi
2013/12/23, 21:49
به به خوشا بحالتون علی آقای گل گلاب.
ما که تو سرمای 7-8 درجه زیر صفر و آلودگی بالا اصلا جرات دوچرخه سواری نداریم. (البته اینو بگم ها که ما این مدت داریم میریم کوهنوردی) شماها پرچمو بالا نگه داشتین.

آقا کوروش شما به ما لطف داری....

بله کوهنوردی هم جایگزین خیلی خوبیه....

به نظرم اگه قسمتی تو سایت بود که میشد گزارش کوهنوردی ، پیاده روی ، گردشگری و ... گذاشت خیلی خوب میشد....

kaveh723
2013/12/23, 21:50
داشتيم تو اتوبان ركاب ميزديم كه يه آقاي با يه دوچرخه برقي ِ دخترونه اونم بدون كلاه از يه فرعي وارد اتوبان شد و به سرعت هم از ما دور شد. كلا سوژه جالبي بود. تقريبا اين شكلي بود : :smiley_en_bicicletaدقيقا هم دوچرخه ش همين رنگي بود. من و ساناز خانوم كلي بهش خنديدم. ( البته خودش متوجه نشدااا ). علي عقب داشت عكس ميگرفت و متوجه اين سو‍ژه نشد.

Masoud
2013/12/23, 23:25
فکر کنم کاری کردید دیگه ساناز خانوم هوس دوچرخه سواری به سرشون نزنه از بس که شما مراعاتش رو کردید

AliFatehi
2013/12/23, 23:56
فکر کنم کاری کردید دیگه ساناز خانوم هوس دوچرخه سواری به سرشون نزنه از بس که شما مراعاتش رو کردید

آقا مسعود من تا حد توانم مراعات کردم....

همش آخر سر رکاب میزدم که ایشون عقب نمونن....فقط تو پیست پردیسان جلو زدم هم از کاوه هم از ساناز خانوم....

من مشکلی با آروم رکاب زدن ندارم....آب بندی شدیم دیگه ;)

البته نظر شما برای ما خیلی خیلی محترمه....

Masoud
2013/12/24, 00:24
شعار بایک 20 جذب حداکثریه همیشه برنامه هاتون رو (نمیگم ضعیف ترین در واقع) با کسی که کمتر تمرین کرده تنظیم کنید که سر ذوق و شوق بیاد و خودش رو برای تمرین بعد آماده تر کنه و نه کلا بی خیال تمرین بشه
آخه یه حسی توی این جور مواقع میگه بزار طرف بفهمه ما چقدر آماده ایم :34::34::34::34::34::34::34::34:

NASER1394
2013/12/24, 01:26
سلامی دوباره خدمت بروبچ عزیز بایک بیست....


[Only registered and activated users can see links]

ساناز خانوم رسید و کمی صحبت و احوالپرسی که زیاد هم صمیمی نبود...بالاخره دیدار اول همیشه اینطوری میشه....حرکت کردیم به سمت همت....

بوستان خیلی قشنگیه و مسیر و شیب های خوبی واسه دوچرخه سواری داره ...

بایدم باهاتون خیلی جدی برخورد کنن . انتظار دارین بعد از دیر رسیدن و کلی معطل گذاشتن (اونم اولین تمرین مشترک ) احوالپرسی گرمی داشته باشن :New (6):




آقا ناصر کجایی که کل کل کنیم با هم....مرد مومن کل میندازم باهات :smilies-azardl (13):D عکاسی روی دوچرخه حاجیت رتبه داره :1:


[Only registered and activated users can see links]


علی جان نیازی به کل کل نیست یه نگاه به کادربندیت و فوکست بندازی متوجه اختلاف فاحش میشی :9:





و اینم تبلیغ اضافه کردن جمیعت که خیلی بحث داره که نمیشه اینجا گفت.....آقا صابر کجایی که این عکسو تفسیر کنی با هم لذت ببریم....فیض بوقمونم تعطیله نمیشه رفت که اونجا یه حرکاتایی بزنیم....چون دوچرخه داشت گفتم بگیرم....

[Only registered and activated users can see links]


دقت کردین تو هر دو تا خونواده ( پرجمعیت و کم جمعیت ) مادر خانواده دیده نمیشه :30: ترسیدن(بودن مادر ) تو این تبلیغ باعث افزایش دوچرخه سواری بین بانوان بشه :1:





خیلی جالبه روزای تعطیل چیزای تفریحی هم تعطیله....البته ما تفریح نمیکردیم که ورزشی - تفریحی بود....حالا نمیخوام بحث رو کش بدم اما چون مناسبت مذهبی هست نباید ورزش کرد؟!!:33:
متاسفانه تو جامعه ای زندگی می کنیم که همه چی اجباریه حتی دین و مذهب :image177:




برگشتیم و گفتم اینطوری شده بریم بوستان پردیسان دیگه....

کاوه بعد از سر بالایی داشت یه استارت میزد و ساناز خانوم هم بنده خدا تمریناتش کم بوده و کمی خسته شده بود....

[Only registered and activated users can see links]


خداییش کار خوبی نکردین بخاطر قدرت بدنی بیشتر هی جلو می افتادین و گازشو می گرفتین ...

ساناز خانوم هم از شما انتظار زیادی نداشته . مهم این بوده که تمرین گروهی و تیمی باشه . تیم باید در کنار هم باشه و در هر شرایط از همدیگه حمایت کنه

بایک 20 یک خانواده بزرگ و صمیمی دوچرخه سواری ایرانه تو جامعه مجازی که انتظار میره این صمیمیت و محبت تو فضای واقعی خیلی بیشتر باشه که خودش موهبت بزرگیه

فک کنم تصویر ذهنی که از تمرین با شما رو داشته کاملا فرق کرده باشه ولی امیدوارم از این بابت ناراحت نشده باشن و بزارن به حساب اولین تمرین و اولین برخورد





تا لحظه آخر میدیدی نمیرفت کنار....میدید که داره میخوره بهش میکشید کنار....

نمیدونستن با چه کله شقی طرفن....

با کاوه کلی در مورد فرهنگ اینکه آقا اینجا پیست دوچرخه اس صحبت کردیم....اما گفتم راهی جز راه زور نداره....همون که با سرعت بری روشون....

ماشالله مردم ما عادت دارن.....به اینکه بزور کاری رو ازشون بخوای....

میدونی اونجا چی حال میده ... مستقیم با سرعت بری طرفشون ( بشرطی که ترمز دیسک هیدرولیکی باشه ) و لحظه آخر از کنارسون رد بشی تا کرک و پرشون بریزه تا هوس

روبرو شدن با دوچرخه سوارا نکنن





پرسون پرسون هیچ بوفه ، دکه ، سوپر مارکت و از این قبیل پیدا نشد که نشد....کاوه هم گرسنه بود اساسی...منم بدم نمیومد یه دلی از عذا دربیارم ....:D

البته همیشه اینطوریم و وحید خیلی خیلی خوب میدونه..... [Only registered and activated users can see links]


شما که کوله پشتی همراه داشتین !!! چرا آذوقه نبردین ؟

واقعا کله شقین ... همون داستان تیوپ کافی نبود :1:




خلاصه من نشون دادم که درسته فوجی رو نمیپسندم اما حاضرم وسط کادر دوربینم باشه :smilies-azardl (13):1:

[Only registered and activated users can see links]



علی جان ... سعی کن عینک بدبینی رو برداری و یه دوری با دوچرخه کاوه بزنی و اونموقع مطمئننا نظرت نسبت به فوجی عوض میشه مخصوصا نوادا 1

بعد به خودت میگی من به چه خاطر از فوجی خوشم نمیومد :21: دوست ندارم داستان گربه و گوشت درباره شما صدق کنه :1:

دم همتون گرم و ممنونم از گزارش خوبت :12:

mohsenavr
2013/12/24, 01:45
آفرین
آروم آروم دارین سمت غرب را به قطب دوچرخه سواری تبدیل می کنید هاااا شروع یک نفره و الان 3 نفر
30 نفر شدید من هم میام :25r30wi:
علی جان این تمرینات گروهی با تلاش تو داره شکل می گیره حتما پی گیر باش تا گروه خوبی تشکیل شه

AliFatehi
2013/12/24, 08:53
شعار بایک 20 جذب حداکثریه همیشه برنامه هاتون رو (نمیگم ضعیف ترین در واقع) با کسی که کمتر تمرین کرده تنظیم کنید که سر ذوق و شوق بیاد و خودش رو برای تمرین بعد آماده تر کنه و نه کلا بی خیال تمرین بشه
آخه یه حسی توی این جور مواقع میگه بزار طرف بفهمه ما چقدر آماده ایم :34::34::34::34::34::34::34::34:

نه آقا مسعود من اصلا از این حسا ندارم....چون هنوز آماده نیستم....بخاطر همین من پشت سر حرکت میکردم...هم عکس بگیرم و هم یه جورایی روحیه بدم و رکاب زدن گروهی داشته باشیم...

اضافه شده بعد از : 11 minutes



1-علی جان نیازی به کل کل نیست یه نگاه به کادربندیت و فوکست بندازی متوجه اختلاف فاحش میشی :9:

-------

2-خداییش کار خوبی نکردین بخاطر قدرت بدنی بیشتر هی جلو می افتادین و گازشو می گرفتین ...

ساناز خانوم هم از شما انتظار زیادی نداشته . مهم این بوده که تمرین گروهی و تیمی باشه . تیم باید در کنار هم باشه و در هر شرایط از همدیگه حمایت کنه

بایک 20 یک خانواده بزرگ و صمیمی دوچرخه سواری ایرانه تو جامعه مجازی که انتظار میره این صمیمیت و محبت تو فضای واقعی خیلی بیشتر باشه که خودش موهبت بزرگیه

فک کنم تصویر ذهنی که از تمرین با شما رو داشته کاملا فرق کرده باشه ولی امیدوارم از این بابت ناراحت نشده باشن و بزارن به حساب اولین تمرین و اولین برخورد

------------
3-میدونی اونجا چی حال میده ... مستقیم با سرعت بری طرفشون ( بشرطی که ترمز دیسک هیدرولیکی باشه ) و لحظه آخر از کنارسون رد بشی تا کرک و پرشون بریزه تا هوس

روبرو شدن با دوچرخه سوارا نکنن

--------------

4-شما که کوله پشتی همراه داشتین !!! چرا آذوقه نبردین ؟

واقعا کله شقین ... همون داستان تیوپ کافی نبود :1:

-------------

5-علی جان ... سعی کن عینک بدبینی رو برداری و یه دوری با دوچرخه کاوه بزنی و اونموقع مطمئننا نظرت نسبت به فوجی عوض میشه مخصوصا نوادا 1

بعد به خودت میگی من به چه خاطر از فوجی خوشم نمیومد :21: دوست ندارم داستان گربه و گوشت درباره شما صدق کنه :1:

6-دم همتون گرم و ممنونم از گزارش خوبت :12:


1- آقا ناصر حالا من یه اشتباه کردم اون عکس اشکال داشت....بقیه عکسارو چی میگی؟؟:29: 80% عکسا رو دوچرخه گرفتم....خوب در حین حرکت با یک دست دوربین و یک دست فرمون انتظار کادربندی درست فکر کنم خیلی توقع اضافی باشه....

2- در این مورد خیلی توضیح دادم...و عذرخواهی هم کردم...والا من مسیر رفت رو کلا آخر همه بودم....شاید اینکه جلو زدم مسیر 1 کیلومتر هم نشه...
مسیر برگشت هم آخرین نفر بودم...بنده هیج ادعایی به آماده بودن و قوی بودن و از این قبیل ادعاها ندارم...چون واقعا هیچ کدوم نیستم...

3- اتفاقا من 2-3 نفرو همین کارو کردم اما بدون ترمز....تا لحظه آخر میرفتن کنار....سرعتمو هم زیاد میکردم....:1:

4- والا من تاخیر داشتم بخاطر پیدا کردن کتونی چندتا نارنگی داشتم که دیدم با فشاری که رو بچه ها هست...افت فشار پیدا میکنن و باید دکتر خبر میکردیم :18:
من صبحونه هم نخورده بودم و یه لیوان شیر و یک قاشق عسل....

5- میدونی چیه آقا ناصر....من از طراحی چیزی خوشم نیاد...صدی هم که عین بوگاتی و لامبورگینی راحت و پر سرعت و ... باشه خوشم نمیاد تا آخر....دیگه مارو ببخش...:tsimuzpzwoap1t9y3o7
قضیه گربه و گوشت هم نیست...من فعلا کارم با لئو راه میافته و تو اولین تصفیه حسابی که با شرکتا دارم پول دستم میاد....اما دوست ندارم بحث کنم که آقا دوچرخه مهم نیست و ...
هر جور راحتین....ما دستمون به گوشت نمیرسه...شما خواستی اینطوری فرض کن :63: این بحث هم انشالله باعث سوء تفاهم نشه....ما همه جوره نوکرتیم آقا ناصر....

6- دم شما هم گرم....ممنون که گزارش رو خوندین و نظر دادین....:(40):


آفرین
آروم آروم دارین سمت غرب را به قطب دوچرخه سواری تبدیل می کنید هاااا شروع یک نفره و الان 3 نفر
30 نفر شدید من هم میام :25r30wi:
علی جان این تمرینات گروهی با تلاش تو داره شکل می گیره حتما پی گیر باش تا گروه خوبی تشکیل شه

مرسی محسن جان....انشالله به امید خدا با کاوه برنامه داریم جاهایی که تو غرب تهران میشه رفت رو با دوچرخه بریم...

گروه که نمیدونم اما فعلا ما شعبه غرب فراز هستیم.....گروه دوچرخه سواری فراز غرب :ad54ad::30:

در کل ممنون :(40):

kaveh723
2013/12/24, 09:44
والا موضوع اون طور که تصور میکنید هم نبوده، حقیقتا در طول مسیر همواره یکی مون با ساناز خانوم رکاب میزد.که اکثرا علی بود. توی پیست هم که با هم رکاب میزدیم. هر جا هم بنده خدا خسته میشد توقف میکردیم، صبر میکردیم تا مجدد انرژی بگیرن.
مسافت طی شده و مدت زمان رکاب زنی نشون میده که چندان سرعت بالایی نداشتیم. مشکل ایشون این بود که ۴۰ کیلومتر رکاب زنی یکم براشون سنگین بود که اونم سعی کردیم با تشویق و روحیه دادن اثرش و کم کنیم.
فکر میکنم اگه خودشون بیان و نظرشان و بگن بهتر بشه قضاوت کرد.

اضافه شده بعد از : 5 minutes

ناصر جان Leo علی رو دست کن نگیر. لامصب عین تانک های روسی میمونه. هم قدرتی و هم سرعتی چیزی از فوجی کن نمیاورد. البته علی هزار ماشاالله آماده تر از من بود. کلا من خیلی آماده نیستم نگاه به اون عکسهای نکن.

sanaz20
2013/12/24, 10:23
سلام و ممنون بابت گزارش خوبي كه گذاشتيد.
من از اين تريبون اعلام ميكنم كه از تمرين روز جمعه بسيار بسيار راضي و خرسندم:23:
بچه ها خيلي مراعاتمو كردن. دقيقاً همينجوريه كه فرمودن. علي آقا موقع رفت و برگشت اكثرشو پشت سر ما بودن. گهگاهي كه برميگشتم تا از جلوي خروجي و وروديا رد بشم ميديدم كه با دستش داره به ماشينا علامت ميده كه احتياط كنن. دمش گرم :riz304:
از لحاظ برخورد اول بايد عرض كنم كه يكم علي آقا برخوردش غير صميمي بود كه خودشم گفت شايد بخاطر اين بوده كه همش تو جمع پسرا دوچرخه سواري ميكرده. به هر حال من كدورتي ندارم . همين كه منو به جمع حرفه ايشون راه دادن خيليم خووووووبه :D و در ضمن شخصيت و رفتار آقا كاوه هم بسيار بسيار پسنديده و ورزشكاري بود. درسته كه موقع رفت با ركاب زدن بسيار حرفه ايشون، طوري جلو ميزدن كه ذره اي اتمي ازشون از ته اتوبان و توي اون گرد و غبار همت ديده ميشد:63: ولي موقع برگشتن همش نزديك تر بودن و مواظب از اينكه حركات ناشيانه من كمتر بشه.
توي راه هم خداييش خيلي بخاطر من مراعات كردن و هر جا ديدن ديگه توان ندارم، وايستادن
يه جا هم توي پيست پرديسان كه ديگه واقعاً بريده بودم، و از چرخ پياده شدم،‌اونام پياده شدن و بقيه راه تا مسير كفي رو پياده اومديم
در كل براي من سنگين بود همونطور كه دوستان گفتن. اومدم خونه داغون بودم. داغوووووووووون:7: ولي من عاشق دوچرخه سواريم حالا به هر نحو
در ضمن سه تا از همكارامم منو توي اتوبانا ديده بودن. فكر كن!!!!:riz273:يا چقد ميتونه كوچيك باشه.....
و از همين تريبون دوباره اعلام ميكنم كه منتظرم كه توي تمرين بعدي البته به شرطي كه 10 كيلومتر روش نره :smilies-azardl (13)و حرفه اي نباشه و به قصد تمرين سايكل توريستي نباشه، شركت كنم.
با تشكر ويژه از علي آقا و آقا كاوه.....:thanks:

Moh_r_mas
2013/12/24, 10:24
[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]

mohsenavr
2013/12/24, 11:24
مرسی محسن جان....انشالله به امید خدا با کاوه برنامه داریم جاهایی که تو غرب تهران میشه رفت رو با دوچرخه بریم...

گروه که نمیدونم اما فعلا ما شعبه غرب فراز هستیم.....گروه دوچرخه سواری فراز غرب :ad54ad::30:

در کل ممنون :(40):

علی آقا این نماییندگی را از کی گرفتی؟

مهم دور هم بودن و تمرین کردن هست
من هم اگر مشکلی پیش نیاید تا عید دوچرخه را می گیرم و بهتون ملحق می شوم....... چون برای عید برنامه دارم :42:

AliFatehi
2013/12/24, 13:12
علی آقا این نماییندگی را از کی گرفتی؟

مهم دور هم بودن و تمرین کردن هست
من هم اگر مشکلی پیش نیاید تا عید دوچرخه را می گیرم و بهتون ملحق می شوم....... چون برای عید برنامه دارم :42:

نمایندگی رو از گروه فراز که اکثرا سمت شرق تهران تمرین میکنن و تابستون با هم تمرین میکردیم....

سر خودی...:p

انشالله زودتر دوچرخه رو بگیری به جمعمون اضافه بشه...منم برام گروه مهم نیست فقط تمرین...و آماده بودن...

sanaz20
2013/12/24, 13:15
نمایندگی رو از گروه فراز که اکثرا سمت شرق تهران تمرین میکنن و تابستون با هم تمرین میکردیم....

سر خودی...:p

انشالله زودتر دوچرخه رو بگیری به جمعمون اضافه بشه...منم برام گروه مهم نیست فقط تمرین...و آماده بودن...
اوه اوه اين آماده بودنه يعني حسابي از دست من عصباني شده بودي كه آماده نبودم:13:

sepehr82
2013/12/24, 13:49
خب خدا را شکر ساناز خانم هم آمدند نظرشون را گفتند (( و ازتون دلگیر نیستند )) باریکلاااا به علی و کاوه عزیز..... :12:

ساناز خانم خسته نباشید و خوشحالم که خوشحال هستید وووو بهتون خوش گذشته ...
-----------------------
همه دوستان به اندازه و مقدار توان و انرژی شما برای دوچرخه سواری واقف بودند((از روی نوشتارتون ))) .......

کار مهمی که شما کردید ... حتی خیلی از پسرها هم نکردند ... چرا که شما همّت بخرج دادید ... اعتماد به نفس را داشتید و صد البته علاقه را که قابل تحسین هست و از خانه بیرون زدید و در حالیکه خیلی ها در تخت خوابشان خسبییده تشریف داشتند ... آفررین بنده ""قسم اعظمش "" مربوط به همّت و اراده شما سرکار محترمه بوده و هست .... آفرین مجدد خدمت شما عرض می کنم :12:. خسته نباشید به شما و دیگر دوستانم .
باشد که چنین حرکت هایی بیشتر و پویا تر را شاهد باشیم .

Mohammad DH
2013/12/24, 13:53
اوه اوه اين آماده بودنه يعني حسابي از دست من عصباني شده بودي كه آماده نبودم:13:
یادمه تو یکی از تمرینای برون استانی با ۲۰ نفر گروه بودم داشتیم رکاب می زدیم
یه دختره بود کل گذاشته بودم ازم جلو نزنه (بدجور برام افت داشت) تو سراشیبی می ترسید اروم میومد منم مثه خر پا می زدم با سرعت از بقلش رد می شدم خیلی حال می داد
ولی تا می رسیدیم به سربالایی حس می کردم یه چیزی مثل میگ میگ از بقلم رد میشه :16:
یعنی یه جوری تو سربالایی پا می زد گفتم الان جف پاهاش کنده می شه :5:
هیچی دیگه تا یه هفته مشکلات روحی روانیه عدیده داشتم :tsimuzpzwoap1t9y3o7

Hesambnd
2013/12/24, 15:28
بسیار عالی ، خسته هم نباشید.
به امید اینکه تعداد بانوان ما روز به روز بیشتر بشن
وجود هموتون

AliFatehi
2013/12/24, 17:42
اوه اوه اين آماده بودنه يعني حسابي از دست من عصباني شده بودي كه آماده نبودم:13:

نه به هیچ وجه...من خودم موافق با آروم رکاب زدنم...چون فشار لحظه ای جز خراب کردن عضلات و کوفتگی بدن چیزی نداره....

arash joon
2013/12/24, 17:58
من خيلی دوست دارم با دوستان غرب تهرانی برنامه بگذاريم ولی متاسفانه بدليل سينوزيت مزمن بنده امکان رکاب زنی در زمستان ندارم، هوا يکم بهتر بشه من و دوستم هم به شما اضافه ميشيم.




یه دختره بود کل گذاشته بودم ازم جلو نزنه (بدجور برام افت داشت)
تا یه هفته مشکلات روحی روانیه عدیده داشتم :tsimuzpzwoap1t9y3o7

من هم يکبار داخل چيتگر زمانی که جوان تر بودم به شدت توسط يک بانو سوسک شدم، واقعا رکاب زدن با برنامه اي داشتن و ازشون درس گرفتم.

sanaz20
2013/12/24, 18:31
نه به هیچ وجه...من خودم موافق با آروم رکاب زدنم...چون فشار لحظه ای جز خراب کردن عضلات و کوفتگی بدن چیزی نداره....

خوب پس خدا رو شكر.. ميدونم . ميشنيدم كه داشتي براي كاوه يه داستاني رو تعريف مي كردي كه توي يه جايي آروم ركاب زدي همه جلو زدن، بعد كم آوردن ولي تو انرژيت يهو تحليل نرفته. البته صدات خيلي آرومه . خيلي خوب متوجه نشدم;)

kaveh723
2013/12/24, 18:57
علی گوش واساده بود...! :30:

sanaz20
2013/12/24, 18:59
علی گوش واساده بود...! :30:

ديگه ديگهههههه:63: خانما رو دست كم نگيريد ....

erfa
2013/12/24, 19:03
رفتیم بوستان پردیسان و یه پیست کنار پیست پیاده روی داشت....که مثل اینکه برعکس بود....رفتیم جلو و من دیدم یهو 700-800 متر جلوتر افتادم....

دیگه تو پیست میدیدم آدم هست با سرعت میرفتم مردم برن کنار....تا لحظه آخر میدیدی نمیرفت کنار....میدید که داره میخوره بهش میکشید کنار....

ما تو مشد به اینا میگیم موسی کوتقی:25r30wi::25r30wi::25r30wi:

sam
2013/12/27, 12:12
خیلی خوب بود ما هم دوست داشتیم

Ghasem
2013/12/28, 15:30
همگی خسته نباشید. راستی پردیسان جنتا مسیر کوهستانم داره اونا رو چرا امتحان نکردین؟

sanaz20
2013/12/28, 16:00
همگی خسته نباشید. راستی پردیسان جنتا مسیر کوهستانم داره اونا رو چرا امتحان نکردین؟

آره اونم ديديم ولي من گفتم نريم اونور. واقعاً خسته شده بودم. اون مسيرام انرژي زيادي مي طلبه. بچه ها بخاطر من نرفتن. وگرنه از لحاظ انرژي كه بزنم به تخته آخرش بودن :29:

mSafdel
2013/12/28, 19:38
آره اونم ديديم ولي من گفتم نريم اونور. واقعاً خسته شده بودم. اون مسيرام انرژي زيادي مي طلبه. بچه ها بخاطر من نرفتن. وگرنه از لحاظ انرژي كه بزنم به تخته آخرش بودن :29:
مطمئن باشید با پشتکاری که دارید اگه تمریناتتون رو همینطور ادامه بدید یکی دو ماه دیگه هیچ مسیری برای شما سخت نخواهد بود