PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش برنامه 7 تیرماه گروه فراز – دریاچه سد لتیان



mSafdel
2013/06/30, 02:33
خدارو شکر این برنامه هم به خوبی اجرا شد. از دوستانی که همراه ما بودن تشکر می کنم و جای همه اونهایی هم که می خواستن بیان ولی به دلایل مختلف نشد که همرکاب بشیم هم خالی کردیم.

هماهنگی ها از روز پنجشنبه بعدازظهر از طریق سایت و تماس تلفنی و پیامک انجام شد. به دلیل اینکه بعضی از دوستان بعداز ظهر جمعه مشغله داشتن قرار بر این شد که برنامه بصورت نیم روزه برگزار بشه.

5شنبه شب به فکرم رسید که بد نیست برای خوراک فردا سالاد الویه درست کنم البته بدون سس (سس ماست). سیب زمینی گذاشتم و برگشتم سر پروژه که یهو دیدم آقا دوده که از قابلکه سیب زمینی ها داره بلند میشه. خلاصه دیدیم ما آشپز بشو نیستیم و بهتره بی خیال بشیم. آخرای شب بود که یهو یادم افتاد که مجید که از دوستان جدید گروهه به من گفته بود که چون زیاد انلاین نمیشه برنام ها رو از طریق موبایل بهش خبر بدم. هماهنگی لازم با آقا مجید هم انجام دادم و با قلبی پاک و دلی آرام تصمیم به خواب گرفتم.

صبح مطابق قرار با رضا و پیمان سر ساعت 6 میدون امامت رسیدیم و چرخها رو به قطعات لازم تقسیم کردیم و به هر سختی بود تو ماشین گذاشتیم. البته بنده خدا آقا رضا تمام راه در شرایط نامساعد تو ماشین نشسته بود. راه افتادیم که خودمونو به پلیس راه لشکرک که محل قرار بود برسونیم. رسیدیم دیدیم که آقا مجید از قبل با ماشین اونجا حاضر شده. قرار بود ماشین ها رو اونجا بذاریم و بقیه راهو با دوچرخه بریم. منتظر علیون (علی بیاتی و علی فاتحی) بودیم که مجید گفت یه ماشین 206 با دوتا دوچرخه روی باربند از اینجا رد شده. طی تماس با اونها متوجه شدیم که پلیس راهو ندیدن و گردنه قوچکو هم رد کردن. هماهنگ کردیم که برن سه راهی که اتوبان ارتش و جاده لشکرک بهش منتهی میشه اونجا منتظر بشن. بچه هایی که قرار بود بیان رو یکی یکی چک کردم تا مبادا کسی بیاد منتظر بمونه. ما هم ترجیح دادیم که با ماشین تا سه راهی بریم.

به سه راهی که رسیدیم (کنار کیوسک هلال احمر) جمع ما شامل من و رضا و پیمان و علی و علی و مجید بود. با محمدحسین تماس گرفتم و گفتن که میان ولی کمی تاخیر دارن. تو این فاصله از ماشین که پیاده شدیم متوجه شدیم بر خلاف انتظار هوا بسیار سرده (ساعت 6:45) و من یکی که نمیتونم تو اون سرما مسیر گردنه رو رکاب بزنم. بچه ها هم کمابیش با نظر من موافق بودن. به همین دلیل تصمیم گرفتیم که با ماشین تا ابتدای جاده لواسان بریم. کمی معطل شدیم تا محمدحسین و حمزه و دوست حمزه (که ازشون عذرخواهی می کنم بابت اینکه اسمشو یادم رفته) بهمون رسیدن. اونا تصمیم گرفتن که گردنه رو با دوچرخه بیان و ما هم با ماشین راه افتادیم.

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

ابتدای جاده لواسون کنار یه پاسگاه ماشین هارو پارک کردیم و از سربازهای اونجا هم خواهش کردیم که مواظب ماشین ها باشن که همینجا ازشون تشکر می کنم هرچند بعید میدونم که این گزارشو بخونن.

دوچرخه هارو برپا کردیم و وسایل آماده و استارت زدیم. از میدون به سمت جاده سد راه افتادیم. کمی از مسیر اصلی که رفتیم یهو از دور چشممون خورد به دریاچه. کنار جاده ایستادیم و یه عکس یادگاری با دریاچه گرفتیم.

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

از یه سوپری بعضی از بچه ها خریدهای لازمو انجام دادن و دوباره مسیرو ادامه دادیم. هرچی جلوتر میرفتیم دریاچه بهتر دیده میشد

[Only registered and activated users can see links]

دیگه وقتی که به فاصله مشخص شده در عکس بالا رسیدیم و چشممون به مسیرهای آفرود کنار دریاچه خورد عنان از کف دادیم و مسیر میانبر برگزیدیم و از کوچه پس کوچه ها خودمونو رسوندیم به کنار دریاچه که اتفاقا شلوغ هم بود

از کنار دریاچه مسیرو ادامه دادیم. یه آفرود واقعی بود، سنگلاخ، عبور از آب، مسیر شنی، گلی و ... خلاصه هرچی بخواید داشت و بسیار لذتبخش. البته گاهی هم مجبور بودیم بعضی قسمتهارو برگردیم و مسیر بهتری انتخاب کنیم.

[Only registered and activated users can see links]

هرچی جلوتر میرفتیم عرض مسیر کمتر میشد و عرض دریاچه بیشتر و مهمتر از همه اینکه خلوت تر میشد. در طی مسیر چند تا عکس یادگاری هم گرفتیم

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

و باز هم ادامه دادیم و در بین مسیر عکسهای دیگه ای گرفتیم

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

این هم عکسی از علی آقای خوش تیپ (علی بیاتی)

[Only registered and activated users can see links]

از اونجایی که آقا حمزه و دوستش قصد برگشتن داشتن (حیف شد، کلی می خواستم در مورد طبیعت گردی و کمپینگ با آقا حمزه گپ بزنم که به دفعه بعد موکول شد) یه جایی کنار دریاچه زدیم بغل و یه عکس یادگاری گرفتیم. البته تو اون منطقه ماهیگیر زیاد بود و تا ما این عکسو بگیریم همه ماهی های منطقه از سر و صدای ما فراری شده بودن

[Only registered and activated users can see links]
از راست به چپ: حمزه، مجید، علی فاتحی، پیمان، رضا، محمد (خودم)، محمدحسین، علی (بیاتی) و دوست حمزه

بعد از خداحافظی کمی که جلوتر رفتیم دیدیم نمیشه از کنار دریاچه ادامه بدیم و باید از مسیرهای روی تپه های اطراف استفاده کنیم. در حالت زین به پشت به بالای تپه رفتیم و از این فرصت استفاده کردیم و دو تا عکس بسیار زیبا هم گرفتیم

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

حین گرفتن این عکسها صحبت از حالت دست ها در زمان عکس گرفتن شد که آقا رضا یه حالت اختصاصی برای گروه طراحی کرد که متاسفانه تو عکسها کامل نمیفته آخه افکت حرکتی داره!

به جایی رسیدیم که مسئول لهو و لعب گروه علی(بیاتی) تشخیص دادن که هم از نظر زمانی و هم از نظر مکانی بهترین محل برای انجام مناسک لهو و لعبه و ما هم سراپا گوش. با این منظره زیبا مشغول رسیدگی به امور مربوطه شدیم

[Only registered and activated users can see links]

این هم اسباب مربوطه

[Only registered and activated users can see links]

قدیمیا خداییش حرفای خیلی شیرینی دارن: اگر دیدی جوانی تکیه کرده (به هر چیزی) بدان عاشق شدست و گریه کرده. این بار نوبت محمدحسین بود که تو افق محو بشه!
[Only registered and activated users can see links]

بعد از اون هم راه افتادیم و کمی جلوتر به انتهای مسیر رسیدیم که منطقه نظامی با سیم خاردار جدا شده بود. البته اینجا بود که دوچرخه علی بیاتی هم پنچر شد. در حین پنچرگیری با گریپ های دوچرخه علی آشنا شدم که انصافا به خاطر انتهای پهنی که داشتن بسیار راحت بودن. تصمیم گرفتم منم از همونا بخرم. از خود گریپها عکس نگرفتم ولی چیزی شبیه به این بودن:
[Only registered and activated users can see links]

مجبور شدیم قسمتی از مسیرو برگردیم

[Only registered and activated users can see links]

از لابلای ویلاهای رویایی به جاده اصلی سد برگشتیم. در حال عبور از یه روستای بسیار زیبا باغهای گیلاسو دیدیم و من و محمدحسین برای خرید عقب موندیم. به بچه ها اشاره کردم که برن و ما خودمونو به اونها میرسونیم. خرید گیلاس هم داستان جالبی داشت که از حوصله این گزارش خارجه. بعد از خرید گیلاسها و شستنشون و کمی هم چشیدنشون راه افتادیم. رسیدیم به یه سه راهی که بنا به تابلوی نصب شده مسیر جاده سد را انتخاب کردیم و رفتیم جلو. انصافا عجب جاده ای بود. کمی آسفالت خراب و بعد از اون هم آفرود حسابی. شیب مثبت و منفی و پیچ و خلاصه همه چی داشت. هرچی رفتیم جلو بچه هارو ندیدیم. باهاشون تماس گرفتیم متوجه شدیم که اونا از سه راهی مسیر دیگه ای رو رفتن و جالب این بود که این دو مسیر تو یه جایی بهم نزدیک میشدن و فقط یه دره بینشون فاصله بود یعنی تقریبا دویست یا دویست و پنجاه متر. جالب اینجا بود که به خاطر سکوت طبیعت با این فاصله بازم صدای همدیگه رو میشنیدیم و نیازی به تماس موبایلی نبود. اینم عکسی که اونا از ما گرفتن

[Only registered and activated users can see links]

قرار بود که بچه ها هم دور بزنن و به ما ملحق بشن که به سمت دریاچه بریم اینجا بود که محمدحسین متوجه شد که تقریبا 10 کیلومتر مسیر آفرود سخت تا سد باقیمونده و بر اساس زمانبندی انجام شده نمیرسیم و باید برگردیم. با بچه ها هماهنگ کردیم که برگردیم و تو همون روستا قرار گذاشتیم.

کمی تو روستا استراحت کردیم و دوستان گیلاس خریدن و با سرعت هرچه تمامتر به سمت ماشینها برگشتیم. دوچرخه ها رو دوباره جاسازی کردیم و یه عکس یادگاری باهم گرفتیم و به سمت خونه هامون راه افتادیم.

[Only registered and activated users can see links]

پی نوشت: باز هم زحمت عکاسی به گردن پیمان عزیز بود که ازش واقعا ممنونم که این لحظات بسیار زیبارو برامون تبدیل به خاطره ای ماندنی کرد

SABER_MTB
2013/06/30, 02:46
علیون (علی بیاتی و علی فاتحی)

اقا شما که خودت از خطه زر خیر خوزستانی چرا اصولقواعد عربیزم رو رعایت نمی کنید دو تا علی می شه مثنی.......میشه علیین......!:30:


به جایی رسیدیم که مسئول لهو و لعب گروه علی(بیاتی) تشخیص دادن که هم از نظر زمانی و هم از نظر مکانی بهترین محل برای انجام مناسک لهو و لعبه و ما هم سراپا گوش. با این منظره زیبا مشغول رسیدگی به امور مربوطه شدیم

ای ول اقا لازم شد یه بار با علی آقا بریم ما از طرف داران پر و پا قرص لهو لعبیم.......

اقا راستی تو این عکس اون هلالی که روی اب دریاچه یه کمان انداخته چی بود ؟ تور ماهیگیری بود ؟


[Only registered and activated users can see links]

Masoud
2013/06/30, 07:19
عالی بود محمد جان
نشون دادید که اون مناطق چیزی از خطه لرستان کم نداره بسیار زیبا بود و میشه تجسم کرد که چه حالی بردید :35: خوشا به حال تمام دوستان

به نظر میاد دیگه مشکل های اولین روز برنامه رو ندارید بدن ها داره کم کم عادت میکنه :63:

Vahid_FRD
2013/06/30, 08:00
استاد مسعود شما لرستان با اینجا یکی می کنی . لرستان خیلی باحال تره

محمد جان فوق العاده بود ....... واقعا دلم خواست با گروه شما بریم یه طرفی .....
علی فاتحی هم که همچنان داره با لئو می تازونه

دم همگی گرم

Masoud
2013/06/30, 08:08
استاد مسعود شما لرستان با اینجا یکی می کنی . لرستان خیلی باحال تره

محمد جان فوق العاده بود ....... واقعا دلم خواست با گروه شما بریم یه طرفی .....
علی فاتحی هم که همچنان داره با لئو می تازونه

دم همگی گرم
میخواستیم یه حالی به تهرونی های عزیز بدیم نزاشتی

mSafdel
2013/06/30, 09:44
اقا راستی تو این عکس اون هلالی که روی اب دریاچه یه کمان انداخته چی بود ؟ تور ماهیگیری بود ؟
صابر جان دقیقا نمیدونم اون چی بود ولی بعد از بحث های فنی فراوان به این نتیجه رسیدیم که برای جلوگیری از عبور قایق ها و نزدیک شدن به تاج سد اینو کشیدن


میخواستیم یه حالی به تهرونی های عزیز بدیم نزاشتی
ممنون از شما آقا مسعود خیلی حال دادی :63:
راستش به نظرم جاهای مختلف ایرانو نمیشه باهم مقایسه کرد و هر کدوم زیبایی های خاص خودشو داره. لرستان به سرزمین آبشارها معروفه و هرجاییشو بری یه آبشار زیبا داره، طبیعت بکر داره هرچند که سالهای اخیر مثل طبیعت همه جای ایران دارن از بین میبرنش، غارماهی کور داره و سمندر قیصر که من عاشقشون هستم و در کل دنیا منحصر به فرد هستن. من حتی وقتی با ماشین یا قطار از لرستان میگذرمفقط از دیدن زیبایی هاش لذت میبرم. خلاصه اینکه برا آینده برنامه ها ریختیم برای گردشگری در لرستان :)

اما از حق نباید گذشت که دامنه البرز هم زیبایی های خاص خودشو داره. زیبایی های طبیعت اینقدر زیاد بود که اغلب یادمون میرفت عکس بگیریم، باغهای گیلاس و آلبالو، باغ های گردو، منظره ماهی های کنار آب، پرنده های خاص البرز مثل زنبورخوار سبز و ... زیبایی هایی بودن که واقعا لذت بخش بود و باعث شد روز جمعه بیشتر از قبل بهه ما خوش بگذره ضمن اینکه لواسون تقریبا بافت روستایی خودشو از دست داده و به نظرم برای دیدن هرچه بیشتر زیبایی های البرز باید به مناطق بکر تری بریم که انشاالله بعد از ماه رمضون چه برنامه ها که تو این منطقه بریم :29:

mSafdel
2013/06/30, 11:02
اینقد گرم زیبایی های ایران شدم که بعضی چیزا یادم رفت :)

محمد جان فوق العاده بود ....... واقعا دلم خواست با گروه شما بریم یه طرفی .....
ممنون وحید جان. منم خیلی دلم می خواد باهم بریم. آقا ردیف کن بعد از ماه رمضون بیاید بریم سمت فشم و میگون و ذاغون و ... خیلی حال میده


به نظر میاد دیگه مشکل های اولین روز برنامه رو ندارید بدن ها داره کم کم عادت میکنه
بله آقا مسعود من که وقتی خودمو با توانایی های سال قبلم مقایسه می کنم واقعا این پیشرفتو حس میکنم و البته همشو مدیون همرکاب و مربی خوب آقا رضا هستم که در طی هفته هروقت که بتونیم باهم میریم تمرین

lorestan2001
2013/06/30, 11:22
گزارش کامل و زیبایی بود :63:

اضافه شده بعد از : 3 minutes


میخواستیم یه حالی به تهرونی های عزیز بدیم نزاشتی

لطف دارین :42:

yahya_021
2013/06/30, 11:28
اقا راستی تو این عکس اون هلالی که روی اب دریاچه یه کمان انداخته چی بود ؟ تور ماهیگیری بود ؟




آقا صابر اون هلال طنابی هستش که با گوی های پلاستیکی روی آب نگهداشته میشه و آغاز حریم سد هستش رودخونه و سد رو از هم جدا میکنه که قبل از اون طناب جای خوبی برای قایق سواریه که کسی هم کاری به کارت نداره :63:

Farshad- MTB
2013/06/30, 11:38
گزارش خوبی بود...ممنون از اینکه مارو فصل الخطاب زیبایی طبیعت قرار میدین!!!:smilies-azardl (13)

NASER1394
2013/06/30, 13:27
سپاس فراوان بابت گزارش عالی و عکسهای بسیار زیبا

خیلی دوست دارم بیام و باهاتون همرکاب بشم . ماشالله گروه فعال و منسجم با بچه های گل و پایه ای دارین .

عکس های سایه دار هم خیلی هنری شده . پاینده و سربلند باشید

AliFatehi
2013/06/30, 13:52
از همینجا از پیمان عزیز تشکر میکنم که واقعا عکسهای خوبی گرفت و هر سری داره حرفه ای تر میشه...:12:

mpooladi
2013/06/30, 17:46
اقا دست همه درد نکنه برای برنامه عکس و گزارش.
ای خمپاره بخوره توی اون گزارشت،محمد یکی طلبت :63:
دارم برات

آخر گروه رو ب جرم فراماسونی و اینا میگیرن ... همش زیر سر علی آقاس

اینم تقدیمی ما


[Only registered and activated users can see links]

mohsenavr
2013/06/30, 21:06
بسیار بسیار زیبا
حال کردیم و مقداری دلمان سوخت!

بسیار بسیار زیبا
حال کردیم و مقداری دلمان سوخت!

- - - - - - - - - -

[Only registered and activated users can see links]


با این عکس خیلی حال کردم

koorosh
2013/06/30, 21:21
به به آقا گزارش بسیار خوبی بود. واقعا خسته نباشید. خدا این لحظات رو از هیچکدوم از دوچرخه سوارا نگیره.

giant_hz
2013/06/30, 21:37
از همینجا از پیمان عزیز تشکر میکنم که واقعا عکسهای خوبی گرفت و هر سری داره حرفه ای تر میشه...:12:

ممنونم علی جان .
اتفاقا نمیدونم چرا حس میکنم این سری آنچنان که شایسته این برنامه لذت بخش بود نتونستم عکس بگیرم :21:
اما حالا که میبینم به دل خیلی ها نشسته امیدوار شدم . ممنونم دوستان:25:

NASER1394
2013/06/30, 21:56
آقا میخوام حدس بزنم کی به کیه :5:

از راست به چپ

آقایان : محمد حسین - محمد صافدل - رضا - علی فاتحی - علی بیاتی - جواد و آقا پیمان هم پشت دوربین :riz273:

آقا بگید حدسم چقدر درسته ؟ :26:



[Only registered and activated users can see links]

AliFatehi
2013/06/30, 23:00
آقا میخوام حدس بزنم کی به کیه :5:

از راست به چپ

آقایان : محمد حسین - محمد صافدل - رضا - علی فاتحی - علی بیاتی - جواد و آقا پیمان هم پشت دوربین :riz273:

آقا بگید حدسم چقدر درسته ؟ :26:



[Only registered and activated users can see links]

آقا ناصر دقیقا زدی تو خال....واقعا چه حس ششمی داری....:D

shahryar_MTB
2013/06/30, 23:21
اقا گزارش خیلی خوندی و جالیی بود موفق باشید عکسای خیلی خوبی گرفتین

mSafdel
2013/07/01, 01:25
اقا دست همه درد نکنه برای برنامه عکس و گزارش.
ای خمپاره بخوره توی اون گزارشت،محمد یکی طلبت :63:
دارم برات

آخر گروه رو ب جرم فراماسونی و اینا میگیرن ... همش زیر سر علی آقاس

اینم تقدیمی ما


[Only registered and activated users can see links]

:9:
لطف داری محمدحسین عزیز
بابت عکس زیباتون هم ممنون

از همه دوستانی که ابراز لطف کردن تشکر می کنم

یه اصلاحیه بدم به گزارش: من نمیدونم چرا موقع نوشتن گزارش همش اسم جواد تو ذهنم بود و همه جای اسم آقا مجیدو آقا جواد نوشتم که الان گزارشو اصلاح کردم

ali bayati
2013/07/01, 09:42
پنچری هم مربوط میشد به یه تیکه ی 30 سانتی شاخه ی گل رز، که افتاده بود رو خاک مسیر ... حین آب خوردن از روش رد شدم که دیدم بعله عاقا ! ... تیغ های شاخه اش، ممکنه حالمون رو بگیره ... کمی جلوتر که ایستادیم دیدم بعله عاقا ... مورد عنایت قرار گرفتیم ...

اون شاخه گل رز، شاید در یک تبادل عاشقانه، باعث تحکیم وحدت بوده باشه و برای ما شد اسباب استراحت :-)

NASER1394
2013/07/01, 14:02
آقا ناصر دقیقا زدی تو خال....واقعا چه حس ششمی داری....:D

حس ششم چیه علی جان

چشم بصیرته .... من عکس رو رنگی میبینم . شما هم بدون اینکه پلک بزنی 87 بار سرتو عقب و جلو کن به سمت مانیتور . حتما می بینی :25r30wi::25r30wi::25r30wi::25r30wi:

mfath98
2013/07/01, 15:00
حال کردینا
راستی بچه ها چرخ چقد گرون شده!1!!!!!