PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : برنامه جمعه 10 خرداد - گروه فراز



rShahbazi
2013/05/29, 15:36
با سلام خدمت دوستان
برنامه این هفته پارک جنگلی چیتگر می باشد دوستانی که تمایل به شرکت در این برنامه رو دارن اینجا اعلام کنند
محل قرار میدان امامت ،ساعت حرکت 6 صبح

AliFatehi
2013/05/29, 17:01
به به الوعده وفا برادر....:30:

قدمتون به روی چشم...

ببینم کیا میان دیگه...اونایی که منو دوست دارن میان :30:

بروبچز بایک 20 خدایی پاشید بیاید به امتحانا لطمه نمیزنه...

روی این بچه های چیتگر که فکر میکنن خیلی حرفه ای و زیادن رو کم کنیم ! :30:

اینم فکرم قبل باز کردن تاپیک و بعدش (البته ایده ترول از ایده mohammad road به ذهنم رسید)

[Only registered and activated users can see links]

mSafdel
2013/05/30, 00:14
آقای مربی من که هستم :30:
فقط چند تا نکته بگم خدمت دوستان
قرار ما ساعت 6 صبح میدون امامت (وثوق) هست. دوستانی که می خوان در طی مسیر به ما ملحق بشن حتما اعلام کنن و محل و ساعتی که ملحق میشن رو هم اعلام کنن. می خوایم بریم این دریاچه چیتگرو هم ببینیم. به خاطر مسافت زیاد بهتره یه وعده غذایی سبک هم همرامون ببریم تا برای برگشتن انرژی داشته باشیم.

ali bayati
2013/05/30, 00:39
آقای مربی من که هستم :30:
فقط چند تا نکته بگم خدمت دوستان
قرار ما ساعت 6 صبح میدون امامت (وثوق) هست. دوستانی که می خوان در طی مسیر به ما ملحق بشن حتما اعلام کنن و محل و ساعتی که ملحق میشن رو هم اعلام کنن. می خوایم بریم این دریاچه چیتگرو هم ببینیم. به خاطر مسافت زیاد بهتره یه وعده غذایی سبک هم همرامون ببریم تا برای برگشتن انرژی داشته باشیم.

محمد جان از اتوبان حکیم میائید یا همت ؟
من وسط راه (خروجی کردستان به همت یا حکیم) بهتون ملحق میشم ... ظهر هم باید برگردم منزل که ساعت 2 برم برسم به سمینار گودبرداری و سازه نگهبان :30: ...

راستی من فردا دارم میرم منیریه ... یه آمار از کوله و کملبک خوب بدید، ببینم پیدا میکنم یا نه ...

mSafdel
2013/05/30, 09:49
محمد جان از اتوبان حکیم میائید یا همت ؟
من وسط راه (خروجی کردستان به همت یا حکیم) بهتون ملحق میشم ... ظهر هم باید برگردم منزل که ساعت 2 برم برسم به سمینار گودبرداری و سازه نگهبان :30: ...

راستی من فردا دارم میرم منیریه ... یه آمار از کوله و کملبک خوب بدید، ببینم پیدا میکنم یا نه ...

علی جان ما از آزادی به سمت جاده قدیم و چیتگر میریم. پس قرار ما با شما باشه همون چیتگر دم اون بوفه - شماره منم که داری رسیدیم اونجا می تونیم هماهنگ کنیم

ali bayati
2013/05/30, 10:12
محمد جان، خودت میدونی که چیتگر جمعه ها از ساعت 10 به بعد از شدت جمعیت پیاده و سواره، عاشوراست ؛ مگر اینکه از درب غربی وارد بشی و فاز II رو فقط بری که خلوت باشه ...

بنابراین برای اینکه لطف مسیر رو شامل حال خودم بکنم، احتمالاً از آزادی به گروه ملحق میشم.:27: شاید هم اگر علی آقا (فاتحی) بگه که زودتر میره اونجا، به خلوتی چند دوری بزنیم باهم تا گروه هم برسه.

فکر کنم منظورت جاده مخصوص بود، نه جاده قدیم (فتح)؛ اگر اشتباه کردم، لطفاً اصلاحش کن :o

mSafdel
2013/05/30, 12:39
محمد جان، خودت میدونی که چیتگر جمعه ها از ساعت 10 به بعد از شدت جمعیت پیاده و سواره، عاشوراست ؛ مگر اینکه از درب غربی وارد بشی و فاز II رو فقط بری که خلوت باشه ...

بنابراین برای اینکه لطف مسیر رو شامل حال خودم بکنم، احتمالاً از آزادی به گروه ملحق میشم.:27: شاید هم اگر علی آقا (فاتحی) بگه که زودتر میره اونجا، به خلوتی چند دوری بزنیم باهم تا گروه هم برسه.

فکر کنم منظورت جاده مخصوص بود، نه جاده قدیم (فتح)؛ اگر اشتباه کردم، لطفاً اصلاحش کن :o
آره منظورم جاده مخصوص بود - تقصیر من نبود این اپیزود 3 جنگ ستارگان شروع شد حواسم به اون بود موقع نوشتن :o
عالیه فکر کنم ما حول و حوش 7 و ریع تا 7 و نیم آزادی باشیم

AliFatehi
2013/05/30, 16:08
آقا ما در خدمتیم...

البته منم خیلی دوست دارم آزادی به گروه ملحق بشم...

علی آقا اگه آزادی میای با هم هماهنگ کنیم...

من 7 - 7/30 آزادی هستم...البته خیلی سخته بیدار شدن...

اما باید برای استقبال بیام...حتما... :12:

hosein&giant
2013/05/30, 16:44
سلام به همه ما كه اراكيم ولي خيلي دوست داشتم باهاتون باشم بريد خوش باشید


:smileys-free-downlo

Vahid_FRD
2013/05/30, 17:10
سلام به همه ما كه اراكيم ولي خيلي دوست داشتم باهاتون باشم بريد خوش باشید


:smileys-free-downlo


شما که اراک هستید باید با گروه نومرز بری که اراک هستن

آی علی مگه دستم بهت نرسه .... یه دفه زنگ نزنی دعوت کنی ها :46:

hosein&giant
2013/05/30, 17:20
شما فردا کدوم مسیر میرید و چند نفر هستید

AliFatehi
2013/05/30, 21:28
شما که اراک هستید باید با گروه نومرز بری که اراک هستن

آی علی مگه دستم بهت نرسه .... یه دفه زنگ نزنی دعوت کنی ها :46:

آقا با اتوبوس کله صبح اراک - تهران بیا...;)

اتفاقا اگه میشد میومدی خیلی حال میداد...حالا چی شده مگه؟؟!!


شما که اراک هستید باید با گروه نومرز بری که اراک هستن

آی علی مگه دستم بهت نرسه .... یه دفه زنگ نزنی دعوت کنی ها :46:

آقا با اتوبوس کله صبح اراک - تهران بیا...;)

اتفاقا اگه میشد میومدی خیلی حال میداد...حالا چی شده مگه؟؟!!

- - - - - - - - - -

آقای صافدل خلاصه چند نفر شدن از بچه ها؟؟

البته هر کسی بیاد ما خوشحال میشیم...همرو دوست دارم...:35:

ali bayati
2013/05/30, 21:48
علی جان منم ساعت 7 تا 7:15 اول مخصوص هستم

AliFatehi
2013/05/30, 22:56
علی جان منم ساعت 7 تا 7:15 اول مخصوص هستم

اوکی...من تا بحال شمارو زیارت نکردم...اما شما شاید عکسامو دیده باشی...منم یه بار عکستونو که با آقای صافدل برنامه داشتین دیدم
شمارمو براتو پیام خصوصی میکنم...

ali bayati
2013/05/30, 23:19
ابتدای جاده مخصوص، یک بلوار است به نام شهید رحیمی، که میشه ضلع جنوبی ترمینال. من همونجا منتظر میشم.

mSafdel
2013/05/31, 00:05
فردا من و آقا رضا و پیمان جان از شرق میایم و قرار ما همون جایی که علی آقا اشاره کرد یعنی ابتدای جاده مخصوص، ضلع جنوبی ترمینال

ali bayati
2013/05/31, 16:58
محوطه سازی اطراف دریاچه ی چیتگر - تمرین امروز با دوستانی همراه :smiley_en_bicicleta


[Only registered and activated users can see links]

amir@
2013/05/31, 17:44
همین یه عکس؟!!!

ali bayati
2013/05/31, 19:08
عکسها رو پیمان عزیز زحمت میشکند :-)

AliFatehi
2013/05/31, 19:59
2-3 تا عکس هم من دارم که آقای صافدل قراره زحمت گزارش نوشتن رو بکشن....:30: خیلی حال داد جای همه خالی....

Dirt
2013/06/01, 00:37
محوطه سازی اطراف دریاچه ی چیتگر - تمرین امروز با دوستانی همراه :smiley_en_bicicleta


[Only registered and activated users can see links]

علی‌
اینجا کجاست؟ خهیلی گشنهگه ه

ali bayati
2013/06/01, 10:13
به توضیحی که در بالای عکس آمده رجوع کنید.

NASER1394
2013/06/01, 13:18
آقا با یک عکس با کیفیت و زیبا ما رو تو خماری میزارین ؟

منتظر عکسها و گزارشها هستیم ... خیلی زود :smilies-azardl (15)

راستی تو گزارشی که میزارین همه بچه ها رو کاملا معرفی کنین چون ممکنه اونایی که تازه عضو شده باشن نشناسن . لطفا بهمراه نام کاربری بایک 20. :ad54ad:

ali bayati
2013/06/02, 08:37
نفرات به ترتیب از سمت چپ به راست: علی فاتحی، پیمان، محمد صافدل، سجاد ...

من همین یه عکس رو گرفتم. بقیه ی عکسها رو پیمان عزیز زحمت کشیده که بالطبع نشر گزارش هم از ایشون انتظار میره :)

giant_hz
2013/06/02, 22:33
راستی راستی ما رو توی عمل انجام شده قرار دادیدهـــــــــــــــــــ ـــاااا. . .:30:
عکس ها رو من میذارم ( البته ببخشید که دیر شد دوستان:42: )
اما زحمت نگارش رو . . . . :10:

mSafdel
2013/06/02, 22:38
پیمان جان عکس ها رو تو Pinkbike بذار بقیه کاراش با من :)
بازم ممنون از اینکه زحمت عکاسی رو تو برنامه ها شما میکشی :riz304:

giant_hz
2013/06/02, 23:21
خواهش میکنم آقا . من که کاری نمیکنم . البته حق با شماست . بالاخره هرکی عکس ها رو میذاره باید زحمت نگارش گزارش هم بکشه . اما فعلا ترجیح میدم پا در گلیم اساتید نگارنده نکنم . :riz304:نه که دست به قلم خیلی خوبی دارم . . .:14:
فعلا با این شرایط کاریم به همین هفته ای یک روز دوچرخه سواری هم که میرسم و عکس ها رو هم درستشون کنم خدا رو شکر:16::42:

اضافه شده بعد از : 29 minutes

اینجا میدان آزادی بود که رسیده بودیم و منتظر علی آقای بیاتی بودیم و من یه عکس یادگاری از آقای صافدل و برج آزادی گرفتم
[Only registered and activated users can see links]
اینجا هم اوایل پیست چیتگر که تازه میخواستیم راه بیافتیم و یه دور پیست رو بزنیم....
[Only registered and activated users can see links]
دریاچه چیتگر ( یا همون اسم اصلیش دریاچه شهدای خلیج فارس )
[Only registered and activated users can see links]
:a2d3:
[Only registered and activated users can see links]
از راست : آقا رضا (با نام تجاری سجاد) ، آقای علی بیاتی ، آقا خودم ، آقای صافدل ، آقا علی فاتحی که پشت صحنه تشریف داره
[Only registered and activated users can see links]
نمایی از دریاچه
[Only registered and activated users can see links]
در راه بازگشت بودیم ، کنار اتوبان همت
[Only registered and activated users can see links]
توی این چندتا عکس آخری یه اتفاق جالب افتاد . . . پایین عکس ها توضیح دادم . . .
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]
اینجا تقاطع همت و اشرفی اصفهانی بود که من و آقا رضا حدود 5 دقیقه ای زودتر از آقای بیاتی و آقای صافدل رسیده بودیم . من دست به دوربین شده بودم و زووووووووووم کرده بودم به دوردست ها تا دوستان پیدا بشن و ازشون عکس بگیرم که ناگهان همزمان با رسیدن دوستان همرکاب ، خودروی پلیسی هم موسوم به الگانس . . . از نوع راهنمایی و رانندگیش ، اومد جلوی ما توقف کرد شنیدیم که افسران گرامی دارن توی بلند گو چیزی میگن و می خندن . . .! رفتم جلو ببینم چی میگه . . . باز توی بلند گو از ما عذر خواهی میکرد که آقا ببخشید اگه با سرعت زیاد در حال حرکت بودیم . . .
حالا اگه فهمیدید چی گفتم !!!!!:25r30wi::25r30wi::25r30wi::25r30wi::25r30wi:

mSafdel
2013/06/02, 23:42
طبق قرار صبح ساعت 6 راه افتادم به سمت میدون امامت. پیمان زودتر از من رسیده بود. بعد از سلام و احوالپرسی رضا هم رسید و به اتفاق راه افتادیم به سمت خیابان دماوند. هوای خنک اول صبح و خلوت بودن خیابون دماوند مارو به وجد آورده بود و با سرعت رکاب میزدیم. نزدیک میدون امام حسین محافظ تنه (همون که از تنه در مقابل زنجیر محافظت می کنه) دوچرخه پیمان کنده شد و افتاد که چون خودش متوجه نشد و من پشت سرش بودم وایسادم که برش دارم بعد با یه کش که پیدا کردیم اونو به تنه محکم کردیم. (اینو گفتم که حتما با یه کش یا بست کمربندی اونو محکم کنید تو این گرونی بیخودی ضرر نکنید)
خلاصه دوباره راه افتادیم و تا نزدیکای آزادی اتفاق خاصی نیفتاد و با سرعت مسیرو ادامه دادیم فقط یه ماشین آبپاش شهرداری ظاهرا قبل از ما حرکت میکرد و زمینو آبپاشی می کرد و در طی مسیر بوی خاک نم خورده خیلی حال میداد.
نزدیکای آزادی علی آقای فاتحی رو دیدیم که زحمت کشیده بود و به استقبال ما اومده بود. بعد از سلام و احوالپرسی رفتیم سر خیابون شهید رحیمی بعد از میدون و منتظر علی آقای بیاتی شدیم تو این فاصله هم کمی گپ زدیم و علی هم کمی از خاطرات سفر نوروزی تعریف کرد برامون. خلاصه آقای بیاتی هم که اومد از سمت جاده مخصوص راه افتادیم سمت چیتگر. به چیتگر که رسیدیم دیدیم هنوز خیلی خلوته پیستو یه دوری زدیم و لذتشو بردیم تو اون هوا و فضای خلوت پیست خیلی حال داد. بعد از برگشتن به ایستگاه 1 و کمی استراحت به سمت فاز 2 چیتگر رفتیم و از اونجا بعد از کمی پرس و جو از یه آقای اسب سوار رفتیم به سمت مسیر محلی دریاچه چیتگر، یه مسیر خوب با حاشیه درختکاری شده و شیب ها و پیچ های ملایم که رکاب زدنو لذت بخش تر می کرد. با کمی میانبر رسیدیم به دریاچه و جالب این بود که به محض نزدیک شدن به ورودی پارک کنار دریاچه مامور مربوطه زنجیرو برداشت و داخل پارک راهمون داد که این از عجایبه این سرزمینه! کمی رفتیم جلوتر که دو مامور که رو صندلی نشسته بودن و استراحت میکردن جلومونو گرفتن و گفتن که باید بریم تو پیست و سواری تو این قسمت ممنوعه! با برخورد خوش دوستان اونا هم راضی شدن و گفتن که میتونید برید کنار دریاچه منم به خاطر اینکه تلافی کنم دو تا شیرینی دادم بهشون که اونا هم کلا نظرشونو عوض کردن و گفتن آقا اصلا اگه دوست داشتید می تونید تو دریاچه شنا هم بکنید!!!
هرچند نیمه کاره بود اما جای زیبایی بود و به دیدنش می ارزید. کنار دریاچه پر از بچه قورباغه های ریز بود که بعضی از اونها بیرون اومده بودن و ما سعی کردیم در طی مسیر به اونا آسیب نرسونیم. چند عکس یادگاری کنار دریاچه گرفتیم و از اونجا همون مسیر قبلی رو به سمت پیست چیتگر برگشتیم. در حین برگشتن هوس کردیم کمی آفرود بازی دربیاریم که یه مسیر خاکی رو که شیب نسبتا خوبی هم داشت رفتیم بالا. اینجا بود که حال پیمان کمی منقلب شد و به همین دلیل دوباره به مسیر اصلی برگشتیم تا زودتر به پیست برسیم. بعد از کمی صحبت معلوم شد که پیمان صبح صبحانه نخورده اومده و تو قمقمش هم به جای آب، آب میوه ریخته و استفاده کرده به همین خاطر احتمالا هم افت قند خون داشت و هم معدش اذیت شده بود.
بعد از رسیدن به پیست و شستن دست و صورت با آب خنک و کمی استراحت به قول علی آقای بیاتی بساط لهو لعب پهن کردیم (فکر بد نکنید ها) و یه کمی از کالری های از دست رفته رو جبران کردیم. آذوقه هامون تخم مرغ آب پز و ساندویچ کالباس و کیک و آجیل بود که حسابی بهمون انرژی داد و دور همی لذت وافر بردیم. تو این گیر و دار یکی از بچه های کرجو دیدیم که ورزشکار بود اساسی اصن یه وضی ها!
بعد از کمی استراحت به سمت خونه راه افتادیم. نیت کردیم برگشتنی به دلیل شلوغی خیابون انقلاب، از بزرگراه همت برگردیم. علی آقا هم دمش گرم تا ابتدای اتوبان همت مارو بدرقه کرد و اونجا از ایشون خدانگهداری کردیم و خودمون 4 تایی مسیرو ادامه دادیم. فقط همینقدر بگم که رفتن از اتوبان اشتباه محض بود و ورودی و خروجی های اتوبان بسیار خطرناک بودن. در طی مسیر افراد زیادی سبد به دست توت میفروختن اما همچین که تصمیم گرفتیم یه سبد بخریم یهو انگار فصل توت تموم شد!
به خروجی اشرفی اصفهانی هم که رسیدیم با علی آقای بیاتی خداحافظی کردیم و من و رضا و پیمان به سمت شرق ادامه دادیم. نزدیکای خروجی ونک ذخیره آب من و پیمان تموم شده بود به همین خاطر پیشنهاد دادم که ادامه مسیرو از خیابون ولی عصر بریم که بتونیم آب تهیه کنیم که مورد موافقت قرار گرفت. برای رفتن به خیابون ولی عصر باید از پله های یه پارک دوچرخه بدست پایین میرفتیم چند دقیقه ای استراحت کردیم و عکس گرفتیم و موقع رفتن بود که یه درخت شاه توت بزرگوکشف کردیم. من و پیمان حسابی از خجالتش دراومدیم، واقعا توت های خوشمزه ای داشت ما هم تشنه و بدون آب.
از طریق مسیر BRT که به خاطر روز تعطیل خلوت بود خیلی سریع خودمو رسوندیم به خیابون بهشتی و آب تهیه کردیم و بعد از طریق خیابون معلم به سمت گلبرگ رفتیم. ابتدای گلبرگ به خاطر اینکه مسیر من و رضا از پیمان جدا میشد برای خداحافظی وایسادیم که یه آقایی اومد و در مورد خرید دوچرخه برند با 1 تومن سوال پرسید که ماهم در حد توان جوابشو دادیم. بعد از خداحافظی هم از طریق خیابون آیت رفتیم به سمت میدون امامت و برنامه روز جمعه رو به پایان رسوندیم.

مسافت طی شده در این برنامه حدودا 80 کیلومتر بود که نقشه حدودی اونو میتونید اینجا ببینید:
[Only registered and activated users can see links]

یه تجربه این رکابزنی بحث تغذیه قبل و در حین رکابزنی بود. قبلنا که در مورد دوچرخه سواری مطالعه می کردم هر وقت به مطالب مربوط به تغذیه میرسیدم بی خیال مطالعه میشدم اما الان به نظرم تغذیه مورد بسیار مهمی در ورزشه و باید توجه کافی به این مسئله داشته باشیم. پیمان رکابزن خیلی خوبیه و توان و انرژی بالایی داره اما اتفاقی که افتاد نشون داد که بحث تغذیه چقدر میتونه در توان دوچرخه سوار تاثیرگذار باشه. فکر می کنم علی آقای فاتحی هم با من در مورد تغذیه مناسب موافق باشه (اصلا هم در این زمینه غیبت کسی رو نکرد)

دو تا سوال هم در این رکابزنی برام پیش اومد که فرصت نشد از اقای مربی بپرسم به همین خاطر اینجا مطرح می کنم ببینم نظر دوستان چیه:

من تو این برنامه بیش از 3 لیتر آب مصرف کردم ولی بعد از اتمام برنامه و تقریبا تا چند ساعت بعد مدام احساس تشنگی و عطش داشتم و آب زیادی مصرف کردم اینقدر که بعداز ظهرش کمی حالم بد شد. در طول این مدت این عطش حتی با لیمو و آب لیمو هم برطرف نشد. ایا این حالت طبیعیه؟ چه پیشنهادی برای جلوگیری از این حالت دارید؟
بعد از اینکه تو چیتگر کمی استراحت کردیم و یه وعده سبک غذایی خوردیم موقعی که دوباره شروع به رکاب زدن کردم افت جسمانی محسوسی رو در خودم دیدم که برخلاف انتظارم بود. من انتظار داشتم که با کمی استراحت بهتر رکاب بزنم که اینطور نبود! به نظر شما دلیلش چیه و همچین مواقعی چیکار میشه کرد؟


پی نوشت: توپی تنه دوچرخه من و توپی تنه دوچرخه علی آقای بیاتی باهم سمفونی توپی تنه می نواختن

giant_hz
2013/06/03, 00:00
ممنون بابت گزارش کامل و جامع آقای صافدل عزیز:24:
اتفاقا راجب سوالاتی که برات پیش اومده من هم در این رابطه خیلی چیزها برام سوال شده بود قبلا . اینکه در مورد ورزش خودمون ، دوچرخه سواری ، یک سری اظلاعات جامع پزشکی که جواب تمام این سوالات رو به ما بده وجود داره ؟! حتی چندبار خواستم تایپیک ایجاد کنم و راجبش بحث بشه!
فکر میکنم همچین اطلاعاتی لازم و ضروری باشه ! از پیش از شروع دوچرخه سواری تا بعدش . . تغذیه . . نحوه تمرین . . . مدت زمان . . .
البته ببخشید اگر احساس کردید از بحث تایپیک خارج شد

miladdrg
2013/06/03, 00:02
ali bayati
به به
مثل اینکه جسابی خوش گذشته و یه برنامه شرق به غرب تهران رو برگذار کردید
ممنون از اقا پیمان و اقا مهمد بابت گزارش و عکسهاشونم
[Only registered and activated users can see links]
علی اقا فکر کنم باد دوشاختون زیاد از حد کم باشه یه چک بکنیدش

ali bayati
2013/06/03, 00:06
محمد جان، اون استراحت حین لهو و لعب، به نظر من مدت مناسبی داشت. من حدس میزنم احتمالاً خواب شب شما کافی نبوده ...
چون خودم اگر شب به اندازه ی کافی نخوابم، روز بعدش انرژی ام زود تخلیه میشود ...

گزارش، بسیار با جزئیات بود ... شامل موارد ریزی که به همین زودی از ذهن من رفته بود ... لعنت را بر سرب معلق در هوا و تاثیر منحوسش بر حافظه ی کوتاه مدت نثار میکنیم :riz277:

روز خوشی بود ... امیدوارم که تکرار شود :thanks:
به امید همرکابی های بیشتر ...

captain slow
2013/06/03, 01:13
جناب صافدل ممنون از گزارش خیلی دقیق و جالب و احسنت به حافظه قویتون.

در مورد بحث تغذیه من نباید جلوی اساتید حرفی بزنم اما چند نکته به ذهنم رسید. اولین موردش اینکه برای برنامه های طولانی باید سعی شه تا حد ممکن از ذخیره گلیکوژن استفاده نشه و ضربان رو نباید خیلی بالا برد. بنظرم این یکی از دیلایلی بوده که پیمان جان اذیت شده ( اینو خودمم کم رعایت میکنم و دو هفته پیش سر همین موضوع ساعت 7 صبح من و هارتل با هم رفتیم تو میز). به شخصه برای برنامه های سنگین (کوهنوردی) آب نبات دوای درد منه. یه آب نبات رو اگر به حال خودش رها کنید تقریبا یک ساعت دوام میاره. اگر بجویدش ممکنه بعد از مدت کوتاهی باعث افت شدید شه. یه خوبی دیگه آب نبات اینه که باعث ترشح بزاق میشه و گلوم خشک نمیشه.

اما افت بدنی شما بعد از صبحانه احتمالا بخاطر چای خوردن زیاد بوده و همینطور تجمع خون اطراف معده که باعث شده احساس ضعف داشته باشید. کربوهیدرات رو باید به تدریج به بدن برسونید (خدا پدر بادوم و انجیرو بیامرزه) معمولا بدن نمیتونه این همه کربوهیدرات رو بپذیره و باید کم کم عادتش بدید.
من یه قانونی دارم برای خودم ( که البته این قانون بر باد هوا استواره) که بعد از تمرین تا وقتی ضربان قلبم به حالت نرمال نرسه (بین 55 تا 60) مدام آب میخورم و همش احساس میکنم خونم غلیظه :4: در حین برنامه هم جلوی دهنم رو میپوشونم که گلوم خشک نشه و بی رویه آب نخورم که اذیتم کنه.

Dirt
2013/06/03, 01:34
مرسی‌ برا عکسها، چی‌ هوایهه خوهبیِ اونجا...خوشب حالتون

Masoud
2013/06/03, 08:24
دو تا سوال هم در این رکابزنی برام پیش اومد که فرصت نشد از اقای مربی بپرسم به همین خاطر اینجا مطرح می کنم ببینم نظر دوستان چیه:

من تو این برنامه بیش از 3 لیتر آب مصرف کردم ولی بعد از اتمام برنامه و تقریبا تا چند ساعت بعد مدام احساس تشنگی و عطش داشتم و آب زیادی مصرف کردم اینقدر که بعداز ظهرش کمی حالم بد شد. در طول این مدت این عطش حتی با لیمو و آب لیمو هم برطرف نشد. ایا این حالت طبیعیه؟ چه پیشنهادی برای جلوگیری از این حالت دارید؟
بعد از اینکه تو چیتگر کمی استراحت کردیم و یه وعده سبک غذایی خوردیم موقعی که دوباره شروع به رکاب زدن کردم افت جسمانی محسوسی رو در خودم دیدم که برخلاف انتظارم بود. من انتظار داشتم که با کمی استراحت بهتر رکاب بزنم که اینطور نبود! به نظر شما دلیلش چیه و همچین مواقعی چیکار میشه کرد؟


پی نوشت: توپی تنه دوچرخه من و توپی تنه دوچرخه علی آقای بیاتی باهم سمفونی توپی تنه می نواختن

عالی بود و معلومه که خیلی بهتون خوش گذشته البته قدیمیا میگفتن که هر چی امکانات مال این تهرونیاست که ما اصلا بهشون توجه نمیکنیم :14::21:

بد شدن حالتون ممکنه از بر هم خوردن بالانس الکترولیتی بدنتون باشه چون درسته آب تامین شده ولی چون بدن با شرایط اونروزتون سازگار نشده مقداری ph خونتون بهم خورده معمولا سرگیجه و .... از علائمشه و همینطور غذاهایی هم که خوردید اصلا غذاهای ورزشی نبوده چون خود این ها برای هضمشون مقدار زیادی آب نیاز دارن مثل تخم مرغ و کالباس و ...
بهتره از نون و پنیر به همراه خیار و گوجه و یا هندوانه استفاده کنید
افت جسمانی و ضعفتون هم بعد از استراحت مطمئنا مربوط به افت گلوکز خونتونه به نظرم غذا یا مایع شیرینی رو استفاده کردید
البته این ها نظر من و تجربیاتمه که ممکنه درست هم نباشن
خوش باشید

mSafdel
2013/06/03, 10:53
ممنون بابت گزارش کامل و جامع آقای صافدل عزیز:24:
اتفاقا راجب سوالاتی که برات پیش اومده من هم در این رابطه خیلی چیزها برام سوال شده بود قبلا . اینکه در مورد ورزش خودمون ، دوچرخه سواری ، یک سری اظلاعات جامع پزشکی که جواب تمام این سوالات رو به ما بده وجود داره ؟! حتی چندبار خواستم تایپیک ایجاد کنم و راجبش بحث بشه!
فکر میکنم همچین اطلاعاتی لازم و ضروری باشه ! از پیش از شروع دوچرخه سواری تا بعدش . . تغذیه . . نحوه تمرین . . . مدت زمان . . .
البته ببخشید اگر احساس کردید از بحث تایپیک خارج شد
خواهش می کنم پیمان جان. بحث شما خیلی هم مرتبط با سوالاتی بود که پرسیدم و ممنون میشم اگه در زمینه تغذیه تحقیقات انجام دادی مارو هم در جریان بذاری.


گزارش، بسیار با جزئیات بود ... شامل موارد ریزی که به همین زودی از ذهن من رفته بود ..
علی جان تازه خلاصش کرده بودم ;)


در مورد بحث تغذیه من نباید جلوی اساتید حرفی بزنم اما چند نکته به ذهنم رسید. اولین موردش اینکه برای برنامه های طولانی باید سعی شه تا حد ممکن از ذخیره گلیکوژن استفاده نشه و ضربان رو نباید خیلی بالا برد. بنظرم این یکی از دیلایلی بوده که پیمان جان اذیت شده ( اینو خودمم کم رعایت میکنم و دو هفته پیش سر همین موضوع ساعت 7 صبح من و هارتل با هم رفتیم تو میز). به شخصه برای برنامه های سنگین (کوهنوردی) آب نبات دوای درد منه. یه آب نبات رو اگر به حال خودش رها کنید تقریبا یک ساعت دوام میاره. اگر بجویدش ممکنه بعد از مدت کوتاهی باعث افت شدید شه. یه خوبی دیگه آب نبات اینه که باعث ترشح بزاق میشه و گلوم خشک نمیشه.

اما افت بدنی شما بعد از صبحانه احتمالا بخاطر چای خوردن زیاد بوده و همینطور تجمع خون اطراف معده که باعث شده احساس ضعف داشته باشید. کربوهیدرات رو باید به تدریج به بدن برسونید (خدا پدر بادوم و انجیرو بیامرزه) معمولا بدن نمیتونه این همه کربوهیدرات رو بپذیره و باید کم کم عادتش بدید.
من یه قانونی دارم برای خودم ( که البته این قانون بر باد هوا استواره) که بعد از تمرین تا وقتی ضربان قلبم به حالت نرمال نرسه (بین 55 تا 60) مدام آب میخورم و همش احساس میکنم خونم غلیظه :4: در حین برنامه هم جلوی دهنم رو میپوشونم که گلوم خشک نشه و بی رویه آب نخورم که اذیتم کنه.
حسن عزیز ممنون از راهنمایی هات. راستش منم اگه برنامه سنگین باشه از آبنبات استفاده می کنم و یا گاهی از شکلات به همون شیوه رها شدگی
آقا اون روز اصلا چایی نخوردیم. سحن جان منظورتو دقیق نفهمیدم که استفاده از بادون و انجیر خوبه یا نه؟
این خشک شدن گلو یه مشکل جدی برای من محسوب میشه تو تمرین که دلایل مختلفی داره.


عالی بود و معلومه که خیلی بهتون خوش گذشته البته قدیمیا میگفتن که هر چی امکانات مال این تهرونیاست که ما اصلا بهشون توجه نمیکنیم :14::21:

بد شدن حالتون ممکنه از بر هم خوردن بالانس الکترولیتی بدنتون باشه چون درسته آب تامین شده ولی چون بدن با شرایط اونروزتون سازگار نشده مقداری ph خونتون بهم خورده معمولا سرگیجه و .... از علائمشه و همینطور غذاهایی هم که خوردید اصلا غذاهای ورزشی نبوده چون خود این ها برای هضمشون مقدار زیادی آب نیاز دارن مثل تخم مرغ و کالباس و ...
بهتره از نون و پنیر به همراه خیار و گوجه و یا هندوانه استفاده کنید
افت جسمانی و ضعفتون هم بعد از استراحت مطمئنا مربوط به افت گلوکز خونتونه به نظرم غذا یا مایع شیرینی رو استفاده کردید
البته این ها نظر من و تجربیاتمه که ممکنه درست هم نباشن
خوش باشید
آقا مسعود اینو که راست میگن که هرچی امکانانه مال تهرونه اما خوب دریاچه مارو با دریای خودتون مقایسه کنید! من ترجیح میدم کنار خلیج فارس رکاب بزنم :thanks:
راهنمایی تغذیه تون به نظرم خیلی خوب بود دفعه بعد از همین غذاها استفاده می کنم.
من تو تمرین وقتی افت قند خون احساس کنم یه آبنبات کوچیک یا یه شکلات کوچیک استفاده می کنم به نظر شما ممکنه همین باعث افت گلوکز خون شده باشه؟

Masoud
2013/06/03, 11:12
آقا مسعود اینو که راست میگن که هرچی امکانانه مال تهرونه اما خوب دریاچه مارو با دریای خودتون مقایسه کنید! من ترجیح میدم کنار خلیج فارس رکاب بزنم :thanks:
راهنمایی تغذیه تون به نظرم خیلی خوب بود دفعه بعد از همین غذاها استفاده می کنم.
من تو تمرین وقتی افت قند خون احساس کنم یه آبنبات کوچیک یا یه شکلات کوچیک استفاده می کنم به نظر شما ممکنه همین باعث افت گلوکز خون شده باشه؟

خوب آبنبات یه شیرینی زیادی رو داره که میاد سریع افت رو جبران میکنه ولی در عوض انسولین که حالیش نیست فقط یه آبنبات کوچیک بوده به وفور تو خون سرازیر میشه و وقتی حالیش میشه سرکاری بوده که خیلی دیر شده و شما باید جور عجول بودن پانکراس رو بکشید :25r30wi:

و تا بدن بیاد از ذخیره گلیکوژن توی کبد و گلیکوژن در سلول‌های ماهیچه ای استفاده کنه یه مدت رو باید توی وضعیت ضعف بگذرونه

به نظرم از انجیر خشک یا نهایتا از کشمش استفاده بکن ضرر که نداره مطمئنا سودش از آبنبات خیلی بیشتره

captain slow
2013/06/03, 11:33
میگن انجیر برای وقتی که بدن خالی میکنه خوبه.
آقا مسعود اگر قندی که میرسونیم به بدن خیلی کم باشه موردی نداره بنظرم. یعنی تا حالا این اتفاق برای نیفتاده (آب نبات، مخلوط خیلی رقیق آب و آبمیوه/ شربت)
برای خشکی گلو هم تنها راه حل من همونه که دهنم رو میپوشونم تا بخشی از رطوبتی که هوای بازدم داره رو تو دم بعدی باز بدست بیارم و روی دوچرخه واقعا هم جواب میده. فقط تو سرعتای خیلی پایین تو تابستون گرم میشه و اذیت میکنه. آب نبات گوشه ی لُپ هم البته چون باعث ترشح بزاق میشه خیلی خوب بوده برای من

mSafdel
2013/06/03, 12:05
ممنونم از همه دوستان تو مسیر بعدی حتما انجیر خشک و کشمشو امتحان می کنم فقط یه مشکلی هست: چون من عاشق کشمش هستم احتمالا همون ابتدای برنامه هرچی کشمش با خودم ببرمو میخورم :p
حسن جان ممنون. یادم افتاد یه بار به دلیل حساسیت به گرده افشانی گلها همین هفته پیش تو سرخه از ماسک استفاده کردم حین دوچرخه سواری یه مشکل دیگه ای برام پیش اومد: وقتی نفس میکشیدم بخار روی عینکو میپوشوند هرچند که خیلی زمانش کوتاه بود اما کمی اذیتم کرد. باید سعی کنم خودمو بهش عادت بدم

Masoud
2013/06/03, 12:41
یه دستمال هایی هست که کوهنوردها استفاده های زیادی ازش میکنند ما هم داریم و کامل تا بینی رو میپوشونه و هم محافظ خوبیه برای سرما و گرما و هم گرد وخاک

captain slow
2013/06/03, 13:31
[Only registered and activated users can see links]

مارک باف الان گرون شده اما مارکهای متفرقه هم هست: [Only registered and activated users can see links]

AliFatehi
2013/06/03, 13:40
خوب منم به نوبه ی خودم از آقای صافدل و همه دوستان تشکر میکنم یه 4 تا عکس بی کیفیت هم ما داریم

این 2تا اتوبان مخصوص گرفتم داشتیم میرفتیم سمت چیتگر...

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

این دو تا هم خروجی همت از محله ی ما (شهرک گلستان (شهرک راه آهن قدیم) )
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

دیگه از گوشی 2 مگاپیکسلی انتظاری بیش از این نیست....
اینم اضافه کنم واقعا تمرین خوبی بود...بنده تا همین عکس آخری 62.7 رکاب زدم که تا خونه 63 شد شایدم یه چند صد متر بیشتر...
خیلی خوشحال بودم از اومدن دوستان که از شب خوشحالی در دلم بود با اینکه برنامه زیاد اجرا کردیم...چیکار میشه کرد...
آخر سر هم بخدا دلم بود باهاشون برم...میگفتم ای کاش خونمون اونور بود باهاشون میرفتم...:46:
ببخشید دوستان ما هر سری شما تشریف میارید دست خالی از نظر تغذیه هستیم...به آقای صافدل هم گفتم...اصلا یادم نمیوفته چی خوبه که بیارم...
لطفا یه تایپک در مورد تغذیه بزنید تا همه بدونن واسه تمرینات چه بزرگ چه کوچیک چه چیزای ساده و یا غیر ساده بهتره....البته اگه بحث خیلی حرفه ای نشه بهتره...
که بره سمت کربو هیدرات و مواد افزودنی مجاز و غیر مجاز و مکمل و اینا که همه بتونن استفاده کنن...ممنون میشم...اگه لازمه بنده تاپیک بزنم...اما از آقا مسعود خواهش میکنم اینکارو بکنن
که حرفه خودشون هست...ما در حد زیست اول دبیرستان از بدن اطلاعات داریم :30:

Masoud
2013/06/03, 13:43
[Only registered and activated users can see links]

مارک باف الان گرون شده اما مارکهای متفرقه هم هست: [Only registered and activated users can see links]


بله دقیقا که ما از شکل Mask استفاده زیادی میکنیم

ali bayati
2013/06/03, 14:46
میلادجان ممنون
شنبه میره نمایندگی برای توپی تنه، میگم فی المجلس باد دوشاخ رو هم چک کنند .

mSafdel
2013/06/03, 16:17
ببخشید دوستان ما هر سری شما تشریف میارید دست خالی از نظر تغذیه هستیم...به آقای صافدل هم گفتم...اصلا یادم نمیوفته چی خوبه که بیارم...
لطفا یه تایپک در مورد تغذیه بزنید تا همه بدونن واسه تمرینات چه بزرگ چه کوچیک چه چیزای ساده و یا غیر ساده بهتره....البته اگه بحث خیلی حرفه ای نشه بهتره...
که بره سمت کربو هیدرات و مواد افزودنی مجاز و غیر مجاز و مکمل و اینا که همه بتونن استفاده کنن...ممنون میشم...اگه لازمه بنده تاپیک بزنم...اما از آقا مسعود خواهش میکنم اینکارو بکنن
که حرفه خودشون هست...ما در حد زیست اول دبیرستان از بدن اطلاعات داریم
علی جان اصلا یادم رفته بود عکسهای شمارو اضافه کنم! ممنون
خیلی کارت درسته بابا ما هم دوست داریم شمارو بیشتر ببینیم
علی جان الان میگم دفعه بعد که اومدیم چیتگر چه تغذیه ای بیاری: یه دیس چلو، یه دیس پلو، خورشت بادمجون، قورمه سبزی، جوجه کباب به مقدار کافی. برای دسر هم کمی ژله و کارامل. چند سیخ هم جگر که قبل از برگشتن بزنیم به بدن البته زیاد نباشه که برا برگشتن سنگین نشیم :25r30wi: :34:


حسن جان ممنونم حتما یکی از این دستمال سرها تهیه می کنم

NASER1394
2013/06/03, 21:15
آقای AliFatehi ([Only registered and activated users can see links]) عزیز
خیلی دوست داشتنی بودی که بچه های شرق بخاطر شما اومدن چیتگر ( اینهمه گلایه میکردی چرا چیتگر نمیاین ) قدر دوستان رو بدون که رفاقتشون یه دنیا می ارزه :bunnyearsmiley:
ماشاالله آقای بیاتی رو هم همراه داشتین که اگه ارازل و اوباش مزاحم شدن از خجالتشون دربیاد :1:

آقا برنامه تون خیلی خوب بود و فقط قسمت ضد حالش همون اتوبان بوده که خیلی خطرناکه - واسه موتور خطرناکه چه برسه به دوچرخه

آقا محمد در جواب سئوال : البته استنباط من اینه ...

اگه قبلا تا این حد دچار افت نمیشدید . فکر میکنم تاثیر آلودگی هوای تهرانه که اینجوری شدین . چون مسیرای غرب به شرق همیشه پرتردد تره و آلودگی بیشتری داره

چون همیشه میرفتین سرخه که هواش خیلی بهتره نسبت به جاهای دیگه تهران .

ali bayati
2013/06/03, 21:35
Reflex جان، من به دوره ی جاهلیت ام، اینکاره نبودم ... چه برسه به الان که دیگه کرک و پرم ریخته :riz277:

اما در کل، نمیدونم چرا هیچوقت از این مسائل برام پیش نیومده ... شاید بخاطر اینه که رفتار و چهره ام صلح جوست :37:
یه بار تو اتوبان نیایش ظاهراً سرعت غیر مجاز داشتم که پلیس بزرگراه متوقفم کرد ... اومد کنار ماشین و گفت سرعتتون زیاده ... منم خیلی ملایم گفتم تو فکر بودم و حواسم نبوده ... گفت مراعات کنید، بفرمائید ... راه افتادیم که بریم پی کارمون ... صد متر جلوتر تو بلندگو گفت کمربند تون رو هم ببندید !!:30:

دوستانی که گیر پلیس بزرگراه و نامحسوس افتادند میدونند که عملاً قسر در رفتن از دستشون غیرممکنه ... یه ماه پارکینگ حداقل رو شاخشه :65d6a5d6s:

AliFatehi
2013/06/04, 00:09
آقای AliFatehi ([Only registered and activated users can see links]) عزیز
خیلی دوست داشتنی بودی که بچه های شرق بخاطر شما اومدن چیتگر ( اینهمه گلایه میکردی چرا چیتگر نمیاین ) قدر دوستان رو بدون که رفاقتشون یه دنیا می ارزه :bunnyearsmiley:


شما نظر لطفته...

و دوستان اساتید بنده هستن و اگه منو توی تمریناشون قبول نمیکردن شاید علاقم به دوچرخه سواری کم میشد....

به قول یه بنده خدایی خیلی باحالن دوستای من خدا نگهشون داره تا قیامت....

و یه چیز بی ربط : مهم رکاب زنه نه دوچرخه :p اصن یه وضی معلوم نیست کی گفته....اصن هم بچه های کرج زیاد بودن توی این تمرین...یکی دوتارو میخواستم برم پیششون....:37:

mSafdel
2013/06/04, 00:24
آقای AliFatehi ([Only registered and activated users can see links]) عزیز
خیلی دوست داشتنی بودی که بچه های شرق بخاطر شما اومدن چیتگر ( اینهمه گلایه میکردی چرا چیتگر نمیاین ) قدر دوستان رو بدون که رفاقتشون یه دنیا می ارزه :bunnyearsmiley:
ماشاالله آقای بیاتی رو هم همراه داشتین که اگه ارازل و اوباش مزاحم شدن از خجالتشون دربیاد :1:
ناصر جان این دو تا علی آقا واقعا گل تشریف دارن. حرف ندارن و من از بودن باهاشون لذت میبرم امیدوارم تا دوباره در فرصتهای دیگه باهاشون همرکاب بشم


و یه چیز بی ربط : مهم رکاب زنه نه دوچرخه :p اصن یه وضی معلوم نیست کی گفته....اصن هم بچه های کرج زیاد بودن توی این تمرین...یکی دوتارو میخواستم برم پیششون....:37:
چی؟ بری پیششون؟! بدون اجازه آقای مربی؟ به رضا بگم بیاد بگه کرجه؟!! :25r30wi:

giant_hz
2013/06/04, 14:57
دوستانی که گیر پلیس بزرگراه و نامحسوس افتادند میدونند که عملاً قسر در رفتن از دستشون غیرممکنه ... یه ماه پارکینگ حداقل رو شاخشه :65d6a5d6s:[/QUOTE]

خداییش اینو راست میگی علی آقا . . .
یه بارم بنده تجربه شو داشتم . امتحانات دانشگاه بود دیرم شده بود . توی همت آنچنان با سرعت و لایی میرفتم که یهو چشمم خورد به یکی از الگانس های محترم . آقا ار یه کیلومتری سرعت رو کم کردم و آروم از بغلش رد شدیم . یه کیلومتر بعدش باز نشستیم رو گاز . . . آقا همین که رسیدم سر خروجی یهو دیدیم همون محترم تو بلند گو میگه پژو بزن کنار . . .
هیچی خلاصه با یه بدبختی که آقا دانشجو ام امتحانم دیر شده . . . یه 40 تومنی جریمه کرد و گفت مراعات کن جوان جان:128fs318181:
خیرش بده وگرنه بساط پارکینگ داشتم:14:

Dirt
2013/06/04, 21:05
[Only registered and activated users can see links]



چی‌ دوستای خوهبی هستید شما
مرسی‌