PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : روز دوم.....با اق پویا ...کرج...



SABER_MTB
2012/03/28, 16:08
صبح ساعت 10 زدیم بیرون......نه بببخشید 11 ....!!!! ای بابا باز هم دروغ کفتم.....تو اکزیف عکس زده 17 : 12 ....!

[Only registered and activated users can see links]

اول بچه ها رو سوار کردیم و مطمئن شدیم جاشون خوبه....

[Only registered and activated users can see links]

و قرار همیشگی.......سیزدهم گوهر دشت....ایستگاه اتوبوس سیاهکلان........

[Only registered and activated users can see links]

و جالبیش اینه که نشده تا حال من یه بار اون جا برم و تو مدتی که منتظر اتوبوسیم یه چند نفر از بچه های دان هیل کار بدون دوچرخه با ماشینی پیاده ایی چیزی از اون ور ها رد نشن و نیان با هم یه گپی نزنیم....

در این برحه هم یکی از جالب ترین اوسگول کردگی های عمرم رو با هنر نمایی حاج حمید دیدم.....

اون اایی که داره با گوشی حرف می زنه....

[Only registered and activated users can see links]

قضیش چون خیلی با حال بود تعریف کنم بد نیست.....

قضیه از اینت قرار بود که یه خانم محترمی داشت با گوشی حرف می زد تو حاشیه میدون در حالی که ما وسط میدون دور حوض نشسته بودیم.....

و حاج حمید سریعا متوجه شد که داستان یک Blind date است.....یعنی این خانم محترم با یه آقای محترم دیگه قرار گذاشته و چون دفعه اولشون بوده به چهره نمی شناختن.....حالا این که آدم از کجا بفهمه طرف بار اولشه دیگه بر می گرده به تجربه.......!!!

بعد حمید ما هم شروع کرد به پانتومیم بازی کردن....و الکی با گوشی ادا در آوردن و یهو چش تو چش اون خانم محترم شد .......و نتیجش این شد که طرف باورش شد ..آآآآ اینا هاش خودشه و گوشی رو قطع کرد و حمید ما هم رفت خدمت ایشون....با هم چند قدمی رو مشایعت کردند ........!!

در همین حین دوباره اون اقای محترم به گوشی خانم تماس گرفتند.....و یهو اون خانم دچار گیج شدگی مزمن شد......که پس این کیه......؟؟؟!!!


راننده اتوبوس چون از یه خطدیگه اومده بود با دان هیل بازی آشنایی نداشت و اول بچه ها مجبور شدن از در رفاقت وارد بشن......و رو مخ راننده برن تا ما رو سوار کنه.......

[Only registered and activated users can see links]


اول از خیابان شهید رجایی به مسیروارد شده و یک طالبی زدیم تو رگ.......

[Only registered and activated users can see links]

که عجیب چسبید فقط آخر مسیر ته هشتی بزرگه......یه از خدا بی خبری دار و درخت و شاخه ماخه ها رو ریخته بود ویط منفی رو به رو و ما موندیم ته هشتی.......

[Only registered and activated users can see links]

بدور بعد رفتیم قبرستون.....!!!! فحش نمی دم اعصابم هم راحته....اسم مسیر است......

و باز سر خروجی انتهای مسیر به بنده خدا 206 رو با FJ Cruiser اشتباه گرفته بود......

[Only registered and activated users can see links]

و مردان دان هیلی همیشه برای کمک حاضر اند....

برای بار سوم و آخر مسیر مرغداری رو انتخاب کردیم و اول مسیر یه تصادم شدید داشتیم.....

[Only registered and activated users can see links]

یکی از دوستان هم از زاویه دیگه ایی دزر همون لحظه آماده بود و شکار کرد صحنه رو.....

[Only registered and activated users can see links]

هوای نو بهار از کلاه فک دار هم شکوفه می رویاند..........

[Only registered and activated users can see links]

بعد از اون جا هم رفتیم پارک خانواده......یع جای مثل پیست تفریحی دوچرخه........

که متاسفانه باطری دوربین به لقا الله پیوسه بود دیگه.......و نشد صحنات رو گزارش کنیم....منتهی بچه ها از همون لا به لای پیست معمولی اسفات یه خورده فری راید هایی کشف کرده بودند که.......

البته من تنها چیزی که تو اون پارک ندیدم خانواده بود.......!!!

موقع بر گشت هم خابعجیبی منو فرا گرفته بود....چون اصولا اینکه من ساعت 10 بیدار شم یکی از نوادر است.....!!!

تازه شب قبلش هم 3 خوابیده باشم.....!!! خب نمی شه دیگه......و دیدم دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.....

به توصیه های داش سیا ساکتی زدم بقل یک ساعت فیکس لالا بعد نشستم پشت رول......

اخر شب هم اق پویا اصرار داشت که بره خونه چون چند هفته ایی بود از خدمت مرخصی نگرفته بود....و دلش برا پیست خودشون تنگیده بود......

خلاصه داش پویا هم اخر های شب بردیم ترمینال و راهی شد به گرجی محله......

Mohamad39
2012/03/28, 16:18
اخ ایول بابا
چ حالی کردینا
راستی ی سوال پویا دوچرخه خودشو اورده بود؟

SABER_MTB
2012/03/28, 16:22
اخ ایول بابا
چ حالی کردینا
راستی ی سوال پویا دوچرخه خودشو اورده بود؟

آقا پویا از خدمتش که تو شیرازه می اومد تهران.....دوچرخه رو تو پادگان کجا بزاره ؟؟؟

Mohamad39
2012/03/28, 16:27
اهان من فک کردم خدمتش تمومیده ک
عکس از حرکات میزاشتی فیض میبردیم ب فکر دوربینتم باش زود باطری تموم میکنه مدلش چیه؟
من ی دونی سونی 16 مگاپیکسل دارم

Amini
2012/03/28, 16:29
بلاخره آقا صابر تصمیم گرفتن چند روز تعطیل کنن و از تعطیلات لذت ببرن

از قرار حمید خان هم کوهی از تجربه هستند.... باید بیایم پیش ایشون درس پس بدیم :45:

راستی صابر هوا چطور بود؟؟

8ing
2012/03/28, 19:32
آقا پویا از خدمتش که تو شیرازه می اومد تهران.....دوچرخه رو تو پادگان کجا بزاره ؟؟؟

ای بابا!ما آخرشم نفهمیدیم خدمتش کجاست.
اگه اشتب نکنم به ما گفته شده بود خدمتش سمنانه.حالا سمنان کجا و شیراز کجا؟

pmdh
2012/03/29, 01:29
سلام-

اق صابر دست دنده چی شد ؟ درست شد؟
یه جا خوردیم زمین دست دنده اسرم x7 ترکید شرمنده اق صابر شدیم.
دست اق صابر و خانواده خوبشون درد نکنه.
یه بی معرفتی هم کردیم تا کرج رفتیم به اقا کاوه سر نزدیم.الان اق کاوه میگه دست پویا درد نکنه از بیخ گوشمون رد میشه به ما سر نمیزنه شرمنده به خدا...سر فرصت بیای طرفمون جبران میکنیم .

kaveh_am
2012/03/29, 15:11
سلام-

اق صابر دست دنده چی شد ؟ درست شد؟
یه جا خوردیم زمین دست دنده اسرم x7 ترکید شرمنده اق صابر شدیم.
دست اق صابر و خانواده خوبشون درد نکنه.
یه بی معرفتی هم کردیم تا کرج رفتیم به اقا کاوه سر نزدیم.الان اق کاوه میگه دست پویا درد نکنه از بیخ گوشمون رد میشه به ما سر نمیزنه شرمنده به خدا...سر فرصت بیای طرفمون جبران میکنیم .

این حرفها چیه ما باید میومدیم خدمتتون شما باید ببخشید....