PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : گزارش برنامتین به اتفاق گروه شکمو ها



Vahid_FRD
2017/01/22, 01:40
با سلام و عرض ادب
امیدوارم حال همه دوستان دوچرخه سوار خوب باشه
راستش یه اصلی هست که دارم شدیدا بهش اعتقاد پیدا می کنم
اونم اینه که تا گزارش برنامه های قبلی ننویسی حضرت دوچرخه اجازه بهت نمی ده که برنامه های بعدی بری پس برای همین باید دست به کیبورد برد و گزارش نوشت
دوست عزیزی در این سایت یک روایت بسیار جالب داشت
ایشون می فرمود وصف العیش نصف العیش
پس با کمال میل دست به کیبورد می شوم برای شریک کردن دوستانم در عیش و خوشی ها قربه الی الله

اول یه عکس براتون بزارم داستان گروه شکمو ها دستتون بیاد

[Only registered and activated users can see links]
حالا اول براتون بگم چرا نوشتم برنامتین ؟
چون ما از اونجایی که هرچی سن بالاتر می رود وقت آزاد هم به صورت معکوس ازآن تبعیت می کند در نیت خود به قصد قربت قصد نگارش 2 گزارش را داشتیم ولی به دلیل ذیق وقت هر دو را به یک گزارش ادغام نمودیم و دو هفته پشت سر هم را در قالب یک گزارش به سمع و نظر شما می رسانم

اول بگم که بعد از یک سال که باز خدا یاری کرد و پا در رکاب سیاوش دوچرخم نهادیم و باز سوار دوچرخه شدیم قبل تر از این گزارش یه برنامه به گروه دایی عزیزم رفتیم که گزارشش در لینک زیر موجود است
[Only registered and activated users can see links]

اما موضوعی که در اون برنامه به اون پی بردم این بود که بی نهایت از روزهایی که دوچرخه سواری می کردم گذشته و افت شدیدی هم در توان عضلانی و هم در توان تنفسی و هم در توان مهارت های سواری با دوچرخه کوهستان رخ داده
بهتر دیدم که مدتی را به صورت انفرادی رکاب بزنم تا شاید زودتر توان دوچرخه سواری خودم رو بازیابی کنم و بعدا به گروه بپیوندم
از این رو با علی آقا دوست با وفا و خوب خودم در میون گذاشتم و قرار شد جمعه ها به اتفاق دوست ایشون آقا عرفان ( ایش لیبه دیشیان ) رکاب زنی سبکی داشته باشیم
از قدیم تر ها تعریف دست پخت آقا عرفان به شکم ما ... عه ببخشید به گوش ما خورده بود و بی صبرامه منتظر فرصتی بودم که با این دوستمون هم یه برنامه اجرا کنیم
خوب این طور که معلوم بود بهترین موقعیت بود که هم رکاب زنی آرام و کم فشاری داشته باشیم
و هم به اضافه وزنمان بیافزاییم باشد تا رستگار گردیم

طبق قرار قبلی با یک ترفندی اعضای گروه داییم اینا رو پیچوندیم ( چیه مگه ؟ ونا خیلی خفن رکاب می زنن بابا )
و قرار شد راس ساعت 8 علی اقا درب منزل ما باشد
برخلاف همیشه به خودم گفتم فردا باید سر وقت حاضر باشم ....... یکی از اخلاقیات خوب علی سر وقت بودنشه ....... خوب این بار خیلی دلم می خواست که منم سر وقت باشم
آقا راس ساعت 8 در باز کردم که برم بیرون و توی دل خودم می گفتم که ای ول علی هنوز نیامده دیدم بنده خدا پشت در منتظر وایساده و تیر ما به سنگ خورد
راه افتادیم و در میدان کوه نورد که همانا ورودی منطقه گردو هستش منتظر اقا عرفان سر آشپز شدیم
[Only registered and activated users can see links]

خیلی خوب
از دور دیدیم یه بنده خدایی شبیه این شوالیه های قرون وسطا سوار بر رخش سفیدش نفس نفس زنان داره میاد
و بلاخره اقا عرفان به ما رسید
کمی سلام و احوال پرسی کردیم و متوجه شدیم کوله بار ایشون بسیار سنگین می باشد
کمی از بار ایشون تقسیم کردیم و به راه افتادیم
همون طور که در عکس بالا هم می بینید هوای اون روز اراک سرد بود و دستکش و کلاه بر سر و دست داشتیم
[Only registered and activated users can see links]

در مسیر که از امتداد دره گردو می گذشت به دلیل اینکه قصد و نیت ما رکاب زنی نرم و اهسته بود هر چند دقیقه برای عکس که همان سوغات ما برای شما دوستان است می استادیم
[Only registered and activated users can see links]

اینجا در عکس پایین هم داشتیم برای دوربین علی آقا فیگور می گرفتیم که توسط دوربین آقا عرفان شکار شدیم
[Only registered and activated users can see links]

خلاصه این تنبلی ما هم داستانی شده بود برای خودش
شاید توی این چند سالی که دوچرخه سواری می کنیم بالای 500 بار از این مسیر رد شدیم ولی همه عکس ها رو جمع کنی از نظر تعداد با این عکس ها برابری نخواهد کرد
تق و توق عکس می گرفتیم
خیلی هم حال داد اتفاقا
به قول یکی از دوستان : می شه جز خاطرات دوران بازنشستگیمون
والا
[Only registered and activated users can see links]

این هم چندتا عکس در مسیر دره گردو اراک
بر درختی که در محلی به نام چال علی گودال معروف است
که در قدیم ها یک استخر یا اصطلاحا اِسِل با این نام در ان مو جود بوده که بعدها در اثر سیلاب پر شده است
البته امسال در قسمت های زیادی از دره گردو به وسیله اداره کل منابع طبیعی آب بندهایی ساخته شده که شایسته تقدیر و تشکر هستش

خیلی خوب
بعد از طی طریق و کلی عکاسی
در محلی دنج و در کنار چشمه آب روان و زیر سایه درختان و روی سنگی بزرگ ایستادیم
بلافاصله از روی گرسنگی مشغول اماده سازی آتش به منظور آشپزی شدیم
یگی از کارهای خوبی که آقا عرفان انجام داده بود این بود که چند قطعه چوب بسته بندی کرده بود و به همراه خودش آورده بود که به دو دلیل من خوشم امد از این حرکت فنی
1- اینکه وقتی طبیعت گرد چوب با خودش بیاره طبیعا برای تهیه اتش دیگه به جون درخت ها و.. نمی افته و به اون ها آسیب نمی زنه
2- طعم غذا و چای که با چوب تهیه می شه خیلی عالی خواهد بود
آقا اصلا از خودمون یه حدیث الان می دیم بیرون
قال وحید : طبیعت گردی که چای و املت اتیشی نخورده باشه طبیعت گرد نیست
خوب مشغول روشن کردن آتش شدیم و از بد روزگار آتش زنه ای که همراه عرفان بود همه کار می کرد الا روشن شدن آتیش
بلاخره آتیش روشن شد و آقا عرفان یه فنجون قهوه فرد اعلا برامون درست کرد
جاتون خالی زدیم بر بردن و شارژ شدیم
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

قهوه که میل کردیم
سریعا مشغول آشپزی شدیم
املتی ساختیم بس خوش طعم
آقا عرفان فلفل سیاهی که همون روز صبح قبل از برنامه آسیاب کرده بود و کلی عطر خوب داشت ریخت تو املت و یه چیز عالی تحویل ما داد
علی آقا هم از مزرعه برادرش گوجه اورده بود
آخ آخ آخ
از اون گوجه خوش طعما که ادم می خوره یاد قدیما می افته
روغن حیوانی هم اضافه شد بر داستان
اصلا می دونم الان همه اتون دارید غر غر می کنید که این چه گزارشیه
من به روح اعتقاد ندارم
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

آقا الان نصفه شب گذشته که دارم می نو.یسم خودم گرسنه ام شد
بزارید برم یه چیزی بخورم فردا میام داستان هفته بعد هم تعریف می کنم

auas
2017/01/22, 09:58
دعا کنید درسمون زودتر تموم بشه هفته بعدش جوجه میبریم
بعدشم هر روز تمرین:smilies-azardl (13) عین قدیما

mohammad mtb
2017/01/22, 10:21
عالي بود جوجو !!! :22:

Ghasem
2017/01/22, 11:14
خیلی باحال بود، کلا هر چند وقت یه بار همچین تمرینایی خوب میچسه. البته منم حدود دو ماهی میشه پام به چرخ نخورده و همش از رو تنبلیمه، بقیش بهونست.
راستی من هر جا ببینم کسی با اتش زنه میخواد آتیش درست کنه اجازه نمیدم. کارو که راحت تر نمیکنه هیچ، سخت ترم میکنه! فقط دود میکنه. غیر از اینا...کلا باهاش حال نمیکنم...
تو عکس اول از دوست جدیدتون، اولش با خودم گفتم چقدر سنش کمه، ولی تو عکسای بعدی که پرده برداری کرده تازه متوجه شدم.
گزارش خفنی بوذ و حسابی گشنه شدیم. ایشالله همیشه به خوشی.

amin75
2017/01/22, 15:16
خیلی عالی بود وحید جان...
برای آتیش هم چوب آوردن دیگه واقعا سخته!
محسن دوستم همیشه یه تیکه تیوب با خودش میاره برای آتیش خیلی بهتر از آتش زنه عمل میکنه...
منتظر ادامه گزارش هستیم.

sanaz20
2017/01/22, 17:32
شما قهوه جوش به این گرونیو میذارین بین آتیش؟:a54d65a:
خیلی پولدارین پس :dadad4:

hasator
2017/01/22, 18:42
عالی بود ...
بخصوص اینکه چوب بردین با خودتون ...
درود بر دوستداران طبیعت :25:

mf mohammad
2017/01/22, 22:27
واییی خددداااا گشنم شد.ایول وحید پرچمت بالاست. ایشالا همیشه سر زنده باشید

واییی خددداااا گشنم شد.ایول وحید پرچمت بالاست. ایشالا همیشه سر زنده باشید

- - - - - - - - - -


دعا کنید درسمون زودتر تموم بشه هفته بعدش جوجه میبریم
بعدشم هر روز تمرین:smilies-azardl (13) عین قدیما
درس علی جان؟؟ مگه درس میخونی تموم نشد؟

auas
2017/01/23, 00:54
- - - - - - - - - -


درس علی جان؟؟ مگه درس میخونی تموم نشد؟
.
یه یکی دو هفته دیگه مونده دفاع کنم تموم بشه کلا:63:

hangipangi
2017/01/23, 12:51
آقا وژدانن فقط یک دسر کرم کارامل کم داشت فقط این برنامتون...در این حد به تغذیه اهمیت میدین جای تقدیر داره از طرف سازمان خوار و بار جهانی(فائو):1:
ما برنامه می ریم یک مشت گردو و کشمش می بریم بازم هم رکابا میگن اوه چقدر خوراکی آوردی!!!!


که در قدیم ها یک استخر یا اصطلاحا اِسِل با این نام در ان مو جود بوده
جاذبه ی طبیعیه جذابی هست...قبلاً دیدم چند نمونه


قال وحید : طبیعت گردی که چای و املت اتیشی نخورده باشه طبیعت گرد نیست
قال بنده ی حقیر: دوچرخه سواری که برای املت آتیشی ماهیتابه و هیزم حمل می کنه از قهرمان توردو فرانس سه درجه بالاتره!


روغن حیوانی هم اضافه شد بر داستان
به به از این چیزای ناب می زنید مثل فشفشه میرید مسیر رو دیگه....ولی فکر کنم 18 برابر کالری که سوزوندین کالری بار زدین

حالا چند تا سوال: چند کیلومتر شد؟ کل زمان؟ این دره گردو کجاست دقیقا؟

A.amex
2017/01/23, 20:06
خوبه والا
اون موقع ها که اراک بودیم با این جماعت می رفتیم بیرون فقط درد و زخم خون ریزی و گرسنگی و مسیر طولانی بهمون می دادن
الان می رن برا خودشون املت و اسپرسو و جوجه می زنن
هیییییی جووونی کجایی که یادت بخیر
وحید یاد اون برنامه ای افتادم که با هم رفتیم ملایر و برگشتم
تو راه برگشت انقدر گرسنه شدیم که وقتی به شهر رسدیم اولین ساندویچی که دیدیم رفتیم و غارتش کردیم

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

Ali mosavi
2017/01/23, 20:17
عالی بود

mf mohammad
2017/01/23, 20:51
.
یه یکی دو هفته دیگه مونده دفاع کنم تموم بشه کلا:63:
منم پروژم مونده فقط دیگه تمومه. موفق باشی

A.amex
2017/01/23, 21:11
منم پروژم مونده فقط دیگه تمومه. موفق باشی


.
یه یکی دو هفته دیگه مونده دفاع کنم تموم بشه کلا:63:

پس شیرینی افتادیم دیگه
برای هر دو نفرتون می گم ها

Vahid_FRD
2017/01/24, 09:55
خوبه والا
اون موقع ها که اراک بودیم با این جماعت می رفتیم بیرون فقط درد و زخم خون ریزی و گرسنگی و مسیر طولانی بهمون می دادن
الان می رن برا خودشون املت و اسپرسو و جوجه می زنن
هیییییی جووونی کجایی که یادت بخیر
وحید یاد اون برنامه ای افتادم که با هم رفتیم ملایر و برگشتم
تو راه برگشت انقدر گرسنه شدیم که وقتی به شهر رسدیم اولین ساندویچی که دیدیم رفتیم و غارتش کردیم
[Only registered and activated users can see links]


وای دمت گرم علی
واقعا این عکس دیدم کلی خندیدم
چه کار کردیم با اون یارو ساندویچیه
بدبخت تا حالا مشتری نداشته که با شرت بیاد تو مغازه اش
کلی خندیدم به یارو
وسطای کار هی داشت با خودش فکر می کرد اینا الان پول از کجاشون در میارن میدن به من
شورت که جیب نداره :smilies-azardl (13)


واییی خددداااا گشنم شد.ایول وحید پرچمت بالاست. ایشالا همیشه سر زنده باشید
ممنون محمد جان
منتظرم دوچرخه بگیری بیام یه شیرینی تپل ازت بگیرم
یه سفر دوچرخه ایزمی هم با هم بریم


درس علی جان؟؟ مگه درس میخونی تموم نشد؟
نه بابا علی دست از درس خوندن بر نمی داره عین لودر می خونه می ره جلو


عالی بود ...

بخصوص اینکه چوب بردین با خودتون ...
درود بر دوستداران طبیعت :25:
قربانت
خیلی جای شما خالی بود
منتظرم هوا خوب بشه بیام سمت شما یه چند روزی سواری کنیم


شما قهوه جوش به این گرونیو میذارین بین آتیش؟
:a54d65a:
خیلی پولدارین پس :dadad4:
اوه اوه
مگه قیمتش چنده ؟
اگر گرونه دفعه بعد از عرفان به مدت نا محدود یواشکی قرضش بگیرم


خیلی عالی بود وحید جان...

برای آتیش هم چوب آوردن دیگه واقعا سخته!
محسن دوستم همیشه یه تیکه تیوب با خودش میاره برای آتیش خیلی بهتر از آتش زنه عمل میکنه...
منتظر ادامه گزارش هستیم.
ممنون امین جان
جات خیلی خالی بود
راستی تیوپ بو نمی ده موقع سوختن ؟
بعدش اون حس چای و املت اتیشی که خیلی نوستالژیک هستش چی ؟ اون که عمرا با تیوپ بشه درست کرد

خیلی باحال بود، کلا هر چند وقت یه بار همچین تمرینایی خوب میچسه. البته منم حدود دو ماهی میشه پام به چرخ نخورده و همش از رو تنبلیمه، بقیش بهونست.

راستی من هر جا ببینم کسی با اتش زنه میخواد آتیش درست کنه اجازه نمیدم. کارو که راحت تر نمیکنه هیچ، سخت ترم میکنه! فقط دود میکنه. غیر از اینا...کلا باهاش حال نمیکنم...
تو عکس اول از دوست جدیدتون، اولش با خودم گفتم چقدر سنش کمه، ولی تو عکسای بعدی که پرده برداری کرده تازه متوجه شدم.
گزارش خفنی بوذ و حسابی گشنه شدیم. ایشالله همیشه به خوشی.
والا منم زیاد باهاش موافق نیستم ولی اینبار یه استفاده دیگه هم داشت که خیلی جالب بود
اتیش باید باد زد که روشن بشه دیگه . درسته ؟
این آتش زنه هم نصفه بود یعنی نیمی از ظرفش خالی بود
ما هم ازش به عنوان باد بزن استفاده کردیم . فشارش که می دادی هوای توش با فشار خالی میشد و اتیش داغ می کرد
اینم از ابتکارات ماست دیگه

عالي بود جوجو !!!
:22:
ممنون محمد جان
منتظر گزارش از خودت هستیم ها
گزارش های تو خیلی پر احساس زیبا بودن


دعا کنید درسمون زودتر تموم بشه هفته بعدش جوجه میبریم

بعدشم هر روز تمرین:smilies-azardl (13) عین قدیما
آخ آخ آخ
یعنی میشه ؟


آقا وژدانن فقط یک دسر کرم کارامل کم داشت فقط این برنامتون...در این حد به تغذیه اهمیت میدین جای تقدیر داره از طرف سازمان خوار و بار جهانی(فائو):1:
ما برنامه می ریم یک مشت گردو و کشمش می بریم بازم هم رکابا میگن اوه چقدر خوراکی آوردی!!!!
یه دفه شما افتخار همرکابی بدید و ما سعادت داشته باشیم در رکابتون باشیم مطمئنا برات کرم کارامل هم میارم



قال بنده ی حقیر: دوچرخه سواری که برای املت آتیشی ماهیتابه و هیزم حمل می کنه از قهرمان توردو فرانس سه درجه بالاتره!
خداییش بار اضافی محسوب می شه و اون کسی که حملش می کنه سی درصد املت بیشتر با یه شات قهوه بیشتر بهش تعلق می گیره



به به از این چیزای ناب می زنید مثل فشفشه میرید مسیر رو دیگه....ولی فکر کنم 18 برابر کالری که سوزوندین کالری بار زدین
آقا این عطر روغن حیوانی خودش انرژی زاست
خیلی باحاله
ولی نمی دونم چه جوریه که شکم نمی اره و به مقدار چربی بدن اضافه نمی کنه و در رگ ها هم رسوب نمی کنه
حالا اگر هم اضافه کرد با حمل چوب در برنامه ها ابش می کنیم خخخخخ




حالا چند تا سوال: چند کیلومتر شد؟ کل زمان؟ این دره گردو کجاست دقیقا؟
برنامه گل گشتی بود خیلی مسیر طولانی نرفتیم
دره گردو نزدیک اراکه
کل زمان نصف روز شد

amin75
2017/01/24, 12:38
[QUOTE=Vahid_FRD;119055]

راستی تیوپ بو نمی ده موقع سوختن ؟
[FONT=IranSans]بعدش اون حس چای و املت اتیشی که خیلی نوستالژیک هستش چی ؟ اون که عمرا با تیوپ بشه درست کرد [/

یه تیکه کوچیک فقط برای شروع آتیش به عنوان آتش زنه.
بعدش دیگه متاسفانه اطراف مشهد چوب خشک زیاد هست!

hasator
2017/01/24, 18:13
قربانت
خیلی جای شما خالی بود
منتظرم هوا خوب بشه بیام سمت شما یه چند روزی سواری کنیم



بفرما آقا وحید ... خونه خودتونه :smilies-azardl (113

mf mohammad
2017/01/24, 23:34
پس شیرینی افتادیم دیگه
برای هر دو نفرتون می گم ها
ایشالا یه سر باید بیام اراک مدارکمو بگیرم.همتون باشید!! یه هفته قبلش میگم بهتون

اضافه شده بعد از : 2 minutes




پس شیرینی افتادیم دیگه
برای هر دو نفرتون می گم ها
ایشالا یه سر باید بیام اراک مدارکمو بگیرم.همتون باشید!! یه هفته قبلش میگم بهتون

- - - - - - - - - -


:smilies-azardl (13)


ممنون محمد جان
منتظرم دوچرخه بگیری بیام یه شیرینی تپل ازت بگیرم
یه سفر دوچرخه ایزمی هم با هم بریم


نه بابا علی دست از درس خوندن بر نمی داره عین لودر می خونه می ره جلو



با این وضعیت که من میبینم چرخ بگیرم فک کنم دو برابر پولشو فقط باید شیرینی بدم