PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : کلیبر و قلعه بابک خُرّمدین



sepehr82
2015/07/21, 21:12
کلیبر و قلعه بابک خُرّمدین:

با اجازه مدیر سایت و مدیر ارشد عزیز:
((((حوصله داری مطلب را بخوان "سپس" لایک کن !
نه اینکه عکس ببینی و
"" قبل از ارسال پست ""
بنده لایک زدی و "سوال های " هچل هفتی می کنی ( مخاطبین خواص ) ....
سابقا پست ارسال شد(آپ شد و بارگذاری ) ورق و صفحه جدید نمایان شد ..... و دیدم پیام سپاس آمده ...!!!
از خودم پرسیدم که چه کسی با این سرعت مطلب و تایپی که 6 ساعته انجامین شده را در مدت ...
"نیم ثانیه خوانده " !!
عکس ها را هم دیده !!!
اون موسسه تُند خوانی نُصرت اوف... یک چنین کاری نمی تونه بکنه ... !!!
و
دقیقه ایی بعد هم سوال هچل هفتی ارسال کرده ..... که پیداست // اصلا زحمت خوندن مطلب را هم به خودش نداده .....
پس :
بدو برو به تخمه شکستن مشغول باش .... نه اصلا بهتری تخمه مغز شده بخری و بخوری ... آره !! )))) .
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
درود بر دوستانم
این مسیر و داستان مسیر با اتومبیل طی شده ...... به نیّت مسیر شناسی گردشگری و دیدن مکان های تاریخی // جفرافیایی // ایران شناسی // و برای بنده و شما دوچرخه سواران

" البته نیّات .... و نگرش دوچرخه ایزمی "" را در بر دارد .....

فعلا بنده نمی تونم این مسیر را برم ( با دوچرخه ) شاید شما دوست گرامی با اطلاعتی که عرضه می کنم زودتر از بنده با چرخت بتونی ... یکی از مسیرهایی که خواهم گفت را... مُشرّف شَوی ...
و اگر اکسیژن خاص خاص اونجا تنفس کردی ... میدیونی یاد بنده نیفتی .... !!!
پس همراه من باش .... تا آخرین عکس و مطلب را پس از گذر از تمامی آذربایجان ....

و در انتهای قصه و حکایت و مسیر نزدیکی قزوین ... در شاهراه عبور باد و طوفان های منجیلستان .... توربین های بادی گرفتم را تقدیمت کنم ....
مسیر کجاست ؟

یک
راس مثلثپایین را فرض کن : از زنجان شروع مسیر .

راس دیگر (دوم )
/ مرز و گوش گربه ایی نقشه کشور در شمال ایران ... بعد گذر از مناطق حفاظت شده جنگلهای ارسباران تا مرز شمالی کشورم ایران ...
و
راس سوم مثلث /
فراتر از ماکو و مرز باارزگان ... پیشروی تا لب مرز ... سپس آبشار شُر شُر ... و در ادامه
قره کلسیا (کلیسای سیاه ) قدیمی ترین کلسیا ساخته شده بدست حوّاری عیسی مسیح که طاطاووس نام دارد .... بسیار جذاب خواهد بود ... وچند کلیسای دیگر ......... سفر در کناره رود ارس ........که جانم فدایش .........همیشه دوست دارم آراز بخوانمش ...

چند سطر بالا نگاشته شد تا بدانی و حدس بزنی که چه تیپ سفری (مجازی برای شما ) در پیش روست ...

این عکس اول محدوده حرکت ما را در روز اول را روی نقشه نشان می دهد :

[Only registered and activated users can see links]

اگر با روحیه شما سازگار هست با ماباش ... ( در این سایت همه اعضا و مدیران مخالف اسپمرها هستند !! )
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
برنامه ما چطوری پا گرفت ؟
آها از جایی که توی گروه (فعلا ) چهار عضوی که داریم .... جاهای دیدنی و تاریخی را در سال 94 داریم می گردیم و می بینیم و لذت می بریم ......... و اگر هم نتونیم بریم و بببینیم موردی را به اشتراک ... می گذاریم ... لااقل بر اطلاعاتمون افزوده شده ....

قرار بر این شد که بنده و یکی از دوستان در ترمینال غرب همدیگر را ملاقات کنیم ....
و بلیط اتوبوس بگیریم برای زنجان و شب

را نزد دوست سوم مهمان باشیم ... و از اونجا استارت برنامه گردشی را بزنیم .... :

شروع از زنجان 11 صبح چهارشنبه بود و اول تیم سه نفری و " نگاره خویشتنی " به استفاده از سلفی را ابداع کردم .... :

ما سه تن :

این رفیقمون که عقب نشسته را هم درام میارم .... تو فاز دوچرخه سواری .... و نوع نگاه به دوچرخه عوض شده ... از این به بعد هم داره ... فنی و اصولی رکاب میزنه .. :

[Only registered and activated users can see links]

چشم اندازی از شهر زنجان در هنگام خروج از شهر :

[Only registered and activated users can see links]

و عکسی دیگر از پل قدیمی زنجان که بر روی بستر رودخانه .... هنوز چا بر جاست :

ولی به کجا چنین شتابان ! ؟

قرار هست سه روز در راه باشیم .... و این حکایت روز اول را فعلا بخوانیم ببینیم ... تا گزارش بعدی ...

از زنجان قرار شد در بزرگراه بریم به سمت تبریز ///

[Only registered and activated users can see links]

آما طبق برنامه :

بپیچیم سمت "اهر " و از اونجا برسیم به شهر کَلِیبَر .... چرا !!!

[Only registered and activated users can see links]


چون دیگه طاقت نداشتیم پوستر و عکسهای "قلعه بابک " ( خُرّمدین ) را مصنوعی تماشا کنیم ... نیّت کردیم قربتن الی التاریخ ...

پس مُصمم شدیم از نزدیک قلعه را ببینیم ....

و توی مسیر اتفاقات جوّی جالبی هم داشتیم ... اولیش این که از 15 سالگی تا امروز .... بمدت 33 سال بود که میوه ایی به اسم و

لفظ تُرکی "" خیرچا "" خِرچا " را نخورده بودم ... که خریدیم همون جا خوردیم ........ و معادل زبان پارسیش را نمی دونم ... شاید ساخته نشده باشد ... و شاید هم بنده بی اطلاع هستم ... !!!

شاید هم " تِل " با شه اسمش ( به آذری )

( میوه ایی شبیه طالبی و گرمک با پوستی سخت که بسیار شیرین و تُرد مانند هست ...و نه به شُلُ ولِیه طالبی

در زمان کودکی در دِه و آذربایجان .... که در ایام کودکی و سه ماهه تعطیلات تابستانی .... فقط خاطره کم رنگی ازش در ذهن و یادم بود ..... خورده بودم .... )
عکس هندوانه و خرچا فروش :

[Only registered and activated users can see links]


عمل مستحب دوپینگ با "خرچا" ... از نوع جذب کبدی ... و فَوران انرژیی که اعماق یک آذری الاصل می تونه طغیان کنه :

[Only registered and activated users can see links]


چهارشنبه بعداز ظهر سمت اهر چنان هوا خنک شد...... مگو و مپرس ...

[Only registered and activated users can see links]

پس از این عکس های خوش رنگ آذرآبادگانی .... که پیچیده بودیم سمت اَهر ........

که در ابتدای مسیر وضعیت هوا خیلی خوب و عالی بود :

[Only registered and activated users can see links]


هوا دگرگون شد .... و یواش یواش ابرهای تیره نمایان شدندی .... و رعد و برق بود که از دور می دیدم ... تندر های عمودی رو به زمین ...... بودند

و سرعت ما بشتر از اون توده جوّی بود .... از این رو ..... رسیدیم به دل جبهه ابرهای بارشی ....

[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]

اون هم چه بارشی !

[Only registered and activated users can see links]

شدید جات آلات ... بسرعت از سمت

غرب کشور ... گویا از مرز تُرکیه ابرهای ترکی سراغمون آمدند و هوا ابری شد .....

کمی جلوتر رفتیم دما بسرعت کاهش داشت ...صفحه دماسنج داخل خودرو را دائم زیر نظر داشتیم ....

تا چند درجه فکر می کنید آمده باشه .... ؟؟؟ اون در آخرین چهارشنه تیر ماه نود و چهار .... حدود ساعت 15 یا 16 بود ... متصور باشید در تهران دما روی 40 هست ( معمولا ) ....

[Only registered and activated users can see links]

از 25 درچه تعغیبش کردیم .... آقا بادی وزیدن آغاز همی بنمود و ... شُرشُر بارون... با تو دیدن داره با تو دیدن داره .....( جای رفیق مرثیه خوانمون خالی ... با اون ریش کذاییش )

پایین ترین دما در مسیر رفت ( چهارشنبه بعد ظهر ) :

[Only registered and activated users can see links]

و کوه های برنگ بسیار زیبا ... توجه داشته باشید ضرب العجلی چند شهر را گشتیم و دیدم ... در نتیجه زمان کمی برای عکاسی داشتیم ...

و بیشتر عکس ها را با تبلت زد الترا گرفتم در "حال حرکت " از سرعت های 40 تا 120 کیلومتر برساعت ... ((( و اگر مقبول نیست همین ابتدا پوزش می خوام )))

و از اونجایی که بسیار بد شانسی میارم ... قسمت "گریپ باتری " دوربین عکاسی یم 2 باتری متفاوت داره اصلی و یکی تقلبی به همین خاطر بعضی وقت ها بازی در میاره و

سوهانی هست بر سلسه اعصاب و روان

به این دلیل با یک باتری راه افتادم ... و کمتر از دوربین اصلی استفاده کردم ... تا در مواقع و مناظر مهم ازش استفاده کردم .... اگر لازم شد ... به عرض می رسونم ... که کدام

به کدام هست ......

بیش از 20 گیگابایت سایز عکس هایم شد ... البته ی یک ویدیو هم با سایز بزرگ کانن گرفتم ... پنچ شش فیلم کوتاه و بلند با تبلت سونی.... که خیلی کار باهاش راحتر بود ........
شاید تونستم .... قسمتی را ادیت کنم ..... و کانورت .... کات .... سپس آپلود ... همه اینها (ویدیو) عرض کردم شاید هااااا ....!!

سر جمع و مخلص کَلوم ..... سه موبایل و یک دوربین دی اس ال آر ... نقاشان این سفر بودند .........

پس بیشتر عکس ها در حال حرکت هست ... و با تبلت بنده ... و سفر طولانی .... . تماشا کنید :

در مسیر رسیدیم به سه راهی " ینگجه و هریس :

[Only registered and activated users can see links]

سه بی قرار در نم بارون گاها بارون می زد ........ بارون بارونه زمیناااا تر میشه //// گل نِسا جونم کارا بهتر میشه ... :

وای دَدَه ... قربونت نخواستیم این بارون را .... خطر خطر .... بقول اون همسایه مرحوممون : " ایحساس " خطر کردم .....نعمت که از حد بگذشت /// نکبت می شود !!!!

که دو روز بعدش همین توده هوا آمد تهران ... و خیلی از شهر های دیگه ... و فاجعه هایی صورت گرفت ..... :

زمین های کشاورزی با چشم اندازی بسیار زیبا .... دره ها و جنگل ها تازه تر شده توسط باران .... وای چه طرامتی ... !!!

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

خرمن کوب ... :
سال ها بود که ندیده بودمش ... گرچه خیلی از دوستان این عکس ها شاید براشون عادی باشه .... ولی برای بچه های شهری

مثل ما ... حس و حال خاص خودش را داراست ..... یک حس زیبای کودکانه هست .... و زندگی شهر نشیینی ... و هزار مصیبت .... و ندیدگی .... ماها ((کلان شهر نشین ها ))

فقط استاد دیجیتالیزمی می تونیم باشیم ....

و تماشای طیبعت با جلوه های زیبایش ما را مدهوش می کند ... من بی تقصیرم ... چه کنم ؟؟

[Only registered and activated users can see links]
چند عکس دیگر حوالی اهر :

وارد منطقه تجاری صنعتی "ارس " شدیم ... اون هم "" بدون ویزا "" .... زنگ زدم به محمد عزیزم ... تماس حاصل نشد .....

[Only registered and activated users can see links]

مسج کردم ... که شماره پاسبان 20 ساله آذرآبادگان را به بنده بدهد ... که روی اون یکی دستگاه همراهم بود .... که نیاورده بودمش ////

((قرار بود از دریاچه ارومیه هم دیدن کنیم شوره زارش را نزدیک بببینیم شاید رفسقمون را هم دیدیم و مدال و نشان میتی کومان را هم ازش بگیریم .....

تا ویزایی برامون باشه ))) و ایشون هم (محمد صافدل عزیز) شماره...... صاحب آذرآبادگان را نداشتند .....

لذا درخواست بنده را ارجاع دادند به مهندس وحید ... که با ایشون هم هر چه سعی کردم ... ( کنار نوار مرزی بودم ) تماس بر قرار نشد .... در نتیجه بدون ویزا وارد جاهای خوب خوب آذرآبادگان شدیم ..........

ورودی اهر :

[Only registered and activated users can see links]

در مسیر کلیبر :

[Only registered and activated users can see links]


نم نم بارون روی لنز دوربین :

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

و کیلومتر ها پیش رفتیم .... منظره بود و چشم انداز های روح نواز ... خوب می دونید که عکس چیزی را نشان میده ... ولی چشم یک چیزی دیگری می بینه وصف ناشدنی !!

[Only registered and activated users can see links]

هتلی در کلیبر ( در بدو ورود .... نشان شد ... تا اگر جایی گیر نیاوردیم ... بیاییم همینجا شب را سپری کنیم ) ولی .... جای خیلی بهتری یافتیم ///// :

[Only registered and activated users can see links]

و بدون اینکه استراحتی به راننده داده باشیم ... در سر نقشه می کشیدم ... که چطوری از دوست عزیزم که ماشین را می راند .... "راضی " کنیم تا خسته نشه ...

و زودتر به قلعه برسیم ....

ولی با چه رویی موضوع را بگیم و مطرحکنیم حالا .... ؟؟؟ گفتم خسته نباشی ..// حالا چه کنیم ؟؟؟ گفت چی رو چه کنیم ؟؟؟ گفتم ادامه مسیر را منظور هست !!!

و شما خسته راه هستی /// ... این صحبت ها // گفت نه عزیزم ... می ریم همین الان هم میریم بدون اتلاف وقت ... در نتیجه بدون فکر کردن به موضوع "شب مانی " ...

پیش بسوی قلعه بابک خرمدین و همهگی هورا کشان و شاد و خندان ... قلعه کجایی داریم میاییم :

[Only registered and activated users can see links]

در مسیر قلعه با تابلو های : قلعه درسی / مکیدی // و آینانلو // پیش روست البته با کمی انحراف و مسیرهای جانبی و ممکن هست در برنامه فشرده از تمامش بازدید کرد ...

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

پوشش گیاهی فوق انبوه !!! ( شبیه شبیه گردنه حیران هست !!) و حتی خیلی زیباتر !!!

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]



سر دوراهی / قلعه بابک و " قلعه دَرَّسی " ( دَرّهِ قلعه ) را باید به سمت راست ادامه داد ... تا به قلعه رسید ...
و اگر
سمت چپ را ادامه دادی به " قلعه درسی " خواهی رسید ... مناسب کوه پیمایی و کمپ ردن با شرایط " کوهستان و جنگل هست .

و اولین نگاهی که از دور دست می تونستیم قلعه را ببینیم ... ای جان ... امید وارم نصیب تمام برو بچه های ایران دوست بشه ...

[Only registered and activated users can see links]

چرا قلعه بابک ؟؟ !!!

جون یکی از مکان های خاص و فوق استراتژیکی و باصطلاح سوق الجیشی ...(با این لغت .......بچه های دهه چهل و پیشتر ....آشناتر هستند و حس دقیق تری بهشون القائ

میشه ...... که در اون موقعیت و جغرافیا وجود دارد ..... )بابک فرمانده شجاع بر آن شد که قلعه ایی بنا کند .... که دشمن مهاجم عربی (یش ) نتواند آنجا را فتح نمودن همی کند !!
و ایده و تئوری نظامی بابک منطقی و عملی شد و بود هیچ عرب متخاصمی نمی توانست به اون منطقه نزدیک شود .... تمام ایران تقریبا در یَد و اختیار اعراب بود ...

و لی هنوز تا آن زمان نتوانسته بودند قلعه بابک را تسخیر کنند ...... تااا زمانی که یک خائن //// این فرمانده شجاع و دانا را فروخت و

راپورت را سِند بنمود ..... خیانت کرد وقتی بابک در دهی مهمان بود .... اون را فروخت .... ودر نتیجه فرمانده لو رفت و((خارج از قلعه )) دستگیر شد ....

گفتند خداپرست شو / گفت(بابک) خدا پرست هستم / و بوده ام / اهورا مزدگار پرستم !! شما او را به نام دیگری می خوانید !! گفتند خدا پرست شو /

ورنه بازو های تو را قطع خواهیم کرد / بگفتا / خیر !!

یک بازو از وی قطع کردند .... بابک خرمدین بجای آه و ناله کردن / ... شروع کرد با دست (( بلافاصله )) خون را در کف جمع کردن ......

و بر گونه خویش مالیدن /.... و به این کار ادامه داد ... / گردن و سر و صورت خود را با خون بازویش خونین و مالین کرد ...
/
بگفتند : چه می کنی ؟؟؟ !!!! چرا خون بصورت می مالی ؟؟؟

گفت : شما مرا ضعیف ذلیل و خار می خواهید ... !!!!!!!!!!!!! ؟ /

"" و در انتظارید... که به تماشای رنگ و روی پریده من .......(( زرد بی روح ))دلخوش دارید """ (زهی خیال باطل ) !!!

ببینید و ببینند همگان که بابک " از دشمن نمی هراسد و سر و رو رنگین و گلگون (قرمزی خون ) هنوز دارد "" (( گرچه زنده نباشم ))

در نتیجه ... از فرط عصبانیت دشمن.......... بازوی دیگر وی را قطع کرد .... و او را کشتند .... و قلعه ایی را که هرگز نتوانسته بودند تا به آن زمان فتحش کنند ...

از هم پاشید ....و سقوط (نظامی ) کرد .....

لعن و نفرین بر خائن جماعت !!! که" خیانت" بر (یک ) شخص (بابک ) نیست بلکه بر تمام مردم و مملک هست و رفتگان و آیندگان .

قلعه بابک و قلعه حسن صباح فتح نشدنی بوده است

(( و کاری به" تفاوت "اندیشه این دو تن نداریم ... صحبت از موقعیت استراتژیکی هست ... و هوش و فراصت ایرانی ... ))

عشایر منطقه ... :

و از عوامل حمل و نقل مسافرین و بازدیدگننده گان ... (کلیبر ) :

وقتی از پاترول پیاده مان کردند ... از راننده پاترول جدا شدیم .... پس مسافتی طی طریق در کوهستان ... به عقب نگاه کردم و این عکس را براتون گرفتم ... ببینید

[Only registered and activated users can see links]

گفتم حمل و نقل // ... تعجب نکنید ... و دلیلش هم این هست که ....

بازدید کننده ها می بایست تا شهر کلیبر بیایند ... و پس از خروج از شهر باید پنج یا شش کیلومتر در مسیر جاده (آنرود و آفرود )

از شهر ارتفاع بگیرند ... تاااااا برسند به کمپ ... بله کمپی بسیار کوچک و نافروم و نامیزون ...

فنی جماعت هرگز به اون کمپ تن در نخواهد داد ... ( زنهار گفتَمَت ) !!!

پس بهتر است که در هتل این چنینی سُکنا جات گزینید ... وحالشو ببیرید ... چون راننده و دوست عزیزم خسته راه بود .. شور کردیم بهترین شرایط را براش مهیا کنیم ...و خودمون هم مستفیض باشیم .....
( ولی بسیار گران احوال بود .... غذای آنچنانی ... سلف سرویس برای صبحانه اوورت تا می تونی بخووور... و از همه مهمتر چیست ؟؟

اَهَمّ امور برای این زمانه وجود ""وای فای """ عزیز می باشد ... که در اختیاراست ... ))

و اگر قصد خرج این چنین ندارید ...
محدودیت هایی برای چادر زدن هست .... در منطقه .... به دلیل حفاظت زیست محیط و امثال .... ولی شدنیست .... ناامید نباشید

... ضمن اینکه اطاق کم هست ... برای اجاره .... و آلونک هایی کیوسک وار ...... موجود ... به مشقتش نمی ارزد .... .

خب قافیه را نبازم ... ادامه مطلب اینکه با خودرو شخصی ( و یا تور ) می توان تا کمپ رفت و سپس ... خودرو بهتر است در پارکینگ پارک شود چه شاسی بلند و چه کوتاه ...

( اقتصادی تر است ... و ایمن تا اینکه در کوه و کمر/// گم شدن و یا داغان شدن سیستم های فنری و جلو بندی اتوموبیل ... پس گوش به وسوسه ای الخناس مکن !! )
مهم :
اگر با دوچرخه راهی شدی /// لاستیک و تیوپ از هر کدام یک جفت ذخیره داشته باش !!!راننده ها / با دیدن مسافر به استقبال می آیند و

یک مبلغ می پرانند برای جابجایی مسافر تا ییلاق بالا شما چانه را به کار گیر حتما ... به نصف کرایه گفته شده رضایت می دهند و از اونجا باید پیاده کوهپیمایی آغاز شود تا حدود

شِش کیلومتر .... مسیر را رسم کردم ..." کلیبر تا قلعه ""الان بخاطر ندارم .... که دقیقنا چند چند هست وفایل مسیر را هم ارسال خواهم کرد .....

و راننده با خودروری پاترول و امثالهم ... که دو دِف هستند ... مسافر را به انتهای مسیر ماشین رو می رساند ... . و کفش مناسب داشته باشید ....

آغاز کوهپیمایی ... با شیب های مثبت تقریبا 10% هست ... منظور همان مکان که عشایر را در تصویر بالایی نشادن داده ام هست .... سپس چند کوه کوچک و بزرگ و نیمه خفن را باید پشت سر گذاشت ...
خوبی مسیر این هست که شیب منفی هم دارد ... افرادی هستند بودند ... زود خسته می شدند .... این نوید را می دهم ... یک کمی تحمل و صبوری ... حتما مفید خواهد بود ...و


[Only registered and activated users can see links]

می رسیم به حریم قلعه و جاده اش / بعضی جاها پلکانی ... و زیگزاگ ... :
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

مراقب باشید
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

مسافتی شیب مثبت با پله ... که "دالان مانند هست ... و عکس بعدی همون تیپ ولی با شیب منفی :

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

قلعه
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]
چادر ها عشایر :

[Only registered and activated users can see links]







----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
این قسمت را هنگام ویراست اضافه کردم ..... تا خط کشی پایین //
"" نکات فنّی جات """ :
(( اگرجمله بندی مورد دار { ادامه داستان } بود ببخشید سر کلاف را گم نکن )):
مثل حرفه ایی ها " آرام آرام صعود کن !
مراقب مقدار تعریق بدنت باش !
عجول مباش ...بزودی شیب منفی در انتظارت هست !
بدرستی اطراف ببین و لذت ببر که هیچ کجای دنیا همچین موقعیت و زیبایی ندارد !!

(( اعتراف کنم ... :
در این سایت شاید اول کسی بوده باشم که///... دائم گردنه حیران واقع در منتهی الیه شمال غربی استان گیلان را در بوق می کرده ... بنده بوده ام ....
ولی بالای غیرت عرض کنم.... :
گردنه حیران/// از جلال و زیبایی و روح این منطقه کلیبر و "منطقه ارسباران"که بعدها از آن خواهم نوشت .... رنگ باخت ... !!! عجبا و شگفتاااا اکسیژن تولیدی در ناحیه فوق العاده زیاد در زیاد و توان در توان است ... !! ))
گرچه در فصل تابستان ( مثل ما ) صعود می کنید ..... معمولا باد خنک و سردی با سرعت قابل توجه ...

همیشه در ارتفاع در حال وزیدن هست ... مخصوصا روی قلعه ... چرا که ... در محلی بنا شده که دور تا دور محیط ش باز هست

.... حتما عکس و پوستری ازش دیده اید ... و دلیل آن چیزی نیست جز تسلط داشتن بر محیط اطراف و رصد کردن هر گونه حرکتی ... که

مهم قضیه اینجاست که افرادی که بالا هستند براحتی بتوانند افرادی را که در پایین هستند ... را .. ببینند و در صورت لزوم ناک اوت کنند ... گرچه با یک سنگ 10 گرمی از اون ارتفاع می توان شخصی را ناکدان کرد و شاید هم پوکوند !!!

باد در انتظار ناشی هاست !!! پس بادگیر و لباس مناسب همراه خود داشته باش !! بی دقت ها و ناشی جماعت " یقینا " :

همی چاییدن را بر سوغات سفر در کوله سینه خویشتن ذخیره سازی خواهند نمودندی !!

لطفا / کیسه و ظرفی برای زباله هایت بهمراه داشته باش ... و مثل (اون ) نادون ها وندال نباش !!!
وندال // وندالیزم :
به فرد و افرادی گفته شود که نا بهنجار اجتماعات // و مخرب محیط زیست و بی شعور های "یادگار نویس " ... و... هستند ....اطلاق می شود !!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


و دست مهربان طبیعت به کمک طبیعت دوستان خواهد آمد ( شیب منفی و سرازیری ... )

مسافتی از مسیر / سنگفرش // و مسافتی سنگلاخی درشت و غول پیکر /// و مسافتی در آستانه قلعه و در هر مکانی که مخاطره آمیز بوده "" پلکانی "" شده است ووو نگران هیچ چیزی نباشید .....

به شخصه چند خانم مُسن را دیدم که پیر زنی عصای کوهنوردی داشت .... را ساپورت می کردند ... احتمالا بیش از 80 سال را داشت ... در مسیر برگشت بودند ....

و بالاخره فتح برج و بر بام قلعه .... :

تبریکی بگفتم و درودی ارسال /// انرژیی ردوبدل کردیم جات ............... و هردو طرف خشنود شدیم و خندان .......
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
((حالا تفاوت کجا تا به کجاست ؟ مقایسه اون پیر زن 80 ساله با

این ور بازار نوجوووونه نشسته هی پست میزنه هی پست می زنه و باز هم هی پست می زنه .......

یک کالری هم رکاب نمی زنه ... !!! هی قر می زنه هی قر می زنه ......دوزار هم کار نمی کنه ... هی التماس دعا داره که ...... فلان مدل از فلان برند

دوچرخه را می خوام برام دعا کنید ..... تا از غیب برام ... اون دوچرخه " نازل " بشه ..... به همین خیال باش !!!!

شاعر معظم لَه چه خوب فرمود ... :
برو کار می کن مگو چیست کار ... که سرمایه جاودانیست کار ........///
. بعد برو دوچرخه ات را بخر .. آره عزیز..... . مبارکت باشه ))
شاید بعضی ها باور نکنند ... بنده رویهمرفته ... نمی دونم این مدل و اون مدل دقیقا چی به چی هست ..... در واقع اصلا نیازی به دانستن دقیق اینها نیست ... یک دوچرخه دارم زشت یا زیبا .....

سواری مهم هست برای من ... نه اینکه دانستن و شمارش تعداد عاج های لاستیک !!!!
فکر نان باش که خربزه آب هست !! (( کودگ )).

پول جمع کن // سپس تحقیق کن // فوری دوچرخه مورد نظرت را بخر /// حال کن !!!
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
داشتم چی می نوشتم ؟؟
هااا پس از رفتن به اونجا مسیر را که دیدم .... یک سری افکار کراسکنترلیزمی جات ووو دانهلیزمی آلات ... به ذهمنم خطور کرد .....
گویی که ....:
اَبا مَکر .... خطور مصحف را بر سر نیزه بدید ......... و جنگ صفّین را با یک پوست و چند طبال به نفع خود رقم زد ..........
حال تو خود بخوان ........جدیث مکر ..... !!!
چه به ذهنم خطور نمودندی !!!!!
شدنیست بسیار راحت ( ورزشی ) و هیجان انگیز ... مخصوصا برای افراد ی که صاحب ماشین هستندااااا برو حالشو ببر .....
(( ولی ت.... نزنی به اون محیط ))
القصه :
فلاش بک :
یک ساعت راننده پاترول به ما زمان داد ............ // ساعتی دیگر در ییلاق هستم .../ حتما اینجا باشید هااااا .... /// کنار سیاه چادر ها ////
و اشتباهی را که بنده و دوستانم مرتکبش شدیم ........... / همین حالا عرض کنم تا یادم نرفته ... بسیار مفید هست ..........
که :
رفیقم :ک
[Only registered and activated users can see links]
به هیچ عنوان توجه و اعتنایی به مدت زمان داده شده به ضرب العجل 5+1 نداشته باشید اوووخ !!
ببخشید پوزش می طلبم و تصحیح می کنم
ضرب العجل راننده پاترول منظور نظر بوده .......... چرا که کار اونها همین هست ......... بردن افراد و مسافرین به بالا و
آوردنشان به پایین.... و لاف بسیار زنند همی .......... شماره موبایل طرف را هر شخص برای خودش از اونها میگیره روی کاغذ چاپ شده آماده ... و اگر هم تنها ماند و افتاد وووو .... بتواند تماس حاصل کردن همانا ........

پس تمیز و با انبساط خاطر کوهپیمایی //یا کراس/// و یا دانهیل/// زنید و به ضرب العجل ایشون توجه نکنید .....

ما سر ساعت رسیدیم پایین ...... وایشون تشریف نداشتند ... زنگزدیم... ببخشید آنتن نداشتیم ... در اون ناحیه و در اون لحظه ... با بی سیم خبرش کردند آمد ...

باید دو ساعت می ماندیم و اون عکس هایی را مَدّ نظرم بود را می گرفتم .... پاناروما جات ..... .......
این هم راننده پاترول میان دو دوستم .... چایی برامون آوردند .... و از کریم آقا ممنونیم .... :

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]




مهم :
یک :
پول وکرایه را اول نمی خواهند ... پس شما هم دَم نده .... احیانا اگر طلب کرد ... بگو بعد از رسوندن من به پاینن ... چشم !!
دو :
داشت یادم می رفت ... در مسیر برگشت برای جلوگیری از اتلاف وقت هر چند دقیقه آنتن موبایل را چک کنید .... هر جا آنتن دار

شدی تماس بگیر .... با احتساب اینکه چقدر از راه مانده و چه تایمی ملاقات مجدد صورت پذیرد ...... به فکر هماهنگی با راننده پاترول باش !!این هم هتل تمیز برای افراد

وسواسی .... جای هیچ گونه نگرانی ... نیست ...

[Only registered and activated users can see links]
دوستانم ( خاصم ) که بیشتر بنده را می شناسند ... و با حالات جِدّی و کمدی بنده آشنایی دارند .....

داشته باش .. که این دو آخر در تاریکی را ذخیره کنید ... سپس تند تند عکس یک و دو را ببینید ... "" ریاکشن کمدی و کاملا طبیعی و غافلگیران ... را ببین ...

علت همانا خستگی .... و ست کردن سلف تایمر بر روی 2 ثانیه ... در فاصله تقریبی یک ونیم متری ... سریع باید می نشستم کم مونده بود ..... :



و اگر باز هم تماس به هر دلیلی ممکن نبود .... فرد ییلاق نشین به کمک شما خواهد آمد (همکار ایشان )... و با بیسیم تماس گرفته ... و مسئله را ختم به خیر خواهد کرد (نگران نباشید ) .
قصد دارم ادامه مسیر را در گزارش دیگری تقدیم بنمایم ....تا شما هم خسته نشوی .... و به امورات برسی ....

[Only registered and activated users can see links]

پس برای اطلاعتون عارضم که :
از این مکان به گوشه راست نقشه کشور ( متمایل به مرکز ) خواهیم رفت و شما را .... در سفری مجازی ...همراه خواهم کرد
فرض بر این هست :
در نقشه کشوری ایران زمین 2 گوش گربه داریم ///
از گوش چپ ....بالا و شمال کلیبر در نزدیکی مرز ///
تا گوش راست گربه مسیر پیش روست ( ماکو و مرز بازرگان ) ...... با ما باشید .

خسته شدم و پوزش می طلبم .... این سفرنامه ادامه داره بسیار جالب هست ........ و طولانی .....مسیرهایی را رفتیم که کمتر کسی

حاضر میشه تن در بده به این چنین مسیرهایی ...... /// منتها الان و به یک باره نمی تونم آپلودش کنم ..........

چرا که فقرترین پهنای باند نزد من استو بس !!!! فقر باس ماس /// نداشتن پهنای باند باس ما (( پس ارزش کارم را بدان )) !!

و در نوشتار حوصله ام سر میره ...... خیلی از مسائلی را که دوستانم عنوان می کنند در اغلب سفرهاشون ...... و سوژه سازی ....

خارج از حوصله و توانم هست ........ با این حال نکاتی که مفید هست را عنوان می کنم ...... و پرهیز از پراکنده گویی .........
مِن باب مثال :
کاری نداریم تو مسیر اون کلگدن به سمت چپ خوابیده بود یا سمت راست .............. ( که بیارمش تو داستان )

خلاصه ببخشید .......بی حوصله گی دیگه ..............
توی این سایت چه می کنم خودم هم نمی دونم !!!!
لابلای این همه جوون و نوووووجون .... که ملتمس دعا برای نزول دوچرخه !!
شاد باشید ...
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]


پایان قسمت اول و روز اول .

mamadhadi
2015/07/21, 22:58
سلام و سپاس آقا سپهر

عکسها برای بنده لود نمیشه! خواندن متن خالی، لطفی ندارد.

مشکل از سرعت اینترنت نیست. میشه لینک عکسها را یه نگاهی بیاندازید؟

[Only registered and activated users can see links]

Dirt
2015/07/21, 23:28
سپهر عکس نیست

sepehr82
2015/07/21, 23:53
بله متاسفانه اشکالی دارند ...
که در اولین فرصت اصلاحش خواهم کرد ...
Dirt
مهدی
نگران نباش . مجدد بارگذاری خواهم کرد .

Vahid_FRD
2015/07/22, 01:18
10000000 بار تو سایت اعلامیه صادر شد و گفتیم و خواهش کردیم از دوستان از سایت های توصیه شده جهت آپلود عکس استفاده نمایید
چرا ؟
چون اینطوری تو خماری گزارش دوستان نمونیم

mohammad127
2015/07/22, 12:58
سلام عکس ها باز نمیشه

mohsenavr
2015/07/22, 14:14
قلعه و طبیعت اطرافش فوق العادست
مسیر کلیبر را ادامه بدی می رسی به رود ارس، که این مسیر هم خیلی زیباست
سالها پیش شاید نزدیک 6-7 سال پیش رفته بودم این مسیر را، جنگل های ارس باران یا همان منطقه قره داغ را به خاطر آب و هواش و طبیعت خاصش دوست دارم

sepehr82
2015/07/22, 15:24
با عرض پوزش از اینکه عکسها لود نشده ... غروب آماده خواهد شد ... همراه با عکس ...

و ایراد از نحوه کار بنده بوده و نه از آپلود سنتر !!

"" و دَم بچه آلمانی مهدی گرم " که از راه دور قدر دان بود و دانست ::

چهل ساعت ممتد و متوالی این پست زمان صرف کردم ... برای آماده سازی مطلب قلعه بابک تا بتوانم این مطلب را ارسال کنم "".

اون وقت دوستمون نوشتند :

نه چیزی دیدم و نه چیزی " فهمیدم " .

با عرض پوزش از اینکه عکسها لود نشده ... غروب آماده خواهد شد ... همراه با عکس ...

و ایراد از نحوه کار بنده بوده و نه از آپلود سنتر !!

"" و دَم بچه آلمانی مهدی گرم " که از راه دور قدر دان بود و دانست ::

چهل ساعت ممتد و متوالی این پست زمان صرف کردم ... برای آماده سازی مطلب قلعه بابک تا بتوانم این مطلب را ارسال کنم "".

اون وقت دوستمون نوشتند :

نه چیزی دیدم و نه چیزی " فهمیدم " .

- - - - - - - - - -

با عرض پوزش از اینکه عکسها لود نشده ... غروب آماده خواهد شد ... همراه با عکس ...

و ایراد از نحوه کار بنده بوده و نه از آپلود سنتر !!

"" و دَم بچه آلمانی مهدی گرم " که از راه دور قدر دان بود و دانست ::

چهل ساعت ممتد و متوالی این پست زمان صرف کردم ... برای آماده سازی مطلب قلعه بابک تا بتوانم این مطلب را ارسال کنم "".

اون وقت دوستمون نوشتند :

نه چیزی دیدم و نه چیزی " فهمیدم " .

mohsenavr
2015/07/22, 17:30
آقا سپهر ببخشید اگر جسارت کردم، منظوری نداشتم، چرا که بدون عکس مطلب به نظر ناقص می آید
ببخشید، پستم را اصلاح می کنم
باز پوزش می طلبم

Vahid_FRD
2015/07/22, 17:37
استاد سپهر من بدنم درد گرفته
زود تر جنس برسون
حالمون خوب نیست

mohamad road
2015/07/22, 18:03
استاد سپهر من بدنم درد گرفته
زود تر جنس برسون
حالمون خوب نیست

جنس شما پیش منه، قربونت بشم!

sepehr82
2015/07/22, 20:18
up

sepehr82
2015/07/22, 23:27
آقا سپهر ببخشید اگر جسارت کردم، منظوری نداشتم، چرا که بدون عکس مطلب به نظر ناقص می آید
ببخشید، پستم را اصلاح می کنم
باز پوزش می طلبم

ایرادی نیست و اشکالی نداره اقا محسن ، ما چند ساله که با هم دوستیم .... . :29:

حالا بیا بخوان و ببین

Biker
2015/07/23, 16:28
مهندس تو ضله گرما،تو یه سایت داغون و به اصطلاح فنی دان شده،به عشق خوندن تاپیک شما تیم رو فورس کردم بیارنش بالا بتونم سریعتر عکسارو لود کنم!
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]

سفرنامه ات حرف نداشت،عضو پنجم هم افتخار بدین به عنوان "تی کش" در خدمتم!
اون خیرچا هم نشنیده بودم برام خیلی جالب بود!حتما آمارشو درمیارم!
ما تورک هستیم هنوز اونورا رو ندیدیم شما دمتون گرم لااقل شیر میکنین بخونیم فردا چهارتا سوال پرسیدن در حده حفظ آبرو بتونییم جواب بدیم.
درود

mohsenavr
2015/07/23, 17:41
ایرادی نیست و اشکالی نداره اقا محسن ، ما چند ساله که با هم دوستیم .... . :29:

حالا بیا بخوان و ببین
ممنون آقا سپهر
باز هم امیدوارم ببینمتون
الان 1 سال می شه که با هم رفته بودیم دریاچه چیتگر فکر کنم
بابت گزارش و عکس ها ممنون

ali tech
2015/07/24, 03:45
اون اول وقت نشد کامل بخونم
الان کامل خوندم !این قلعه بابک خرمدین چقدر قشنگه1اون زمان قدیم چجوری همچین چیزایی میساختن!
مسیربرگشتش خوراک چرخه !!
احتمالا عضو واسه گروهتون نمیخواین؟؟
مردیم تو این تهران خراب شده!:(

Vahid_FRD
2015/07/24, 09:43
مهندس تو ضله گرما،تو یه سایت داغون و به اصطلاح فنی دان شده،به عشق خوندن تاپیک شما تیم رو فورس کردم بیارنش بالا بتونم سریعتر عکسارو لود کنم!

[Only registered and activated users can see links]

9 یا 12 متری MCI ؟

sepehr82
2015/07/24, 18:51
اون اول وقت نشد کامل بخونم
الان کامل خوندم !این قلعه بابک خرمدین چقدر قشنگه1اون زمان قدیم چجوری همچین چیزایی میساختن!
مسیربرگشتش خوراک چرخه !!
احتمالا عضو واسه گروهتون نمیخواین؟؟
مردیم تو این تهران خراب شده!:(

در جواب سطر رول :
ممنون ،امیدوارم برات جالب بوده باشد ... قبول دارم طولانی شد و خودم هم فکرش را نمی کردم اینطوری شود .

سطر دو :
بسیار زیباتر از اونی هست که در تصویر کج و معوج ما ظاهر شده ////
و
معمارهای استاد داشتند ... که به کوهستان می رفتند ... و سنگ های مناسب با ویژیکی لازم را از کوه می کندند و حمل و "با قلم و چکش و پتک " می تراشیدند و شکل دلخواهشان را به سنگ می دادند ه اند .

سطر دوچرخه ایی:
بله ، درست متوجه شدی ،آفرین ، ولی برای کراس هم شدنیست ... فقط بعضی جاها چرخ به کول باید شد .
گروه و عضویت:
والا بنده بی تقصیرم ... زورکی ما را هم خفت کردند ... .

تهران:
هم که جای زندگی نیست ... فقط کار ... .

MSM
2015/07/25, 01:30
آقا سپهر ماشالا .
واقعآ جالب و پربار بود .
مطمئنآ حس ِ بودن در چنین طبیعت و آب و هوایی با دیدن عکسهاش زمین تا آسمون فرق میکنه
ولی خوب ... وصف العیش ... نصف العیش ...
ماشالا مطالب و عکس ها اینقدر زیاده فکر کنم این صفحه
یکی از طولانی ترین و سنگین ترین صفحات برای لود شدن باشه .

mSafdel
2015/07/25, 09:18
ممنون سپهر جان. گزارش خوبی بود
من برنامه ارسباران دارم در آینده به همین خاطر بی صبرانه منتظر قسمت ارسباران هستم ;)

sepehr82
2015/07/25, 14:38
ممنون سپهر جان. گزارش خوبی بود
من برنامه ارسباران دارم در آینده به همین خاطر بی صبرانه منتظر قسمت ارسباران هستم ;)

خواهش می کنم ،
__________________

شما بفرمایید برنامه ات: برای چه زمانی هس ؟

دقیق مشخص کردی از مبدا. تا مقصدت را ؟ یا نه هنوز !
پس از جواب بالا هم می دونی که تعداد روز ها ی سفر مشخص می شود ... چند روز برنامه رکابزنی ؟

به روش مایه دار مخفی ها عازمی ؟ یا 47 خورجینه ؟
با خودم گفتم عزیزم میاد یک دنیا مطلب داره .... با این پست طولانی ما .... به یک خط بسنده کردید !!!! ( مراقب باش پیری عوترض را بزودی نشان. ندهد ... ۰:63:

چند نفر هستید ؟ اگر مسخص هست !
پیر مردها هم می تونند شرکت کنند ؟ افراد بالای 47 سال !!!؟

این هم یک تبریک به روحیه جنابعالی :12::12:و ای هم تبریک به خودم :12: و تبریک به همه :12:و دلیلش هم اینهههههه که به دیدار قلعه بابک در ابتدای مسیر نائل خواهی شد .... :12:
اتفاقا دیشب را نخوابیدم .... دلیل ،
پایانه های مسافربری را داشتم شخم می زدم ... تا قطمت اواع بلیت ها اتوبوس ها را در بیارم ....

پس جواب شما الزامی شد محمد عزیزم . و منتظرم

mohamad road
2015/07/25, 15:12
اتفاقا اون روزی که شما اینور بودین.... برنامه کلیبر ما سر دبه بعضی ها کنسل شد!! از بیکارترین روز های سالم بود!!!

بند یه تک زنگ بودم که بیام و ببرمتون جاهایی که ارزش رفتن داره!!!

شما برا کلیبر این همه دارین تو سر حیران و اینور اونور میزنید!! دامنه آرارات رو میدیدید چیکار میکردید؟؟؟


[Only registered and activated users can see links]


//////////////////////////////

آقا محمد صافدل شماره منو داره و الکی و از رو حسادت بهتون نداده!!! :14: همین دو سه روز پیش بهم زنگ زده بود و کلی با هم حرف زدیم!!

mSafdel
2015/07/25, 15:17
خواهش می کنم ،
__________________

شما بفرمایید برنامه ات: برای چه زمانی هس ؟

دقیق مشخص کردی از مبدا. تا مقصدت را ؟ یا نه هنوز !
پس از جواب بالا هم می دونی که تعداد روز ها ی سفر مشخص می شود ... چند روز برنامه رکابزنی ؟

به روش مایه دار مخفی ها عازمی ؟ یا 47 خورجینه ؟
با خودم گفتم عزیزم میاد یک دنیا مطلب داره .... با این پست طولانی ما .... به یک خط بسنده کردید !!!! ( مراقب باش پیری عوترض را بزودی نشان. ندهد ... ۰:63:

چند نفر هستید ؟ اگر مسخص هست !
پیر مردها هم می تونند شرکت کنند ؟ افراد بالای 47 سال !!!؟

این هم یک تبریک به روحیه جنابعالی :12::12:و ای هم تبریک به خودم :12: و تبریک به همه :12:و دلیلش هم اینهههههه که به دیدار قلعه بابک در ابتدای مسیر نائل خواهی شد .... :12:
اتفاقا دیشب را نخوابیدم .... دلیل ،
پایانه های مسافربری را داشتم شخم می زدم ... تا قطمت اواع بلیت ها اتوبوس ها را در بیارم ....

پس جواب شما الزامی شد محمد عزیزم . و منتظرم
خیلی ارادت دارم سپهر جان
راستش چون امروز تازه از سفر برگشتم باید این یه هفته سر کار نبودن از دماغ ما دربیاد و شدید گرفتارم. مطلب خوب شمارو هم لابلای کار تونستم مطالعه کنم
سپهر جان سفر ارسباران اولویت نداره برای من ولی تو برنامه هام هست و هنوز زمانش مشخص نشده و شاید بیفته برای سال بعد.
سفر قطعا به شکل سایکل توریستی خواهد بود و توام با ماجراجویی و به دنبال مسیرهای بکر و ترجیحا آفرود هستیم با ضریب بالای گم شدن و خطر خورده شدن توسط حیوانات وحشی و یا آدمخوارها :29:
چون برنامه قطعی نیست بنابراین برنامه ریزی و تعداد اعضای گروه هم مشخص نیست فقط میدونم که بالاخره از بچه های گروه فراز همیشه حداقل یکی دو نفر پایه سفر هستن
همرکاب شدن با شما افتخاریست برای ما

sepehr82
2015/07/25, 15:53
اتفاقا اون روزی که شما اینور بودین.... برنامه کلیبر ما سر دبه بعضی ها کنسل شد!! از بیکارترین روز های سالم بود!!! بند یه تک زنگ بودم که بیام و ببرمتون جاهایی که ارزش رفتن داره!!!شما برا کلیبر این همه دارین تو سر حیران و اینور اونور میزنید!! دامنه آرارات رو میدیدید چیکار میکردید؟؟؟[Only registered and activated users can see links]آقا محمد صافدل شماره منو داره و الکی و از رو حسادت بهتون نداده!!! :14: همین دو سه روز پیش بهم زنگ زده بود و کلی با هم حرف زدیم!!محمد اتفاقا دونستم وقتی که نوشتی برنامه ات کنسل شده ... و از طرفی کلیبر رفتن شما با تاخیر یک روزه ما قرار بوده همزمان در بیاد ... که تماس با هیچیک از مهندس های سایت ممکن نشد ... نمی دونم اقا وحید چطور شد که .... میس کال شد ... تماسم .... . وصحبت از جانبداری "کلیبر " نیست ! صحبت تمامی موقعیت و جغرافیا اقلیم "طبیعی ، میراث فر هنگی ، تاریخی ، "مجموعه ارسباران " هست ... که در. قسمت دوم و روز دوم سفر از آن براتون خواهم نوشت .... . ضمن اینکه این عکس گویا بسیار قدیمی هست .... که کلسیای چوپان ( گویا ) نام دارد .... کنار جاده ... هست .... یک خروار ازش عکس تهیه کردم ... منتهی مراتب از این زاویه نتونستم ببینمش ... زمان کم بود ... و مسیر مشخص بسیار طولانی ... .در هر صورت بخت و اقبال نداشتم ببینمت ... تا آذری بگیم و بخندیم ... """ آژلیخ اولسون ، کیف اولسون "" .

sepehr82
2015/07/27, 04:08
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
این هم ادیت شده همان عکس بالایی هست ... متشکل از سه شات عکس :


[Only registered and activated users can see links]





[Only registered and activated users can see links]
بابت مسیر هم یک شیمایی از اون را براتون رسم کردم .... مبدا شهر کلیبر KALEYBAR هست که در راست و پاییین عکس و بالای کوه در چپ تصویر قلعه بابک را می بینید :

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

پاترولی ها /// یکی از مسیرهایی که میان این مسیر هست راحت و رُند : و وارد خاکی می شند :

[Only registered and activated users can see links]



[Only registered and activated users can see links]

mohsenavr
2015/08/03, 14:01
آقا سپهر عزیز
هتل را داخل شهر رفتید؟
پای کوه اول مسیر پیاده روی یادمه یه هتل تروتمیز بود
البته ما شب را تو همون قلعه درسی موندیم و صبح تمشک خوران از همون دره رفتیم و از مسیری که شما گفته بودید برگشتیم پایین

اضافه شده بعد از : 3 minutes

این جا کجاست؟
[Only registered and activated users can see links]

sepehr82
2015/08/03, 16:30
آقا سپهر عزیز
هتل را داخل شهر رفتید؟
پای کوه اول مسیر پیاده روی یادمه یه هتل تروتمیز بود
البته ما شب را تو همون قلعه درسی موندیم و صبح تمشک خوران از همون دره رفتیم و از مسیری که شما گفته بودید برگشتیم پایین

اضافه شده بعد از : 3 minutes

این جا کجاست؟
[Only registered and activated users can see links]

بله در شمالشرقی کلیبر هتل واقع شده ... عکس اخر در تتریکی شب گرفته شده .
شما از اینجا رفتید بالا:
بعد از رسیدن به قلعه درسی ... کوهپیمایی کردید ... درسته ... گوشه چپ پایین تصویر ... راه اسفالته تمام... و اغاز کوهپیماایی ... ولی ما فرصت این کار را نداشتیم
1.2.jpg [Only registered and activated users can see links]

وقتی جاده قرمز رنگ پیچیده ۱۸۰ درجه به راست ... در واقع شما مستقیم به دل کوه رفتید .
ما هم تمشک می دیدم ولی نخوردیم منتهی بیرون شهر در روز دوم که نوشتم ارسباران رود ارس ... .
و
اما اون را محمد از نقده ارسال کرده ... اول فکر می کردم که ،
بنده احتمال می دهم کلیسای چوپان باشه ...
و احتمال بدین جهت که کلیسای سنت استپانوس را سروان اجازه نداد داخل شویم و ""ببینیم ""
شاید هم اون باشه به دلیل گنبد قهوه ایی که داره ( ولی چوپان گنبد از سنگ روشن دارد ... مایل به کرم رنگ ) .

mohsenavr
2015/08/03, 23:03
لطفا ازشون بپرسید کجاست، چون خیلی مشتاقم بدونم کجاست و شاید قسمت شد برم

Dirt
2015/08/09, 00:20
خیلی‌ جای زیبای...مرسی‌ ٔبر عکسها

sepehr82
2015/08/09, 23:06
لطفا ازشون بپرسید کجاست، چون خیلی مشتاقم بدونم کجاست و شاید قسمت شد برم

اقا محسن ایشون همان محمد رود خودمان هستند دیگه ...

منتهی دوست نداره نداره تو پستهای بنده شرکت کنه الانم .. ترک و فارس را با هم غرو قاطی کرده....
و بنده تحتمال می دهم همان کلیسای چوپان در حاشیه رود ارس هست ... باشه ...
که در روز دوم سفر مسیر ازش عکس ارسال کردم ...

در مسیرهای کشوری ، جنگل های ارسباران ، نوار مرزی رود ارس ...
مطلبی نوشتم و پست کردم .